به نام خدا

در پارسي‌بلاگاختلاف مراجع

يكشنبه ۱۵ ارديبهشت ۹۲ - ۱۲:۳۰ صبح

مشغول مطالعه «حدائق»(1) بودم كه به اين فراز از كلام مرحوم بحراني رسيدم:
«فانظر الي صراحة هذا الخبر في اختلاف اجوبته عليه السلام في مسألة واحدة في مجلس واحد و تعجب زراره و لو كان الاختلاف انما وقع لموافقة العامة لكفي جواب واحد بما هم عليه و لما تعجب زراره من ذلك لعلمه بفتواهم عليهم السلام احيانا بما يوافق العامه تقية»(2)
اشكم را نتوانستم نگهدارم
زيرا مي‌گويد در ادامه:
«لعل السر في ذلك أن الشيعة إذا خرجوا عنهم مختلفين كل ينقل عن امامه خلاف ما ينقله الآخر، سخف مذهبهم في نظر العامة و كذبوهم في نقلهم و نسبوهم الي الجهل و عدم الدين و هانوا في نظرهم»(3) [متن]
اين‌گونه شيعه حفظ شده است
اين گريه دارد
غم و غصه دارد
فغان و زاري و ناله دارد

امام معصوم كه خطايي از او سر نمي‌زند
او كه امداد الهي هماره همراهش است و روح بر او نازل مي‌شود در ليالي قدر
او مصون است كه غرض‌ورز باشد و منفعت‌طلب
او به كذب سخن نمي‌راند و از هواي نفس متابعت نمي‌نمايد
او مي‌گويد كه
تعمداً پاسخ اشتباه به شيعيانش داده است!؟
به زراره مي‌گويد اين مطلب را

اين نظر صاحب حدائق است:
امام عليه السلام به شيعيانش دستور مي‌داد تا در اوقات مختلف نماز جماعت به پاي دارند تا معلوم نشود متحد هستند و قوّت دارند و به علم عصمت متصلند!
چنانكه فردي آمد نزد حضرت و شكايت كرد:
«وارد مسجد شدم و ديدم گروهي از شيعيان نماز ظهر مي‌خوانند و گروهي ديگر از شيعيان نماز عصر، چگونه مي‌شود؟»
و ايشان پاسخ فرمودند:
«من آنان را به اين رفتار دستور دادم»(4)
و اين را «سبب بقاي شيعه» مي‌دانند

حالِ امروز را كه بنگريم
«اختلاف علماء امتي رحمة»(5) را هم لحاظ نكنيم
اختلافي كه بين فقها در هر عصر و مصري بوده و هست
گريزي نبوده از آن
وقتي امام معصوم عليه السلام تنها راه حفظ دين را اختلاف در پاسخ‌هاي شرعي مي‌دانند
امروزه روز را هم ديده و سنجيده‌اند
كه فقها چه دشواري پيش رو خواهند داشت
تا سره را از ناسره تشخيص دهند
و تقيه را از حكم واقعي
اگر چه امروز رقاب مؤمنين آزاد است و خلاص
از اين‌كه وحدت فتاوا سبب كشتار و قتل عام‌‌شان شود
اما اثر كه مانده از ذي‌اثر

نشود كه عدّه‌اي از روي جهالت
از ناداني و بي‌اطلاعي
و البته نه از روي غرض‌ورزي
تا عيد فطر اختلافي مي‌شود
يا رأي و نظر درباره فلان شبكه ارتباطي تلفن همراه
آسمان و ريسمان به هم ببافند
و نداي ياللعجباه سر دهند

بدانند كه ما پاسوز جابه‌جايي بزرگي هستيم كه در جانشيني رسول خدا (ص) پديد آمد
و كشتاري كه سلاطين جور از رهروان دين حق داشتند
ائمه عليهم السلام ناگزير بودند به پاره‌اي پرده‌پوشي‌ها
و حتي جواب غيرصحيح دادن‌ها
حتي ـ به قول مرحوم صاحب حدائق ـ در جايي‌كه همه شيعه بودند و از عامه نبود هم تقيه مي‌كردند!

آنان كه چنين گريزگاهي را پسنديده‌اند
عواقب امروزين آن را نيز سنجيده‌اند
اين مقدار اختلاف در فتاوا را هم حتماً مخلّ به نظام ديني نديده‌اند!

---------------------------
(1) الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، يوسف بن احمد بن ابراهيم بحراني
(2) و (3) و (4) الحدائق، ج1، ص6
(5) الإحتجاج علي أهل اللجاج، طبرسي، ج2، ص355


مطلب بعدي: باب اسفنجي؛ كارشناس روابط اجتماعي مطلب قبلي: ماشين سيماني

بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر14نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها33نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر33نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها776طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها68براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها23همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ997با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها9تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ991نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN