به نام خدا

در پارسي‌بلاگپاسخ پرسشهايت - بخش دوم

يكشنبه ۴ مهر ۸۹ - ۳:۳۵ عصر

مي‌گفت:
«تلفن كه زده بود گفت چرا آن نامه را به مشاور نشان دادي
وقتي مشاور و قاضي ديدند
مجبور بودم كه انكارش كنم»
همين را اساس پاسخ تعداد زيادي از پرسش‌هايش قرار دادم
كه دليل دروغ‌گويي‌ها را تبيين مي‌كند
مي‌گفت به مادرم گفته:
«من دروغ نگفته‌ام، فقط كتمان كرده‌ام
آن حرام است، اين كه نيست»

پرسيدي هر زني كه بخواهد جدا شود از شوهر
به دروغ و كذب متوسل مي‌شود؟
نه برادرم! چنين نيست.
اين مختص بعضي افراد است
دقيقاً همان‌هايي كه دماغشان باد كبر گرفته
اينان هستند كه دست پينوكيو را از پشت مي‌بندند
و چنين مي‌كنند كه با تو شده
خلاف اين را در دادگاه خانواده
در اين بازه زماني اشتغالاتم
بسيار ديده‌ام و چه صداقت‌ها و درستي‌هايي!

نامه را دوباره مرور كرديم
گفتم: اين‌كه نامه را در برابر قاضي و مشاور انكار كرده
البته نه انكار دست‌خط خود
كه فحوا را منكر شده
به قول علمي‌ترش
منكر دلالت تصوري آن نيست
و نه دلالت تصديقي
كه دلالت تصديقيه جديّه را منكر شده
كه اراده محتواي آن را نداشته و هزل مي‌كرده وقتي نوشته
اين را از آن بدان
كه خطاي خود را با خطاي بزرگ‌تر جبران كرده
كساني هستند كه خود را از چاله به چاه مي‌اندازند
و دروغ كوچك را با دروغ بزرگ‌تر
و همچنان مي‌روند تا چاه ويل
كه آخر اين راه هم سقوط است
و اول آن كبر و خودپرستي و به قول روانشناس ما: «خودشيفتگي»
و آخر آن هلاك...
متن نامه را اجازه داد كه بنگارم
تا مخاطبين بخوانند
در چند بخش قرار مي‌دهم
كه مجال بررسي باشد
و اطاله نباشد
و اينك بخش اول:

«روزگار مي‌گذشت
غريب و تنها
گاهي خندان
و گاه گريان
اما مي‌گذشت
ناگهان ندايي آمد كه برخيز اي دختر تنها بيا به خانه
حضرت زهرا (س)

چشم‌هايم را بستم به گذشته و آينده
آمدم
كه اي كاش نمي‌آمدم*
و اما داستان زندگي من و تو
داستان دو كوهه
يكي كوه غرور
و يكي كوه صبر
غرورش از پدرش، برادرش، خانواده‌اش و خودش
اما
كوه صبر همه چيز را مي‌دانست**
و چيزي نمي‌گفت»

*دقت كن! چرا مي‌گويد: «اي كاش نمي‌آمدم»
اين عبارت زماني معناي عرفي معمول را دارد
كه فرد با تصميمش
خود را گرفتار مظلمه‌اي نمايد
كه ناگزير بسوزد و بسازد
اما نويسنده در ادامه اظهار مي‌دارد
ظلم كرده و آزار رسانده
و نه ظلمي ديده و نه آزاري
هر چه ديده صبر بوده و تحمل مصائبي كه او موجد بوده
اين عبارت دلالت بر معنايي غيرمعمول دارد
پشيماني از ظلمي است كه اعمال داشته
و به جهت كبر
خود را ناگزير به اين تعذيب مي‌ديده
اكنون نالان است كه چرا خود را در فضايي قرار داده
كه بين خودپرستي و عدالت
ناگزير شود يكي را انتخاب كند
كه به روشني بر اساس طبيعت اخلاقي خود نخستين را برگزيند
گويا قادر نيست گزينه ديگري را برتري دهد!

**از اين سكوت در شگفت مي‌نمايد
عبارت به گونه‌اي تركيب يافته
كه اوج تكبر را در يك سو
و اوج صبر و تحمل را در سوي ديگر برساند
تشبيه به «كوه» نيز بر اين مبنا بوده
اين‌كه يك سوي كارزار اين مظلمه
سكوت كند
به تنهايي چيزي نيست
اما بداند و نگويد
بداند و حلم كند
همه اسرار و قضاياي پشت پرده را
و اهداف و برنامه‌ها و مقاصد را
و باز بر اهمال گذارد و بگذرد
گويا اين، نويسنده را به شگفتي واداشته
و او را خسته كرده
كه نتوانسته طرف مقابل را به رفتار متقابل ناصواب بكشاند
اين‌كه بد كني و نيك بيني
سخت‌ترين شكنجه است
مر كسي را كه هنوز وجدان دارد و نشاني درونش هست كه به سوي خدا چشمك مي‌زند
اين زجري است كه او را زجر دهي
و متانت بيني
و كرم و لطف

مأخذ نامه را اين‌گونه توصيف كرد
كه ده روز پيش از عيد غدير
و پيش از آن‌كه به داعي طلاق
بگذارد و برود
اين را نوشته
- پرسيدم به تو داد؟
گفت: اما به دستم نداد
بر روي ميزم يافتم
كه گذاشته بود تا بخوانم
- و تو چه كردي؟ پس از آن‌كه خواندي؟
جوابم را داد
اما مي‌گذارم براي پايان نامه
وقتي آخرين فراز را تحليل كرديم
شرح خواهم كرد!


مطلب بعدي: پاسخ پرسشهايت - بخش سوم مطلب قبلي: خارج ميروم

بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر14نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر33نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها776طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها68براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها23همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ1064با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها9تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1052نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN