به نام خدا

در پارسي‌بلاگدنياطلبي روحانيت

يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۱ - ۷:۰ صبح

اين جملات از كيست؟

اين خطرى است كه از همه مصيبت‌ها بالاتر است. حضرت سيد الشهدا شهيد شد، مكتب اسلام زنده شد. شهادت سيد الشهدا نفع داشت براى اسلام، اسلام را زنده كرد. اگر همه ما در اين نهضت كشته مى‌شديم اسلام زنده‌تر مى‌شد. اما حالا كه دست ما افتاده است، حريف را بيرون كرديد و قبضه كرديد مملكت را و اداره مى‌كنيد، اگر در اين وضع يك كار خلاف صادر بشود از ما، خداى نخواسته روحانيون در بلاد اختلاف با هم بكنند، معارضه با هم بكنند، مى‌گويند روحانى‌ است و روحانيين اين‌اند. ديكتاتورى عمامه و كفش است! و مكتب ما آلوده مى‌شود نه خودمان. خودمان مهم نيست؛ مكتبمان آلوده مى‌شود. مى‌گويند «رژيم هم الآن اسلامى شده و الآن هم اينها مدعى‌اند كه ما پاسدار اسلام هستيم و اين است وضعشان! پس معلوم شد كه اسلام اين طورى است و اين آخوندها دروغ مى‌گفتند كه اسلام مكتب مترقى است؛ اين است!»

من اكثر موفقيت‌هاي روحانيت‌ و نفوذ آنان را در ارزش عملي و زهد آنان مي‌دانم. هيچ چيزي به زشتي دنياگرايي روحانيت‌ نيست. هيچ وسيله‌اي نمي‌تواند بدتر از دنياگرايي، روحانيت‌ را آلوده كند. در اين شرايط حساس و سرنوشت‌ساز كه روحانيت‌ در مصدر امور كشور است و خطر سوء استفاده ديگران از منزلت روحانيون‌ متصور است، بايد بشدت مواظب حركات خود بود.

از اهم مسائلي كه بايد تذكر بدهم، مسئله‌اي است كه به همه روحانيت و دست‌اندركاران كشور مربوط مي‌شود و هميشه نگران آن هستم كه مبادا اين مردمي كه همه چيزشان را فدا كردند و به اسلام خدمت نموده و به ما منّت گذاشتند، به واسطه اعمال ما از ما نگران بشوند. زيرا آن چيزي كه مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطه آن دنبال ما و شما آمده‌اند و اسلام را ترويج نموده و جمهوري اسلامي را بپا كردند و طاغوت را از ميان بردند، كيفيت زندگي اهل علم است. اگر خداي نخواسته، مردم ببينند كه آقايان وضع خودشان را تغيير داده‌اند، عمارت درست كرده‌اند و رفت و آمدهايشان مناسب شأن روحانيت نيست و آن چيزي را كه نسبت به روحانيت در دلشان بوده است از دست بدهند، از دست دادن آن همان و از بين رفتن اسلام و جمهوري اسلامي همان.

آن روزي كه توجه اهل‌ علم‌ به دنيا شد و توجه به اين شد كه خانه داشته باشم چطور و زرق و برق دنيا خداي نخواسته در آنها تأثير بكند، آن روز است كه بايد ما فاتحه اسلام را بخوانيم.

به حد ضرورت اكتفا كنيد و اندازه نگه داريد؛ اين‌ها ما را از مردم دور مي‌كند، روحانيون‌ را از مردم دور مي‌كند. روحانيون‌، به تقوا و ورع و بي‌اعتنايي به دنيا در چشم‌ها شيرين شدند. بدون ورع و بدون دور انداختن دنيا، نمي‌شود در چشم‌ها شيرين ماند. مردم رودربايستي ندارند؛ خدا هم با كسي رودربايستي ندارد.

امروز، اگر روحانيت‌ از زي خود خارج بشود و قدرت‌طلبي و قدرت‌نمايي و سوءاستفاده بكند و اگر عملي از او سر بزند كه حاكي از ضعف تقوا و ورعي باشد كه مردم در او سراغ كردند و به او اعتماد دارند، هركدام از اين‌ها لطمه‌اش غير قابل جبران است. امروز چون نظام، نظام اسلامي است و روحانيون‌ مظهر اسلام هستند، ضايعه فقط متوجه جمعي از روحانيون -يا حتّي جمع روحانيت‌- نمي‌شود؛ متوجه اسلام مي‌شود و به اين زودي هم قابل جبران نخواهد بود.

چهارتاي اول از امام(ره)
و دو تاي آخر از آقا(دام‌ظله)
- همين؟!
نه ده‌ها جمله ديگر هم هست
با همين مضمون و شايد شديدتر!

ديوانه‌كننده است
اين جملات را كه انسان مي‌خواند

قرار بود دو ماه طول بكشد
و جملاتي از اين دو بزرگوار
درباره «روحانيون شاغل» استخراج كنم
سفارشي بود از نهادي
اما داخل كار كه شدم
موضوع را توسعه دادم

در يك ماه پايان يافت!

و اين فهرست فيش‌هايي است كه جستم
در اين اصطلاحات طبقه‌بندي كردمشان:

1. خودسازي روحانيت (109)
 1/1. حفظ شأن روحانيت و توجه به التزامات لباس روحانيت (38)
  1/1/1. وابستگي آبروي اسلام به روحانيت (24)
 2/1. لزوم زهد، ساده‌زيستي و پرهيز از رفاه‌طلبي و تشريفات (21)
 3/1. عدم تخلّف از موازين (21)
 4/1. تهذيب نفس، مراعات تقواي الهي و اخلاص در عمل (19)
 5/1. اهتمام به شغل روحانيت (3)
 6/1. آماده‌سازي خود براي خدمت (7)

  1/6/1. كسب آگاهي‌هاي سياسي و قدرت تحليل (6)
  2/6/1. آموزش نظامي (1)
2. خدمت روحانيت به مردم (104)
 1/2. تبليغ، منبر و هدايت مردم (50)
  1/1/2. نيازسنجي و مخاطب‌شناسي (15)
  2/1/2. ضرورت اهتمام به تبليغ و فرصت‌هاي پيش رو (12)
  3/1/2. توجه به محتواي تبليغي (2)
  4/1/2. اهميت منبر و تبليغ چهره به چهره (12)
  5/1/2. ارتقاء ايمان و اعتقاد مردم (9)
 2/2. تربيت، پرورش و اصلاح جامعه (8)
 3/2. آبادسازي مساجد به عنوان پايگاه اسلام (8)
 4/2. اتكاي روحانيون به مردم و زندگي در ميان آنان (9)
 5/2. آگاهي‌بخشي سياسي (17)

  1/5/2. ترويج استقامت، اميد و اطمينان در مردم (6)
  2/5/2. هدايت مردم در انتخاب نامزدها (5)
 6/2. جلوگيري از اختلافات و ايجاد وحدت (12)
3. روحانيت و نظام اسلامي (236)
 1/3. شبهه جدايي دين از سياست (47)
  1/1/3. اتهام آخوند سياسي (6)
  2/1/3. اتهام استبداد ديني (4)
 2/3. حضور روحانيت در صحنه و موضع‌گيري در حوادث (7)
 3/3. حضور روحانيت در حاكميت (128)

  1/3/3. عدم دخالت روحانيت در امور اجرايي (نظر قبلي) (6)
  2/3/3. حضور روحانيت در اداره نظام (نظر جديد) (96)
   1/2/3/3. دليل ضرورت حضور روحانيت در امور اجرايي (6)
   2/2/3/3. احتياج نظام به روحانيون (84)
    1/2/2/3/3. دستگاه قضايي (13)
    2/2/2/3/3. آموزش عالي (18)
    3/2/2/3/3. مجلس شوراي اسلامي (2)
    4/2/2/3/3. مجلس خبرگان (4)
    5/2/2/3/3. احتياج جبهه‌ها به روحاني (2)
    6/2/2/3/3. آموزش و پرورش (2)
    7/2/2/3/3. حضور روحانيت در اصلاح اقتصاد (1)
    8/2/2/3/3. امامت جمعه (11)
    9/2/2/3/3. رسيدگي به امور اوقاف (1)
    10/2/2/3/3. حج (3)
    11/2/2/3/3. حضور در كمسيون‌ها و شوراها (2)
    12/2/2/3/3. صداوسيما (3)
    13/2/2/3/3. مراكز نظامي (14)
    14/2/2/3/3. وزارت اطلاعات (1)
    15/2/2/3/3. شوراي نگهبان (2)

  3/3/3. وظيفه نظارت روحانيت بر مسئولين نظام (11)
  4/3/3. عدم عذر از كوتاهي در ياري نظام (4)
  5/3/3. عدم دخالت در امور خارج از صلاحيت (3)
 4/3. ضرورت تغيير محتواي نظام به تبع تغيير عنوان (2)
 5/3. وظيفه حوزه علميه (31)

  1/5/3. تربيت قاضي و مبلّغ (7)
  2/5/3. حفظ فقاهت در حوزه (3)
  3/5/3. آموزش زبان خارجي (2)
  4/5/3. توجه به تهذيب طلاّب (1)
  5/5/3. پرهيز از تشريفات در حوزه علميه (2)
  6/5/3. تشكيل اتاق‌هاي فكر ديني (2)
  7/5/3. جمع‌آوري آمار و اطلاعات روحانيت (1)
  8/5/3. مديريت تبليغ (5)
 6/3. تلاش استكبار جهاني عليه نظام و روحانيت (16)
  1/6/3. ندادن بهانه به دست دشمن (4)
  2/6/3. شناسايي عوامل نفوذي دشمن در روحانيت (2)
 7/3. استقلال حوزه و روحانيت (5)

اعداد داخل پرانتز تعداد مطلب مرتبط با هر عنوان است.

اي واي بر ما... اي واي بر ما...
مي‌گويد: چه پنيري بدهم؟
مي‌گويم: همين پنيرهاي معمولي؛ شبنم، پگاه...!
مي‌پرسد: مگر حاج‌آقا نيستيد؟
- چطور؟
- حاج‌آفاها كه پنير معمولي نمي‌خورن!
- پـَـ چي مي‌خورن؟!
- ليقوان...!
تنها چيزي كه تونستم بگم: من هنو نرفتم مكه تا حاجي شم اخوي! حاج‌آقا هم نيستم!

با يك جمله از آقاي مصباح كلام را پايان دهم
همين آبان سال گذشته، در مناسبت تأسيس يك مجموعه‌اي اين را فرمود:
«چيزي كه مربوط به ما هست و به مناسبت تاسيس اين موسسه بايد عرض كنم اين است كه پرداختن به بحث‌هاي اخلاقي امروز از مؤكدترين واجبهاست. براي اينكه فساد اخلاقي چنان گسترش پيدا كرده و در بهترين و پاكترين مراكز نفوذ كرده كه جز با فعاليت مثبت در اين زمينه جلوي آن را نمي‌توان گرفت.»


مطلب بعدي: باز هم پيامك از زن مطلقه مطلب قبلي: چه كار كردي؟

نظرات

بهروز رضايي منش: سلام. خوشحالم كه شما متخصص تفكيك سازي مفاهيم را بر عهده داريد. البته ترديد ندارم كه روحيه ي دنياگرايي ، روحانيان و غيرروحانيان متعهد بر مداخله ي در سياست و اجرا و قضا تا لحظه اي كه حريص بر ثروت اندوزي و مقام خواهي نگشته اند بلامانع است. اما! امان از آن تاريخ (كه سالياني طولاني از آن مي گذرد) انسان روحاني تبديل به حيوان منفعت خواه سودجو گردد. آن موقع انتزاعيات ذهني شما طلاب محترم مشكلي از دين اجتماعي و اجتماعات ديني نخواهد گشود.سه‌شنبه ۳ دي ۹۲ - ۱۰:۵۴ عصر
پاسخ: سلام بر شما. آن‌چه موجب نگراني‌ست عوارض حاصل از دنياگرايي پاره‌اي از روحاني‌نماها در جامعه است. و گرنه مفهوم «روحاني» آن‌چنان خاصّ است كه بذاته هر چه دنياگراست را دفع مي‌كند و ميل به منفعت مادي را برنمي‌تابد. روزي خدمت آيةالله طيّاره(ره) رسيدم و از ايشان طلب موعظه كردم، فرمود: «بايد چشم و زبان و دلت روحاني شود، تا روحاني باشي». اگر همه آنان‌كه به ظاهر لباس روحانيّت در بر دارند، مانند: حقير، روزي دنياپرست شوند، خداپرستي و معرفت‌الله هرگز از بين نخواهد رفت. هميشه حجت‌هايي بر زمين خواهند بود، روحانيون حقيقي كه ذره‌اي اسير دنياپرستي نمي‌شوند. هزاران سال حكومت جبابره تاريخ و باقي‌ماندن چنين نوادري ثابت كرده است كه دين‌داري ناب هرگز نخواهد مرد. بادا كه باطل‌پرستان لباس دين به تن كنند و چون گرگي ايمان مردم را بدرند، چه باك، كه «حق» فناپذير نيست. نگراني تنها از اين بابت است كه يأس بر مؤمنين چيره شود و مسلمانان عصر ماترياليسم مدرن از لباس اهل ايمان نااميد گردند. مشكل اصلي اين است. از خدا مي‌خواهم چنين روزي نيايد و توفيقي نصيب طلاب اين زمانه شود، تا بتوانند مكانيزمي براي تصفيه لباس روحانيت طراحي و پياده‌سازي نمايند. اگر هر «دزدي» نتواند «ملبّس» شود و «اخلاق» در حوزه‌هاي علميه دوباره چون گذشته مقامي بالاتر از «علم» كسب نمايد و مدرك‌گرايي نفوذكرده به ساحت حوزه‌ها رخت بربندد، اميد كه اميد به مردم بازگردد. تشكر از نكته ارزشمندي كه تذكر فرموديد. ياعلي
پيروز: سلام سيد!
مطلب شما از چند منظر قابل بررسي‌ست؛ قصد بررسي ندارم، فقط خواستم چند منظر را نام ببرم كه هم نمره‌ي كامل بگيرم و هم كامنتي براي پست مبارك بنهم.
... اينكه رهبر فرهيخته يعني همين؛ تئوري‌پرداز و عامل.
و اينكه انتخاب جانشين به نحو احسن صورت گرفته؛ چه بسا به دست «بت بزرگ فتنه» باشد...
و نهايتا اينكه شهوت تأليف اپيدمي شده، مواظب خودت باش
دوشنبه ۵ تير ۹۱ - ۱۱:۵۷ عصر
پاسخ: آخ، آخ، آخ، اي گفتي، همين نهايتاً شما ما را مي‌كشد. آري اخوي؛ تأليف، شهرت، تلويزيون، منبر، نام و نشان و ...! خطر همين‌جاست. ممنون كه تذكر دادي. همه ما در معرض غفلت هستيم و اگر چشم بر هم زنيم بر باديم! خدا تو را جزاي خير دهاد كه نيك حرفي گفتي و مبارك كلامي بر زبان راندي. يا علي مدد!
اسدي:
واي...چشمم درد گرفت همشو خوندم...شنبه ۳ تير ۹۱ - ۳:۲۳ عصر
پاسخ: چشماتون درد گرفت؟ به خاطر ريزي قلم نوشته‌ها؟ يا سنگيني مطلب؟ يا وخامت اوضاع؟
سفيران نور: سلام دوست عزيز
وظيفه ي خطيري دارن وواقعا هم وظيفه ي روحانيت خيلي سنگينه مخصوصا اگه يه سمت بزرگي تو جامعه داشته باشه خدا يارو ياورشون باشه يه توكه كليك تشريف بياي پشيمون نمي شي
يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۱ - ۷:۴۵ صبح
پاسخ: و عليكم السلام و رحمةالله!
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ855با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ792نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN