به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: پيروز
به‌نظر مي‌رسه كه سر كاريه، اگر نبود لختي كمرنگ‌تر ديزالو مي‌فرموديد تا با يه تماس، پته‌شان را روي دايره به رقص درمي‌آوردم.
خودت چي؟! تماسي گرفتي؟ جوابي شنيدي؟ در مرز مشخصات مندرج در آگهي هستي آسيدجان!
شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۸ صبح
پاسخ: هستم بله، ولي تماس نگرفتم. شايد براي اين‌كه قصد ازدواج ندارم :)
سيدناالاستاذ، سلام!
همين اتفاق، چندي كم از هفته‌ي پيش براي شاگرد عهد شبابت افتاد؛ محصنه‌ي زناكاري كه با بي‌بي‌سي‌هراسي و حقوق‌بشرترسي قضات خدانترس، از بند حكم خدا -سنگ‌سار- رهيده بود، به راحتي هرچه تمام‌تر، لگد به درب منزل مي‌كوبيد و «اقساط معوقه» مي‌طلبيد.
بيني و بين‌ الله جوجه‌ي حضرت زهرا(س)! خدا از اين خلق دين‌فروش نان به نرخ روز خور، راضي‌ست؟
دردكشيده‌ايم و مشترك‌الأمراض، خداي‌مان شفا دهاد...


يكشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۵۱ صبح
پاسخ: جدي؟ خودش؟ يا وكيل؟ چه كردي؟ نرفتي كه بازداشت؟ لاإله‌إلاألله!
سيدالعظيم سلام!
آدرس وب‌لاگم را آن بالا برايت نوشتم، سري بزن و چاي، مهمان ما باش.
راستي دلم تنگ ديدنت شده، موضوع گرفتاري به كجا انجاميد؟
باقي بقايت
چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ - ۳:۰۶ صبح
پاسخ: به به! عجب وبلاگي... چه تيپي... نديده خواننده وبلاگت شدم! گرفتاري كه احتمالاً به نفي بلد و فرار بيانجامد! :) حال داشتي ندا بده يه چايي با هم بخوريم! مشتاق ديدار.
نبينم كه نباشي سيد! من تازه پاي در اين راه گذاشته م. نري يهويي!

دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۰ عصر
پاسخ: بزرگواري داداش، چه كنم؟! قصه ما هم همين است!
سيدجون! بيا همين‌جا؛ اين‌قدري رفيق و آشنا هست كه خيلي راحت‌تر از اوني كه [دشمنان خدا] فكرش رو بكنند، مشخصات خودت رو از «يك‌جلدي» تا «سه‌جلدي!» تغيير بديم. نرو ديگه! برگرد همين‌جا، تازه داشت حال‌مون شروع مي‌شد. تازه مي‌خواستم Rothmans رو بهت معرفي كنم...
خدا اون يارو مرتيكه علاف باصطلاح آخوند احمق و دختر مزخرف‌ش رو با صنف اين‌يكي يارو علاف مزخرف و دختر خائن‌ش محشور كنه.
خيلي قاطي‌ام.

دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۸ عصر
پاسخ: خدا نكنه قاطي باشي! اولين فرصت خدمت مي‌رسم و گپ و گفتي مي‌زنيم. توكل بر خدا. خيلي خودتو ناراحت نكن. آدم خيلي چيزا تو اين سفرا ياد مي‌گيره. بي‌تأثير هم نيست. مي‌بينمت إن‌شاءالله برادر :)
سلام سيد، در چه حالي؟! اميد كه دوري از وطن و دوستان، به مرز بازگشت و وصال رسيده باشد.
شماره 910مان را كه داري، به‌گونه‌اي كه كسي متوجه نشود، خبري بده تا ببينيم‌ات!
دوست‌دارت
چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۵۱ عصر
پاسخ: سلام برادر. إن‌شاءالله.
جناب جوجه حضرت بي‌بي!
سلام و نوروز مبارك
از مدتي كه بي‌خبر، رفاقت بر زمين وانهاده‌اي و قدم به راه ناكجاآباد گذاردي -لااقل براي من- مدت زيادي گذشته‌ست، دل‌مان هم تنگ ديدن‌ت، اما شما... خجالت هم براي سلامتي خوب است!
اميدوارم كه پول‌ت كم شود تا در ايام «شهريه» زيارت شوي!
عيدت مبارك

چهارشنبه ۲ فروردين ۱۳۹۱ - ۱:۴۵ عصر
پاسخ: عيد شما هم مبارك برادر! :)
در عحبم؛ كه اين "كميك‌استريپ"هاي شما، رجال رو "حمالون" نساء نشوت مي‌ده!
تلخ اما واقعي...
ياد آخرين برنامه "هفت" سال 90 افتادم كه ميهمان ويژه و آشنايي داشت به‌نام اكبر عبدي. مي‌گفت: حكومت بعد از پيروزي انقلاب، به دو قشر، زيادي بها داد! جوانان و زنان.
اللهم الجعل عواقب امورنا خيرا
سه‌شنبه ۸ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۲ صبح
پاسخ: :) خوشحال شدم كه اين نگاره‌ها توانسته منظور طراح را خوب نشان دهد! راست گفتي برادر، اي‌والله!
http://dalibarat.blogfa.com/post/4
يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۴:۳۴ عصر
پاسخ: سفر به سلامت!
من با «صبر» موافقم، نگفت كه فلاني تخم حرام و بهماني تخم حيض؛ اما من آدرس چند «تخم‌حرام» و «تخم‌حيض» را دارم كه بدون نياز به بليط و با سرويس اياب و ذهاب رايگان، مي‌برم‌تان براي تماشا...
نگو كه تند رفتم سيد!
باقي بقايت
شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۸ عصر
پاسخ: عجب...! چه عرض كنم؟! من هم كم‌كم دارم شك مي‌كنم نكند شما صحيح بفرماييد. شايد حقيقتاً همان باشد. كسي چه مي‌داند! :(
سلام سيد!
مطلب شما از چند منظر قابل بررسي‌ست؛ قصد بررسي ندارم، فقط خواستم چند منظر را نام ببرم كه هم نمره‌ي كامل بگيرم و هم كامنتي براي پست مبارك بنهم.
... اينكه رهبر فرهيخته يعني همين؛ تئوري‌پرداز و عامل.
و اينكه انتخاب جانشين به نحو احسن صورت گرفته؛ چه بسا به دست «بت بزرگ فتنه» باشد...
و نهايتا اينكه شهوت تأليف اپيدمي شده، مواظب خودت باش
دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۷ عصر
پاسخ: آخ، آخ، آخ، اي گفتي، همين نهايتاً شما ما را مي‌كشد. آري اخوي؛ تأليف، شهرت، تلويزيون، منبر، نام و نشان و ...! خطر همين‌جاست. ممنون كه تذكر دادي. همه ما در معرض غفلت هستيم و اگر چشم بر هم زنيم بر باديم! خدا تو را جزاي خير دهاد كه نيك حرفي گفتي و مبارك كلامي بر زبان راندي. يا علي مدد!
سلام
حرفم ادامه افاضه‌ي «صبر» است يا جواب‌شان، نمي‌دانم؛ چندي قبل -بعدتر از ملاقات‌مان- دوستي قديمي زنگي زد و بعد از توجيه اوليه، گوشي را داد دست يك جواني...
- شما اوكي بده، آدرسم نمي‌خوام! از همين داش {...} مي‌گيرم، يه خط با تيزي به خودش يا باباش مي‌ندازيم، اگه آدم شد و بي‌خيال مهريه، كه هيچ، اگه نه، با يكي دو تا از بچه‌ها مي‌ندازيمش توي گوني و مي‌بريمش يه گوشه‌اي و يه تريپ حمد و سوره‌ش رو درست مي‌كنيم، اين مي‌شه دوتومن! كه البته بعد از حضور ...خانم توي محضر مي‌گيرم...
- خب حالا از كجا مي‌دوني كه من پول‌تو مي‌دم؟!
- ببين مهندس! ما اگه بلتيم بدهي شما رو صاف كنيم، بدهي خودمون كه راه‌دست‌تره!
- ...
نشد سيد! دلم سرگيجه گرفته بود، با ابوي اول مشورت و بعد احتجاج كردم، پندم داد و نهي‌م كرد. نشد!
اين قبيل فواحش محصنات! بايد بخورند و بچرند و هيزم آتش انبان كنند؛ تبّت يداهنّ...
چهارشنبه ۷ تير ۱۳۹۱ - ۱:۰۹ عصر
پاسخ: آن روز كه اين قضيه را حضوري تعريف فرموديد، بنده هم با نظر ابوي گرام موافق بودم. نه اين‌كه به ديدن اين درماندگان در آتش جهنم دلخوشم كه از دريوزگي‌شان كه جهالت‌شان سبب آن است، بسي ناخوشم! نه‌ اين‌كه خود را مصداق «إنّك باخعٌ علي نفسك» بدانم كه بسيار حقيرتر از آنم، اما نگاهم به اين بيچارگان، نگاه عابر به معلول است كه اگر چه پزشك نيستم براي درمان، تعيّر هم نمي‌كنم كه گريبان خودم را نگيرد. فقط خدا را مي‌ستايم كه چيزي را به بعضي داده كه بعضي از خود دريغ كرده و آن را واگذارده‌اند؛ خرد و انديشه و عقل را مي‌گويم. عجيب نيك خلقتي است اين درايت! كاش همگان شكرش به جاي آورده و مي‌پذيرفتند موهبتش را كه چنين ذليل نگردند. اميدوارم از تجربه جديدت راضي باشي.
دلم لك زده واسه‌ت سيد! بيا چپق سرخ‌پوستي‌مان رو بچاقيم و
پاسي از شب را مسخره كنيم!
بوس گنده!!!
سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۲ - ۳:۲۳ عصر
پاسخ: قربون داداش! چپق ِ ما ديگر با رفقاي متأهل چاق نمي‌شود اخوي! :)

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN