به نام خدا

در پارسي‌بلاگشامپوي ممنوع!

سه‌شنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۴ - ۳:۳۳ عصر

«از اين نبايد بخري، از اين نبايد بخري!»
امروز گفتند
صبح كه رفته بوديم سه‌شنبه‌بازار

قبلاً اين‌جا نوشته بودم روشم را
براي انجام نقش خود
نقشي كه در مقابل تبليغات مصرف‌گرايانه دارم
گويا به خوبي ايفايش نموده‌ام
نشانه‌اش امروز صبح

داشتيم در سه‌شنبه‌بازار قدم مي‌زديم
بيشتر ميوه و سبزيجات
اما كسي مواد شوينده و بهداشتي آورده بود
عمده و زياد
تا پرسيدم: «شامپو سير پرژك چنده؟»
بچه‌ها همه با هم فرياد زدند:
«از اين نبايد بخري، از اين نبايد بخري!»
قبل از اين‌كه بپرسم چرا
خودشان گفتند:
«اينو تلويزيون تبليغ كرده! مي‌خواستن فريبمون بدن كه بخريم!»

كم نياوردم
گفتم: «احسنت، راست گفتيد»
و ادامه دادم:
«البته نمي‌خواستم بخرم، فقط خواستم قيمت كنم»

واقعاً هم اصلاً دوست ندارم از اين كالاها
از اين‌كه مواد خوراكي براي بهداشت و مثلاً تقويت ريشه‌هاي مو به كار رود
يك جوّ افراطي مدرن تصوّر مي‌كنم
اين‌كه
همه هجوم مي‌برند به استعمال خوراكي‌ها بر روي بدن
آن‌چه خوردنش سزاوارتر
شامپوي انار و سبوس و سير و پرتقال و خيار و ...
به نظرم هوس بعضي به اين تركيبات
ناشي از شكم‌سيري‌ست
رفاه زياد
وقتي انسان از خوردن طعام سير مي‌شود
حرصش به خوراكي‌ها طور ديگر خودنمايي مي‌كند
و صنعت
بازار توليد كالا
البته كه به دنبال سوار شدن بر اين نياز كاذب!

در هر صورت
خوشحال شدم :)
از اين‌كه ياد گرفته‌اند چگونه در برابر «فريب تبليغات مصرف‌گرايانه» مقاومت كنند!
اميد كه بر همين سبيل پايدار مانند و كم نياورند!


مطلب بعدي: بيداري از دنده راست مطلب قبلي: ماي مونوپاد

نظرات

رسول: سلام حاج آقا
اصل حرف و تعليم شما به فرزندان رو پسنديدم
اما به نظرم يه جاهايش زياده روي است.

شنبه ۲ خرداد ۹۴ - ۴:۴۷ عصر
پاسخ: سلام. خودم هم راستش كمي نگران شدم، وقتي اين شدت و حدّت را در كلام‌شان ديدم. من از تقبيح تبليغات رسانه‌اي قصد نداشتم اين‌طور پاسخ شديد و قوي دريافت كنم. ولي احساس مي‌كنم يكي از خواص پرورش كودكان به روش تك‌والديني همين «انحصار» است. وقتي هيچ اراده و عزمي و هيچ قول و تصميمي شكسته نمي‌شود، در ذهن بچه‌ها بت مي‌سازد، بتي مثلاً به نام «بابا» يا «مامان»، بتي كه اگر در سنين بالاتر نشكند، چه بسا عوارضي ضدتربيتي از خود بروز دهد. براي اين كودكان، هر آن‌چه پدر بگويد عين وحي منزل است و جاي ترديد ندارد! البته اميدوار هستم اندكي كه به سن استقلال شخصيت نزديك شدند، اشتباهاتم را كه ببينند، بفهمند نبايد انتظار خدايي از يك پدر داشت و اين بت در ذهن‌شان شكسته شود. مدت‌هاست كه در پاسخ بسياري از پرسش‌هاي‌شان، آن‌هايي كه نمي‌دانم، صريحاً مي‌گويم: «نمي‌دانم». شايد روزي چند بار اين واژه را از زبانم مي‌شنوند. إن‌شاءالله گرفتار انسان‌پرستي نگردند. تشكر از توجه درستي كه به اين مطلب داشتيد.
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ921با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ862نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN