دشمن واقعي هميشه درون است
بيرون نميتواند
آنكه ضرر ميزند
منشأ همه ضررها
خودپرستي
رسول دعوت به خدا كرد
خودپرستها برنتافتند
از درون جامعه
از ميان همان قوم و قبيله
«كفر» شكل گرفت
آنهايي كه خدا را انكار كردند
نبرد با كفر شد اولين مرحله جامعهسازي الهي
براي رسالت
كفر از جامعه بيرون رفت
وقتي معجزه آمد
آيات و نشانهها
مردمي كه ايمان ميآوردند
خودپرستها اما بودند
تغيير شكل دادند
دشمن جديد درست شد
دوباره درون جامعه
«شرك»
گفتند: قبول! خدايي هست
ولي زياد هست
اينهمه اقيانوس
خدا نميخواهد؟!
بادها و كوهها
شنها و صحراها
اين باراني كه به اين زيبايي ميبارد
قطعاً يك خدايي هم براي برف
هر كدام از اينها خدا ميخواهد خب!
نبرد با شرك پيش آمد
شرك خدا را انكار نميكرد
ولي شريك براي آن قائل شد
شد دومين مرحله جامعهسازي الهي
شرك هم بيرون شد
رسالت با آن جنگيد
مردم را آگاه كرد
اما خودپرستها تغيير شكل دادند
اينبار «نفاق» درست شد
آدمهايي با ظاهري موجّه
كاملاً مؤمنانه
با تمام ادا و اطوارهاي مناسب
و مناسبتي
تا جايگاه بيابند
جاه و مقام
زيرا ارزشهاي اجتماعي اين را ايجاب ميكرد
ميخورد و ميبُرد
به وقتش هم فتنه ميكرد
تا بيشتر بخورد و بيشتر ببرد
مرحله سوم جهاد اين بود
مبارزه رسالت با نفاق
اما تمام نشد
مردم كه آگاه شدند
منافقصفتي هم آشكار
رنگ و رو باخت
نفاق بيرون رفت
دشمن خارجي شد
شكل بعدي در آمد
شكلي خطرناكتر از اشكال قبل
«سكولاريسم اسلامي» زاده شد
خودپرستها باز هم رنگ عوض كردند
اينها را ميتوان با شناسنامه انجمن حجتيه هم شناخت
اگر نه شايد امروز با همان اسم
ولي همان خط
خطي كه اسلام را از حكومت جدا ميكند
اسلام را از جامعهسازي
اسلام را از جهانيشدن
اسلام را از به قول خود دنيازدگي
به خيال اينكه اسلام پاك بماند
درست نمونه كاملي از شيعه انگليسي
پهن كردن سفره هفتسين در كاخ سفيد
خوردن افطاري سر سفره رئيس جمهور آمريكا
اينها حجتيههاي ديروز
و اسلامسكولارهاي امروز
الآن ديگر همهجا هستند
امتحان امروز جامعه اسلامي
مرحله چهارم مبارزه و جهاد
وظيفهاي كه امروز رسالت الهي بر عهده دارد
ريشهكن كردن اين دشمن خانگي
دشمن خارجي خطر ندارد
خطر هميشه داخل است
جامعه الهي اگر يكپارچه باشد
هيچ دشمني امكان غلبه ندارد
وعده الهيست
إن تنصر الله ينصركم
مشكل وقتيست كه داخل خراب شود
داخل را چه كسي خراب ميكند؟
كفر بود و رفت
شرك بود و رفت
نفاق بودن و رفت
امروز حجتيهايها هستند
تفكرشان
تفكر سكولاري كه مثل موريانه اسلام را ميخورد
پُر هم
همين دور و بر خودمان
از حوزههاي علميه
تا كف مسجد و منبر و حسينيه
مداح و روضهخوان
تا حكيم و متأله
همه شكلي هم دارد
آنهايي كه ته حرفشان اين است:
چرا اسلام را بدنام كنيم؟
مگر مردم خودمان نياز ندارند؟
ما به انسانهاي ديگر چه كار داريم؟
آنها را إنشاءالله حضرت (عج) تشريف ميآورند و نجات ميدهند
ما بايد فكر خودمان باشيم
من كه حكومتي نيستم
من با حاكميت كاري ندارم
چه رژيم قبل و چه رژيم حاضر
من فقط درد دين دارم و كاري به كار نظام ندارم
حوزه بايد مستقل از حكومت باشد
حكومت چه ربطي به حوزه دارد
حالا آمريكا جنايت كند، به ما چه ربطي دارد
چرا جشن نيمهشعبان را خراب كرديد؟ چرا سياست را دخالت داديد؟
چرا مسجد را سياسي ميكنيد؟
اسلام را بزنيد به سياست، اسلام آسيب ميبيند!
و خيلي سخنان نادرست ديگر
كفر
شرك
نفاق
و سكولاريسم
امروز ما درگير اين آخري هستيم
و نگران
اما
آيا اين بد است؟!
اينكه اسير دشمناني بدتر شدهايم
شرك از كفر بدتر
نفاق از شرك پنهانتر
حجتيهايها هم از هر سه
به دليل پيچيدگي انحراف
نه اين بد نيست
اين نشانه پيشرفت است
اين يعني جامعه اسلامي رشد كرده
مراحل را طي كرده
از زمان آدم و نوح به حضرت محمد (ص) رسيده
نفاق پديد آمده
به زمان ما هم كه رسيده
اين قبيله سكولار
كه انحراف در ريشههاي باورشان نفوذ كرده
نه اين بد نيست
اين نشانه پيشرفت ماست
كلاسمان بالا رفته
امتحانمان سختتر شده
اما امروز امتحان ما اين است
امثال اكبرنژاد
مهدي نصيري
اصلاً برو تا سروش و ملكيان
حتي پسر ناخلف امام جمعه مرحوم اسبق شيراز
اينها گرفتار همين انحراف
سكولار
به چه گرفتاريها
اينبار سطح آگاهي بايد در اين موضوع بالا رود
درهمتنيدگي ابعاد حيات بشر
سياست و اقتصاد و همه چيزهاي ديگر
مگر ميشود انساني در ميانمار زجر بكشد
مسلمان اينجا درد نكشد؟!
مگر ميشود مسلماني درد بكشد
براي رفع مشكلات مشقّت نكشد؟!
تلاش نكند
مگر ميشود
اسلام اين نيست
اسلام اين است كه خدمت كند
آرام نگيرد
مسلمان و غيرمسلمان هم ندارد
براي بشريّت
براي انسانيّت
اسلام آيين فداكاريست
فداكاري كه سكولار نميشود
سكولار يك آدم نان-به-نرخ-روز-خور است
دنبال راحتي
آسايش:
به ما چه كه آنها را كشتند
ما برايشان دعا ميكنيم!
انحراف اين است
اخطاري كه امام راحل (ره) نسبت به حجتيهايها ميداد
و رهبري با عنوان سكولاريسم در حوزهها
خودپرستها الآن ذيل اين عنوان لانه كردهاند
ما خيلي پيش رفتهايم
كه به دشمنيهايي اينچنين گرفتار شديم
كه درون جامعه اسلامي هستند
بين خود ما
اين يعني به قله نزديكيم! :)



