نظردهنده: آق محسن موسوي

براي جان سالم
بدر بردن از نيرنگهاي دنيا و مردم. بايد هشيار و مبارز با خود، بود.
سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۰۳ - ۳:۵۶ عصر
پاسخ: صحيح ميفرماييد. سپاسگزارم.

درود بر شما--باز هم خوبه به قسمتي از حقايق اشاره كرديد.عوام و اخوندهاي دوزاري كه ميگن اين لباس رسول الله است.البته نمي دانند كه در زمان پيامبر در عربستان پارچه بسيار كمياب بوده و حضرت نمي توانسته بيش از چهل متر پارچه را مصرف كند.دوم اصل حكومت هاي امروزي جهان قادر نيستند كه مذهبي باشند.دليل اينكه پيامبر و خلفاي راشدين حكومت نكردند و سكه نداشتند .انها به نوعي مرجع ديني مردم بودند.خواست مردم مبني بر جدائي مذهب از حكومت در حقيقت مصونيت مذهب از رجس سياست و دروغ و اختلاس و قتل است و بنظر من خواسته اين گروه به حق بوده و در نهايت حاكمان مذهبي منكوب خواهند شد--در پايان سئوالي دارم.شما تفاوت دين و مذهب را ميدانيد؟
يكشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۰۳ - ۱:۱۴ عصر
پاسخ: شما بفرماييد، استفاده ميكنم؛ تفاوت دين و مذهب را. سپاس.

درود بر شما--اول دوست دارم با شما از همين طريق در تماس باشم-لطفا به وبلاگ من سر بزنيد.نه از اين جهت كه مراجعه به وبلاگم را تبليغ كرده باشم خير صرفا جهت حفظ ارتباط--دوم ===تمام اديان ابراهيمي ريشه در وحي الهي دارند.اما هيچ كدام از مذاهب اين دين ها ريشه در وحي ندارند.فقط قسمت هايي از وحي را انتخاب كرده و با پر رنگ و كم رنگ كردن اصل وحي همراه با سلايق فردي و گروهي ملغمه ايي بنام مذهب ساخته اند.البته از ريزه كاري ساير مذاهب اطلاع دقيق ندارم.اما بسياري از عقايد و رفتارها و دستورات مذهب شيعه دقيقا مخالف نص قران است.ببخشيد
سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۰۳ - ۱۱:۱۶ صبح
پاسخ: بله، وبلاگ شما را ديده و مواردي را خواندم. از اينكه نظر خود را بيان فرموديد سپاسگزارم. در پناه خدا.

درود بر شما--شكسته نفسي مي فرمائيد--در ابتداي عرايضم به تفاوت دين و مذهب اشاره كرده ام--مجددا عرض مي كنم--اديان ابراهيمي ناشي از وحي الهي بوده و تماما گفتار خداوند است...اما مذاهب ريشه در وحي ندارند--تعدادي و يا گروهي حتي در طول زمان مقداري از وحي الهي را از ميان كل انتخاب كرده و پررنگ كرده اند و تعدادي از وحي را ناديده گرفته اند و تعدادي را هم تحريف كرده اند .مذاهب بر اساس منافع گروهي و يا انفرادي تاسيس و تقويت شده اند. اصولا از نظر من انتخاب هر مذهبي خروج از دين مبين و خالص است.
سهشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۰۴ - ۱۰:۴۸ صبح
پاسخ: سپاس از توضيح و ارائه نظر.

درود بر شما--آگاهي مانند شمع روشني در باد است
مراقب شعله خود باشيد
تا زماني كه===
ملت به باور نور رسيدند
شايد شمع تو هم به كار آيد
دوشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۰۴ - ۲:۱۳ عصر
پاسخ: درود. از حُسن نظر شما سپاسگزارم. در پناه خداوند باشيد.

درود بر شما =به نحوي پاسخ مي دهيد كه احساس مي كنم تمايلي به ارتباط و گفتگو نداريد پاسخ هاي كوتاه و موجز شبيه آنچه هوش مصنوعي عمل مي كند.من واقعا مشتاق روشن شدن زواياي وضعيت موجود از هر نظر هستم.البته بدون قضاوت و غرغر كردن.يك بررسي فني و عميق نظري.حالا اگر ارتباط وبلاگي را نمي پسنديد نوع ديگر ارتباط را پيشنهاد بفرمائيد.دوست دارم گفتگو كنيم چون شما در حال حاضر در شهر من زندگي مي كنيد جائي كه همواره در قلب من بوده و حدود نيم قرن بيشتر است كه در غربت مانده ام. بهر صورت برايتان دعا مي كنم و نصرت الهي را خواستارم.
جمعه ۵ ارديبهشت ۱۳۰۴ - ۸:۵۴ عصر
پاسخ: با عرض سلام. بنده از نظرات ارسالي استفاده ميكنم. عذر بابت كمي فرصت براي نوشتن. سپاسگزارم.
درود بر شما==به منظور گسترش فرهنگ پرسشگري سئوالات ساده ايي طرح كرده ام كه يك نمونه ان تقديم مي شود
ارتش را مي شناسيد؟
دوشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۰۴ - ۷:۲۰ عصر
پاسخ: به صورت كلي و به عنوان يك نيروي نظامي. ولي اطلاعات دقيقي ندارم.

درود بر شما--تا چه اندازه شعارهاي كمونيستي به ايده ال اسلامي نزديك است--شعارهائي كه حدود صد سال است كشورهاي مسلمان را در محاق گرفته.عدالت؟؟؟اين جنايت بار ترين كلام بشر.دوستي؟ اين بي رحم ترين كلام انسان و رشد!!از كدام طرف و به سمت كدام سو.مذهب؟؟ با كدام ريشه؟ با كدام راستي ؟واقعا كه عقيده هاي پوسيده ديگر ثمر نمي دهد و انسان وامانده در گل را نجات نخواهد داد.همچنان كه كمونيست--همچنانكه سوسياليست . همچنان كه انقلاب 57
جمعه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۰۴ - ۹:۲۵ عصر
پاسخ: برخي شعارها آنقدر خواستني هستند كه معلوم است در فطرت و بلكه حتي غريزه ريشه دارند. چه بسا حيوانات نيز بدان تمايل نشان ميدهند. چنين شعارهايي را هيچ مكتبي نميتواند نفي كند و ميشود وجه اشتراك تمام آنها، حتي كاپيتاليسم هم ميپذيرد، ولي در عمل خود را قادر به تحقق نميبيند.

درود بر شما--عرض من در مورد درست و غلط بودن و يا خواستن و نخواستن نيست-نظر من اين است هر چه كه هست رها شود و نتيجه تفكر و علم و البته خالص دين--فقط خالص دين==در نظر گرفته شوند.انسان هاي معمولي را به حال خود بگذاريم و اصرار نكنيم كه بهشت را انتخاب كنند.به جايش نورانيت دين و تفكر را شدت بخشيم تا مشتاقان واقعي كه زياد هم نيستند ما را در افزايش نور ياري رسانند .عوام مانند روپوشي تابش انوار را ضعيف خواهند كرد.چون به قدرتمندان و مراكز قدرت مثل كنه مي چسبند و تابشش را ميگيرند.
شنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۰۴ - ۸:۴۹ عصر
پاسخ: تفاوت در اين است كه كدام باشيم؛ بنده يا آزاد. انسانهايي كه خود را آزاد بدانند، به تفكر محض و خرد ناب البته كه اعتماد ميكنند. اما اگر انسانهايي باشند كه باور دارند بنده هستند و از ابتدا بنده زاده شدهاند و به اين جهان آمدهاند تا ميزان بندگي خود را براي خالق خود ثابت نمايند، خب اين انسانها متفاوت تصميم ميگيرند و عقل خود را نيز در چارچوب خواست و اراده خالق خود مهار مينمايند. همه چيز بستگي به اين دارد كه خود را چه بدانيم و چه ببينيم. سپاس.

درود بر شما-البته كه فرمايش شما صحيح است اما ناقص هست.من در طرحي كه عرض كردم--- خالص دين--- را قيد كردم كه ظاهرا مورد توجه قرار نگرفته.بقول شما تفكر و انديشه بدون دين امكان نداردنجات بخش باشد .صحيح--حالا من عرض مي كنم دين بدون انديشه و تفكر مانند پرده ايي سياه هم نورانيت دين را ميگيرد و هم نورانيت دنيا را. البته جنبه هاي معنوي و قدسي اديان نياز به تفكر ندارند اما يك شخص دانا در برخورد با چنين مواردي هم به كمك عقل بهترين گزينه را بر مي گزيند.به همين دليل است كه توصيه شده احاديث و روايات را به عقل ارائه دهيم
دوشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۰۴ - ۴:۰۱ عصر
پاسخ: بله صحيح ميفرماييد. سپاس.

سخن هفته=اگر در طي مسير، هشيار نباشيم. الماس، همان قدر برنده و آزار دهنده هست،كه سنگهاي بي ارزشِ مسير.
چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۰۴ - ۱۲:۳۶ عصر
پاسخ: سپاس.

درود بر شما--ببخشيد مغلطه فرموديد.معناي علما با فقها خيلي متفاوت است. حالا قرن چهاردهم هجري شمسي است. جهت اطلاع عرض شد
سهشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۰۴ - ۹:۳۱ عصر
پاسخ: علم با فقه يكي در نظر گرفته شده است. تشكر.

درود بر شما--اول انشاء مطلب مغشوش و نارسا هست-خلاصه به زبان امروزي نيست.دركش براي عموم اسان نيست--دوم سنجش موارد با ترازوي بيش از هزار سال يعني قبول سكون هزار ساله--قپان امروزي خيلي حساس و روشن است. از امروز و شاخه هاي علمي گرايشات وجريانات امروز بنويسيد. سوم مسئله پول و ثروت و نفوذ خارجي - القائات ساير مسلمانان- نفت- مايات-معافيت از ماليات-گورپرستي--اختلاس گران مسلمان داغ به پيشاني--با جناق بازي -انحراف مسئولين .پاي بند نبودن به شئونات دين--تسلط موازين مذهبي بر اصول دين و.... ده ها مطلب كه سه شاخه شما به سختي پاسخكوي انهاست
پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۰۴ - ۳:۳۹ عصر
پاسخ: إنشاءالله. مطلبي به ذهن رسيد، نوشته شد. از توجه شما سپاسگزارم.

درود بر شما--از خداوند متعال بهبودي شخص مورد نظر شما را مسئلت دارم--اما.طبق قوانين فراگير هستي تمام اتفاقات واقعي و قانوني هستند و در زمان معين طبق همين قوانين تكليف روشن مي شود.در امتحانات جهان هستي دقت و صبوري و اميدواري كار ساز هستند. قبل از خلق جهان هستي البته با تلقي بشر قوانين ازلي و ابدي توسط خداوند تدوين شده اند .و تخطي نا پذيرند
پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۰۴ - ۳:۴۵ عصر
پاسخ: إنشاءالله همه انسانها در صحّت و سلامت بزيند و از بيماري و مرض دور باشند.

سخن هفته=انسان موفق با عمل زندگي مي كند. نه با فكر كردن در باره عمل
پنجشنبه ۵ تير ۱۳۰۴ - ۶:۰۰ عصر
پاسخ: تشكر.

درود بر شما--حالا چرا نام شخص زورگو را ايراني انتخاب كردي.
پنجشنبه ۵ تير ۱۳۰۴ - ۶:۰۱ عصر
پاسخ: دنبال يك اسمي بودم كه به «يهود» بخورد، ولي همان اول هم لو نرود كه منظورم اسرائيل است. سينا از آن جهت كه صحراي سينا را كنار اسرائيل داريم، كوه سينا و طور سينا هم هست در داستانهاي يهود، به نظرم رسيد. قصد خاصي نبود.

طور سينا مهبط وحي الهي است و با اسرائيل امروز هيچ رابطه ايي نمي تواند داشته باشد.ميتوان نام اسحاق براي قلدر و نام اسماعيل براي مظلوم انتخاب شود.اين دو نام ريشه اختلاف بين مسلمين و يهود است.انها اسحق را انتخاب شده براي قرباني ميدانند و مسلمين اسماعيل را .در صورت امكان نام ها را تعويض فرمائيد
جمعه ۶ تير ۱۳۰۴ - ۱۱:۰۶ صبح
پاسخ: مايل نبودم نام انبياي الهي را براي يك داستان بگذارم. خوبي سينا اين است كه نام شخص خاصي نيست كه در نظر مخاطب احساس بدي ايجاد كند. البته هر اسمي يك ويژگيهايي دارد كه طبق فرمايش شما ميتواند مقدس و محترم باشد. اما مخاطب معمولي شايد چندان توجه به برخي روابط دور ندارد. تشكر از توجهي كه به اين نكات داريد.