به نام خدا

در پارسي‌بلاگقداستِ نام

چهارشنبه ۲۴ خرداد ۹۶ - ۷:۲۳ عصر

تا آماده شد
در كاسه كه ريختم
دارچين را كه آوردم
پرسيدم: چه بنويسم؟
مريم حرف جالبي زد:
«مادري روي شله‌زرد مي‌نويسه الله
اونوقت ما بايد الله رو بخوريم
خيلي بده، نه؟!»




خوشم آمد
بله، خوشم آمد
كيف كردم يعني
از اين فهم و درك
از اين شجاعت در مخالفت با رسوم نادرست
هنجارهاي ناهنجار

فوري جواب دادم:
بله دخترم
من هم با تو موافقم

خب مي‌خواهيم تزيين كنيم
چرا خود را با چنين شبهه‌اي مواجه سازيم
وهن اسماء مقدّس

ياد رسم نارواي مسيحيّت افتادم
نان و نوشيدني در عشاء ربّاني
كه نيّت مي‌كنند به جاي «گوشت» و «خون» مسيح مي‌خورند! :(
يعني چه حسّي به آنان دست مي‌دهد
وقتي با چنين تجرّي و با چنين نيّت بدي...
پناه بر خدا از اين انحرافات!

انسان به دلش كه مراجعه كند حسّ مي‌كند
كه نوشتن نام‌هاي مبارك
روي خوردني‌ها...
اصلاً به دل انسان نمي‌چسبد
بديهي‌ست اين مطلب
آن‌قدر بديهي كه يك كودك هم مي‌فهمد
يك خُردسال
پس چرا بزرگ‌ترهاي ما اين فهم را نداشتند و ندارند؟!


مطلب بعدي: تحوّلاتِ غذايي مطلب قبلي: پول در بانك

نظرات

.:

سلام و تشكر از توضيحات تون.من نظرم بيشتر محتواي آموزشهاي حوزه بود؛نه قالب و شيوه هاي تبليغ اون...تا زماني كه محتواي آموزشهاي حوزه بر اساس مؤلفه هاي واقعي انتظار ظهور نباشه،هزار سال هم كه فعاليت بكنن،مثمر ثمر نخواهد بود...اون آدرسهائي هم كه داديد نگاه كردم.اگه از من دلخور نشيد،عرض مي كنم كه باز هم تكراري و سطحي و كاملا غير كاربردي.ضمنا با توجه به اينكه من نظرات اساتيد مختلف و حتي مخالف رو هم مطالعه كردم،به اين نتيجه رسيدم كه خواندن كتب مرحوم دكتر علي شريعتي،عليرغم وجود برخي اختلاف نظرهاي ايشان با حوزه،بسيار مفيد و كارساز خواهد بود.مخصوصا مقالهء امت و امامت و نيز قاسطين مارقين ناكثين ايشان از كتاب علي(مجموعه آثار 26)مي دونم كه برخي از حوزوي ها با ايشان موافق نيستند؛اما از باب اطلبواالعلم ولو من اهل الصلال،استفاده از تجربيات ايشان كه از نزديك با مبارزات ساير ملت ها آشنا هستند،مفيد و سازنده خواهد بود...موفق باشيد.


سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۹۶ - ۴:۳۸ عصر
پاسخ: در پناه حق.
.:

خب اين همه اسلام شناس كه از اول در حوزه درس خونده اند،به علاوهء فارغ التحصيلان دانشگاهها كه بعدا به حوزه رفتند:چه بازخوردي در جامعهء مذهبي داشتند؟شما اين همه از حوزه دفاع مي كنيد،از اون طرف هم موضوع اختيار و تئوري فاعل و قابل رو مطرح مي كنيد و اون تئوري ها رو دليل مشكلات مذهبي جامعه به حساب مي آوريد:چه نتيجه اي از اين دو فرمايش شما بايد عايد امثال من بشه؟

شما كه حوزوي هستيد و كتب تاريخ اسلام رو مطالعه فرموده ايد،لطفا بفرمائيد علت عمدهء پذيرش علي،بعد از قتل عثمان و علت عدم پذيرش ايشان در زمان سقيفه چي بود؟صرفا به اين دليل بود كه اون زمان،جوان بودن و اين زمان،ميانسال؟چرا همون كساني كه به ناله هاي فاطمه(س) به عنوان دختر پيامبر(ص)در مورد حق علي توجه نكردند،در زمان قتل عثمان،به تعبير علي،چون گلهء كفتاران هجوم آوردند و نزديك بود حسنين رو زير دست و پا له كنند؟آيا دليلي غير از تغيير مردم داشت؟ممنونم از توضيحاتتون.

دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۶:۲۲ عصر
پاسخ: بنده نكاتي را كه به ذهنم رسيد عرض كردم. از بابت اين‌كه براي شما مفيد نبوده و چيزي عايد نكرده متأسفم. اميدوارم پاسخ سؤالات خود را بيابيد. در پناه حق.
.:

من نه تنها رهبري رو به دروغگوئي متهم نمي كنم،بلكه حتي حرفهاي ايشون رو دروغ مصلحت آميز هم به حساب نميارم؛اما دقت كنيم كه رهبري،وظايفي داره كه يكي از اونها،اميد دادن به جامعه و بيان نقاط قوت جامعه براي اميدوار كردن و اعتماد به نفس دادن به مردم هستش،حتي بعضا مي بينيم كه از دولتمرداني كه تخلفاتشون آشكاره،حمايت مي كنن؛اما اين معناش اين نيست كه من و شما با خيال راحت بشينيم و زندگي روزمره مون رو بكنيم و از مشكلات و خطراتي كه در وهلهء اول به چشم نميان،اما ممكنه به صورت كاملا نامحسوس،به جامعه ضرر بزنن،غافل بشيم.حمايت رهبري از تيم برجام و امثال اون،به معناي تأييد كارهاي اونا نيست و در مقام تشبيه،به سكوت 25 سالهء علي(ع) شباهت داره...من نميدونم شما از كدوم پنجرهء حوزه به خيابون نگاه مي كنيد كه جامعه رو به صورت اتوپيا و مُثُل افلاطوني مي بينيد؟منظورم تنها فسادهاي اخلاقي و مالي نيست.الان مردم و مخصوصا جوانان،مشكلات اعتقادي پيدا كرده و مي كنند.دائما شبهاتي به مغزشون تزريق ميشه.چرا كسي اقدام متقابل نمي كنه؟چرا پاسخگوئي به شبهاتي كه در داخل حوزه ها انجام ميشه،نمود خارجي در سطح جامعه و دانشگاه نداره؟شما خودت در حوزه نفس مي كشي؛اما امثال بنده در سطح جامعه نفس مي كشيم.حق داريم كه بپرسيم چرا حال و هواي حوزه به جامعه نميرسه.شايد هم من مشكل تنفسي دارم؟(مزاح كردم ببخشيد)

دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۶:۲۲ عصر
پاسخ: همان‌طور كه عرض كردم ريشه پيدايش شبهات اعتقادي تحوّلاتي جهاني‌ست كه در سال‌هاي اخير رخ داده و موج آن تمام كشورهاي اسلامي را گرفته است. بزرگاني از انديشمندان و متفكران را نيز در خود بلعيده. نگاه كنيد، دكتر سروش به عنوان يك اسلام‌شناس در ابتداي انقلاب مطرح بودند. امروز كجا هستند؟! همان‌طور كه عرض كردم اين صحيح نيست كه همه عوامل را ملاحظه نكرده و قضاوت نمود.
.: اين كاملا درسته كه انسانها دائما مورد فتنه و آزمايش الهي هستند؛اما آيا درسته كه ما در مواجهه با هر معضلي در جامعه،اونو به حساب ابتلاي الهي بگذاريم و خودمون رو كنار بكشيم و تازه خوشحال هم باشيم كه به كنكور تافل الهي آخرالزمان(!)راه يافته ايم؟مگر نه اينكه بايد براي ظهور،زمينه سازي كنيم؟اگه قرار بود بدون زمينه سازي،آقا ظهور كنن،همين الان هم مي تونستن ظهور كنن.براي ظهور چيكار كرده ايم؟اولين بحث ما در وبلاگ شما،بر سر راهكار هاي عملي نهي از منكر و البته تفاوت اون با نظريات و تئوري ها و آيات و احاديث و فتاواي علما بود.نحوهء انكار قلبي رو فهميديم؛اما انكار لساني و مخصوصا عمل به اركان رو در جامعه،فقط به صورت كاملا كلي و سربسته شنيده ايم.هنوز كه هنوزه،من به جواب نرسيده ام.نميدونم شايد هم نتونستم سوالم رو درست مطرح كنم.دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۶:۲۱ عصر
پاسخ: شما براي زمينه‌سازي ظهور برنامه خاصي داريد و رفتار ديگران را با برنامه خود مي‌سنجيد! اين‌كه براي زمينه‌سازي ظهور چه كرديم را با چه معيار و سنجه‌اي ارزيابي مي‌فرماييد. عرض كردم كه اين امور نيازمند آمارگيري و تحقيقات ميداني‌ست. بنده مي‌توانم ادعايي كنم و شما ادعايي ديگر و هر يك بر ادعاي خود پافشاري نماييم. نمي‌شود به نتيجه رسيد. اما اين‌:كه مي‌فرماييد شيوه نهي از منكر هنوز روشن نيست، تعجب مي‌كنم. در اينترنت جستجو كردم، شما هم بكنيد: http://www.google.com/search?q=روش+نهي+از+منكر ببينيد آيا كم مطلب در اين مورد هست؟! منبرهاي علما را در سايت http://tablightv.ir ببينيد، كم نهي از منكر مي‌كنند. به نظرم اندكي بايد با انصاف بيشتري نظر داد.
.:

سلام.قبل از هر چيز بايد عرض كنم همونطوري كه خودتون هم فرموديد، قصد حالگيري در كار نيست و اگه لحن تند من اين سوء تفاهم رو به وجود آورده،از شما عذرخواهي مي كنم.باور كنيد لحن تند من از روي درده و نه از روي ساير انگيزه ها...

امام(ره) هم فرمودند كه ما مأمور انجام وظيفه هستيم؛نه مأمور نتيجه.اين درست؛اما حديثي هم از امام رضا(ع)هستش قريب به اين مضمون كه:اگر حلاوت و شيريني دين را به مردم بچشانيد،آنگاه مردم خودشون به سوي دين خواهند رفت...عكس نقيض اين جملهء شرطيه اينه كه اگه مردم به سوي دين نرفتند....ميخوام از شما بپرسم:چند درصد گناه جذب نشدن مردم به سوي دين،مربوط به علماست؟درسته كه انسانها،صاحب اختيارن كه حرف علما رو بپذيرن يا نپذيرن؛اما آيا نبايد علما دائما روشهاشون رو مورد سنجش قرار بدن تا رفته رفته از كارهاشون نتيجهء بهتري بگيرن و عدهء بيشتري رو جذب بكنن؟



دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۶:۲۰ عصر
پاسخ: بله، اين ضرورت دارد كه شيوه‌هاي تبليغ دين پيوسته ارتقاء يابد و بهتر از گذشته شود. شما اطلاع داريد كه شيوه‌هاي تبليغ تغييري نكرده است. ولي بنده اطلاع دارم كه معاونت تبليغ حوزه، دفتر تبليغات و سازمان تبليغات سال‌هاست كه شيوه‌هاي نويني براي تبليغ طراحي كرده و اجرا مي‌نمايند. گروه‌هاي تبليغي جديدي تأسيس شده‌اند و شيوه‌هاي تبليغ گروهي در حال اجراست. كافي نيست؟! بله، البته كه كافي نيست. كشوري كه بالغ بر 70 ميليون جمعيت دارد، تنها 80 هزار طلبه رسمي دارد. اين آمار تقريبي طلبه‌هاي سال اولي تا پيرترين علماي ماست. إن‌شاءالله روز به روز نتايج بهتري حاصل گردد.
.:

شما كه توپ رو به زمين وزارت ارشاد و مجلس و رئيس جمهوري مي اندازيد،چرا در قبال اشتباهات دولت و مجلس،اعتراض نكرديد؟چرا نمايندگان روحاني مجلس،چنين اعتراضي نكردن؟اصلا چرا شما مردم عوام رو توجيه نكرديد كه به هر كس و ناكسي راي ندن؟چهل سال تمام و حتي بيشتر،حرف و شعار تكراري و سطحي داديد كه هيچ تاثيري در جامعه نداشت.آمار از اين واضح تر؟

دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۱۰:۳۸ صبح
پاسخ: اين فرمايش شما غيرمنصفانه است. هر سال موقع انتخابات كه مي‌شود؛ چه مجلس و چه رياست جمهوري، طلبه‌ها دوره مي‌افتند در تمام شهرها و روستاها و پيوسته با مردم در ارتباط نزديك. ولي اگر مي‌بينيد چيز ديگري از صندوق بيرون مي‌آيد، به معناي اين است كه مردم با اختيار خود، خواست خود را برمي‌"گزينند و اين مطلب هيچ چاره‌اي ندارد. خداوند هم در قرآن به پيامبر(ص) مي‌فرمايد كه تو نمي‌تواني مردم را مجبور به عملي كني و تنها بشير و نذير هستي. اين بي‌انصافي‌ست كه از روي عدم اطلاع و آگاهي، قضاوت كنيم و بگوييم: چون مردم به ناكس رأي داده‌اند، پس علما مردم را توجيه نكرده‌اند. همين انتخابات اخير را نگاه كنيد، چقدر علما درباره آن حرف و سخن گفته‌اند. فراوان. متأسفانه نوعي از جبر در ذهن بعضي از ما شكل گرفته كه خيال مي‌كنيم اگر «حق» گفته شود، حتماً پذيرفته مي‌شود! خير. اگر چنين بود، هيچ فردي از انبياء و امامان حق‌گوتر نبود و انسان‌ها هم پذيرش خوبي نسبت به «حق» در طول تاريخ نداشتند. اين مثال‌ها در آيات قرآن فراوان است، اگر اهل مطالعه آيات قرآن با ترجمه و فهم آن باشيم.
.:

آيا روي آوردن مردم به علي(ع)بعد از قتل عثمان،نشانهء تغيير اون مردم نبود؟آيا اين روي آوردن،كاملا تصادفي و اتفاقي بود؟شايد هم مردم جوگير شده بودن؟شايد هم سانديس و چلوكباب و سكهء بهار آزادي و...دريافت كرده بودن؟پس به چه دليل،بر خلاف 25 سال پيش،به علي روي آوردند؟علي بهشون قول رياست يا مال و منال داده بود؟درسته كه اصحاب جمل،رو در روي علي(ع)ايستادند؛اما علي هم به تنهائي در مقابل اونا قرار نگرفت؛بلكه ايشان هم اصحاب و لشكرياني داشتند.اگه كمي تحليلي تر نگاه كنيم،اصحاب علي لزوما همگي زير چهل سال سن نداشتند كه بگيم در زمان ارتحال پيامبر(ص)يعني بيست و پنج سال قبل از جمگ جمل،كمتر از 15 سال سن داشتند.خيلي از اصحاب پيغمبر كه اون موقع از علي دفاع نكردند،در جنگ جمل و صفين و نهروان،از علي حمايت كردند.اين نشانهء تغيير و حركت جوهري و كوُن و فساد و ...نيست؟؟؟حالا گيرم كه اصحاب علي،نقطه ضعف هائي هم داشته باشن:اين باعث نميشه كه فكر كنيم نسبت به زمان ارتحال پيغمبر،اصلا تغييري نكرده بودن.

دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۱۰:۳۸ صبح
پاسخ: قضاوت در مسائل تاريخي نياز به مطالعات تاريخي دارد. كتبي مانند تاريخ طبري، تاريخ يعقوبي... كتاب سيره پيشوايان نيز به فارسي‌ست و مطالعه آن سهل‌تر. براي يافتن پاسخ ارزش دارد كه مقداري مطالعه نماييم. موفق باشيد.
.:

در مورد نقاق موجود در جامعه هم،تئوري فاعل و قابل،دقيقا مصداق پيدا مي كنه.ميدونيد چرا؟اگر من به عنوان رياكار كه «فاعل» عمل ريا هستم،وقتي ببينم كه هيچ كدام از علمائي كه بر سر مسئوليت هاي دولتي يا شرعي هستند،به رياكاري من توجهي نمي كنند و «قابل»عمل رياكارانهء من نيستند،ديگر انگيزه اي پيدا نمي كنم تا براي استخدام شدن،به اين آخوند و اون ملّا،چاپلوسي كنم.پس مي بينيم كه از ماست كه بر ماست(يعني ببخشيد از شماست كه بر شماست...)فراموش نكنيد كه منافقين از كفار بدترند.اينو هم امام خميني گفته و هم آموزه هاي ديني،خطر منافقين رو هميشه بيشتر از كفار دونسته اند.تازه گيرم كه همهء مردان،ريش بزارن و همهء زنان،حجاب كامل رو رعايت كنن:آيا فكر كرده ايد كه فقط با انجام اين دو عمل،تمام مشكلات جامعه حل خواهد شد؟!!! آيا شما ميتونيد آيه يا حديث يا فتوائي از علما نقل كنيد كه نفاق موجود در جامعه رو به فال نيك گرفته باشه؟مگر اينكه فرض كنيم اين فتوا رو خودتون بعد از رسيدن به مرحلهء اجتهاد،صادر فرموده باشد كه البته،فتواي شاذّ و نادري خواهد بود!!!

دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۱۰:۳۷ صبح
پاسخ: بي‌ترديد نفاق از كفر بد است. روشن هم هست. زيرا امتحان هر مرحله از رشد از امتحان مرحله قبل سخت‌تر مي‌باشد. كفر مانعي‌ست در مسير ابتدايي جامعه اسلامي و نفاق مانعي در مراحل بالاتر جامعه اسلامي. مشخص هم هست كه چالشي كه نفاق ايجاد مي‌:كند از چالش كفر بيشتر است. زيرا نفاق كفر پنهان است و كفر پنهان از كفر آشكار خطر بيشتري دارد. اما دقت كنيد، آيا ورود به مرحله بالاتري از امتحان يك مژده و يك اميدواري براي مؤمنين نيست؟! اگر امروز شما را براي امتحان دكترا دعوت كنند، خوشحال مي‌شويد يا ناراحت؟! وقتي بدانيد كه اين دعوت به معناي پايان دوره ارشد شما محسوب مي‌گردد! وقتي جامعه اسلامي با ريش بي‌ريشه مواجه مي‌شود، به معناي اين است كه يك گام بزرگ به پيش رفته. فهم اين مطلب نه نياز به آيه دارد و نه روايت. عقل سليم درك مي‌كند كه «امتحان سخت‌تر» به معناي «ورود به مرحله بالاتر از رشد» است. اگر قرار است به ظهور نزديك شويم، آيا مهم‌ترين نشانه آن سخت‌تر شدن امتحانات و ابتلائات نيست؟! پس افزايش فتنه‌ها و پيچيده شدن نفاق نشانه‌اي‌ست از نزديك شدن به مراحل بالاتري از رشد جامعه اسلامي. با اين مطلب هم موافقم كه نبايد ريش به تنهايي شاخصي براي استخدام و گزينش باشد، تا جلوي به قدرت رسيدن منافقين را بگيرد. در روايات ما هم تأكيد زياد است بر اين‌:كه مسئولين نبايد فريب ظاهر افراد را بخورند.
.:

و اما در مورد اينگلهارت:چرا مغلطه مي فرمائيد؟چون معصومين نتونستن در زمان خودشون كاري انجام بدن،پس به طريق اولي،حوزوي ها هم نخواهند تونست كاري انجام بدن،درسته؟پس با اين حساب اين حوزه به چه دردي مي خوره؟چرا تعطيلش نمي كنيد؟همون تئوري فاعل و قابل در اينجا هم صادقه:ائمه،فاعل ايده آلي بودن؛اما مردم زمانشون،قابل خوبي نبودن.علماي ما اگه اين قابليت ضعيف مردم رو به مرور زمان تقويت مي كردن،مي تونستن نتيجه اي بهتر از زمان ائمه رو به دست بيارن؛هرچند كه خودشون به اندازهء ائمه،فاعل خوبي نباشن.اول انقلاب،امام فرمودند كه مردم ما از مردم زمان رسول الله(ص)بهترند.واقعا هم اينطوري بود.شايد شما يادت نياد؛اما مردم اول انقلاب،خيلي از امام حرف شنوي داشتن و سنگر انقلاب و جنگ رو پر مي كردن.

دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۱۰:۳۷ صبح
پاسخ: معصومين (ع) توانستند كارهاي بزرگي انجام دهند. امام خميني (ره) هم كار بزرگي انجام دادند. اما عرض بنده اين بود كه اگر توقع داشته باشيم جامعه كاملاً اسلامي محقق شده باشد، پس علّت وعده دادن جامعه به «موعود» چيست؟! شما وضعيت فعلي جامعه را با «آرمان‌ها» مقايسه اگر بفرماييد، فاصله بسيار است. اما اگر با گذشته مقايسه كنيد، گام‌هاي پيشرفت را مي‌بينيد. هر امامي، چه معصوم و چه غير معصوم، وظيفه دارد جامعه را يك گام پيش ببرد تا به كمال نزديك شود. صحيح فرموديد كه امام خميني (ره) فرمودند مردم امروز بهتر از آن روزند. زيرا اگر نبودند كه انقلاب اسلامي محقق نمي‌شد. اما مردم امروز چطور اين‌طور شدند؟! مقام معظم رهبري جايي نقل فرمودند كه من خدمت امام بودم و به ايشان عرض كردم اين‌كه شما توانستيد انقلاب را به پيروزي برسانيد، اثر قرن‌ها تلاش علما و فضلاي حوزه بود كه متراكم شد در انقلاب. يعني اگر صدها سال فقهاي ما نبودند و مبارزه نمي‌كردند و جامعه را رشد نمي‌دادند، انقلاب روي نمي‌داد. شيخ مفيد بود، شيخ طوسي بود، تا مدرس و كاشاني و شيخ فضل الله نوري و... ولي تا لحظه قبل از انقلاب... اگر فردي ظاهربين نگاه مي‌كرد قضاوت مي‌كرد كه زمان پهلوي دوم خيلي بدتر از زمان قاجار است! نيست؟! با آن همه فروشگاه‌هاي مشروبات الكلي و آن‌همه فساد آشكار در جامعه... اما مردم در دوره پهلوي دوم خيلي رشديافته‌ترند نسبت به مردم پهلوي اول و قاجار. همين است كه فرصتي فراهم مي‌آورد براي نهضت امام (ره). اين قضاوت به نظر مي‌رسد خيلي ظاهربينانه باشد كه وضع امروز را از ابتداي انقلاب بدتر بدانيم. شما فرمايشات رهبري را هم اگر دقت كنيد پيوسته اصرار دارند رويش‌هاي فراواني روي داده. فتنه 88 را اگر بنگريد، پختگي ملّت امروز نسبت به ابتداي انقلاب مشخص مي‌شود. اين‌ها پيچيدگي‌هاي تحليل جامعه اسلامي‌ست كه به سادگي نمي‌شود درباره آن‌ها نظر داد. براي اين‌:كه بدانيد وضع امروز بهتر از چند دهه پيش است، در سايت رهبري، بيانات ايشان را مرور كنيد. ايشان قطعاً اهل دروغ گفتن نيستند.
.:


تازه دقت كنيد كه رفتن افراد متخصص به حوزه،نه تنها يك نقطهء قوت براي حوزه به حساب نمياد؛بلكه يك نقطه ضعف وحشتناك براي حوزه هستش.ميدونيد چرا؟چون اگه حوزهء علميه در متن جامعه،دين و آموزه هاي اون رو به موقع و به درستي و در سطح وسيع و به صورت عمقي تبليغ و آموزش داده بود،من ليسانس برق،ديگر نيازي پيدا نمي كردم كه براي كسب تعهد و يا آموختن مسائل ديني به حوزه مراجعه كنم.آموختن مسائل فني،وظيفهء من و آموختن مسائل شرعي،وظيفهء امثال شماست كه در نهايت،از باب تقليد جاهل از عالم،من در مسائل شرعي از شما تقليد كنم و شما هم در مسائل فني،از امثال بنده؛نه اينكه من كار فني خودمو ول كنم و به جاي ادامه تحصيل در رشتهء فني خودم،بيام حوزه،تا چيزهائي رو كه امثال شما نتونستيد در سطح مسجد و جامعه به من ياد بديد،در محيط حوزه،خودم تحقيق كنم و ياد بگيرم.


دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۱۰:۳۶ صبح
پاسخ: عرض نكردم كه: «خوب است مهندسين ما بروند حوزه». شما متأسفانه به دليل اين‌كه سريع پاسخ بدهيد، با دقت عرايض بنده را نخوانده‌ايد. غرض بنده و شما از اين گفتگو قطعاً اين نيست كه حال هم را بگيريم! اگر قرار است به يك نقطه مشترك در گفتگو برسيم، نبايستي عجولانه قضاوت كنيم و بي‌دقت عمل نماييم. بنده هم موافقم كه مهندس مهندس باشد، حوزوي حوزوي. خوب نيست انرژي فرد تلف بشود و چند سال در يك رشته و سپس چند سال در رشته ديگر. ولي وقتي در حال بررسي واقعيات باشيم، عرض كردم كه وقتي مي‌بينيم اين‌همه مهندس مي‌آيند قم طلبه مي‌شوند، يعني آن‌ها فراري از مذهب نبوده و نيستند. بلكه ابتدا تصوّر مي‌‌كردند در قلمرو فني بهتر مي‌توانند به اسلام خدمت نمايند، بعد شايد احساس كردند اين‌طور نيست و در حوزه بهتر مي‌شود خدمت كرد. ولي قطعاً اين افراد براي ياد گرفتن دستورات و احكام ساده دين به حوزه نمي‌آيند. زيرا براي ياد گرفتن چيزهايي كه در مسجد بايد مي‌آموختند، به قول شما، كافيست يكي دو كتاب بخوانند، يا دو سه سايت اينترنتي را بكاوند. آن‌ها به حوزه مي‌آيند تا مجتهد شوند. زيرا احساس مي‌كنند به عنوان يك اسلام‌شناس مي‌توانند بهتر مسائل و مشكلات جامعه را تحليل و آسيب‌شناسي نمايند. مطمئناً هيچ كس براي يادگيري احكام به حوزه نمي‌آيد!
.:

سلام.در مورد آسيب هاي فرهنگي و زياد بودن آنها و كافي نبودن چهل سال زمان براي رفع كامل آنها،فرض كنيم حق با شما باشه:چند درصد از اين آسيب ها در اين چهل سال،رفع شده؟چرا در اين چهل سالي كه از سرنگوني رژيم فاسد شاه گذشته،هنوز هم كه هنوزه،آسيب هاي مشهودي رو مي بينيم كه نه تنها كم نشده،بلكه بدتر هم شده.پس حوزوي ها چرا نتونستن قدمي ولو اندك بردارند؟حتي موضوع قمه زني در ايام محرم رو عليرغم تأكيدات رهبري در اين بيست و چند سال ،هنوز نتونستن از فرهنگ جامعه حذف كنن و هنوز هم كه هنوزه،در مناطقي كه دور از چشم مامورين انتظامي هستش،اين عمل قبيح،انجام ميشه.خود من مدتي در يكي از سايت هاي اينترنتي با طرفداران قمه زني بحث داشتم و به هيچ شكل نتونستيم قانعشون كنيم...اينا وظيفهء حوزه نيست،پس وظيفهء كيه؟اين موضوع،آيا اينقدر پيچيده و بغرنجه كه نتونستن حلّش كنن؟


دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۱۰:۳۴ صبح
پاسخ: ما نيز چون شما نتوانستيم قانع كنيم. مي‌دانيد چرا؟! زيرا انسان «اختيار» دارد و اين اختيار فراتر از برهان و استدلال است. يعني وقتي براي مخاطب استدلال مي‌كنيد، او مختار است استدلال شما را بپذيرد يا نپذيرد. وقتي هواي نفس در فرد غلبه داشته باشد، برهان شما را نمي‌پذيرد و رفتار خود را تغيير نمي‌دهد. وجود بهشت و جهنم را همين «اختيار» داشتن در پذيرش و عدم پذيرش تعيين مي‌نمايد. اما اين‌كه شما اصرار داريد چون قمه‌زني و خرافاتي مانند اين از بين نرفته است پس از انقلاب، پس حتماً و ضرورتاً به معناي ناتواني عملا و فضلاست. اين استدلال شما كامل نيست. مانند اين‌:كه بعضي مي‌گفتند چرا خداوند نمي‌تواند تمام دنيا را يك تخم‌مرغ كوچك جا دهد! شما عواملي مانند قابليت قابل را در پذيرش تبليغ و دعوت و اختيار وي را ناديده مي‌گيريد.
.:

اين اشتباه بزرگي است كه فكر كنيم هركس حوزه بره،تعهد به دست مياره.تعهد يك موضوع اخلاقي و شخصيتي است كه لزوما ارتباطي به تحصيلات حوزوي نداره.چه بسا مجتهديني كه در طول تاريخ،به اسلام خيانت كردن و عملهء جور شدن و چه افراد بي سوادي كه به مقام عرفاي كامل الهي رسيده اند.حتي با فرض اينكه متخصصي به حوزه برود و تعهد به دست آورد:فكر كرده ايد كه در جامعهء فعلي ما اين شرايط وجود داره كه متخصصين متعهد بتونن تغيير قابل توجهي انجام بدن؟تا كي مي خواهيم با اين شعارهاي تكراري بچه گانه،خودمون رو گول بزنيم كه مثلا اگه متخصصين ما متعهد هم بشن،وضع جامعه تغيير خواهد كرد؟مثلا خود من كه ليسانس برق و كارمند مخابرات هستم،با خواندن فرائد و مكاسب و كفايه و لمعه و مغني و مطوّل و...چه تغييري مي تونم در مخابرات انجام بدم؟

دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ۱۰:۳۴ صبح
پاسخ: به عرض بنده توجه نفرموديد. عرض نكردم كه متخصصين بروند حوزه. عرض كردم برادرم مي‌گفت، نه خود من، كه اگر افراد مذهبي بروند متخصص شوند اين به نفع كشور است. اين‌كه مهندسين ما متديّن باشند. اين را بنده نيز چون شما قبول ندارم. ولي در مقام تحليل واقعيت، اين حقيقت جامعه ماست. بنابراين اين‌كه شما فرموديد چون جوانان مذهبي نمي‌روند حوزه و يا رشته‌هاي الاهيات، پس جوانان مذهبي ما از مذهب زده شده‌اند، اين را عرض كردم كه قضاوت نادرستي‌ست، زيرا بسياري از جوانان مذهبي ما دقيقاً به دليل مذهبي بودن، تصميم مي‌گيرند به رشته‌هاي فني مهندسي بروند و اين به معناي فرار آن‌ها از مذهب نيست. اين قضاوت بسيار عجولانه و ناپخته مي‌باشد.
.:


كافي است دو مقطع زماني متفاوت دوران زندگاني حضرت علي(ع) رو باهم مقايسه بكنيد و ببينيد كه چرا من حوزه ها رو به كم كاري متهم مي كنم:روزهاي بعد از ارتحال پيامبر اكرم(ص) و روزهاي بعد از قتل خليفهء سوم را:در اولي،تلاش هاي حضرت فاطمه(س)براي ستاندن حق علي(ع)نتيجه اي در بر نداشت و در دومي،بي رغبتي (ولو ظاهري)علي(ع) در امر پذيرش زمام امور جامعه كه به اصرار همون كساني كه 25 سال قبل،حق علي رو ناديده گرفته بودند،خلافت رو پذيرفتند...غرض اينكه همون طوري كه در اون 25 سال،نظر مردم تغيير كرد،در اين چهل سال هم بايستي فرهنگ جامعه بهتر ميشد...

يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۳:۵۷ عصر
پاسخ: واقعاً؟! واقعاً نظر مردم تغيير كرد؟! يعني شما گمان مي‌فرماييد كه در 25 سال نظر جامعه تغيير كرده بود؟! پس چطور طلحه و زبير آن‌چنان لشگري عليه حضرت (ع) فراهم كردند؟! از كدام جامعه؟! يعني واقعاً تصوّر مي‌فرماييد كه جامعه اسلامي از زمان ارتحال پيامبر (ص) بهتر شده بود كه آمد سراغ اميرالمؤمنين(ع)؟! بايد عرض كنم كه جدّاً اين كلام نادرست است و شواهد بسيار و خلاف دارد. حضرت امير (ع) پيوسته از جامعه خود مي‌نالد و كافي‌ست تورّقي در خطبه‌هاي نهج‌البلاغه بفرماييد تا ملتفت موضوع شويد. اتفاقاً با ظاهر رهبانيّتي اولي و با تبعيض مالي و اقتصادي دومي و با قومي‌گرايي سومي، جامعه اسلامي به ورطه فساد و هلاكت افتاده بود و اشرافي‌گري معاويه نيز تير خلاص بود. ببينيد كه بلافاصله بعد از شهادت حضرت امير(ع) چه به سر امام حسن (ع) آوردند! نياز است به منابع تاريخي مراجعه و مطالعه شود تا اين ابهامات برطرف گردد.
.:

به اون آدرسي هم كه داده بوديد سر زدم.سوال من اينه كه چه اقدامات متقابلي در سطح جامعه( و نه در داخل حوزه هاي علميه)راجع به اينگونه اقدامات بيگانگان انجام شده؟غير از حرفها و اتهامات تكراري؟


يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۳:۵۷ عصر
پاسخ: مسئول اقدام متقابل كيست؟! اينگلهارت يك پژوهشگر آمريكايي‌ست كه از دولت و سرمايه‌داران آمريكايي بودجه مي‌گيرد. در ايران چه مرجعي بايد با او مقابله كند؟! وزارت ارشاد جمهوري اسلامي كه يك دهه پيش رسماً با اين آدم همكاري هم كرد! رئيس جمهور را كه علما و فضلا انتخاب نمي‌كنند. انتخاب مردم است. نمايندگان مجلس را كه ملاها و آخوندها برنمي‌گزينند، همه به دست مردم است. اگر نماينده‌اي، رئيس جمهوري، به درستي عمل نمي‌كند، ولي مردم همو را برمي‌گزينند، معناي اين مطلب چيست؟! يعني مردم همين رفتار را مي‌خواهند. خب اگر اين‌طور باشد، چه كاري از دست علما ساخته است؟! چه كاري از دست امامان معصوم (ع) ساخته بود، با آن‌كه به علم غيب متصل بودند. خداوند انسان را آزاد آفريده است. نمي‌شود جامعه‌اي را كه اشتياق به دنيا در آن رو به افزايش است، به زور مجبور كرد. بله، تبليغ لازم است. آگاهي‌بخشي لازم است. اصلاً وظيفه علما همين است. حالا شما معتقد هستيد كه آخوندها كم‌كاري كرده‌اند، ممكن است فرد ديگري نظري مخالف شما داشته باشد. براي حل اين مخاصمه نياز به آمارگيري و تحقيقات ميداني‌ست. رجماً بالغيب كه نمي‌شود نظر داد. گاهي انسان بغضي از رفتار نابه‌جايي دارد، آن را تعميم مي‌دهد. نجّار بوده، زده آينه بغل ماشين مرا شكسته، حالا اين بغض اگر سبب بشود تمام نجّارها را مقصر بدانم، اين شيوه معقولي نزد عقلا نيست.
.:

شما به عرض من دقت نكرديد:من نگفتم كه چرا جوانان به سراغ رشته هاي مذهبي نميرن؛من حرفم اين بود كه چرا جوانان مذهبي به سراغ رشته هاي مذهبي نميرن.اين دو مسئله باهم خيلي فرق داره.اينكه جوان غير مذهبي به سراغ مذهب نره،طبيعيه؛اما اينكه يك جوان مذهبي،ادعاي مذهب بكنه و در روزگاري كه شبهات مذهبي،از هر طرف بر سر جامعهء ما مي باره،اگه جوان مذهبي احساس وظيفه نكنه،پي كي بايد احساس وظيفه بكنه؟در شهر خودمون خانواده هاي مذهبي دوآتشهء زيادي رو مي بينم كه بچه هاشون و نوه هاشون،عين ساير جووناي شهر،فقط به فكر پزشك شدن و پول درآوردن و خونه و ماشين آنچناني خريدن هستن و از مذهبي بودن،فقط برچسبش رو دارن.جالبه كه دائما هم در جلسات مذهبي شركت مي كنن و در منازلشون،عزاداري و جشن مذهبي و ... برپا مي كنن.ايراد كار كجاست كه اين نوع آدما حساسيتي نسبت به مذهب ندارن؟علتش به نظر من اينه كه مذهب هم مورد استفادهء ابزاري قرار گرفته و بعضيا نونشون توي مذهبه.اكثر آدماي به ظاهر مذهبي سعي مي كنن با قيافه اي مذهبي در جلوي چشم علما ظاهر بشن تا فردا بتونن يه جائي استخدام بشن...اين علما هستن كه بايد نگذارن چنين سوء استفاده هايي انجام بشه...

يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۳:۵۶ عصر
پاسخ: ظاهراً شما دقت نفرموديد. زيرا بنده نوشتم: «جوانان مذهبي نزديك‌ترين افراد به اين خواسته رهبري مي‌باشند و قطعاً براي تأمين نيازهاي جامعه، ترجيح مي‌دهند كه سراغ اين موضوعات بروند». من خودم وقتي خواستم به حوزه بيايم،‌ برادرم كه اتفاقاً از بنده نيز مذهبي‌تر بود و از نوجواني عضو فعال بسيج، به من گفت: حوزه نرو، طلبه به اندازه كافي هست، بيا برو دانشگاه، رشته‌هاي فني، چون در اين رشته‌ها متخصص متعهد كم داريم! دقت مي‌فرماييد كه چه نگاهي وجود داشت؟! عرض بنده اين است كه نرفتن جوانان مذهبي به رشته‌هاي الاهيات شاخص مناسبي نيست براي قضاوت. بلكه بالعكس، فراوان افراد مهندس ديده‌ام كه پس از پايان دانشگاه به حوزه آمده‌اند كه خلاف فرمايش شما را نشان مي‌دهد. اما اين‌كه شما جواناني آن‌طور ديده‌ايد، بنده نيز جواناني اين‌طور ديده‌ام. اما درباره نفاق... نكته خوبي اشاره كرديد. اين‌كه افراد رياكار با ظاهر مذهبي قصد رسيدن به قدرت و ثروت دارند. بله، اين‌طور است. در صدر اسلام هم بوده است. ولي اين يك شاخص مثبت است و بسيار خوشحا‌ل‌كننده. يعني چه؟! توجه بفرماييد، ما با سه عنوان مؤمن، كافر و منافق مواجه هستيم. وقتي اسلام در ضعف است، مردم دو دسته‌اند، در مكه هم بودند، در ابتداي اسلام؛ مؤمن و كافر. اما وقتي اسلام به قدرت رسيد، از ضعف خارج شد، در مدينه اگر تاريخ را بخوانيد، دو دسته جديد ايجاد شد؛ مؤمن و منافق. چرا؟! زيرا كافر در مواجهه با قدرت اسلام ترجيح مي‌دهد خود را در سايه نفاق مخفي كند! اين شاخص و نشانه قدرت اسلام است. بله، زمان شاه كسي نياز نبود ريش داشته باشد تا استخدام شود. بلكه بايد كراوات ميزد. اما پس از انقلاب، البته كه اين افراد كراواتي بايد ريش بگذارند تا استخدام شوند. حالا در مقام تحليل، افزايش منافقين در جامعه را بايد به فال نيك گرفت و آن را نشانه عظمت و قدرت اسلام دانست، يا نشانه بد؟! قطعاً هر مرحله از رشد اسلام امتحانات خاص خود را دارد. اسلام وقتي در موضع قدرت باشد، مواجه با نفاق است و خلاف اين ممكن نيست.
.: شما ساكن شهري مذهبي مثل قم هستيد و طبيعي هستش كه درصد خرافات در اونجا كم باشه.اما اگه به شهرهاي كوچكتر كه تعدادشون هم كم نيست سر بزنيد،خواهيد ديد كه تلاشهاي علماي حوزه،تكافوي رفع خرافات رو نمي كنه.البته نميخوام در مورد مقصر واقعي،اظهار نظر كنم...من حرفم اين بود كه در اين چهل سال،بايستي خيلي تغييرات به وجود ميومد كه فكر مي كنم خيلي كمه(لااقل به نظر من).در مقابل اون هزينه ها و اعتباراتي كه خرج ميشه و البته حيف و ميل بسياري هم كه اتفاق مي افته،نتيجهء قابل قبولي عايد نشده.
يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۳:۵۵ عصر
پاسخ: در مقياس «فرهنگ» و تحوّلات فرهنگي، چهل سال رقم اندكي‌ست و قابل ملاحظه نمي‌باشد. يك سنّت چهارشنبه سوري هزاران سال قدمت تاريخي دارد و اگر چه سنّت ناپسندي‌ست، هنوز كسي نتوانسته آن را برچيند. اين به نظر ناشي از كم‌اطلاعي باشد كه فردي بپندارد در چهل سال خيلي اتفاقات بزرگي در فرهنگ يك ملّت مي‌تواند بيافتد. انسان‌ها به آداب و رسوم خود آن‌چنان تنسّك دارند كه معمولاً به سادگي از آن دست بر نمي‌دارند. البته كه اين خصلت پسنديده‌اي نيست، ولي حقيقتي‌ست عيني كه بايد در محاسبات مديريت فرهنگي به حساب آورد. ائمه (ع) نيز به همين دليل توصيه فرموده‌اند كه با آداب و رسوم ملّت‌ها تا جايي‌كه مي‌شود برخورد نشود. اسلام از همين روست كه نوروز را پذيرفت. حوزه علميه و روحانيت وظيفه دارند تا براي اصلاح جامعه تلاش كنند و هر چه هم عمل كنند باز هم كم است، اين درست، ولي گمان نكنيم تحوّلات فرهنگي سريع اتفاق مي‌افتند.
.:

در مورد مباهته بايد عرض كنم كه در سالهاي قبل از انقلاب و حتي سالهاي اول انقلاب،چنين حرفهائي وجود داشت كه البته من از سايت حوزه پرسيدم گفتند چنين چيزي در اسلام وجود نداره. متاسفانه اين روش غلط رو بعضا در جامعه مي بينيم كه برخي ها كه توانائي جوابگوئي به شبهات رو ندارن،افراد شبهه افكن رو به اتهاماتي محكوم مي كنن كه نمونهء بارزش،اون فردي بود كه مادرش رو به رابطهء نامشروع با يك يهودي متهم كردند...اينها براي جامعهء اسلامي،خيلي بده...مطمئن باشيد من نه به اينترنت اعتماد دارم و نه اصلا به ماهواره دسترسي دارم.

يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۳:۵۵ عصر
پاسخ: تهمت و بهتان در اسلام حرام است.
.:

سلام.باز هم ميخوام شما رو به قياس مع الفارق متهم كنم!(مزاح بود به دل نگيريد) همونقدر كه نمي تونيم انبياء عظام و از جمله حضرت نوع(ع) رو به كم كاري متهم كنيم،مي تونيم غير معصومين و از جمله متوليان امور ديني جامعه مون رو(البته با رعايت انصاف)به كم كاري متهم و از اونا انتقاد كنيم.اگر درصد مدافعين حرم نسبت به جمعيت جامعه رو با درصد متخلفين جامعه،اعم از نجومي ها و آفتابه دزد ها مقايسه كنيد،به نتايجي مي رسيد كه براي جامعه اي كه ادعاي انتظاز ظهور رو داره، تأسف باره...

.


يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۳:۵۳ عصر
پاسخ: آسيب‌هاي فرهنگي به قدري زياد هستند كه اگر همه علما و فضلاي ما تمام وقت هم اهتمام به آگاهي‌بخشي جامعه براي رفع آن‌ها نمايند، باز هم كم است. إن‌شاءالله خداوند بر توفيقات مسئولين فرهنگي و نخبگان جامعه بيافزايد تا در امر هدايت فعال‌تر و خدمتگزارتر باشند.
.: ببخشيد اين دوتاي آخري رو جا به جا فرستادم...
يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۹:۴۷ صبح
پاسخ: ...فراموش نكنيد كه «محصول» تابع دو اراده است «فاعل» و «قابل». مي‌گوييد با دوران امام علي (ع) مقايسه نكنيم؟! چرا نكنيم؟! چرا اين را قياس مع الفارق مي‌دانيد؟! مگر ائمه (ع) نيامدند تا الگوي ما باشند؟! دقت كنيد، هر كدام از انبياء و هر كدام از ائمه تنها يك گام و يك پله جامعه را به رشد و ارتقاء رساندند، همين. تا چه شود؟! تا جامعه برسد به قابليتي كه بتواند نظم واحد جهاني اسلامي را در زير سايه پرچم موعود (عج) پذيرا باشد. وظيفه ما هم همين است. امام خميني (ره) يك پله جامعه را به پيش برد. ما هم بايد يك پله به پيش ببريم. نسل بعد هم همين‌طور. خيلي جاهلانه است كسي فكر كند كه امروز بايد تمام اسلام به يكباره محقق شود و چون نشده پس همه و همه و همه در اشتباهند. پس همه چيز را تعطيل كنيم و جامعه را بدهيم دست ليبرال‌ها و آمريكايي‌ها و برويم در خانه منتظر شويم تا حضرت ظهور نمايند! در اين صورت هرگز حضرت ظهور نخواهند كرد. ما بايد يك گام به جلو برويم تا آماده ظهور شويم. همان‌طور كه امامان ما در دوران حيات خود گام به گام جامعه را پيش بردند و هيچ‌كدام نتوانستند جامعه اسلامي را محقق سازند.
.:

ادامه:يكي از همين چند تا عالمي كه اسمشون رو آورديد،عليرغم احترامي كه من به همشون قائلم و به سخنراني هاشون هم بعضا گوش ميدم، در يكي از سخنراني هاش يك دروغ شاخداري رو به زبون آورد و تلاش كرد كه با اين دروغش،يكي از دگر انديشان رو بكوبه.من شخصا خيلي از اين رفتارش ناراحت شدم كه چرا يك عالم،چنين كاري بايدانجام بده و بدتر از اون،هيچيك از كساني كه پاي منبر ايشون نشسته بودن،كوچكترين عكس العملي نشون ندادن.جالبه كه برخي از اين تيپ علما،ادعا مي كنن كه در اسلام،اصلي رو داريم به نام مباهته؛به اين معنا كه اگه كسي عقايد انحرافي داشت،با بهتان زدن به وي،كاري كنيم كه مردم و مخصوصا جوانان،نسبت به وي بدبين شوند و به حرفاش توجه نكنند...شما خودت كه اهل علم هستي و ميدوني كه اين جور كارها نتيجهء عكس ميده:چون خورشيد هيچوقت پشت ابر نمي مونه و مردم متوجه اون بهتان ها ميشن و اتفاقا بيشتر به اون فرد منحرف توجه ميكنن...

ادامه داره...

يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۹:۳۲ صبح
پاسخ: ... چطور اين تغيير پيدا شده و هيچ سروصدايي حتي در خود آمريكا هم نمي‌كند؟! دليل آن نظريه رونالد اينگلهارت يهودي‌ست كه بنده قبلاً درباره آن در اين نوشته http://rastan.parsiblog.com/Posts/312 صحبت كرده بودم. جامعه جهاني در حال تحوّل است و طبق فرمايش رهبري وضعيت فحشا در جهان از اين بدتر هم خواهد شد. خب قطعاً كنترل دروني بالايي مي‌خواهد تا جوان خود را از اين مفاسد حفظ نمايد. اين را نمي‌شود گذاشت به حساب كم‌كاري علما. اين حمله‌اي كه شما در مطالب خود آغاز كرده‌ايد، بنيان و اساس قابل اتكا و معتبري ندارد و قابل استدلال نيست. شما تمام اقشار جامعه را اگر كاوش كنيد، صنف نجار، صنف بنا، صنف اقتصاددان و... هيچ صنفي را نمي‌يابيد كه به اندازه صنف روحاني و آخوند و فقيه و مجتهد و منبري و ملا، كه در طول صدها سال اخير در مقابل استعمار و استثمار خارجي مقاومت كرده باشد، در مقابل فساد و فحشاي فرهنگي در داخل مقاومت كرده باشد، در مقابل ظلم و جور سلاطين و مسئولين مقاومت كرده باشد، براي امنيت و استقلال و آرامش مردم خدمت كرده باشد. واقعاً نمي‌يابيد. تاريخ را كافي‌ست تورّقي بفرماييد و حقايق را ملاحظه بفرماييد. اما اين‌كه كسي بگويد «اگر جامعه اصلاح نشده معلوم است كه آخوندها تنبلي كرده‌اند» اين برداشت درستي نيست. امام حسين (ع) به مسلخ رفت كه چه شود؟! كدام يك از ائمه ما توانستند در دوران حيات پربركت خويش جامعه را به تعالي اسلامي برسانند؟!...
.: ادامه:

چرا اكثر جوانان و حتي فرزندان خانواده هاي مذهبي،در انتخاب رشتهء دانشگاهي به سراغ رشته هاي فني و پزشكي ميرن و كمتر به طرف رشته هاي علوم انساني و مخصوصا الهيات و معارف اسلامي ميرن؟مگر نه اينكه جامعهء اسلامي به اين رشته ها بيشتر نياز داره؟چرا يك جوان مذهبي هم مثل جوانان غير مذهبي،دغدغهء شغل و درآمد و به قول حوزوي ها نگراني رزق و روزي رو داشته باشه؟چرا اين نوع جوانها به اين مرحله از اعتقاد نرسيده اند كه رزق و روزي دست خداست و يك فرد مذهبي در وهلهء اول بايد دغدغه و حساسيت دين و اعتقاداتش رو داشته باشه؛نه دغدغهء نون و آب و ....رو؟چه كساني مي بايستي اين نوع اعتقاد و طرز تفكر رو در ذهن جوانان،غالب مي كردن؟مگه قرآن نمي فرمايد كه:والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا...و يا مگر در روايات نيومده كه كسي كه در راه علم قدم بر ميداره،خدا رزق و روزي شو تضمين(و نه فقط تأمين)كرده؟شما كه ادعا مي كني علما وظيفه شون رو انجام دادن:پس كو نتايجش؟چرا موضوع رو به شرايط زمان علي(ع) تشبيه و به قول خودتون قياس مع الفارق مي كنيد؟مي بينيد كه قضيه خيلي بيخ داره...ممنون ميشم كه به اين چند تا منكري كه اسم بردم نظر بدين تا بعد....دستتون درد نكنه.

يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۹:۳۲ صبح
پاسخ: ...آيا اين شاخص فراري بودن و معاند بودن اين جوانان با دين و مذهب است؟! كشوري كه رهبر آن مدام و پيوسته سفارش مي‌نمايد كه ما نيازمند رشد و توسعه علوم و فناوري هستيم، خب جوانان مذهبي نزديك‌ترين افراد به اين خواسته رهبري مي‌باشند و قطعاً براي تأمين نيازهاي جامعه، ترجيح مي‌دهند كه سراغ اين موضوعات بروند. چطور مي‌توان اين را شاخص بي‌اعتمادي و عدم علاقه ايشان به دين دانست. اتفاقاً جالب اين است كه اگر به حوزه تشريف بياوريد، خيلي از طلبه‌ها در سال‌هاي اخير، دانشجويان فني و مهندسي هستند! هم حجره‌اي خود من در سال 1378 در مدرسه معصوميه (س) يك ليسانس الكترونيك بود! امروز هم ملبّس شده و در همين حوزه نفس مي‌كشد و فعاليت مي‌نمايد. اين ادعا كه «جامعه اسلامي به رشته‌هاي الاهيات بيشتر نياز دارد» نوعي كج‌فهمي از اسلام و دين است. جامعه اسلامي به همه علوم نياز دارد و كسي كه اين مطلب را نفهمد دچار تحجّر و ارتجاع شده است. گذشته جامعه اسلامي هم اين را نشان مي‌دهد. بزرگ‌ترين فقها و طلابي كه دانشمندان شيمي و فيزيك و مكانيك و نجوم و طب بوده‌اند، در قرن‌هاي پيش. اصلاً يكي از اعتراضات ما به همين حوزه علميه خودمان اين است كه چرا مانند گذشته ما فقيه منجّم نداريم، فقيه طبيب نداريم و... دفتر آيت‌الله سيستاني به همين منظور بيست سال پيش يك مؤسسه نجوم در قم تأسيس كرد كه هنوز هم وجود دارد. بنده دو سال در همين مؤسسه آموزش ديدم و مدتي هيئت تحريريه نشريه آن بودم. البته من اين را مي‌پذيرم كه جوانان ما تمايلات كمتري به دين دارند نسبت به دهه‌هاي قبل. ولي اين يك رخداد جهاني‌ست. مربوط به فقط ايران ما نمي‌شود. وقتي ماهواره آمده، اينترنت آمده، اين‌همه ابزار براي توسعه فحشا و منكر. اصلاً غرب خودش هم همين‌طور. شما فيلم‌هاي هاليوودي بيست سال قبل را ببينيد و مقايسه كنيد با فيلم‌هاي سال‌هاي اخير. فيلم تايتانيك به خاطر يك صحنه كه پورنو هم نبود و سكس پنهان داشت، چقدر سر و صدا كرد. ولي سال‌هاي اخير معدود فيلمي توليد مي‌شود كه صحنه رابطه جنسي كامل در آن نباشد...
.:

سلام و تشكر از اينكه براي عرايض بنده وقت مي گذاريد و توضيحات مبسوط ارائه مي كنيد....

همهء اين حرفهائي كه گفتيد درست؛اما موضوع اينجاست كه محدود كردن دايرهء نهي از منكر به اين چيزهائي كه اشاره كرديد صحيح نيست.مثلا همين الان در سطح جامعه،خرافات زيادي وجود داره كه بايستي علما با اونا برخورد و يا لااقل آگاهي بدهند.مردم عوام كه تشخيص نميدن چي جزو دينه و چي جزو خرافات.همين عزاداري هاي ايام محرم رو در نظر بگيريد:تا كي بايد در عزاداري هائي كه از سوي ائمه اطهار توصيه شده،شاهد اعمال جاهلانه اي باشيم كه لااقل توي اين 38 سالي كه از انقلاب گذشته،بايستي از بين ميرفتن؟اصلا از اين همه مراسمي كه انجام ميشه،اعم از عزاداري ها و جشن ها و اعياد و ...،چه خروجي مثبتي رو شاهد هستيم؟غير از اينكه عزادارا فكر مي كنن كه با اين اعمالشون،شفاعت ابا عبدالله رو در يوم الورود به دست خواهند و آورد و ديگه نيازي به جهاد و امر به معروف و نهي از منكر ندارن؟من نه منكر عزاداري هستم و نه منكر شفاعت؛اما آيا مي توان عمل مستحبي مثل عزاداري رو جايگزين اعمالي واجب مانند جهاد و امر به معروف و ... كرد؟چه كساني بايستي لااقل در اين 38 سال،مردم رو نسبت به اين قضيه توجيه مي كردن؟آيا اين نوع معضلات،مصداق (منكر) نيستند؟

ادامه داره...
يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۹:۳۱ صبح
پاسخ: حضرت نوع چند هزار سال تلاش كرد براي دعوت مردم به دين، جز عده اندكي ايمان نياودند. يا بايد معتقد شويم كه ايشان در تبليغ خود كوتاهي كرده‌اند و يا بپذيريم كه مردم با اختيار خود نخواستند مؤمن شوند. پس آثار خارجي تابع هر دو اراده است؛ هم تبليغ و هم پذيرش. اين‌كه شخصي مدعي شود «آثار مثبتي» از محرم و صفر به دست نيامده، علي فرض صحّت اين مطلب، صرفاً متوجه علماي دين نيست. اگر چه افرادي هم هستند كه به شدّت مخالف با اين فرض مي‌باشند و معتقدند عزاداري‌هاي ما آثار و بركات فراواني دارد كه هر روزه شاهد آن مي‌باشيم. امام خميني (ره) اصل انقلاب را حتي از آثار محرم و صفر مي‌دانست. امروز اگر مظهر استكبار جهاني، شيطان بزرگ، قادر نشده نام اسلام حقيقي را از روي زمين محو نمايد، به جهت مبارزه و جهاد جواناني‌ست كه از درون عزاداري‌هاي محرم و صفر برآمده‌اند و هر روز به خاك و خون كشيده مي‌شوند. شما شهداي مدافع حرم را ببينيد. اين‌ها از كجا آمده‌اند؟! غير از محرّم و صفر؟! اين‌كه در عزاداري‌هاي ما خرافات هست، شكي نيست. شهيد مطهري هم عالم بود. از همين حوزه بود. به شدّت هم با خرافات مبارزه كرد. جامعه مدرسين حوزه علميه هم بنده شخصاً خبر دارم، به شدّت روي اين موضوع مطالعه و كار كرده و مي‌كنند. ولي مگر تغيير فرهنگ مردم آسان است؟! فرهنگي كه قرن‌ها نفوذ كرده؟! رهبري هم به شدّت با بدترين‌هاي خرافات مبارزه كرده‌اند. فرهنگ تدريجي تغيير مي‌كند و آناني‌كه اين را بدانند، صبر و حوصله مي‌كنند و شتاب نمي‌نمايند. ساده‌انگاري‌ست كه خيال كنيم در سي چهل سال مي‌شود فرهنگ يك جامعه را عوض كرد. اما راجع به «مباهته»... تا همين لحظه كه كامنت شما را خواندم، هرگز و هرگز اين واژه را نه شنيده بودم و نه ديده بودم. حقير بيست سال است كه در حوزه علميه «زندگي» مي‌كنم و «نفس» مي‌كشم. با هر گروه و فرقه‌اي هم نشست و برخواست داشته‌ام. هرگز چنين اصلي را كه شما مي‌فرماييد نديده‌ام. ولي توصيه‌اي به شما دارم. به «اينترنت» اعتماد نكنيد. بنده خود از سال 1378 پيوسته در اينترنت فعال هستم و با آن كاملاً آشنا. من اينترنت را «ثقه» نيافتم، بلكه بيشتر فاسد. اگر مطلبي را در شبكه مجازي ديديد، فرض را بر كذب بگذاريد، تحقيق كنيد و تا صحّت آن ثابت نشده نپذيريد. اما اين‌كه چرا جوانان مذهبي سراغ رشته‌هاي معارف نمي‌روند، من نمي‌فهمم اين كجايش بد است؟!...
.: سلام مجدد.
من كه به اين سن رسيدم،هنوز نميدونم چه جوري بايد نهي از منكر كنم.علما فقط حرف تكراري تحويل مردم ميدن.از طرفي خودشون اصلا نهي از منكر نميكنن.مگه نه اينكه:كونوا دعاة الناس بغير السنتكم...علما وظيفه ندارن خودشون هم نهي از منكر كنن؟كي گفته فقط وظيفهء مردمه كه نهي از منكر كنن و علما از اين وظيفه،مبرّا هستن؟
شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ - ۱۰:۴۱ عصر
پاسخ: من سال 1376 طلبه شدم و آمدم قم. قبل از آن عضو بسيج بودم و پيوسته، شايد بشود گفت هر شب، مسجد محل. از سال 1372 اهل رفتن به مسجد. پاي منبر بسياري از علما نشستم. از دوران راهنمايي تا دبيرستان و پيش‌دانشگاهي. آن‌چه من از زبان علما شنيدم، هزاران بار، بلكه بيشتر، اصرار بر امر به معروف و نهي از منكر و همچنين شيوه انجام آن. مراحل سه‌گانه‌اي كه معمولاً به ما مي‌گفتند. سيره علما را هم كه نگاه مي‌كردم، پيوسته خودشان اهل مبارزه با منكر بوده‌اند. كوچك‌ترين منكرها را هم حتي اگر حساب كنيم، بارها مي‌ديدم كه اهل علم هستند كه در خيابان به منكرات عكس‌العمل نشان مي‌دهند. همين چند سال پيش مگر نبود كه يك طلبه‌اي با لباس روحانيت به خاطر همين نهي از منكر در تهران چاقو خورد و شهيد شد؛ اولين شهيد امر به معروف! بزرگ‌ترين منكرها را هم كه حساب كنيم، مگر همين اهل علم نيستند كه مدام به اختلاس و ربا و فساد و مسئولين و هر خلافي كه مي‌بينند گير مي‌دهند. شما همين شبكه‌هاي مجازي را ببينيد فراوان است از فيلم‌هاي علما و منبري‌هايي كه دارند نهي از منكر مي‌كنند. آقاي كافي و فلسفي و خزعلي و دانشمند و بگيريد تا ماندگاري و رفيعي و پناهيان و ... اووووه خيلي زيادند. شما حتي تلويزيون را هم روشن كنيد، تا به يك روحاني فرصت مي‌دهند صحبت كند، شروع مي‌كند تاختن به منكرات اجتماعي. اصلاً نهي از منكر عادت اهل علم است. من متوجه نمي‌شوم منظور شما از امر به معروف چيست كه در زندگي علما نمي‌يابيد. مگر بد رفتاري شوهر با زن منكر نيست؟ مگر خوردن مال مردم منكر نيست؟ مگر بي‌نمازي منكر نيست؟ آقاي قرائتي كم نهي از منكر كرده است؟ شما منبر علما را جمع كنيد و آمار بگيريد، من بعيد مي‌دانم زير 80 درصد آن‌ها حاوي نهي از منكر نباشد. مگر نهي از منكر اين است كه يقه شخص فاسد را بگيرند و در خيابان كتك بزنند؟! نهي از منكر اين است كه اهل فساد و منكر را از اين كار «نهي» نمايند. نهي ابتدا با ابراز انزجار قلبي‌ست و سپس بيان با لسان و زبان. مرحله سوم نيز مربوط به نيروي انتظامي و حاكميت است كه با منكر برخورد قضايي نمايد. اگر كسي نمي‌داند نهي از منكر چه جوري‌ست به گمانم بايد بيشتر پاي منابر بنشيند. من خودم به خاطر همين كه مي‌ديدم اين آخوندها اين‌طور به سنّت‌هاي ناشايست مي‌تازند خوشم آمد و طلبه شدم. اين‌كه مي‌ديدم در مقابل ظلم ايستادگي مي‌نمايند.
.: پس با اين حساب،بايد اين وظيفه رو تعطيل كرد؟

شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ - ۸:۲۹ عصر
پاسخ: از كجاي كلام بنده فهمديد كه بايد وظيفه را تعطيل كرد؟! اتفاقاً خاطراتي كه عرض كردم دقيقاً ناظر بر ضرورت اداي تكليف بود. علما وظيفه دارند حكم خدا را بگويند و به اطلاع مردم برسانند كه مثلاً اختلاس دزدي‌ست و حرام است. پس وظيفه من و شماست كه اگر رئيس اداره‌مان در حال اختلاس است و ما مي‌دانيم، جلوي او را بگيريم. با تذكر دادن به خودش و اگر نشد به بازرسي و اگر نشد به سازمان‌ها و نهادهاي ديگر و حراست و غيره. حالا يك عده چون مي‌دانند بعد از اين برخوردها، حقوقشان قطع خواهد شد و حالشان گرفته، بي‌خيال مي‌شوند و همان‌طور كه فرموديد وظيفه را تعطيل مي‌كنند. حالا اين تقصير بر گردن علماست؟! آيا وظيفه علماست كه به تمام ادارات سر بزنند و تمام تخلفات را گزارش كنند؟ يا وظيفه تك‌تك پرسنل همان اداره؟! اين بي‌انصافي‌ست كه هواپرستي‌هاي خودمان را گردن ديگران بياندازيم و با فرافكني بخواهيم عمل نكردن به وظيفه خودمان را توجيه كنيم. ببينيد، من خودم يك زماني هر كسي را كه با فرزندش به مشكل مي‌خورد تقبيح مي‌كردم كه اشتباه كردي، وگرنه فرزندت خوب تربيت مي‌شد. گمان مي‌كردم هر انسان بدي حتماً تربيت بدي در خانواده داشته است و گرنه آدم حسابي مي‌شد. ولي وقتي با «اختيار» بيشتر آشنا شدم، فهميدم اشتباه مي‌كردم و بوي جبر از انديشه‌ام بر مي‌آمد. پسر نوح با اين‌كه پسر نوح بود فاسد شد. يعني يعقوب در تربيت پسرانش كم گذاشته بود؟! اگر اصلاً هر اشتباه فرزند به والدين باز گردد، پس ثواب و عقاب اخروي كه كلاً غيرقابل توجيه و نارواست! بلكه فرزند در بهترين تربيت هم مي‌تواند پس از رشد و بلوغ، مسير كج را برگزيند و در خوب بودن مجبور نيست! علما وظيفه دارند مردم را «آگاه» كنند. تمام تكليف عالم همين است. نجّار از چوب مي‌سازد، آهنگر از آهن، هر متخصصي آن‌چه كه دارد را به مردم خدمت مي‌دهد. عالم علم دارد، همين. پس همين علم را به جامعه تقديم مي‌كند و مي‌شود آگاهي. او كه نمي‌تواند مردم را وادار به اطاعات از مسير حق نمايد. اين وكلا را مردم به مجلس مي‌فرستند، اين رؤسا را مردم به دولت مي‌فرستند. رفتار اين‌ها مظهر خواست جامعه است. نيست؟! غرض اين‌:كه مردم بايد بخواهند هزينه نهي از منكر را بپردازند. علما اين را به ما ياد مي‌دهند؛ با آيه و روايت و فتواي فقيه. حالا خيلي‌ها نمي‌خواهند اين هزينه‌ها را بپردازند، گناه علما چيست؟!
.: سلام.هرچند كه من هم با شما موافقم كه مواظب باشيم اسماء متبركه رو دستاويز و وجه المصالحهء اقدامات خود نكنيم؛اما به نظر من،موضوع مهم تري رو بايستي در نظر بگيريم:آيا پخش شله زرد و نذري و ... واجب تر هستش يا انجام عملي امر به معروف و نهي از منكر و جهاد و ...؟؟؟چرا در جامعهء اسلامي مون هيچ اثر واقعي از امر به معروف و نهي از منكر ديده نميشه و فقط حرفش زده ميشه؟چرا علما هيچ راهكار عملي رو در اين موارد به ما ياد نميدن و فقط آيات و روايات و احاديث و فتاواي مراجع رو دائما تكرار مي كنن؛بدون اينكه واقعا اثري در جامعه داشته باشه؟
شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ - ۶:۰۳ عصر
پاسخ: سلام. راهكار عملي؟! منظور شما از راهكار عملي چيست؟! مثلاً اين: اگر ديديد كه رئيس شما براي استفاده شخصي از خودروي دولتي استفاده كرد، آهسته به سمت او برويد، سلام كنيد و با ادب و احترام به او بگوييد: «شما اجازه استفاده از خودروي اداره براي استفاده شخصي نداريد. لطفاً از ماشين پياده شويد». منظور شما اين است؟! يعني امر به معروف و نهي از منكر يك راهكار عملي ويژه و عجيبي دارد كه بايد علماي ما بيايند و آموزش دهند؟! يا اين‌:كه خير، منافع مردم در خطر است و دنياپرستي مانع مي‌شود تا به خاطر منافع شخصي خود نهي از منكر نمايند. وقتي من ببينم اگر به رئيس خود ايراد بگيرم، مرا اخراج مي‌كنند و نان زن و بچه‌ام قطع مي‌شود، سكوت مي‌كنم. اين را بايد به مردم ياد داد؟! اين‌:كه به خاطر ايمان‌شان بايد از دنياي‌شان گاهي بگذرند؟! برادر عزيزم، من در مدرسه معصوميه(س) درس مي‌خواندم، مسئول امور حجراتي كه گذاشتند رفتار بدي داشت، رفتم و نهي از منكر كردم، محل نگذاشتند، شبنامه نوشتم و در مدرسه پخش كردم، يك شير پاك خورده‌اي احساس تكليف كرد و رفت به مدير مدرسه خبر داد، سال بعد مرا اخراج كردند. در مدرسه حقاني درس مي‌خواندم، يك روز در دفتر مدرسه از حق يك طلبه‌اي دفاع كردم، مدير مدرسه با خبر شد، گفت: دفتر مدرسه را متشنّج كرده‌ايد. هم اخراجم كردند و هم نمرات يك‌سال مرا نفرستادند مركز، مجبور شدم پايه پنجم طلبگي را دو بار بخوانم. نهي از منكر خرج دارد. عرض بنده اين است كه تمام مشكلات را نمي‌توانيم به رهبران جامعه باز گردانيم. امام علي (ع) چقدر از مردم زمان خود مي‌نالند. ايشان شيوه عملي نهي از منكر را آموزش نداده بود كه مردم آن طور دنياپرست شدند؟! وظيفه علما چيست؟! آيا علما وظيفه‌اي بالاتر از امام معصوم (ع) دارند كه انجام نداده‌اند و جامعه رو به فساد گذاشته است؟! اگر فلان مسئول مملكتي فساد مي‌:كند، يا اطرافيانش، و بعد كه فسادها لو مي‌رود، اكثريت جامعه مي‌خواهند باز هم او بر سر كار باشد، آيا از دست علما كاري بر مي‌آيد؟! اگر هر فردي در جايي كه نشسته، دست از دنياپرستي بردارد، كدام مسئولي مي‌تواند فساد كند؟! از ماست كه برماست!
مجله پارسي نامه:
كاربر گرامي، سلام
در تاريخ شنبه 96 خرداد 27 نوشته شما با عنوان قداست ِ نام برگزيده شده و در جايگاه پيوندها در مجله پارسي نامه قرار گرفته است. دبير تحريريه ي اين انتخاب انديشه نگار و دبير سرويس آن در انتظارِ آفتاب بوده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ - ۱۰:۱۴ صبح
پاسخ: با تشكر از لطف دبيران محترم.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ945با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ862نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN