به نام خدا

در پارسي‌بلاگسازمان جبهه ۱

شنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۶ - ۷:۰ صبح

پرسش ساده بود:
چه كنيم تا سازمان ما مبتلا به بلاهاي ساير سازمان‌ها نشود!
منظورشان را خوب مي‌فهميدم
آسيب‌ها را مي‌دانستم
وقتي بودجه هرز مي‌رود
وقتي نيروهاي سازمان كم‌كار و تنبل شده
مال‌اندوز مي‌گردند
ايده‌ها را سركوب كرده
مانع رشد و ارتقاء سازمان مي‌گردند
روي اين موضوع فكر كردم كه يك «سازمان جبهه‌اي» چه طور سازماني‌ست؟!
اين‌كه بچه‌هاي جبهه و جنگ سازمان تشكيل بدهند
همين كافيست تا آن سازمان را مانند جبهه
فعّال و پويا و سرپا نگه دارد؟!
از اين قبيل پرسش‌ها پرسيدم تا آسيب را تحليل كردم و به ريشه‌ها دست يافتم
شايد هم فقط گمان مي‌كنم كه دست يافتم!


آن‌چه گذشت
اجبارِ سازمان
حتي زماني كه فقط هابيل و قابيل بودند، همراه با پدر و مادرشان، آدم بود و چند فرزندش، آن روز هم «تقسيم كار» وجود داشت. منابع تاريخي تصريح دارند به اين‌كه يكي دام‌پروري مي‌كرد و ديگري كشاورزي.
اگر چه تا پيش از رنسانس و پيشرفت مادي ناگهاني دنياي غرب، سازمان‌ها كوچك بودند و ساده، اما بودند. قبايل سازوكار مشخصي داشتند و بر مبناي تقسيم كار عمل مي‌كردند.
ناگزير هم بودند. انسان‌ها هميشه ناگزير به تقسيم كار بودند و تقسيم كار يعني «سازمان»؛ اين‌كه افراد وظايف متفاوتي داشته باشند و كارهاي مختلفي انجام دهند كه در نهايت، حاصل كارشان به هم پيوند بخورد و يك منتجّه و محصول واحد را تأمين نمايد.
همان آني كه پروردگار دو انسان خلق كرد؛ آدم و حوا، نگاه سازماني به بشر داشت و توقّع رفتار سازماني از وي. ملائك در آن‌سو و بهائم در سوي ديگر، هر دو «نظام» دارند، نظامي ربوبي كه در جايي وراي «اختيار» آنان رقم مي‌خورد، اما انسان متفاوت با آنان خلق شده است و داراي اختيار، تا «نظام‌سازي» كند.
«جبهه» نيز بخشي از نظام است؛ نظام اسلامي و فراتر از آن، نظام خلقت و خود، البته يك نظام. جبهه نظام دارد و سازمان مي‌خواهد و رفتار سازماني قطعاً در آن تعريف مي‌شود؛ رفتارهايي متفاوت در افرادي متفاوت كه مي‌بايستي در يك‌جا به هم پيوند بخورند و سازماني را شكل دهند؛ سازمان جبهه!
نظام ارزشي
سازمان مبتني بر نظام ارزشي‌ست. ارزش‌هايي كه جايگاه افراد را در سازوكار آن نظام تعريف مي‌كند؛ به افراد اميد مي‌دهد و انگيزه براي حركت و تلاش فراهم مي‌نمايد. دوري از ارزش‌ها «تحقير» به همراه دارد، تا نيروهاي انساني سازمان از آن بگريزند و نزديكي به ارزش‌ها با «تجليل» و «تشويق» همراه، تا جلب نظر نمايد و كشش ايجاد كند.
«مدال‌ها» و «جوايز» آدم‌ها را مي‌كِشند و «مجازات‌ها» و «شماتت‌ها» آن‌ها را از پشت سر هُل مي‌دهند كه در مسير ارزش‌ها گام بردارند و همگي در كنار هم، با همه تفاوت‌ها، نظامي واحد را بسازند.
اگر هر كدام از اين دو بال سازمان دچار آسيب باشند، يكي ضعيف عمل كند و ديگري قوي، يا كميّت و كيفيت آن‌ها با ارزش‌ها به خوبي متناسب نشده باشد، افراد را گرفتار سرگشتگي مي‌كند و هر كدام به مسيري مي‌روند و طريقي متفاوت مي‌جويند. جامعه متشتت مي‌شود و از نظم نظام مي‌كاهد. اين‌چنين وضعيتي را «هرج و مرج» مي‌نامند.

[ادامه دارد...]


مطلب بعدي: سازمان جبهه ۲ مطلب قبلي: آسيب فعاليت فرهنگي ۱۴

بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر14نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر33نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها776طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها68براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها23همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ1061با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها9تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1052نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN