به نام خدا

در پارسي‌بلاگانيماتوران

يكشنبه ۲۲ مرداد ۹۶ - ۷:۵۶ عصر

يك كسي
يك روزي
يك هديه‌اي
فراتر از آن‌چه معمولاً خودمان مي‌خريديم
به بچه‌ها داد؛
به نظر من به درد نخور
به نظر آن‌ها جواهر!

اسباب‌بازي بايد چيزي از كودك طلب كند
از او بخواهد
تا چيزي از خود اضافه نمايد
نه اين‌كه همه چيز از قبل چيده شده باشد...

خلاصه اولش خيلي خوش‌شان آمد
كيف كردند يعني
به سرعت پخش كردند و ساختند
ولي فقط يكي دو روز
روز سوم خسته‌شان كرد
چيزي كه هر بار خراب كني همان قبلي شود
حداقل آجرهايي كه خودمان مي‌خريديم
هزاران شكل مختلف از آن‌ها بيرون مي‌آمد
تعيّن نداشتند اين‌قدر...

ديدم حيف است
انصافاً اين اسباب‌بازي‌ها گران هم هستند
بگذار من چيزي اضافه كنم
اين شد كه گفتم:
بياييد با اين‌ها انيميشن بسازيد
حالت‌ها را تغيير دهيد و عكس بگيريد
مثلاً از مراحل ساختش...

اول سيدمرتضي دوربين را آورد
تعدادي تصوير در آن بود
عكس‌ها را بيرون كشيدم و به هم چسباندم
يك موزيك هم گذاشتم
شد اين:



[دانلود فيلم]


سيداحمد ابتدا حرفم را جدي نگرفته بود
باورش نمي‌شد انگار
كه بشود
ولي وقتي فيلم را در فلش ريختم
سيدمرتضي به پخش ديجيتال متصل كرد
و در تلويزيون به نمايش در آمد
همّت سيداحمد نيز به وضوح برانگيخته شد
دوربين را برداشت و دست به كار
تصاويري آورد كه وقتي به هم وصل كردم
اين شد:



[دانلود فيلم]


كار سيداحمد به روشني سناريو داشت
يك فيلمنامه
كه بدون نوشتن
در ذهن خود ساخته بود
اين بار كار او از تلويزيون پخش مي‌شد
و سيدمرتضي
بدون اين‌كه بگويد
به نظرم متوجه شد كه قصه داشتن يا نداشتن انيميشن چقدر تفاوت مي‌كند
بنابراين تصميم گرفت دوباره بسازد
اما...

اشتباه او اين بود كه دوربين را در وضعيت فيلمبرداري قرار داد
و با آن تصوير گرفت
خودتان تصور كنيد كه چه شد! :)



[دانلود فيلم]


شد يك سبك جديد
چون وقتي حافظه دوربين را به رايانه متصل كردم
ديدم تعدادي فيلم است
به جاي تعدادي تصوير
ولي قشنگ
چون مراحل حركت و ساخت را نشان مي‌دهد
همان‌ها را كمي سريع كردم
كنار هم تدوين نمودم
وقتي ديدند
از اين كار هم خوش‌شان آمد!

و من در تعجب
از اين‌كه خداوند چقدر انسان را پرتوان خلق كرده
كودكان وقتي مي‌توانند اين‌طور تجربه كنند
ياد بگيرند
و خلاقيت و نوآوري داشته باشند
چرا فرصت‌هايشان هدر رفته
قدر دانسته نمي‌شود
نظام آموزشي ما چقدر عقب‌مانده
فقط حافظه كودكان را پر مي‌كند
فكر كنيد اگر به جاي اين همه محفوظات
كه قطعاً خيلي زود از خاطرشان مي‌رود
همان‌طور كه از خاطر ما رفت
مهارت يادشان مي‌داد
آيا اين مي‌شد كه اين همه جوان بي‌كار در كشور داشته باشيم؟!


مطلب بعدي: قفسِ دنيا مطلب قبلي: سفر استاني

نظرات

حامد: سلام، ايده ي بسيار جالبي بود. به بچه هاي خواهرم ياد دادم و فيلم هايي را با عروسك هايشان ساختيم. صداي خودشان هم روي فيلم گذاشتم. شور و شعفشان بسيار ديدني بود. شما از چه برنامه اي براي تهيه فيلم ها استفاده كرديد؟جمعه ۲۷ مرداد ۹۶ - ۱۱:۴۲ صبح
پاسخ: سلام. من نرم‌افزار Power Director را استفاده كردم. ولي به نظرم با تمامي برنامه‌هاي تدوين فيلم مي‌شود اين كار را انجام داد. بسيار عالي. خوشحال شدم از مطلبي كه فرموديد. در پناه حق.
....: سلام
خيلي عالي بود
آينده فرزندان شما انشالله درخشان است
اينطور كه از زندگي پر از خلاقيت شما نمايان است،فرزندانتون به هيچ وجه تك بعدي بزرگ نشدن و خوشا بحالشان

يكشنبه ۲۲ مرداد ۹۶ - ۱۱:۴۲ عصر
پاسخ: سلام. تشكر. من شخصاً خيلي كار خاصي نكرده‌ام، فقط سرنخ را مي‌دهم دست‌شان، خودشان مي‌روند تا انتها. فرصت برايشان فراهم مي‌كنم. اميدوارم از فرصت‌هاي اجتماعي نيز بتوانند در آينده استفاده كنند. إن‌شاءالله شما نيز همواره زندگي پر از موفقيتي را تجربه بفرماييد.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر14نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر33نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها776طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها68براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها23همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها9تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1052نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN