به نام خدا

در پارسي‌بلاگكال آو ديوتي

يكشنبه ۳۱ شهريور ۹۲ - ۸:۲۵ عصر

رژه نيروهاي نظامي را در تلويزيون مي‌بيند
سالروز آغاز دفاع مقدس است
مي‌فهمد جنگ چيست
اسلحه‌ها را مي‌بيند
و نظم را

مي‌خواهد برود به بازي‌اش برسد
به رسم امانت
قول از پدرش مي‌گيرد:
«بابا اگه جنگ شروع شد صدام كن برم جبهه»
تا گفتم: «چشم»
خيالش راحت شد
دويد و رفت تا بازي‌اش را ادامه دهد!

شش سال دارد
خدا كند در بيست و شش سالگي هم
چنين بيانديشد!


مطلب بعدي: تحريمِ حمايت مطلب قبلي: فلوچارت آزمايشگاه پزشكي

بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر13نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر32نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها721طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها65براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها22همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ922با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها1چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها7تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ862نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN