به نام خدا

در پارسي‌بلاگليمو و پرتقال

چهارشنبه ۱۱ اسفند ۹۵ - ۶:۴۷ عصر

نفري يك ليمو و يك پرتقال
يك چاقو هم
تا پوست بكنند خودشان
از سه‌شنبه‌بازار خريده و تازه و جلب‌نظركننده

تا بَه‌بَه و چَه‌چَه‌شان از شيرينيِ ميوه‌ها در آمد
حس كردم وقت گفتن چيزي‌ست
نمي‌شود اين همه خوش‌مزگي را خالي رها كرد
اين شد كه گفتم:
- عجيب نيست؟!
با تعجب پرسيدند: «چي؟»

[هر سه به دور ميز نشسته
ليمو‌شيرين‌خوران
نگاهم مي‌كردند]
- ببينيد اين دو ميوه را
يكي زرد
يكي نارنجي
چه رنگ‌هاي زيبايي دارند
ولي عجيب است
اين‌كه هر دو در يك خاك بزرگ شده‌اند
هر دو روي چوب رشد كرده‌اند
چوبِ درخت
يك آفتاب بر هر دو تابيده
يك باران به هر دو باريده
ولي دو رنگ مختلف دارند
واقعاً عجيب نيست اين تفاوت؟!
چرا دو جور مختلف شده‌اند؟!

آن‌ها هم به كمك آمدند
«يا مثلاً سيب كه قرمزه»
- آفرين مريم! يا زرد يا سبزه
«يا موز»
- آفرين سيداحمد! كه زرده
جالب اين‌كه مزه و طعم و بوي اين ميوه‌ها هم با هم فرق داره
توت فرنگي، تمشك، توت سياه
«توت قرمز كه درازه، يه بار خورديم»
اين را سيدمرتضي اضافه كرد!
- بله، آفرين پسرم!



حالا با اين همه ميوه‌هاي قشنگ و زيبا
اين تعجب‌آوره كه
يه آدمايي تو انگليس و آمريكا هستن
كه مي‌گن: خدا نيست!
باورتون ميشه؟!
مثل: ريچارد داوكينز و ديويد هيوم و راسل و...!

شگفتي بچه‌ها به اوج رسيد
تا به حال نشنيده بودند كه كسي خدا را انكار كند
در اين دوره و زمانه
هميشه انكار خدا مربوط به بت‌پرستان زمان نوح و ابراهيم بود
يا قبل از ظهور اسلام
اما اين‌كه امروز هم...

فكر كردم وقتش است
بالاخره كه با اين شبهات مواجه خواهند شد
با انديشه‌هاي فلسفي منكر الوهيت
- بله بچه‌ها
امروز هم در آمريكا و انگليس هستن از اين آدما
كه اسم خودشون رو هم گذاشتن دانشمند
ولي اين همه ميوه زيبا و خوش‌مزه را مي‌بينن
باز هم مي‌گن خدا وجود نداره
«ما كه خدا رو نديديم
پس چرا بايد بگيم هست»
اينا اين‌جوري مي‌گن!

و بچه‌ها ناخودآگاه به پاسخ مبادرت ورزيدند:
«خدا رو نديديم، اين چيزهايي رو كه خدا خلق كرده رو كه مي‌بينيم
مثل همين ميوه‌ها»

«وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (رعد:3)
و اوست كه زمين را گسترانيد، و در آن كوه هايي استوار و نهرهايي پديد آورد و در آن از همه محصولات و ميوه ها جفت دوتايي [كه نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز مي پوشاند، [تا ادامه حيات براي همه نباتات و موجودات زنده ممكن باشد]؛ يقيناً در اين امور براي مردمي كه مي انديشند نشانه هايي [بر توحيد، ربوبيّت و قدرت خدا] ست. (ترجمه انصاريان)


مطلب بعدي: السلام عليك مطلب قبلي: پايه هاي ايمان

نظرات

....: سلام
ممنونم از توجهتون نسبت به نظر مخاطب
كاش اين درس هاي خداشناسي در مدارس و دانشگاه هاي ما هم بود
خيلي راه دور نريم، همونطور كه خودتون در جريان آسيب فكري ... بوديد، كه پرورش يافته ي همين اساتيد بزرگوار كشور خودمان بود!!!!!
به حدي كه از مرحله اي به بعد براي دور شدن از تمسخر توسط استادت، سوالهايت را قورت ميدهي و جرات بيانش را حتي ديگر براي ديگراني هم از دست ميدهي!!:(
خوب است
بسيار خوب است
كه در چنين سني وارد اين مشغله ي فكري بچه ها شديد
شايد قدرت شما در برابر جامعه آموزشي بيشتر بود و انشالله قلب هايي پر از ايمان و يقيين متولد كرديد
كه مطمئنم همينطور هست و خواهد بود.
التماس دعاي خيرپنج‌شنبه ۱۲ اسفند ۹۵ - ۹:۴۴ صبح
پاسخ: سلام. ديروز داشتم به اين فكر مي‌:كردم كه وقتي به بچه‌ها خداشناسي درس مي‌دهي، چه شيون و ناله‌اي از حلقوم ابليس در مي‌آيد!؟ زيرا تأثيري كه پدر و مادر بر كودك دارند، هزاران برابر بيش از تأثير شياطين است. آن‌ها بعدها، خيلي بعدها، بايد روي خرابه‌هاي پدر و مادر، فساد مورد نظر خود را بنا كنند. اگر پدر و مادر عمارت‌هاي سالم و صحيح بسازند، شيطان كجا مي‌تواند خرابه خود را بسازد؟! يعني وقتي والدين تخم شك را از دل فرزند برداشتند، او ديگر چرا در بزرگسالي فريب خنّاسان را بخورد؟! راه ابليس اصلاً بسته مي‌شود. به گمانم اگر اين را مادران امروز ما مي‌دانستند، جامعه و هويت اجتماعي را رها مي‌كردند و مي‌چسبيدند به تربيت فرزند. با خود مي‌گفتم: كساني كه صبح از خواب پا مي‌شوند و از خود مي‌پرسند: امروز چه بپزم؟! بايد قبل از آن از خود بپرسند: امروز به فرزندم چه ياد بدهم؟! تربيت اين طور چيزي‌ست؛ هر روز بايد دغدغه داشته باشي كه چه به آن‌ها بياموزي. تا پيش از آغاز سيطره ابليس، سن بلوغ يعني، قلب‌شان را مسخّر اسلام كني. ديگر مسخّر ابليس نخواهند شد. خيلي جالب است كه خداوند هم ملاحظه حال ما را كرده و تا سن بلوغ دست ابليس را از ما كوتاه نموده! حيف كه مردم ارزش اين دوران پيش از بلوغ را نمي‌دانند، دوراني كه مانند ماه مبارك رمضان، ابليس در زنجير است. كودك از تولد تا سن بلوغش، فارغ از واجب و حرام است، يعني دور از دسترسي ابليس. اين يك معجزه است. يك لطف بزرگ از طرف خدا. ابليس از ارتكاب حرام بندگان است كه روزي مي‌خورد و عصيانش فزوني مي‌گيرد. پس هيچ بهره‌اي از دوران كودكي ندارد. اين فرصتي‌ست تا كودك را ضدشيطان بار آورد. تشكر از نظر لطف‌تان. محتاج دعا.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ945با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ862نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN