به نام خدا

در پارسي‌بلاگوارونه

پنج‌شنبه ۷ تير ۹۷ - ۵:۰ صبح

خودم گفتم پشت و رو شوند
خواستم تا تجربه كنند
تجربه كودكي خودم را
درك نسبيّت را

بچه كه بودم خيلي دوست داشتم
از تخت يا مبل خود را آويزان كرده
همه چيز را وارونه مي‌ديدم
مدتي كه مي‌گذشت
احساس مي‌كردم واقعي‌ست
اين وارونگي



به آن‌ها هم توجه دادم
تا ببينند
سيم‌هايي كه از زمين بيرون آمده
مانند گياه
و در انتهايشان
لامپ مانند يك گل روييده است
صندلي‌هايي كه بر سقف چسبيده
فرش‌هايي
كه بلندي‌ها را پوشانده
و آدم‌هايي
كه سر و ته راه مي‌روند!

دنيا را همان‌طور مي‌بينيم
كه مي‌بينيم
از جايي كه هستيم
و از موضعي كه هستيم
در وضعيتي كه هستيم يعني
آدم باشي
دنيا را‌ آدم‌وار
نباشي
غير آدم‌وار مي‌بيني
نگاه ما در ديدن تأثير دارد
اين امر قابل انكار نيست

نتيجه:
مؤمن دنيا را متفاوت از كافر مي‌بيند
او براي خوشي قبل از مرگ
اين براي خوشي پس از مرگ
اولي موقتي
دومي جاودان و هميشگي
وقتي مرگ برسد مي‌فهميم كدام‌مان بازنده‌ايم
كدام برنده!


مطلب بعدي: دوچرخه نو مطلب قبلي: فنچ

نظرات

....: سلام. خيلي جالب بود
منم از اين تجربه ها داشتم
ولي نميدونم چرا هر وقت اينكارو ميكردم، بابام سريع تا متو ميديد اخطار ميداد كه نكن اين كارو:(!؟
يه سوال
چرا عكس بچه ها رو به صورت سياه سقيد از كودكي شون ميذلريد؟
هدف چيه؟پنج‌شنبه ۷ تير ۹۷ - ۱:۵۸ عصر
پاسخ: سلام. تقريباً تمام كودكان علاقه به چنين تجربياتي دارند. و تقريباً تمام پدر و مادرها هم جلوي‌شان را مي‌گيرند. اصلاً پدر و مادر بودن يعني «محافظه‌كاري» و فرزند بودن يعني «ماجراجويي و خطرپذيري». پدر و مادر «هستند» تا جلوي نوآوري‌هاي فرزند را بگيرند انگار! براي من هم همين‌طور بود. آن‌وقت كودك در مي‌يابد كه براي تجربه كارهاي نو بايد «مخفي‌كاري» كند! پدر و مادر از هر تجربه نويي مي‌ترسند، بدون اين‌كه دليلي براي آن داشته باشند. بر عكس، تا دليلي بر درستي چيزي نداشته باشند، آن را اجازه نمي‌دهند. همين برعكس بودن، واقعاً دليلي وجود دارد كه خطرناك است؟! من خيلي برايم جالب بود كه چيزي بخورم و برعكس بشوم و تجربه كنم آيا به معده‌ام مي‌رسد يا نه! مثلاً آب را در دهانم نگه مي‌داشتم و سپس وارونه مي‌شدم و در آن وضعيت قورت مي‌دادم و با شگفتي مي‌يافتم كه بله، به معده‌ام مي‌رسد، يعني بر خلاف جاذبه زمين حركت مي‌كند!!! خب اين تجربه بد است؟! البته شايد خطرناك باشد! :) ولي من محافظه‌كاري نمي‌كنم در اين زمينه. من قصد دارم اجازه دهم كودكانم خطر كنند، در پيشگاه خودم، تا نياز نشود مخفيانه تجربه نمايند. اما در رابطه با عكس‌هاي سياه و سفيد، صرفاً جهت تنوّع است. تعدادي تصوير كوچك از هر كدام درست كرده‌ام تا جهت تزيين، مثل روزنامه‌ها و سايت‌هاي خبرگزاري، در كنار ساير تصاوير قرار دهم. منظور خاصي ندارم. ولي خب، چون خيلي وقت پيش اين تصاوير نمادين را طراحي كرده‌ام، كمي قديمي شايد باشند. بايد از تصاوير جديدشان دوباره از اين‌ها بسازم. ممنون از لطف شما. سپاس.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ855با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ792نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN