به نام خدا

در پارسي‌بلاگخيانتِ معلّم

يكشنبه ۹ دي ۹۷ - ۷:۲۲ عصر

ناراحت از مدرسه آمد
خيلي ناراحت
شامش را كه خورد
از عصبانيت و ناراحتي‌اش كاسته نشد
و هنگامي كه پرسيدم
مرا پيچاند:
زنگ تفريحِ آخر نذاشتن بريم حياط
مونديم سر كلاس

ولي اين نبود
اين چيزي نبود كه اين قدر ناراحتش كند
آدم بايد بچه خود را بشناسد
اصلاً خواهي نخواهي مي‌شناسي
وقتي سال‌ها در كنار هم زندگي كرده‌ايد

- مريم!
الآن حرف بزن
بعد دير مي‌شود
الآن بگو مشكل چيست
در مدرسه چه اتفاقي افتاده
بعد سخت‌تر مي‌شود
الآن كه هنوز ناراحت و عصباني هستي بگو

اشكش سرازير شد
معلوم بود در حال سركوب خود است
تا بروز ندهد
اما اشك‌ها امانش ندادند
همراه با سكوت

- دختر عزيزم!
دختر گلم!
خواهش مي‌كنم بگو چه شده
همين‌كه بگويي نيمي از مشكل حل شده
حرف بزن و بگو در مدرسه چه شده

به حرف آمد
آن‌قدر اصرار كردم:
«امروز امتحان رياضي رو خراب كردم»

- اين دليلش نيست
من تو رو مي‌شناسم
هيچ‌وقت به خاطر يك امتحان گريه نمي‌كني
بگو چي شده!

ناگهان تركيد بغضش
و حرف‌هايش فوران كرد:
«معلّم صبح كلاس تقويتي براي بچه‌ها گذاشته بود
به اون‌هايي كه كلاسش رفته بودن سؤال‌هاي امتحان رو گفته بود
گفته بود همين سؤال‌ها تو امتحان مياد
فقط عددهاش رو عوض كرد
مثلاً الگونويسي اعشاري رو به اون‌ها ياد داده بود
به ما نداده بود
اون‌هايي كه صبح تو كلاس تقويتي بودن
همون اول كه امتحان شروع شد فوري برگه‌شونو دادن و رفتن!»

- براي كلاس تقويتي پول هم گرفته بود؟
«آره، چهار تومن!»



گفتگو را صادقانه ادامه دادم:
- ببين دختر گلم!
من سه تا سؤال ازت دارم:
1. آيا معلّم به شما خيانت كرده است؟ با دادن سؤال‌ها به شاگردان ويژه؟
2. آيا تو كوتاهي كردي در درس خواندن؟
3. كسي كه خائن است بايد ناراحت باشد يا كسي كه خائن نيست؟

جواب‌هايش به ترتيب هماني بودند كه مي‌خواستم:
بله، خير، خائن!

- مريم!
معلّم به شما بد كرده
اين خيانت است
عين اين است كه سؤال‌هاي امتحان را بفروشي
فرقي با آن ندارد
اين جرم است
آموزش و پرورش هم اين كار را ممنوع كرده
اين‌كه معلّم كلاس تقويتي بگذارد
ما مي‌توانيم با او برخورد شديدي بكنيم
كافيست شكايت ببريم به اداره آموزش و پرورش
حسابش را مي‌رسند

اما
بيا از طرف ديگر ماجرا نگاه كنيم
حالا مثلاً اين امتحان را خراب كرده باشي
خب چه اتفاقي مي‌افتد؟!
هيچ
اگر فكر مي‌كني
با اين امتحان
در آخر سال «خيلي خوب»‌ نمي‌گيري
نگران نباش
آن‌قدر امتحان‌هاي خوب ديگر داري
و خواهي داشت
كه مثل همه سال‌هاي پيش
با «خيلي خوب» تمام مي‌كني
پس چرا بايد ناراحت باشي؟!

بيا يك برنامه بچينيم
پيشنهاد من اين است
يك فرصتي به معلّمت بدهيم
صبر كنيم ببينيم چه مي‌كند
برگه‌ها را صحيح كند و بياورد
برخوردش را ببين
اگر خودش متوجه اشتباهش شد، هيچ
اما اگر
سر برگه‌ها و غلط‌هاي آن حساسيت به خرج داد
و آن را
معيار و ملاك ارزش‌گذاري دانش‌آموزان
بعد به جنگش مي‌رويم
بعد حالش را مي‌گيريم
هنوز كه نمي‌دانيم چه رفتاري خواهد داشت

چه بسا هنگام تصحيح برگه‌ها بفهمد
از اين‌كه خيلي‌ها غلط‌هاي مشابه داشته‌اند
بالاخره نيمي از بچه‌هاي كلاس كه در تقويتي نبوده‌اند
پس تو تنها نيستي در اين مشكل!

كودكان بايد ياد بگيرند
حل مسأله را
تحليل و پردازش چالش‌ها را
اتفاقات هميشه مي‌افتند
بزرگ شوند بيشتر
امروز بايد بياموزند
كه به جاي گريه
به جاي قهر
به جاي گوشه‌گيري و انزوا و عزلت
خود را وسط مسأله بياندازند
آن را بررسي كنند
به جمع‌بندي و تصميم برسند
راه حلي پيدا كنند
اين را بايد به آن‌ها ياد بدهيم
اين وظيفه والدين است!

قال أميرالمؤمنين (ع): «أَلَا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلَاثَةٌ: فَظُلْمٌ لَا يُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا يُتْرَكُ و ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لَا يُطْلَبُ؛ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ»، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُتْرَكُ، فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً» (نهج‌البلاغه، خ176)
بدانيد ستم سه گونه است: ستمى كه بخشيده نشود، و ستمى كه باز خواست شود، و ستمى كه بخشيده شود و باز خواست نشود. اما ستمى كه آمرزيده نشود شرك به خداوند است، خداوند سبحان فرموده: «خداوند اين گناه را كه به او شرك آورند نمى آمرزد.» اما ستمى كه آمرزيده شود ستم عبد بر خود است در ارتكاب بعضى از گناهان كوچك. امّا ستمى كه باز خواست شود ستم بعضى از مردم بر بعض ديگر است. (ترجمه انصاريان)


مطلب بعدي: زورخوري مطلب قبلي: حدِّ صداقت

نظرات

وجيهه نوربخش: سلام متشكرم از پاسخ حضرتعالي. بله بقول شما مساله مي تواند قبل از برخورد حل شود. نظرم البته اينه كه اين مساله حق شخصي نيست وعمومي ست. با آرزوي توفيق در راه پيروزي حقيقتپنج‌شنبه ۱۳ دي ۹۷ - ۱۱:۱۵ صبح
پاسخ: سلام. صحيح مي‌فرماييد. تشكر.
ونور: عالي بود اما بنظرمن درهرصورت با اون معلم بايد صحبت وبرخورد بشه.چهارشنبه ۱۲ دي ۹۷ - ۳:۴۰ عصر
پاسخ: صحيح مي‌فرماييد. ولي من خودم شخصاً خيلي اهل گرفتن حق و حقوق نيستم. معمولاً گرفتن آن‌ها را به خدا واگذار مي‌كنم. روحيه‌ام اين‌طور است. دعوا كردن و بحث و درگيري حالم را خراب مي‌كند. البته خدا را شكر اين مسأله حل شد. مريم روز بعدش برگه‌اش را گرفت و «خيلي خوب» گرفته بود. اما اگر خلاف اين هم مي‌شد، فوقش يك نامه مي‌نوشتم و مي‌دادم ببرد مدرسه و به معلّم يا مدير بدهد. سه چهار سال پيش، مسأله ديگري پيش آمده بود و ناچار شدم يك نامه نيم‌صفحه‌اي براي معلّمش بنويسم. نامه را كه رساند، مسأله حل شد. ممنونم از تذكّري كه فرموديد. در پناه حق.
مجله پارسي نامه:
كاربر گرامي، سلام
در تاريخ چهارشنبه 97 دي 12 نوشته شما با عنوان خيانت ِ معلّم برگزيده شده و در جايگاه پيوندها در مجله پارسي نامه قرار گرفته است. دبير تحريريه ي اين انتخاب انديشه نگار و دبير سرويس آن آگاهي بوده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
چهارشنبه ۱۲ دي ۹۷ - ۱۲:۰۵ عصر
پاسخ: از عنايت شما سپاسگزارم.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر14نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر33نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها776طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها68براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها23همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ997با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها9تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ991نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN