اين پاسخها قابل قبول؟!
ميپذيريم يعني؟!
پسرِ مفتياب پاسخ ميدهد:
من همونيام كه براي لامپ بنزين راه حل يافتم
با آب
براي اينها هم ميانبر هست؛
1. آرامش؛ رفيق خوب، دوست غيرهمجنس!
2. لذت جسمي؛ ماشين مدل بالا، دور دور، سر خيابان فلان!
3. رشد؛ كتاب بخوان!
4. مونس؛ پيامرسان، تلگرام و واتساپ و اينستا!
5. پيري؛ خانه سالمندان، تو پول بده، همه پرستارت ميشن، بلكه شوگر!
6. نياز جنسي؛ مكانهاي زيرزميني، با خالههاي پولدوست!
7. اطاعت امر؛ من نمازشو كه ستونِ دينه نميخونم، اينم روش!
از كسي كه آب در باك ماشين بريزد
بيش از اين هم انتظاري نيست!
حالا يك كمي عاقلانهتر پاسخ دهيم:
مگر خداوند انسان را خلق نكرده
اين نقص را هم او قرار داده
همه اين نقصها را
ميتوانست كه قرار ندهد
نقصِ در آرامش
نقصِ در لذت
نقصِ در انس و همدمخواهي
نقصِ در رشد در كنار ديگري
نقصِ در نياز جنسي
همه را خدا قرار داده
از همان روز اول
تمام دردهايي كه از نداشتن همسر حاصل ميشود
چه روحي
چه جسمي
همه را «عمداً» قرار داده
جور ديگر هم ميشده
ميشده اينها را در طراحي نميآورد
ميشد انسان را مستقل خلق كند
بينياز از همسر
بدون اين همه ناراحتي و نياز
پس چرا؟!
چرا عمداً نقص گذاشته
بعد هم محدوديت
گفته: اين راهها؛ نه
آن راه؛ بله!
[ادامه دارد...]


