از خودمان مثال بزنيم
شايد فهم بهتر
مثلاً
روبات ميسازي
اين بايد به برق وصل شود
نميشود كه نشود
بعد خراب ميشود و از كار ميافتد
بايد روغنكاري شود
اينها را دستور ميدهي
مگر همه روباتها به دستور عمل ميكنند
فكر كن مختار باشند و نكنند
اينجاست كه دست به كار ميشوي
يك مدار «درد» ميسازي
چيزي كه «آزار» دهد
اگر باتري به زير 10 درصد رسيد
اگر قطعات مكانيكي بيروغن شد
مدار درد وارد شود
اذيت كند
فشار بياورد
ناراحت كند
درست مثل همان چراغ قرمزي كه چشم پدر را آزرد
زود هم حل شود البته
راه حل هم آسان
تا سيم را به برق بزند
تا روغن در جاروغني بريزد
فوري درد برطرف گردد
مدار خاموش شود يعني
مدار ايجادكننده درد
اين ربات ديگر ماندني ميشود
دوام پيدا ميكند
خودش نيازهاي خودش را تأمين ميكند
چون مجبور است، ميفهمي؟ مجبور!
براي فرار از درد!
خدا با انسان همين كرده
با غذا خوردن او مثلاً
مگر همه انسانها آنقدر ايمان دارند كه به دستور خدا غذا بخورند؟!
يعني بدون احساس درد
بدون احساس گرسنگي و ناراحتي از ضعف
بگويند: قربة إلي الله ناهار ميخورم!
ندارند كه
چنين ايماني را
خيليهايشان كافر
خيليهايشان بيايمان
ولي بايد زنده بمانند
بايد امتحان بدهند
بايد مايه امتحان ديگران شوند
پس بايد غذا بخورند
پس نياز به ساختار «درد» و «لذت» دارند
حالا ببين براي ازدواج چه ميگويند
مردم
وقتي ازشان نظر ميپرسي
ميپرسي كه چرا ازدواج؟
چقدر هم جواب
و چقدر هم شبيه به هم
و چقدر شبيه به لامپ اخطار خالي شدن باك بنزين:
1. اجبار رسمي يا عرفي در برخي جوامع
2. اجبار شريك
3. اجتناب از فشار مالي تنها زندگي كردن
4. احترام اجتماعي
5. احترام گرفتن از جامعه
6. احساس ارزشمندي
7. احساس بيمعنايي از مجردي
8. احساس تبديل شدن به آدم حسابي
9. احساس تعلق
10. احساس تكميل نقش طبيعي انسان
11. احساس تكيهگاه داشتن
12. احساس تنهايي كمتر در جهان
13. احساس ديدهشدن
14. احساس رسيدن به مرحله بعد
15. احساس شرم از مجرد بودن
16. احساس كمبود در خانواده مبدأ
17. احساس مفيد بودن
18. احساس نياز به ثبات
19. احساس نياز به زندگي روتين
20. احساس نياز به مراقبت دائمي
21. احساس وظيفه نسبت به شريك
22. ادامه نام و نسب خانوادگي
23. ادامه نسل
24. ازدواج از سر ناچاري
25. اطاعت از دستور دين
26. اطاعت از دين
27. افزايش ثبات مالي
28. افزايش حس امنيت در جامعه
29. افزايش شانس پيشرفت اقتصادي
30. افزايش مسئوليتپذيري
31. الهام گرفتن از شريك
32. امنيت جنسي
33. اميد به ايجاد شادي پايدار
34. اميد به اينكه طرف عوض ميشود
35. اميد به بلوغ سريعتر
36. اميد به بهبود وضعيت مهاجرت
37. اميد به تكامل رابطه
38. اميد به داشتن خانه گرم
39. اميد به كاهش اضطراب
40. انجام سنت
41. انجام وظيفه شرعي
42. انسجام خانوادگي
43. انگيزه انتقامي
44. انگيزه مذهبي
45. انگيزههاي شهرتطلبانه
46. ايجاد پيوندهاي خويشاوندي
47. ايجاد ميراث خانوادگي
48. آرامش جنسي
49. آرزوي رابطه عميق
50. آزادي جنسي مسئولانه در چارچوب تعهد
51. بالا رفتن احترام اجتماعي
52. باور به اينكه ازدواج باعث موفقيت ميشود
53. باور به تقدير يا سرنوشت
54. براي اينكه پدرم از من راضي باشد
55. براي اينكه مادرم تنها نماند
56. بلوغ اجتماعي
57. بلوغ جنسي
58. بلوغ شخصيتي
59. بلوغ عاطفي
60. بهبود جايگاه شغلي يا حرفهاي
61. بهبود رفاه
62. بهبود سلامت روان با داشتن همراه
63. بهبود وجهه مذهبي
64. بهدست آوردن تجربه واقعي زنوشوهري
65. بهرهوري اقتصادي بالاتر
66. پاسخ دادن به نيازهاي جنسي به شيوه سالم
67. پذيرش اجتماعي
68. پر كردن خلأ وجودي
69. پرهيز از تكرار اشتباهات والدين
70. پرهيز از حس بيهودگي
71. پرهيز از روابط بيهدف
72. پشتيباني در امور اداري
73. پشتيباني مالي متقابل
74. پناه بردن از خلأ عاطفي
75. پيدا كردن انگيزه براي زندگي
76. پيدا كردن تكيهگاه
77. پيروي از سنت پيامبران
78. پيروي از سنت خانوادگي
79. پيروي از سنت قومي
80. پيروي از فرهنگ
81. پيروي از فرهنگ غالب
82. پيروي از مدل والدين
83. تامين نيازهاي اجتماعي
84. تامين نيازهاي احساسي
85. تامين نيازهاي اقتصادي
86. تامين نيازهاي غريزي
87. تامين نيازهاي معنوي
88. تامين نيازهاي هويتي
89. تبديل رابطه طولانيمدت به ازدواج براي اينكه بيمعني نشود
90. تثبيت نقش بزرگسالي
91. تثبيت هويت بزرگسالي
92. تجربه اتحاد دونفره
93. تجربه احساس مهم بودن
94. تجربه اعتماد
95. تجربه جنسيت مسئولانه
96. تجربه حس خانه داشتن نه فقط سقف داشتن
97. تجربه حمايتگري
98. تجربه خودآگاهي عميقتر
99. تجربه دنياي دونفره
100. تجربه رشد مشترك
101. تجربه زندگي پايدار
102. تجربه زندگي مشترك
103. تجربه زندگي منظم
104. تجربه شاديهاي مشترك
105. تجربه صميميت سطح بالا
106. تجربه عشق
107. تجربه عشق واقعي
108. تجربه فداكاري
109. تجربه مديريت بحران
110. تجربه مسئوليت مشترك
111. تجربه مشاركت
112. تجربه معنابخشي
113. تجربه مفيد بودن
114. تجربه نقش پدر يا مادر
115. تجربه نقش والدگري
116. تجربه نقشآفريني مثبت در زندگي كسي
117. تجربه همكاري
118. تجربه و تجربه و تجربه…
119. تجربه وفاداري
120. ترس از از دست دادن فرد
121. ترس از بههم خوردن رابطه
122. ترس از بههمخوردن رابطه فعلي
123. ترس از بيمار شدن تنها
124. ترس از تنها ماندن در پيري
125. ترس از تنها ماندن طولاني
126. ترس از تنهايي طولاني
127. ترس از جا ماندن از قطار زندگي
128. ترس از حرف مردم
129. ترس از دست دادن محبوب
130. ترس از دست دادن موقعيت
131. ترس از عقب ماندن
132. ترس از عقبافتادن از همسنها
133. ترس از فقط ماندن در پيرسالي
134. ترس از قضاوت مردم
135. ترميم عزتنفس
136. تشكيل بيزنس خانوادگي
137. تشكيل خانواده
138. تشكيل سرمايه مشترك
139. تعهد ناخواسته بعد از مدت طولاني رابطه
140. تغيير هويت اجتماعي
141. تقسيم اجاره
142. تقسيم كارهاي خانه
143. تقسيم مخارج
144. تقسيم مسئوليت اقتصادي
145. تقسيم هزينهها
146. تقسيم وظايف روزانه
147. تقليد از رابطههاي رسانهاي
148. تقويت حس تعهد
149. تكميل برنامههاي مشترك
150. تكميل پازل شخصي (تصور ناقص بودن بدون شريك)
151. تكميل نقش طبيعي انسان
152. تكميل هويت مردانه يا زنانه با الگوي سنتي
153. تلاش براي آوردن شادي به خانواده
154. تلاش براي تبديل شدن به نسخه بهتر از خود
155. تلاش براي داشتن نسل بعد
156. تلاش براي ساختن خانوادهاي متفاوت از خانواده مبدأ
157. تلاش براي يافتن تعادل شخصيتي
158. تنوعطلبي در سبك زندگي
159. ثبات احساسي
160. ثبات رواني
161. ثبات نيازهاي غريزي
162. جبران خلأهاي عاطفي كودكي
163. جبران دوران كودكي سخت
164. جبران شكست عشقي قبلي
165. جذب حمايت اجتماعي
166. جذب متقابل
167. جلب رضايت استاد، مربي يا راهنما
168. جلوگيري از افسارگسيختگي عاطفي
169. جلوگيري از بيثباتي عاطفي ناشي از روابط آزاد
170. جلوگيري از حرف مردم
171. جلوگيري از روابط متعدد و خستگيآور
172. جلوگيري از روابط ناسالم
173. جلوگيري از زندگي بيهدف
174. جلوگيري از سقوط اخلاقي
175. جلوگيري از سوءاستفادههاي رابطه آزاد
176. جلوگيري از گناه جنسي
177. جلوگيري از هرز رفتن انرژي جنسي
178. چشموهمچشمي
179. حس تجربه كردن ازدواج
180. حس تجربه مراسم عروسي
181. حس تعلق به يك تيم
182. حس كامل شدن
183. حضور در شبكه اجتماعي گستردهتر
184. حفظ رابطه جنسي مشروع
185. حفظ نظم اخلاقي موردنظر اطرافيان
186. خوددرماني اشتباه
187. خودشناسي عميقتر
188. خيالپردازيهاي شديد عاشقانه
189. داشتن پشتيبان در بحرانها
190. داشتن تيم خانوادگي
191. داشتن حامي در مسير شغلي
192. داشتن خانه دونفره
193. داشتن خانواده معمول
194. داشتن شريك اقتصادي
195. داشتن شريك فكر
196. داشتن شريك مسير
197. داشتن شنونده
198. داشتن فرزند
199. داشتن كسي براي برنامهريزي
200. داشتن كسي براي پير شدن
201. داشتن كسي براي حرف زدن
202. داشتن كسي براي سفر
203. داشتن كسي براي لحظههاي بحران رواني
204. داشتن كسي براي مراقبت در روزهاي سخت
205. داشتن كسي براي مراقبت شبانه
206. داشتن كسي براي مشورت
207. داشتن مراقب در بيماري
208. داشتن مونس در تنهاييها
209. داشتن نام خانوادگي ادامهدار
210. داشتن نقطه اتكاي روحي
211. داشتن همدم
212. داشتن همراه براي سفر
213. داشتن همراه در سفر
214. داشتن همراه در كارهاي اجرايي
215. داشتن همصحبت
216. داشتن همفكر
217. دسترسي به حمايت اجتماعي گستردهتر
218. دوري از برچسبخوردن
219. دوري از سبك زندگي مجردي
220. دوري از گناه جنسي
221. رابطه جنسي مسئولانه
222. راحتتر شدن مديريت زندگي
223. رسميت بخشيدن به رابطه
224. رسميت يافتن رابطه
225. رسيدن به احترام ديگران
226. رسيدن به استقلال از خانواده
227. رسيدن به امنيت احساسي
228. رسيدن به آرامش
229. رسيدن به پذيرش اجتماعي
230. رسيدن به جايگاه اجتماعي
231. رسيدن به حس بالغ شدن
232. رسيدن به حس موفقيت
233. رسيدن به شناخت عميقتر از خود
234. رسيدن به مرحله بعد زندگي
235. رسيدن به نوعي خانواده ايدهآل
236. رشد در گذشت
237. رشد در مسئوليتپذيري
238. رشد در همدلي
239. رشد فردي در كنار ديگري
240. رشد مشترك
241. رشد مهارت حل تعارض
242. رشد مهارتهاي اجتماعي
243. رشد مهارتهاي ارتباطي
244. رشد مهارتهاي حل تعارض
245. رفع تنهايي
246. رفع خلأ جنسي
247. رفع خلأ عاطفي
248. رفع خلأ نقش اجتماعي
249. رفع موقت ناراحتيهاي روحي
250. رفع نياز به لمس و صميميت
251. رفع نياز جنسي
252. رفع نيازهاي روزمره
253. رهايي از خانواده كنترلگر
254. رو كمكني
255. ساختن آينده روشنتر
256. ساختن آينده مالي
257. ساختن آينده مشترك
258. ساختن آينده مطمئن
259. ساختن زندگي معنوي مشترك
260. ساختن طبقه اجتماعي بهتر
261. ساختن ما بهجاي من
262. ساختن محيط امن براي رشد
263. ساختن معني زندگي
264. ساختن هويت مشترك
265. سهيم شدن در سبك زندگي مطلوب
266. سهيم شدن در شاديها
267. سهيم شدن در شكستها
268. سهيم شدن در غمها
269. سهيم شدن در موفقيتها
270. شريك در تربيت فرزند
271. شريك در تصميمگيريها
272. شريك در سختيها
273. شريك در شكستها
274. شريك در كارهاي خانه
275. شريك در ماجراجوييها
276. شريك در مراقبت از والدين سالخورده
277. شريك در مسئوليتهاي مالي
278. شريك در موفقيتها
279. عبور از نوجواني تمديدشده
280. علاقه به بچهداري
281. علاقه به زندگي آرام روستايي/شهري با شريك
282. فرار از اضطراب
283. فرار از افسردگي
284. فرار از افسردگي پنهان
285. فرار از آشفتگي ذهني
286. فرار از بحران ربععمر
287. فرار از بيپولي با اميد به شريك پردرآمد
288. فرار از بيمعنايي
289. فرار از بينظمي
290. فرار از بيهدفي
291. فرار از بيهودگي
292. فرار از تجرد قطار-جا-مانده
293. فرار از تنهايي در پيري
294. فرار از تنهايي مزمن
295. فرار از خانواده ناسالم
296. فرار از خانواده ناكارآمد
297. فرار از روابط بيساختار
298. فرار از روابط پيچيده
299. فرار از روابط كوتاهمدت
300. فرار از روابط گذرا
301. فرار از روزمرگي
302. فرار از زندگي خالي
303. فرار از شكست عشقي
304. فرار از فرهنگ دوستي بلندمدت بدون سرانجام
305. فرار از فشار عاطفي خانه
306. فرار از محيط شغلي مسموم
307. فشار براي آدم حسابي شدن
308. فشار براي تشكيل خانواده
309. فشار جامعه
310. فشار خانواده
311. فشار دوستدختر يا دوستپسر
312. فشار رابطه طولاني
313. فشار رابطه طولانيمدت
314. فشار سنتي
315. فشار شريك
316. فشار فاميل
317. فشار فاميل براي عروسي
318. فشار دوستان و اقوام (ببين همسن تو الان دو تا بچه داره)
319. فشار فرهنگي
320. فشار محيط كاري (همه همردهها متأهل شدند)
321. فشار مذهبي
322. فشار مستقيم خويشاوندان مؤثر
323. فشار همسالان
324. فشار والدين براي نوه
325. فشار والدين براي نوهدار شدن
326. قويتر شدن در برابر آسيبهاي اجتماعي
327. كامل شدن تجربه انساني
328. كامل شدن شخصيت
329. كامل شدن هويت
330. كاهش اضطراب
331. كاهش افسردگي
332. كاهش هزينههاي روزمره
333. كاهش هزينههاي زندگي
334. كسب اعتبار خانوادگي
335. كسب پختگي
336. كسب تجربه زيستن واقعي
337. كسب جايگاه اجتماعي
338. كسب حس تعلق خانوادگي
339. كسب حس مالكيت عاطفي
340. كسب مهارتهاي جديد از طريق شريك
341. كسب هويت اجتماعي
342. كسب هويت پايدار
343. كسب هويت مشترك
344. كمك به شريك براي رشد
345. كمك در بحرانها
346. كمك در مراقبت از والدين
347. كنترل بهتر بر سبك زندگي
348. گرفتن امتيازات دولتي
349. گرفتن امتيازات قانوني
350. گرفتن خانه
351. گرفتن سرپرستي مشترك فرزند
352. گرفتن وام
353. لذت از بودن با فرد خاص
354. لذت از بودن در يك اتحاد
355. لذت ساختن آينده با شريك
356. لذت مراسم
357. ماليات كمتر (در برخي كشورها)
358. مديريت بهتر روزمرگي
359. مديريت نقشهاي جديد
360. معنا دادن به روزهاي زندگي
361. معنا دادن به زندگي
362. ميل به پوشيدن لباس عروسي يا دامادي
363. ميل به تجربه زندگي مشترك
364. ميل به تجربه مراسم عروسي
365. ميل به سكونت مستقل
366. ميل به مسئوليتپذيري
367. ميل به نظم و آرامش روان
368. نجات از روابط سمي
369. نجات از يكنواختي زندگي
370. نظم دادن به بينظميهاي زندگي
371. نظم يافتن زندگي
372. نقش اجتماعي كامل
373. نياز به ادامه نام خانوادگي (براي مرد در برخي فرهنگها)
374. نياز به ارتباط نزديك
375. نياز به اعتبار بهعنوان يك فرد جدي و بالغ
376. نياز به امنيت اقتصادي
377. نياز به امنيت رواني
378. نياز به آرامش جنسي
379. نياز به تاييد دائمي
380. نياز به تأييد رمانتيك
381. نياز به تعلق
382. نياز به تعهد
383. نياز به تقسيم وظايف خانه
384. نياز به تماس فيزيكي
385. نياز به تنوع تجربه انساني
386. نياز به ثبات اقتصادي
387. نياز به ثبات رواني با حضور ديگري
388. نياز به ثبات عاطفي
389. نياز به حس امنيت
390. نياز به حضور دائمي
391. نياز به حمايت
392. نياز به حمايت عاطفي
393. نياز به خانه مشترك
394. نياز به خودآگاهي بيشتر
395. نياز به دوست داشته شدن
396. نياز به ديدهشدن
397. نياز به رابطه پايدار
398. نياز به رابطه دائمي
399. نياز به ساختن چيز بزرگتر از فرد
400. نياز به شريك احساسي
401. نياز به شريك در تصميمگيريهاي بزرگ
402. نياز به شريكي براي مراقبت در پيري
403. نياز به شنونده
404. نياز به صميميت
405. نياز به عشق
406. نياز به فرد قابل اعتماد
407. نياز به كسي براي سفر
408. نياز به كسي براي سكوت
409. نياز به كسي براي ماجراجويي
410. نياز به كسي براي مرور خاطرات
411. نياز به كسي كه باشد
412. نياز به لمس انساني
413. نياز به محبت
414. نياز به محبت پايدار
415. نياز به مراقبت
416. نياز به مراقبت در دوران بارداري (براي زن)
417. نياز به مراقبت واقعي و منظم
418. نياز به مشاركت در پروژه زندگي
419. نياز به همخانگي
420. نياز به همدم
421. نياز به همراهي
422. نياز جنسي
423. نياز عاطفي
424. هراس از تنها ماندن
425. هماهنگي شخصيتي
426. همراه در امور اجرايي
427. همقافله شدن با ديگري در مسير معنا
428. همكاري در پروژههاي زندگي
429. وقتش شده
430. يافتن آرامش در ثبات
431. يافتن مسير اخلاقي بهتر
432. يقين به نيمهگمشده
اينها چيزهاييست كه مردم ميگويند
وقتي بخواهند ازدواج كنند
وقتي ازشان ميپرسي
هر يك، يكي دو تا از اينها را
[ادامه دارد...]


