به نام خدا

در پارسي‌بلاگسبك زندگي ۱۰: معماري سبك زندگي

سه‌شنبه ۲۸ مرداد ۹۳ - ۱۱:۳ صبح

آيا سبك زندگي قابل تغيير است؟! پاسخ اين پرسش نياز به تفكر ندارد. كافيست نگاهي به زندگي گذشتگان خود بياندازيم و با زندگي امروز مقايسه نماييم. حتي ساده‌تر؛ براي ما كه در دوران تغييرات سريع واقع شديم، همين‌كه كودكي خود را به خاطر بياوريم، براي مقايسه سبك زندگي كفايت مي‌نمايد. شيوه غذا خوردن، شيوه پوشش، نحوه پر كردن اوقات فراغت، روش درس خواندن و مطالعه، ارتباطات و زندگي اجتماعي، همه و همه در يك موج تغيير سريع قرار گرفته است. ما تفاوت شيوه‌هاي زندگي امروز را با گذشته درمي‌يابيم و اين أدلّ الدليل براي متغيّر بودن سبك زندگي‌ست.
اما پرسش مهم‌تر از اولي اين است: آيا تغيير سبك زندگي مبتني بر اراده «فاعل» است يا به صورت «منفعل»؟! آيا فرد يا گروهي زمام اين تغيير را در دست دارند و آن را رهبري مي‌كنند و يا به صورت تصادفي و تابعي از شرايط محيط خودبه‌خود در حركت است؟!
اگر پاسخ اول را بپذيريم، درگير اين پرسش عميق‌تر خواهيم شد: آيا گروه‌هاي تغييردهنده شرايط زندگي به صورت آگاهانه و هوشمندانه اين كار را انجام مي‌دهند و براي تغييرات ايجاد شده غايت و جهت خاصّي را مد نظر دارند؟! يا آنان نيز ناخودآگاه و تنها بر اساس غرايز و خواسته‌هاي نفساني خود عمل مي‌كنند و غيرمغرضانه بر سبك زندگي تأثير مي‌نهند؟!
مبتني بر نظريه «عوامّ و خواصّ» و همچنين روشن بودن تبعيّت عموم مردم از نخبگان و مشاهير كه به تفصيل در نوشته‌هاي قبلي بررسي شد، سبك زندگي آحاد مردم تابعي از سبك زندگي گروه‌هاي مرجع است.
مفروض ما در اين نوشته اين است كه:
اولاً: سبك زندگي در تغيير است.
ثانياً: گروه‌هاي مرجع قادر به تغيير سبك زندگي هستند.
ثالثاً: مي‌توان معادلات تغيير سبك زندگي را يافت و جهت خاصّي را بر اين تغييرات حاكم كرد.
رابعاً: سبك زندگي زيربخشي از فرهنگ اجتماعي‌ست، فردي نبوده و نياز به رويكردي گسترده دارد.
بر اساس اين مفروضات است كه عبارت «معماري سبك زندگي» را به كار گرفته‌ايم و مي‌خواهيم راهي را براي طراحي روش تغيير آن حدس بزنيم.


مطلب بعدي: سبك زندگي ۱۱: انسان؛ چيست؟ چگونه؟ مطلب قبلي: نور، صدا، حركت

نظرات

ارسال نظر به وبلاگها:

سلام دوست عزيز.

وبلاگتو ديدم از چند تا از مطالبت خوشم اومد عالي بود.

خوشحال ميشم به سايت من هم سر بزني.

پنج‌شنبه ۲۷ شهريور ۹۳ - ۱:۵۰ عصر
پاسخ: دروغ مي‌"گويي و اين خيلي بد است. وبلاگ مرا نخوانده‌اي، از مطالبم نيز خوشت نيامده است. اين‌جا هم اصلاً نيامده‌اي و هرگز هم نخواهي آمد. اين پاسخ بنده را هم هرگز نخواهي ديد. ولي متأسفم كه به خاطر تبليغ سايت خودت، حاضر شدي به اين سايت‌هاي زرد پول بدهي و چنين دروغي بگويي. چرا دروغ؟ خب راست بگو، بنويس كه ما يك سايتي داريم و شما را به آن دعوت مي‌نماييم. صادقانه و دوستانه. ننويس: وبلاگتو ديدم. اين مي‌شود دروغ و دروغ مگر از گناهان كبيره نيست؟! ايمان خودمان را به يك تبليغ ساده بفروشيم؟! اين درست است؟ از مؤمن چنين سر مي‌زند؟!
بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ855با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ792نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN