به نام خدا

در پارسي‌بلاگمسأله شناخت ۴۲

يكشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۰ - ۵:۰ صبح

"خب طبيعي‌ست كه اين مبنا همه‌جا تكرار مي‌شود
در هر موضوعي
هر جا كه با واقعيتي مواجه مي‌گرديم
همان تركيب جاري‌ست
همان در هر فرورفتگي
همان طيف‌سازي"

آن طور كه از فرمايشات شما در گذشته متوجه شده ام، علامه حسيني روشي را ارائه كرده اند كه براي شناخت هر واقعيتي، بايد 81 نسبت را پيدا كنيم. يعني اين 81 نسبت براي هر واقعيتي جاري است. حال سوال بنده از شما اين است كه چرا براي شناخت هر واقعيتي به قرآن رجوع نمي كنيم؟

به نظر شما آيا مي توان گفت كه آيات آغازين سوره ي حديد در هر واقعيتي تكرار مي گردد؟

آيه نخست:    سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

طبق آيه ي اول هر واقعيتي از هفت آسمان و زمين تشكيل شده است.

براي اتم، هفت آسمان مي شود نظير هفت لايه ي الكتروني و زمين مي شود نظير هسته ي اتم.  جالب است كه واقعا در جدول تناوبي بزرگترين عنصر هم تعداد لايه هاي الكتروني اش از هفت تجاوز نكرده است.

براي سلول، زمين سلول مي شود هسته اش و موادي كه به دور آن قرار دارند در واقع در طبقات آسماني سلول قرار دارند كه جاي تحقيق در حوزه ي زيست شناسي سلولي دارد.

براي انسان اين كه هفت آسمان و زمين چيست بنده يك حدسي زده ام. شما با توجه به مطالعه ي طب سنتي نيز كه داشته ايد ممنون مي شوم نظرتان را بنويسيد.

گويا بدن انسان مرتبه مرتبه است. اولين مرتبه بينايي است. كه يك آسماني دارد و زميني. ساكنين آن همان سلول هاي چشم است. سلول هاي بدن از جمله چشم طبقه گفته ي زيست شناسان حيات و مرگي دارند. 

اين سلول هاي چشم وقتي مي ميرند آيا برانگيخته مي شوند؟ اگر آيات قرآن را براي هر واقعيتي جاري بدانيم پس براي هر واقعيتي از جمله سلول هاي چشم نيز برانگيختگي داريم.

حدس بنده اين است كه سلول هاي چشم در قالب سلول هاي پوست يا لامسه بر انگيخته مي شوند.


رسيدن به هر دانشي را
امروز
در دو مرحله «فرضيه» و «آزمون» منحصر مي‌كنند
و سپس
اگر فرضيه اثبات شد
با آزمون
تبديل به «نظريه» مي‌گردد

در ديدگاه استاد حسيني (ره)
سه مرحله مي‌شود
«گمانه، گزينش، پردازش»
كه در مرحله گزينش
نياز به آزمون هم پيدا مي‌شود

آن چه شما فرموديد
در مرحله «فرضيه»
يا همان «گمانه» است
در اين مرحله بايد آزادانه عمل كرد
اين خوب است
شما هم متهوّرانه عمل كرده
گمانه‌اي را طرح فرموديد

اما
براي پذيرش اين گمانه
صرف تصوّر آن كافي نيست
بايد ابزار و روشي براي اثبات پيدا كرد
اين‌جاست كه به روش علمي نياز داريم
روشي كه بتواند آزمون كند و جواب بدهد

موفق باشيد


[ادامه دارد...]


مطلب بعدي: مسأله شناخت ۴۳ مطلب قبلي: مسأله شناخت ۴۱

نظرات

حامد: بله، فرمايشتون صحيح است. ممنونم از اينكه به روشني توضيح داديد. خداوند اجرتون دهد.

يكشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۰ - ۵:۵۵ عصر
پاسخ: در پناه خدا.
حامد: پاسختون قدري نا اميدكننده بود. نتيجه ي حرف شما اين است كه دست روي دست بگذاريم كه كاري نتوان كرد.






شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۰ - ۴:۳۶ عصر
پاسخ: براي اجراي اين پروژه، بله. ده‌ها طرح و ايده وجود دارد، بعضي در برخي شرايط ناممكن هستند. وقتي امكانات كافي وجود نداشته باشد، نمي‌توان بعضي كارها را انجام داد و اين به معناي نااميدي و دست روي دست گذاشتن نيست. بلكه به معناي ضرورت انتخاب ايده‌ها و طرح‌هاي ديگر است. ما به يك شبكه تحقيقات قدرتمند و فعال نيازمنديم تا تضارب آراء علمي را سرعت بخشد. آيا من و شما مي‌توانيم اين شبكه را توليد كنيم؟ خب اگر نتوانستيم، يعني بايد دست روي دست بگذاريم؟ توليد چنين ابزاري نيازمند توانمندي‌هايي‌ست كه ما نداريم. پس دنبال كاري بايد باشيم كه از ما ساخته باشد. مثلاً مي‌توانيم درباره ضرورت شبكه تحقيقات مقاله بنويسيم. مي‌توانيم درباره آن سخن بگوييم، با اساتيد خودمان، با دوستان‌مان، تا اين ايده رايج شود، ضرورت آن فهم شود. مثل اين است كه فردي بخواهد كارخانه توليد خودرو بزند، وقتي نتواند، بايد برود به كساني كه مي‌توانند اهميت توليد خودرو را توضيح دهد. بنده چرا اين طرح را نوشتم؟ تا ضرورت آن را برسانم. در اين سال‌ها هم هر جا فرصت شده، گفتگو كرده و مي‌كنم و اگر يك‌جايي مسئولي گفته: خب، حالا چكار بايد كرد؟ فوري گفتم: اين طرحش، قبلاً نوشته شده! كارهاي بزرگ،‌هر چقدر هم كه دست‌نايافتني به نظر برسند، از قدم‌هاي كوچك آغاز مي‌شوند. نبايد دست روي دست گذاشت. ولي نبايد انتظار داشت كه فردا يا پس‌فردا كار به انجام برسد. خود ِ فضاسازي و ترويج ضرورت، خودش يك قدم از كار است. البته من به دليل شرايط شخصي و خانوادگي كه دارم مدتي‌ست ارتباط كاري‌ام كم شده، ولي اگر دوستاني هستند كه مي‌توانند، اين طرح را دانلود كنند، هر بخشي را كه تمايل دارند ويرايش كنند (فايل word‌ هم گذاشته‌ام در دانلود) اصلاً به نام خودشان تغيير دهند و ببرند اين مؤسسه و آن مؤسسه. بلكه جايي امكان اجراي آن فراهم شود. يعني جايي پيدا شود كه قدرت داشته باشد انديشمندان را گرد آورد و متقاعد سازد. جايي كه اعتبار داشته باشد. تلاش هرگز نبايد رها شود، در حدّ توان. ولي خوش‌بيني بيش از حد انسان را زود سرخورده و خسته مي‌كند. ياعلي
حامد: شما خودتان بسيار بيشتر از بنده واقف هستيد كه جايگاه چنين سايتي در جامعه واقعا خالي است و بسيار براي تسريع رشد علمي مورد نياز است.
وقتي هم سايتي در جامعه تا اين حد مورد نياز باشد، به تدريج بازديدكنندگان آن بالا خواهد رفت. خصوصا اگر ساختار آن دقيق و حساب شده باشد. بنده لزومي نمي بينم كه حتما علما و دانشمندان امكان ارسال نوآوري خود داشته باشد.
چه بسا طلبه ها و دانشجوياني كه در حين تحصيل حرف هاي تازه و جديدي داشته باشند.
در گام نخست مي توان از محدوده ي كوچك تري از افراد پژوهشگر شروع كرد. بين دوستان پژوهشگر تبليغ كنيم. مي توانند نوآوري هايشان را در سايت ارسال كنند و حتي حرف هاي همديگر را نقد كنند
اگر خوب باشد كم كم بين افراد اهل پژوهش و علما در ساير نقاط جامعه نيز گسترش مي يابد.
در نبود چنين سايتي، طلبه هاي اهل پژوهش به گروه هاي كوچك در پيامرسان ها براي بحث و تبادل نظر روي آورده اند. ولي با وجود اين سايت اين بحث ها عمومي و همگاني مي شود. مثلا شخصي حرف تازه اي در سايت مي زند و توسط فرد ديگري نقد مي شود. دوباره ممكن است نقدي بر نقدش ارسال شود الي غير. همين گفتمان ها منجر به رشد علمي جامعه مي شود.
نظر شما چيست؟ پنج‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۰ - ۷:۳۷ عصر
پاسخ: سايت‌هايي كه چنين رويه‌اي داشته باشند كم نيستند. مانند: http://vasael.ir كه بسياري از حرف‌هاي نو را جمع‌آوري كرده و ارائه مي‌كند. يا سايت http://reba.ir كه مملوّ از حرف‌هاي تازه است. ولي مسأله اين است كه امروز سايت‌ها كم‌مشتري شده‌اند و با راه افتادن پيام‌رسان‌ها و آساني استفاده از اپ‌ها در گوشي‌هاي موبايل، كمتر كسي به سراغ سايت‌هاي اينترنتي مي‌رود. تصوّر بنده اين است كه سايت فايده‌اي ندارد و مشتري نخواهد داشت، با اين همه كثرت كه در اينترنت هست. هدف فقط گفتگوي طلبه‌ها نيست، هدف گفتگوي دانشمندان است، مراجع و علما، اين‌ها را نمي‌شود پاي سايت اينترنتي آورد. اگر چه همان طلبه‌ها و دانشجوها را هم بعيد مي‌دانم بشود جذب كرد.
حامد: اگر چه جامعه مدرسين توجه نكرده ولي به نظرتون ميشه اين ايده را حداقل در ابتدا در شماري از موضوعات بين دوستان اجرا كرد و بعد به تدريج موضوعات را گسترش داد؟
نوشته بوديد كه جامعه ي مدرسين بايد به اعضاي شورا حجيت دهد. درست است كه اگر حجيت مي داد خيلي خوب بود ولي براي اينكه كار روي زمين نماند، اعضاي شورا هر مطلبي كه مي نويسند را به منابع معتبري ارجاع دهند. اگر شخص خواننده ي آن مطلب به صحت آن شك كرد مي تواند به منبع مربوطه مراجعه كند. بنابرين ديگر نيازي به تاييد جامعه ي مدرسين نيست. البته وقتي محبوبيت پيدا كرد، نظر جامعه ي مدرسين هم جلب مي شود.



يك سوالي كه برام پيش اومد اين است كه فرض كنيد ايده ي شما در قالب يك پايگاه اينترنتي شكل بگيرد. در يك موضوع ممكن است به مرور زمان صدها نفر كه به گمان خود ايده ي جديدي دارند مطلبي را در سايت بفرستند. چيزي شبيه سايت هاي مقالات علمي.
كافيه در سايت معروف مقالات نيچر nature يك موضوعي را سرچ كنيد صدها مقاله ميابيد كه همگي مدعي حرف تازه اند. كار محقق نيز سخت مي شود.
پيشنهاد شما چيست؟چهارشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۱:۵۱ صبح
پاسخ: وقتي به نشريات علمي معتبر دنيا نگاه مي‌كنيم، چيزي كه به آن‌ها اعتبار بخشيده است، حضور اساتيد برجسته در هيئت تحريريه آن‌هاست. به نحوي كه اگر آن افراد نبودند، آن نشريه نمي‌توانست اعتبار داشته باشد. انتشار يك مقاله كار سختي نيست، نشريات زيادي وجود دارد. تأسيس يك نشريه و گرفتن مجوز هم سخت نيست، آن نيز ممكن. اما چه كسي نشريه شما را مطالعه خواهد كرد و مقاله تازه شما را خواهد ديد؟ از آن ساده‌تر سايت، ولي چه فايده وقتي مقاله شما در سايت شماست و نه در سايتي كه مورد بازديد دانشمندان است؟ مسأله ما انتشار نيست، دسترسي به ذهن انديشمندان است. اين‌كه چه كنيم فلان و فلان دانشمند به اين نشريه يا سايت مراجعه كنند. ژورنال‌هاي علمي دنيا چنين وضعي دارند. مثلاً فلان ژورنال دندان‌پزشكي رتبه يك دنيا، هر دندان‌پزشكي در هر كجاي جهان كه باشد، اگر بخواهد از مرزهاي دانش مطلع باشد آن را مي‌خواند. اگر مطلبي هم داشته باشد تلاش مي‌كند در آن‌جا منتشر سازد. همه هم مي‌دانند هر چه حرف تازه در دندان‌پزشكي باشد آن‌جاست. اين توافق و تفاهم خيلي مهم است. ما چنين چيزي نياز داريم. اگر باشد، فلان مرجع تقليد نوآوري‌اش را براي آن نشريه خواهد فرستاد و ساير مراجع مي‌بينند و اگر نقد داشته باشند براي همان نشريه. اين‌طوري علم سريع‌تر رشد مي‌كند و اين‌همه آراء متفاوت بر جا نمي‌ماند و بسياري به وحدت مي‌رسد. تا نتوانيم حجيّت و اعتبار نشريه را درست كنيم، فايده‌اي ندارد. مي‌شود مثل صدها نشريه كه در روزنامه‌فروشي‌هاست و هزاران سايت كه در اينترنت. تشكر از نظر شما.
حامد: ممنونم.
ايده ي "شوراي حرف تازه" در لينك ارساليتون خيلي عاليه. آيا آن را با جامعه مدرسين مطرح نموديد؟


سه‌شنبه ۴ خرداد ۱۴۰۰ - ۳:۲۴ عصر
پاسخ: آن را اساساً براي دوستان جامعه مدرسين نوشتم و حضوري تقديم‌شان كردم، در سه نسخه، بلافاصله بعد از پايان نگارش. اما توجه و التفاتي نفرمودند. شايد موانعي براي اجراي آن وجود داشته است. تشكر.
حامد: سلام عليكم. خدا قوت.
چند سال پيش در وبلاگتون در مورد پيشنهادتون به علماي حوزه نوشته بوديد كه يك جور شبكه ي تحقيقاتي باشد كه علما به واسطه ي آن به بحث و تبادل نظر بپردازند.
نتوانستم در وبلاگتون آن صفحه را پيدا كنم. اگر امكانش هست لينكش را ارسال نماييد. ممنون.

سه‌شنبه ۴ خرداد ۱۴۰۰ - ۸:۴۹ صبح
پاسخ: و عليكم السلام. اين شايد منظور شما باشد: http://rastan.parsiblog.com/posts/425 و پيشنهادي كه طرح شده در اين نشاني‌ست: http://movashah.ir/fa/index.php?w=work&x=545
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر16نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها35نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر34نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها888طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها70براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها28همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ1276با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1267نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN