به نام خدا

در پارسي‌بلاگغربالِ دغل

شنبه ۱۲ خرداد ۹۷ - ۵:۰ صبح

چرا آخه؟!
پول‌پرستي تا به كجا؟!
حدّ ندارد؟!
نهايت؟!
دنياپرستي بعضي دنياپرستان!

آري چنين است
چاه ويل
رفتن به قهقرا
عشقِ ثروت
بر سرعت سقوط مي‌افزايد
هر چه كه پيش‌تر مي‌رود

نامه‌اي از مدرسه
تحت عنوان غربال‌گري
گفتند پاهاي كودكان شما را بررسي مي‌كنيم
كج نباشد
دستگاهي
مشابه همان‌چه كه يك روزي در خندوانه ديده بودم
ظاهري شبيه به ترازوي ديجيتال
صافي و درستي اسكلت بدن
رضايتنامه
همراه ده هزار تومان
نوشته بود: اگر بيرون ببريد 80 هزار تومان بايد بدهيد!

جواب را كه آورد
برگه‌اي پرينت شده
اعلام خطر:
پاهاي فرزند شما X است
يعني زانوها به سمت داخل
برعكس زانوهاي پرانتزي!

نگاه كردم
اين‌جور به نظر نمي‌رسيد
نگراني‌ام زماني برطرف شد
كه كارت ويزيت را ديدم
نشاني دكتري در صفائيه
پيشنهاد:
در اولين فرصت به اين مطب مراجعه كنيد!

من مي‌فهمم
ولي كودك چه
او كه اين تجربه را ندارد
از كلاّشي و حقه‌بازي بي‌خبر
او نمي‌داند
و توضيحش هم سخت
مريم اصرار كرد كه برويم
او نگران شده بود
وقتي جواب آزمايش را خواند
براي ويزيت

چقدر وقت گرفت؟!
پيش دكتر كه رفتيم؟!
نه بيش از سي ثانيه
پاهايش را جفت كرد
نگاهي از دور
گفت: هيچ موردي ندارد
نه در ستون فقرات
و نه در زانوها
كاملاً راست و درست
- پس گزارش دستگاه چه؟!
اين‌طور جواب داد:
اين دستگاه ما كمي ايراد دارد
گاهي جواب نادرست مي‌دهد!



حرصش تمام شد؟!
به دنيا؟!
به پول؟!
خير...
ادامه داد:
ايشان مقداري اضافه وزن دارد
ممكن است در بزرگسالي كف پايش صاف شود
كفي طبي بنويسم؟
همين‌جا مي‌سازيم برايش!
پرسيدم: چند؟
- صدهزار تومان!
عجب...
نپذيرفتم
به جاي آن
خواهشي كردم
مؤدبانه:
- حالا كه خدمت شما رسيديم
يك نگاهي هم به پاهاي اين دو پسرم بياندازيد
مشكلي نداشته باشند

چه شد؟!
چه مي‌شد؟!
اگر يك نگاهي هم به پاي آن دو مي‌انداخت
نفري سي ثانيه زمان
همه كار ما دو دقيقه هم نمي‌شد

چه پاسخ داد؟
پذيرفت؟
قبول كرد آن‌ها هم پايشان را جفت كنند و يك نظر كارشناسانه بياندازد؟!
ارتوپد است ديگر
تخصص دارد
نگاهش با نگاه ما متفاوت

حاشا و كلاّ
خداوند انسان را از حرص حفظ كند
خداوند ما را در امان بدارد
پناه بر خدا از دنياپرستي
مِنّ و مِنّي كرد:
آن‌ها را در يك فرصت ديگر معاينه مي‌كنم!

بله
درست است
دلش نمي‌آمد
مي‌خواست براي هر كدام سي هزار تومان بگيرد
سي هزار توماني كه داده بوديم
فقط براي مريم بود
براي سي ثانيه
ثانيه‌هاي بيشتر
يعني پول بيشتر!

هيچ نگفتم
خارج شديم
آدمي كه ده تومان در مدرسه
سي تومان در مطب
يك برگه هم جدا كرده بود از دفترچه
يعني يك تعرفه‌اي هم از بيمه مي‌گرفت
صد تومان هم براي كفي...
اين آخري را زير بار نرفتم البته

گفتم: دخترم!
نگران نباش
خودمان كفي خوب مي‌خريم
رفتيم خيابان امام خميني (ره)
روبه‌روي پمپ بنزين
آن‌جاها پر است از فروشگاه‌هاي لوازم پزشكي
دمپايي طبي خريدم
در خانه بپوشد
براي بيرون هم
كفي طبي
داخل كفش ورزشي
كفش رسمي‌اش را هم
امسال از كفش ملّي كه خريديم
طبي انتخاب كرد

اين ماجرا گذشت
كف پاي دختر من صاف نيست
پاهاي او نيز
نه ايكس است و نه پرانتزي
از اين بابت خدا را شاكرم
اما...
از بابت حرص پزشكان جامعه‌ام
به خدا پناه مي‌برم
خدا نكند انسان بيمار شود و كارش به اين طايفه بيافتد
خوب كم دارند
من كه فعلاً خاطر ندارم ديده باشم
خوبش به تور ما نخورده است
هر چه ديده‌ام همين‌طور!

در هر صورت
اين رفتارها آخر و عاقبت ندارد
بهشت و جهنم وجود دارد
اين را بايد باور كنيم!

قال اميرالمؤمنين (ع): «حُبُّ المالِ يُوهِنُ الدِّينَ و يُفْسِدُ اليَقينَ» (غررالحكم، ح4876)
مال دوستى، دين را سست و يقين را تباه مى‌كند.

پ.ن.
اين قصه تمام
ولي مدتي پيش رفته بودم بيمارستان امام رضا (ع)
يكي از مسئولين پذيرش صحبت‌مان شد
كمي كه نقد كردم
قفل زبانش گشود:
با طرح تحوّل ... زده‌اند
دكتر متخصص قبلاً ماهي 20 ميليون تومان درآمد داشت
حالا به 200 ميليون تومان رسيده!
- ماهي؟!
بله!
او اين‌طور مي‌گفت
و فردي كه كارش با متخصصين است
به نظر نمي‌رسد ناآگاه باشد
و حرف ناروا...


مطلب بعدي: ميوه بازي مطلب قبلي: خاطره نگاري سحري

نظرات

....: سلام
همه ي اين تجويزها فقط و فقط واسه ي پول هست
تشخيص ها گاها درست است اما تجويزها......!!!
يكي از نزديكترين هايم مشكل پرانتزي پا داشت
با يكبار مراجعه به طب اسلامي و اعمال فشار در نقاط مختلف پا را درست كرد
و گفت روي سراميك راه نرويد به هيچ وجه
طرز نشستن رو اصلاح كنيد
و گفت پاي ايكسي هم به همين راحتي قابل درمان است.
معجزه ميكند اين طبشنبه ۱۲ خرداد ۹۷ - ۱۰:۲۰ صبح
پاسخ: سلام. ممنون. وقتي به درمانگاه‌ها و بيمارستان‌ها سر مي‌زنم خيلي غصه‌ام مي‌گيرد. جمعيت فراواني در صف، نوبت از شب قبل، اين‌همه مي‌ايستند، در نهايت دكتر ده دقيقه هم وقت نمي‌گذارد، ولي پولي كه مي‌گيرد و تجويزي كه مي‌كند... من كه ديگر براي خيلي از بيماري‌هاي خانگي نسخه دكترها را فهميده‌ام، نيازي به مراجعه نيست گاهي اصلاً. جالب اين‌كه وقتي هيچ مشكلي هم نباشد، الكي يك نسخه مي‌نويسند، تا بتوانند تعرفه بيمه را دريافت كنند؛ مثلاً يك شربت تقويتي! بارها براي خودم پيش آمده است! متأسفم. اين آسيب همان دوراني‌ست كه وقتي كنكور شركت مي‌كردند، همه مي‌گفتند: پزشكي بزن، پول تو پزشكيه! خب حالا اين آدم‌ها همان‌هايي هستند كه به همين دليل زدند پزشكي! حالا آمده‌اند كه به پولشان برسند. مردم بيچاره هم چاره ندارند، براي سلامتي‌شان حاضرند تمام زندگي خود را هم بدهند! تشكر. پ.ن. الآن يادم افتاد كه زن سابق هم به من گفته بود كه مي‌خواستم شوهر دكتر داشته باشم كه پول‌دار باشد و من و همكلاسي‌ام با هم عهد بسته بوديم كه با طلبه ازدواج نكنيم! اين فرهنگ بر جامعه ما حاكم شده و طبيعي‌ست كه اين آثار از آن پديد آيد.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ814با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ792نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN