به نام خدا

در پارسي‌بلاگاعتمادِ مُدَلّل

پنج‌شنبه ۱۰ خرداد ۹۷ - ۵:۰ صبح

ساده نيست
تنها گذاشتن كودكان در آشپزخانه
با آن‌همه وسايل خطرناك

اجازه خواست باميه بپزد
كودك 11 ساله
خدا خير بدهد بروبچه‌هاي تبيان را
يك بخش مفصل آشپزي
فيلم‌هاي خوبي هم
چند تا گرفتم و ريختم در كول‌ديسك
تحويلش دادم
چند ساعت بعد...



از پسرها هم البته كمك گرفت
دستياري‌اش را كردند
و از خود من
تنها براي استفاده از روغن داغ
مرحله‌اي كه نياز بود شخصاً حاضر باشم
اما ساير مراحل
از اندازه‌گيري مواد اوليه
تا همزن و مخلوط كردن و تهيه خمير مربوطه

اعتمادم را كسب كرده
اما نه الكي
زحمت كشيده
بارها شيريني تهيه كرده
اوايل البته نمونه‌هاي ساده



به او فرصت دادم
بالاي سرش نشستم و كارش را ديدم
دقتش را آزمودم
يادش دادم
نكات امنيتي را
و امروز
ديگر نگران نيستم
بالاي سرش هم نمي‌ايستم
آزاد است كه استفاده كند
از تمام وسايلي كه در آشپزخانه هست
با توجه به اين نكته
كه اين اعتماد بدون دليل نيست

كودكان را براي فردا اگر تربيت مي‌كنيم
امروز بايد فرصت اعتمادسازي بهشان بدهيم
فرصت كه توانايي خود را نشان‌مان دهند
قدرت‌شان را
وقتي بزرگ شوند و بخواهند مستقل باشند
تجربه‌هاي مستقل يعني
نترسيم و نگرانشان نباشيم
نه فقط در آشپزي
كه در تمامي مهارت‌هاي اجتماعي
دوست‌يابي
خريد
سخن گفتن
كار گروهي
اردو رفتن
هر چه براي يك زندگي سالم بدان نياز دارند

دير مي‌شود
و روزي كه مي‌خواهند مستقل بشوند
مدام پدر و مادر مضطرب
چون قبلاً نيازموده‌اند كه فرزندشان چقدر قدرت مديريت شرايط را دارد
اگر كودكي طولاني‌ست
براي همين
تا فرصت آموزش براي خانواده فراهم گردد
اين فرصت را بايد قدر بدانيم
بچه را تحويل مدرسه بدهيم چيزي از آن در نمي‌آيد
آموزش اصلي در خانه است
دست والدين!


مطلب بعدي: خاطره نگاري سحري مطلب قبلي: نقاشي در جلسه

نظرات

....: :)))
عزييييييزم
آنچه را كاشتيد قرار است برداشت كنيد ديگه
ايشالله كه خوشبخت بشه (نه ديگه نميگم دخترمون) ميگم دختر آقاي موشحپنج‌شنبه ۱۰ خرداد ۹۷ - ۱:۰۵ عصر
پاسخ: هاهاها... ممنون از لطف شما. إن‌شاءالله كه همين‌طور شود، سعادتمند در دنيا و آخرت. چشم به راه ثمرات و ماحصل زحمات شما هم خواهيم ماند. د:
....: قشنگ از حرفهايي كه ميزنيد ميتونم درك كنم كه دخترتان شده يه دختر كامل
يادتونه خيلي وقتي هاي پيش، خيلي هايي ديگه در همين وبلاگ احساس نگراني ميكردن كه چطور ميخواهيد عواطف و احساس را از به سيده مريم آموزش دهيد
چطور لطافت را
چطور روحيه ي دخترانه را....!!
ولي حالا انقدر قشنگ تربيت شده و روحيه دخترانه اش تقويت شده و رشد كرده كه درست مثل يه دختر روي پدرش و حتي روي برادرنش و از همه مهمتر روي خانواده و زندگي 4نفره خودشان تعصب دخترانه دارد.
چه لذتي دارد ديدن ماحصل سالها تنهايي مادر و پدر بودن را:)پنج‌شنبه ۱۰ خرداد ۹۷ - ۱۲:۴۲ عصر
پاسخ: آري، لذّت دارد. همين‌جاست كه انسان نگران مي‌شود. همين كه احساس خوشحالي مي‌كند، از چيزي كه خداوند آن را «وسيله امتحان‌» خوانده است، در قرآن. بله، فرزند وسيله امتحان انسان است. اگر وابستگي زياد باشد، مردن سخت مي‌شود. لحظه مرگ، تمام وابستگي‌ها انسان را مي‌كِشَد و مانع آسايش و آرامش، آسوده رفتن مي‌گردد. من اما از خدا مي‌خواهم اين‌ها را جزو وظايف و تكاليفم حساب كند و از وابستگي‌هاي دنيايي‌ام بكاهد. فرزند خوب خيلي خوب است، فرزند صالح گلي از گل‌هاي بهشت، ولي هر لحظه بايد به ياد آورد كه «لدوا للموت»؛ ما مي‌رويم و آن‌ها هم مي‌روند، پس از ما و يا قبل از ما. ممنون از نكته زيبايي كه اشاره فرموديد. خدا را شكر مي‌كنم كه فرزندان مرا از صلحا قرار داده است و از او مي‌خواهم ثواب آن را براي آخرتم ذخيره نمايد، بلكه همين خدمت براي كثرت نسل امت پيامبر (ص)، اگر چه در حدّ سه فقره، بهانه‌اي حساب شود تا حساب و كتاب آسان گردد. :) سپاس :)
....: سلام
واااااي خداي من چه دختري بزرگ كرديد
خدا حفظش كند
اين همه هنر و علاقه، عشق ميخواهد
عشق به خانواده
تا بتوني ادامه ش بدي، وگرنه بنظر من متوقف ميشي
مريم هم عاشقانه براي خانواده ش هنرنمايي ميكنه
خداوند شما را براي فرزندانتان و فرزندانتان را براي شما حفظ كند.پنج‌شنبه ۱۰ خرداد ۹۷ - ۱۰:۰۲ صبح
پاسخ: سلام. ممنون از لطف شما. اصلاً ولش كنم همه‌ش در آشپزخانه است. ديروز اصرار كه فرني درست كنم. درست كرد براي افطار ديشب. از جلسه كه مي‌آمديم، وقتي اصرار همكاران را ديد كه پرستار بگيريم تا شما بتواني بيشتر براي ما كار كني، خانه كه رسيديم گفت: «غذا پختن رو هم يادم بده، خودم هر روز غذا درست مي‌كنم» اين‌كه مدير خانه بشود و همه كارها را خودش انجام دهد. گفتم: غذا را درست كني، سيداحمد و سيدمرتضي را چه مي‌كني؟! اگر اين‌ها دعوايشان بشود كه حريفشان نمي‌شوي! فعلاً صبر كن بزرگ‌تر بشوي، بعد! :) واقعاً هم پسر داشتن نگراني دارد. تا ولشان كني به جان هم مي‌افتند. عاشق كشتي گرفتن! تا چشم مرا دور ببينند، بازي‌هاي پسرانه راه مي‌اندازند، معمولاً هم زد و خورد تويش دارد؛‌ مثلاً دزد و پليس مي‌شوند و دنبال هم مي‌كنند و... باقي‌اش را خودتان مي‌توانيد تصور بفرماييد. ولي مريم آن‌قدر اعتماد بالايي به توانمندي خود دارد الحمدلله كه گمان مي‌كند مي‌تواند تمام امور خانه را در دست بگيرد، تا نيازي به بنده ديگر نباشد! :) :) من كار مهمي نكردم، همه اين‌ها الطاف خداست. من فقط اعتماد كردم و فرصت دادم تا بيازمايد. حالا قول دادم بعد ماه مبارك چند تا خورش هم يادش بدهم بپزد. سپاس.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ945با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ862نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN