به نام خدا

در پارسي‌بلاگفسنجون

شنبه ۲۸ آذر ۹۴ - ۶:۴۲ صبح

فسنجان دوست ندارد!
عجيب نيست
بله مي‌دانم
خيلي آدم بزرگ‌ها هم هستند
ديده‌ام
بعضي غذاها باب طبع‌شان نيست اصلاً
ولي عكس‌العمل ما مقابل يك كودك چيست؟
وقتي مي‌گويد فلان غذا را نمي‌خورم!

سيده‌مريم و سيدمرتضي ديوانه فسنجان‌ند
مريم اصلاً آن را در برنامه گنجاند
و بر آن اصرار داشت
اما هر بار كه مي‌پزم
سيداحمد مخالفت مي‌كند
سخت مي‌گيرد و نمي‌خورد

خانواده‌ها مواضع متفاوتي اتخاذ مي‌كنند معمولاً
در چنين شرايطي
بعضي با محروم كردن مبارزه مي‌كنند
دعوا راه مي‌اندازند؛ يا همين يا هيچ!
كودك گرسنه بماند كه چه؟!
چون بايد غذايي را كه شما دوست داري دوست داشته باشد؟!
جبر است؟!
در ذائقه هم اختياري نيست؟!

بعضي هم به راحتي مي‌گذرند
حوصله قلدري ندارند يعني
نان و پنيري جلوي وي مي‌گذارند
مي‌خواهي آن بخور، مي‌خواهي اين!
فرقي هم براي‌‌شان نمي‌كند
وقت فكر كردن هم ندارند شايد
كه آينده اين كودك چه مي‌شود
اگر نسبت به غذاها انعطاف نداشته باشد
و همين ناز كردن‌ها و نفس‌محوري‌هايش
بعداً به امور ديگر سرايت كند
آدمي شود كه ذائقه‌محور است
هر چه بخواهد مي‌كند
و از هر چه ميلش نباشد دوري مي‌گزيند!
مگر نبايد يادش دهيم كه «ميلش» را فداي «عقلش» كند
مگر تربيت جز اين است؟!

من اما وقت گذاشتم
اين‌بار كه فسنجان پختم
وقتي گفت: دوست ندارم
نيم‌ساعتي شايد با وي سخن گفتم
چنين مضموني تقريباً:

پسر گلم
ميل خودت است
مي‌خواهي بخور يا نخور
اما يك مطلب
به آينده فكر كن
امروز در اين خانه هستي و هر چه بخوري و نخوري اهميتي ندارد
فردا در جامعه
اگر نسبت به غذاها انعطاف نداشته باشي
اگر سفت و محكم روي هوس و ميل خودت پابفشاري
ديگران از تو آزرده خاطر مي‌شوند
هر بار مهماني كه بروي
صاحب خانه به اضطرار مي‌افتد:
واي فلاني دارد مي‌آيد كه فلان غذا را نمي‌خورد
مجبور مي‌شود دو رنگ غذا درست كند
يك غذاي ديگر فقط به خاطر تو
آيا آدم‌هاي ديگر بايد برنامه‌شان را به خاطر تو عوض كنند؟!
بله
عوض خواهند كرد
به خاطر آبروي خودشان
ولي اين از اعتبارت خواهد كاست
ديگر آن‌قدر كه دوست داري
پيش مردمان عزيز نخواهي بود
شايد در برابرت چيزي نگويند
ولي در دل‌شان...
تو ديگران را با اين وسواس‌ها سر غذا خوردن خواهي آزرد

اما
بدان كه ذائقه بر عادت شكل مي‌گيرد
قاشق‌ها را كوچك بر دهان بگذار
فسنجان و پلو را مزّه‌مزّه‌كنان بخور
زود قورت نده
بگذار مزه غذا را خوب حس كني
و با خودت بگو: چه خوشمزه!
به خوشمزگي غذا بيانديش
و تلاش كن تا آن را دوست داشته باشي
آيا تو بايد اسير زبانت باشي
و او براي تو تصميم بگيرد
كه چه بخوري و چه نخوري؟!
يا زبان در خدمت توست
و تو بايد بر آن حكم‌براني؟
حاكم كيست؟
تو يا زبانت؟!
تو مي‌تواني!
بر نفست غلبه كن و عاقلانه بيانديش!

راستش خيلي اميدوار نبودم
فقط به تكليف عمل كردم
او بيشتر از آن‌كه عاقلانه عمل كند تابع احساسات است
گذشته هر فرزندي آيينه آينده اوست
تك‌تك‌‌شان را مي‌شناسم
روحيات و توانمندي‌هاشان را

اما خورد
تا ته غذا را با ميل و رغبت
ته بشقاب را هم درآورد
انگار با همان لذّتي كه سيدمرتضي فسنجان را مي‌خورد!
و رفت مدرسه
و من عكس گرفتم
و من فكر كردم
و من از خدا تشكر كردم
و من به اين انديشيدم
كه اختيار انسان چقدر قدرتمند است
و اگر چوب و چماق در كار نباشد
با سخن گفتن و قانع ساختن...

اصلاً اگر روح انسان مريض نباشد
قانع شود، عمل مي‌كند

يحتمل قانع نمي‌شوند كه لجبازي كرده
مخالفت مي‌نمايند
كودكان و نوجوانان و جوانان امروزمان!


مطلب بعدي: موزه آستانه مقدسه مطلب قبلي: طرح جابر بن حيّان

نظرات

Ali: البته ميفهمن اما تا سه چهار سالگي شكل ميگيره شخصيتشون و ديگه طبق اون بزرگ ميشن
چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۶ - ۱۲:۵۰ عصر
پاسخ: تشكر.
بهشت: معتقدم بچه ها شعور دارند
مي فهمند
و صحيح انتخاب مي كنند
وقتي آگاهي داشته باشند


خدا قوت باباي خوب...پنج‌شنبه ۳ دي ۹۴ - ۱۱:۲۳ عصر
پاسخ: بله، همين‌طور است. نخستين اصلي كه درباره كودكان معتقدم اين است كه: آن‌ها «انسان» هستند! اصلي كه وقتي به دور و برم مي‌نگرم، كمتر والديني را مي‌يابم كه بدان معتقد باشند. رفتار بيشتري كه مشاده كرده‌ام، اين‌كه كودكان را داراي اختيار حساب نكرده، گويا داخل آدم نمي‌دانند. كودك حريم شخصي دارد. تمام وسايلش، كتاب و دفترش، حتي اسباب‌بازي‌هايش داخل در قلمرو اوست. حتي نسبت به كمد لباس‌هايش احساس ملكيّت دارد و اگر به اين حريم توجه نشود، طبيعي‌ست كه ناراحت گردد. و اين ناراحتي بي‌اعتمادي مي‌آورد و «اعتماد» پايگاه تربيت است! كودك تا اعتماد نكند الگو نمي‌گيرد و تبعيّت نمي‌كند! با تشكر از شما.
مهاجر الي ربي:

فردا قراراست بروم دبيرستان و برايشان صحبت كنم

ايده و موضوع خاصي كه تكراري نباشد بنظرم نرسيد،از سرچ در اندوخته هاي ذهني و نت هم نتيجه اي حاصل نشد

طبق معمول در پايان كارم به وبلاگ شما سرزدم

بحث فردايم آماده شد:)

حاكم كيست؟تو يا زبانت؟تو يا چشمت؟تو يا دلت ؟تو يا..

به اندازه چند جلسه حرف براي گفتن دارم

الحمدلله

تشكر ازشما

سه‌شنبه ۱ دي ۹۴ - ۹:۲۹ عصر
پاسخ: خداي را سپاس مي‌گويم كه سهمي در زحمات شما براي حقير قرار داد. إن‌شاءالله بماند براي آخرت‌مان كه دست خالي به ديدار يار نرفته باشيم. تشكر از اين‌كه با بيان مطلب فوق، دل انساني را شاد فرموديد. خدا بر توفيقات شما بيافزايد.
ضحي: سلام
حرفاتون خيلي جالب بود
تو يه وبلاگ ديگه هم ديدم اقاي خونه يه طرح غذاي افتخاري داده بودكه در هفته يك شب غذايي بخورن كه يكي از اعضاي خونواده دوست نداره.هفته هاي اول و دوم هم نوبت پدر و مادر بوده.بعد كم كم با همين روش شاد،همشون عادت كردن به هر طعم و مزه اي
از نكات تربيتيتون استفاده ميكنم.موفق باشيدشنبه ۲۸ آذر ۹۴ - ۱:۱۳ عصر
پاسخ: سلام. تشكر از مطلب جالبي كه اشاره فرموديد.
مجله پارسي نامه:
كاربر گرامي، سلام
در تاريخ شنبه 94 آذر 28 نوشته شما با عنوان فسنجون برگزيده شده و در جايگاه تيتر دو در مجله پارسي نامه قرار گرفته است. دبير تحريريه ي اين انتخاب نگارستان خيال و دبير سرويس آن هما . ص بوده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
شنبه ۲۸ آذر ۹۴ - ۸:۳۲ صبح
پاسخ: تشكر.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر14نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر33نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها776طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها68براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها23همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها9تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ991نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN