به نام خدا

در پارسي‌بلاگچرا تعدّد زوجات نه ۱۲

يكشنبه ۲۳ آبان ۹۵ - ۹:۰ عصر

بعضي آدم‌‌‌‌ها اهل استخاره‌‌‌‌اند
تا قرار مي‌‌‌‌شود ميان دو راه يكي را انتخاب كنند
فوري دست به تسبيح
يا قرآن
اين‌‌‌‌ها اصلاً انتخاب ندارند
انگار اختيار هم ندارند
بعضي آدم‌‌‌‌ها هم مشاور را با تصميم‌‌‌‌گير اشتباه گرفته
تلفن در دست مدام
«امروز فلان مسجد بروم يا نروم؟ در منبر چه بگويم يا چه نگويم؟»
اين‌‌‌‌ها نيز انتخاب نمي‌‌‌‌كنند
اختيار خود را به دست فردي ديگر سپرده
بالكل از عرصه انسانيت خلاص شده‌‌‌‌اند
زيرا انسان به اختيارش از فرشتگان متمايز شده
و توانايي برتر شدن يافته است
مشاور راه‌‌‌‌ها را نشان مي‌‌‌‌دهد
نقاط پنهان و تاريك را روشن مي‌‌‌‌كند
اما تصميم را فرد بايد بگيرد
زيرا به همين تصميم است كه بهشت و جهنم را توزيع مي‌‌‌‌كنند
آيه مشاوره در قرآن نيز
در انتها حضرت رسول (ص) را امر مي‌‌‌‌كند
كه خود بنفسه تصميم بگيرد
و با توكل به خدا به آن عمل نمايد
نخستين چيزي كه انسان مؤمن بايد فرا بگيرد
از دار امتحان بودن دنيا
همين است
مسئوليت‌‌‌‌پذيري
پذيرش مسئوليت اعمال خويش
انتخاب‌‌‌‌هاي خود
مسئوليتِ داشتن اختيار در انجام افعالش
من پاسخ سؤال شما را نمي‌‌‌‌دانم
اگر بخواهم بفهمم
بايد ساعت‌‌‌‌ها با همسر شما هم‌‌‌‌سخن شوم
مشكلات خانواده ايشان را بشنوم
مشكلات زن اول را به دقت تحليل كنم
اصلاً از ابتدا گام به گام زندگي ايشان را بررسي نمايم
اصلاً بايد جايگاه انسان‌‌‌‌ها عوض شود
اصلاً‌‌‌‌ چگونه يك انسان ديگر مي‌‌‌‌تواند بگويد من چه كنم يا نكنم؟
او كه جاي من نيست
او كه همه آن‌‌‌‌چه من ديده و شنيده‌‌‌‌ام نشنيده و نديده است!
او كه احساس مرا درك نمي‌‌‌‌كند
او كه عاشق چيزهايي كه من هستم نيست
او كه...

اين تجربه بنده است
هيچ فردي نمي‌‌‌‌تواند به جاي انسان تصميم بگيرد
و بگويد: بكن يا نكن!
برو يا نرو!
طلاق بگير يا نگير!
نه تنها نمي‌‌‌‌تواند
كه حق آن را هم ندارد
وقتي حسّ مرا ندارد
وقتي درك مرا از فرد مقابل ندارد
وقتي آن لحظاتي كه من لمس كرده‌‌‌‌ام لمس نكرده است
حتي اگر بهترين مشاور دنيا باشد
خدا به انسان اختيار نداد
كه انسان به اختيار خود آن را به ديگري واگذارد!
خدا به انسان اختيار داد
تا انسان آن را گرامي داشته
به كار بگيرد
انسان بايد اختيار كند
بايد تصميم بگيرد
البته با فكر كردن
با مشورت كردن
با مطالعه كردن موضوع
و استفاده از تجربيات ديگران
اما...
انسانِ مختار نبايد اختيار خود را به غير واگذارد

مي‌‌‌‌دانم مطالبي كه گفتم به موضوع پرسش شما ربطي ندارد
مي‌‌‌‌دانم كه نتوانستم جوابي براي سؤال شما ارائه نمايم
راستش جوابي هم نداشتم
ولي غرض اين بود كه توجه شما را به نكته‌‌‌‌اي جلب نمايم
امتحان شما دقيقاً همين است
دقيقاً آمده‌‌‌‌ايد در دنيا كه همين تصميم را بگيريد
خودِ شما تصميم بگيريد
قرار است از روي همين تصميم، نامه اعمال شما را تنظيم كنند
درجه و مرتبه شما را در بهشت
قرار است به همين تصميم امتحان بعدي شما تعيين شود
كه آيا براي كارشناسي امتحان دهيد
يا كارداني...
اين امتحان شماست
و شما بايد پاسخ آن را بيابيد
با تمام عشق، عقل و ايمان‌‌‌‌تان!

راستي
خدا به مؤمن‌‌‌‌هايي كه تضرّع داشته باشند
و شب‌‌‌‌ها را با او خلوت نمايند
و از او پنهاني ياري طلبند
التماس كنند
و اعتراف نمايند كه جز او رهنمايي ندارند
ظلمتُ نفسي بگويند
و خُرد شدن خود در فشار مشكلات دنيا را به رخ او بكشند
تقلّب هم مي‌‌‌‌رساند
از آن الهام‌‌‌‌هايي كه به بعضي انسان‌‌‌‌ها در طول تاريخ داشته
با اين‌‌‌‌كه پيامبر و رسول هم نبوده‌‌‌‌اند
مثلاً به مادر موسي!
موفق باشيد


مطلب بعدي: بحثِ دانش آموزي مطلب قبلي: چرا تعدّد زوجات نه ۱۱

نظرات

خ: و ليكن مطالبتان تلنگري شد تا شايد در بقيه امور زندگي بيشتر حواسمان را جمع كنيم
و دقيق انتخاب نماييم
مسووليت را بپذيريم
چشمانمان را باز كنيم
توكل كنيم
و...
موفق باشيدسه‌شنبه ۲۵ آبان ۹۵ - ۱۲:۵۲ صبح
پاسخ: إن‌شاءالله به حول و قوه الهي. در پناه حق.
خ: سلام عليكم
ممنونيم از مطالب خوبتان
استفاده كرديم و بعبارتي كمي هم غصه خورديم...
چه تصميمها مي شد بگيريم و ديگران به دوراهيمان انداختند و نگذاشتند وما هم اعتماد بنفس را فراموش كرديم و مسوليت پذيري را...
و اكنون ديگر دير استسه‌شنبه ۲۵ آبان ۹۵ - ۱۲:۴۹ صبح
پاسخ: سلام. تقصيرمان نيست. يادمان ندادند. از كودكي برايمان كه تصميم گرفتند، در جواني هم مشورت را طوري القاء كردند كه تصوّر كرديم حرف اول و آخر است. «تسليم» بودن را ارزش جلوه دادند و «استقلال‌طلبي» نوجواني را مذموم. آن‌هايي كه مي‌خواستند «خوب» باشند، ياد گرفتند كه تسليم باشند. تسليم كه؟ همه! همه بزرگ‌ترها. در حالي كه تسليم، آن‌هم عاقلانه‌اش، انحصار دارد در آن‌هايي كه از خطا مصون‌اند! بچه‌خوب‌هاي جامعه ما، آن‌قدر مطيع بار آمده‌اند كه قدرت «انتخاب» و جرأت «تصميم» را ندارند! عناصري كه انسانيّت انسان را رقم مي‌زند. ولي يادمان نرود كه هيچگاه «دير» نيست. شايد نشود آن‌چه فوت شده را تحصيل نمود، اما چيزهايي هنوز مانده كه بايد قبل از دست رفتن‌شان به دست‌شان آورد. امروز ما محصول «ديروز» ماست. اگرچه نمي‌توانيم «امروز» را عوض كنيم، ولي غفلت نكنيم كه «فردا»ي ما محصول تصميمات «امروز» ماست. اكنون عوض شويم، تا فردايمان عوض شود! موفق باشيد.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ855با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ792نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN