به نام خدا

در پارسي‌بلاگتهِ لاونگ

سه‌شنبه ۱۹ فروردين ۹۹ - ۴:۵۱ عصر

تهش چه مي‌شود؟
تهِ اين تبليغ هر روزه تلاونگ

همه شايد ندانند
ولي غربي‌ها
آن‌ها حتماً خوب مي‌دانند
مردم‌شان
با تمام گوشت و پوست و استخوان
لمس كرده‌اند
آن‌ها مي‌دانند تهش چه مي‌شود
بگذار تا ما هم بدانيم

امروز كه تخم‌مرغ مي‌خريم
مثل ديروز
مثل سال‌هاي پيش
كمي لك دارد
آلودگي روي پوسته
بر روي شانه‌هاي مقوايي
خيلي تميز نيست خُب
زحمت كشيده مرغ
همه اندازه‌اي هم هست
ريز و درشت
اما
كيلويي ده تومان
با همه خوب و بدش

حالا
شركت‌ها مي‌آيند
مثل همين تلاونگ
همين كه هر روز از تلويزيون تبليغ مي‌كند
آگهي بازرگاني
در هر شبكه
به رسانه پول مي‌دهد
همه رسانه‌ها
و مدام از خوبي تخم‌مرغ‌هايش

دست‌چين شده
بله
البته كه تميزتر است
همه هم‌اندازه
همه مثل هم
زيبا و خوشگل
دلبري مي‌كند
با بسته‌هايي كه مي‌درخشد

چند وقت بعد هم
كارشناسان پزشكي مي‌آيند
از راه مي‌رسند
متخصصين بهداشت
يا از روي حُسن نيّت
يا
البته گاهي هم پول گرفته
بالاخره آن‌ها هم بخشي از زنجيره تبليغ
شركت‌ها حاضرند به آن‌ها هم پرداخت كنند

«اي مردم
از تخم‌مرغ‌هاي بسته‌بندي‌شده استفاده كنيد
سالم‌تر است
مفيدتر است
كم‌تر آلودگي دارد
براي سلامتي خودتان»

اثرش چيست؟
روشن است
همه مي‌رويم سراغ بسته‌بندي
دست‌چين‌شده‌ها
چرا كه نرويم
وقتي كيفيتي بهتر از تخم‌مرغ‌هاي شانه‌اي معمولي دارند

تهش را بدانيم
تهش اين است

قطعاً هزينه بيشتري بايد پرداخت كنيم
طبيعي هم هست
زحمت كشيده‌اند ديگر
بسته‌بندي به اين زيبايي
اين همه هزينه چاپ و برچسب و كنترل كيفيت
تازه خرج تبليغ هم هست
پول بيشتري مي‌دهيم
كيلويي 20 هزار تومان شايد

اما
يك حادثه اتفاق مي‌افتد
پس از مدتي
حادثه‌اي خطرناك
عرضه تخم‌مرغ‌هاي شانه‌اي متوقف مي‌شود
تخم‌هاي لكه‌دار
آن‌هايي كه ظاهر زيبايي نداشتند
آن‌هايي كه
قيمت ارزان‌تري داشتند

آن‌ها را براي كاربردهاي ديگري مي‌برند
خُرد مي‌كنند و مي‌شود خوراك دام
سيب‌هاي لك‌دار را
وقتي سيب‌ها بسته‌بندي شده و درشت مي‌شوند
همه با ظاهري زيبا
لك‌دارها را له مي‌كنند
كود مي‌شود و مي‌رود پاي درخت‌ها
بخشي از منابع غذايي ما
غذايي كه مي‌تواند ما را سير كند
مردم ما را
ديگر عرضه نمي‌شوند
چرا؟
زيرا «ظاهر» مهم شده است
ديگر مواد غذايي بدظاهر در بازار پيدا نمي‌شود
همه چيز شكيل و زيبا

دو گروه ضرر مي‌كنند؛

1. طبقه متوسط
حالا ديگر هر ماه پول كم مي‌آورد
بودجه‌اش نمي‌رسد
هزينه تخم‌مرغ و ميوه و گوشت و مرغ همه بالا رفته است
بسته‌بندي شده
گران‌تر خب
و او خود را محتاج مي‌بيند
به اين كيفيت
به خريد آن‌ها
پس
او ناچار است بيشتر كار كند
هر كاري بكند
او كمتر با خانواده است
او كمتر عبادت مي‌كند
او كمتر تفكر مي‌كند
او كمتر به فرزندانش توجه مي‌كند
كمتر صله رحم
هميشه گرفتار است
وقت ندارد اصلاً
حالا چه فسادهايي از همين پُرمشغلگي پديد مي‌آيد!

2. طبقه مستضعف چه؟
آن‌ها تا ديروز خريد مي‌كردند
توان خريد داشتند
حالا ندارند
زيرا ديگر عرضه نمي‌شود
كالاهايي كه بتوانند بخرند
آن‌ها زباله‌گرد مي‌شوند
بايد اضافه غذاي طبقه مرفه را مصرف كنند
كالاهاي تاريخ گذشته را
ميوه‌هاي زيبا و تميز اما نيم‌خورده را
چرا؟!
زيرا ديگر ميوه لك‌دار در بازار پيدا نمي‌شود
تخم‌مرغي كه ظاهرش زيبا نباشد
روي شانه مقوايي باشد
كمي هم پر و بال مرغ به آن چسبيده باشد

شغل هم ديگر ندارد
بيكار مي‌شود
چرا؟
زيرا طبقه متوسط شغل او را گرفته
طبقه متوسط خب توانمندتر بوده
تحصيل بيشتر داشته
ولي هرگز حاضر نبوده همه‌جور كاري انجام دهد
آن كارها مي‌ماند براي طبقه مستضعف

حالا ديگر
او ناگزير شده هر كاري را قبول كند
چون تأمين نيازهايش بودجه بيشتري مي‌خواهد
و چون توانمندتر است
راحت‌تر مي‌تواند شغل‌ها را اشغال كند
چيزي براي طبقه مستضعف باقي نمي‌گذارد
بيكار
بدون حقوق
كالاي ارزان هم كه ديگر نيست
بي‌خانمان
گرسنه
دنبال باقي‌مانده ثروتمندان و مستكبرين

اين آخر كار است
اين تهش است
اين اتفاقي است كه در غرب افتاده
و مي‌افتد
هر روز
بدتر و بدتر
و به زودي
در كشور ما هم
اگر
اگر
اگر و تنها اگر
ما هم همان مسير را برويم
اگر
فريب اين كالاهاي بسته‌بندي پرزرق و برق را بخوريم
اگر از فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي خريد كنيم
چيزهايي را بخريم كه زيباترند!

لپه كيلويي 10 تومان
در بازار روز
به صورت فلّه‌اي
اما در فروشگاه‌هاي زيبا
بسته‌بندي شده
900 گرمي‌اش را 22 هزار تومان مي‌فروشند
نمي‌فروشند؟!

اين تجربه مردم غرب است
بايد از آن استفاده كنيم
و گرنه اين‌جا هم همان مي‌شود كه آن‌جا شد
حالا مگر چهار تا دانه سنگ را از داخل لپه پاك كنيم
در خانه
چه اتفاقي مي‌افتد
چند تا لپه هم كج و كوله باشند!

قال مولانا علي(ع): «خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ؛ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ، فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ» (نهج‌البلاغه، ح79)
حكمت و دانش را فرا گير هرجا كه باشد، زيرا حكمت گاهى در سينه منافق است; اما در سينه او آرام نمى گيرد تا از آن خارج شود و در كنار حكمت هاى ديگر در سينه مؤمن جاى گيرد. (ترجمه مكارم)


مطلب بعدي: نانِمان مطلب قبلي: اصول تربيت فرزند ۱۸

نظرات

نوري: سلام اقاي موشح
عيدتون مبارك
ممنون كه تربيت فرزند رو ادامه ميديد استفاده مي كنيم واقعا.
سوالاي زيادي تو نوشته ها داشتم ولي فرصت نميكنم مطرحشون كنم. سوالي كه الان دارم اينه: رهبري توي صحبت هاي آغاز سال گفتن يكي از ابزار قدرت فضاي مجازيه. اگر لطف كنيد حليلتون رو نسبت به اين جمله بفرماييد و بگيد لز نظرشما وظيفه ي ما در اين حيطه چيه ممنون ميشم. پنج‌شنبه ۲۱ فروردين ۹۹ - ۸:۰۴ صبح
پاسخ: سلام. تافلر در كتاب‌هاي «موج سوم» و «جابه‌جايي در قدرت» مدعي‌ست عصري كه در آن «كشاورزي» قدرت بود و عصري كه در آن «صنعت»، گذشته است و ما در عصري زندگي مي‌كنيم كه «اطلاعات» قدرت است. «اطلاع‌رساني» و «ارتباطات» نيز از اركان آن بوده و ايجاد قدرت مي‌كنند. اينترنت در اين دو حوزه تحوّل ايجاد كرده؛ اطلاع‌رساني و ارتباطات. به همين دليل بود كه سال 1378 نامه‌اي نوشتم و خطرات اينترنت را گوشزد كردم. از سال 1376 مقالات علمي مورد نيازم را در اينترنت مي‌يافتم و بنابراين با آن آشنا شده بودم. متن نامه اين‌جاست: http://movashah.ir/fa/index.php?w=work&x=417 سال 1388 حوادثي اتفاق افتاد كه توجهات به اينترنت را دوچندان كرد. تا پيش از آن هر چه اين طرف و آن طرف گفته مي‌شد، اثري نداشت. آن روز توجه به «اطلاع‌رساني» بود و بنابراين صدها سايت خبري و خبرگزاري راه افتاد. حوادث سال‌هاي اخير هم توجه به «ارتباطات» را تقويت كرد و به سمتي رفتيم كه شبكه‌هاي اجتماعي توسعه يافتند. اما اشتباه رايج در اين است كه به «سخت‌افزار» و «نرم‌افزار» اينترنت توجه مي‌شود و نه نيروي انساني آن، نه مكانيزم عمل آن. سعي كردم با نوشتن اين مطلب http://movashah.ir/fa/index.php?w=work&x=287 به دوستان نشان دهم سخت‌افزار و نرم‌افزار در درجه دوم اهميت قرار دارند و «انسان» موضوع «اطلاع‌رساني» و «ارتباطات» است. راه حل را حقير در اين مي‌بيند و نه آن‌چه معمولاً در مسيرش حركت مي‌كنيم. يك‌بار هم براي نهادي در صداوسيما «راهي كه بايد رفت» را ترسيم كردم، اين‌جا: http://movashah.ir/fa/index.php?w=work&x=149 در اين راه نيز به مديريت انساني اينترنت توجه شده است. ولي به موفقيت نرسيد. إن‌شاءالله اين توجه حاصل گردد. ممنون.
حسن ف: سلام. درست مي گوييد. يادم هست در ميوه فروشي هاي اطراف حرم امام رضا(ع)هم ميوه ها رو دست چين و بسته بندي كرده بودند.در بسته بندي هاي كوچك و شكيل. ان قدر زيبا كه آدم دوست داشت فقط نگاه كند. گاهي هم ميوه هاي نوبرانه...
مثل اينها:https://www.irna.ir/news/83194718/%D9%85%D9%8A%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%8A-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%84%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B4%D9%88%D9%8A%D9%8A%D8%AFسه‌شنبه ۱۹ فروردين ۹۹ - ۶:۴۵ عصر
پاسخ: سلام. كافيست فيلم‌هاي سينمايي چهل پنجاه سال پيش غربي را نگاه كنيد، تعجب خواهيد كرد كه آن‌ها نيز مانند امروز ما ميوه‌ها و سبزيجات را كيلويي خريد مي‌كرده‌اند. يعني كلم و كاهو و هندوانه و سيب و همه اين‌ها را در پاكت ريخته و به منزل مي‌بردند. درست مثل مغازه‌هاي امروزي ما. اما امروز نمي‌توانيد اين‌طور ميوه‌فروشي‌هايي در كشورهاي توسعه‌يافته (!) پيدا كنيد. از طرف ديگر، فيلمي از شبكه مستند پخش شد كه نشان مي‌داد چقدر ميوه و سبزي و نان و مواد غذايي دور ريخته‌ مي‌شود در همين فروشگاه‌ها. زيرا نهادهاي ناظر بر استاندارد هم مي‌آيند و اجازه فروش و مصرف مواد غذايي مانده را نمي‌دهند! تشكر.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر15نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها34نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر34نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها776طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها68براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها23همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ1213با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها9تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1124نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN