به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: ف

بينهايت متاثر شدم .....

ولي در قانون تا جايي كه من اطلاع دارم البته بعد از طلاق فرزند پسر تا دو سالگي و دختر تا 7 سالگي نزد مادر ميمانند و بعد از آن بايد تحويل پدر داده شوند . مگر با توافق طرفين بشود تغيير داد شرايط را .

آنها كه به اين وبلاگ آمد و شد داشتند و از حس علاقه شما با خبر بودند و مطالب را خوانندند ، خواستنند از اين طريق شما رو تحت فشار بگذارند و شما را اذييت كنند احتمالا .....

با اين حال خدا بزرگ است ، خيلي بزرگ . خود و فرزندان را فقط به او بسپاريد .

چقدر براي مادرتان سخت است دوري از عزيزاني كه با آنها انس گرفته بود و البته اين را بدانيد بچه ها هم آنجا اصلا راحت نيستند و نا آرامي ميكنند ، چون در اين مدت با شما و مادرتان مانوس شده بودند .

پاينده باشيد وبرقرار

دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ - ۶:۵۸ عصر
پاسخ: قانون متمم خورده است... مجلس تصويب كرد چند سال پيش كه هم پسر و هم دختر تا 7 سال با مادر باشند! ياد ابراهيم (ع) آرامم كرد كه نوزاد را در بيابان با هاجر رها كرد به اميد خدا. البته بدون مقايسه كه ما كجا و ابراهيم كجا. اما مگر قرار نبود الگوي ما باشند، تمام انبياء و اولياء و معصومين (ع). توكل بر خدا كردم و از هم‌دردي شما كمال تشكر را دارم. دعا كنيد، براي همه ما كه اصلاح شويم و عاقبت به خيري نصيبمان شود. وقتي تلويزيون مدام مي‌گويد امروز روز ملي ازدواج است، خنده‌ام مي‌گيرد...! روز ملي ازدواج فرزندان را... خدا را شكر... حالم اصلاً خوب نيست. مادرم هم مدام گريه‌اش را پنهان مي‌كند. خيلي تلاش كرده بغضش را فروخورد، با اين حال چند بار به شدت گريست. از ظهر رفت حرم حضرت معصومه (س) و قبل از غروب بازگشت... نمي‌دانم بر او چه گذشت... اين‌جا باراني است... اين‌جا امروز خيلي عجيب بود... امروز اين‌جا... مريم دست مرا مي‌گرفت و خوابش مي‌برد. سيداحمد سرش را به سرم مي‌چسباند... سيدمرتضي ديشب از خواب پا شد و دنبال مادرم گشت و كنار مادرم خوابيد... يك‌سال است بچه‌ها مادر نداشته‌اند و به پدر پناه مي‌بردند. آن روزهايي كه هر چه تماس مي‌گرفتيم كه مادرشان فقط به خاطر حال فرزندان، بيايد و بچه‌ها را ببيند، حتي مادرم مريم را برد خانه پسر اول پدرزن كه زنش تماس بگيرد اين مادر (بهتر است بگويم نامادري) به خانه برادر بيايد و دخترش را ملاقات كند و مادر نيامد... حالا مدعي است... سيدمرتضي بغل مادرش نمي‌رفت... اصلاً مادرش را نمي‌شناخت... از بغل من پايين نيامد... همه در دادگاه ديدند... دو ماهه بود كه ديگر مادر را درك نكرد... مادرم گفت كه اين بچه گريه مي‌كند... نامادري گفت: دو روز گريه مي‌كند و بعد به من عادت خواهد كرد...! اُف به اين مادري... اگر دستم بر مي‌آمد خاك بر دهانش مي‌ريختم... ما طاقت چند دقيقه گريه فرزند را نداشتيم، چگونه او به دو روز گريه طاقت مي‌آورد...! خدايا هستي... پس جواب بده! همه مي‌دانند چه بر من مي‌گذرد... همه دارند تظاهر مي‌كنند كه چه خوب كه راحت شدي... چه خوب شد... همه سعي دارند مرا آرام كنند... ولي خودشان هم در اضطرابند و من مي‌فهمم كه همه امروز در رنجند... خدايا صبر بده! الحمدلله... الحمدلله... الحمدلله... راضي‌ام به رضاي خدا... قصد دارم چند روزي بروم مشهد زيارت... شايد حالم بهتر شود...! باز هم تشكر از هم‌دردي شما... الحمدلله!
اين جملات را بخاطر بياوريد :

كدام شوهري اين‌قدر نفهم است
كه زن را از خانه بيرون كند و بچه را نگهدارد؟
اگر بدكار باشد همه را با هم بيرون اندازد
و اگر اهل محبت و فرزندداري باشد
كه زن را بيرون كند؟! تا از درس و كار و زندگي باز بماند به نگهداري فرزند؟!
همين‌كه يك‌سال فرزند را خود نگهداري كردم
بيّنه‌اي بود قويم
و شاهدي بي‌بديل

حتما همه اين گفته ها تاثيري در بوجود آمدن اين شرايط داشته به نظرم .و شما از اين جملات كم استفاده نكرديد !!!!


دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ - ۷:۲۴ عصر
پاسخ: آري... صحيح مي‌فرماييد... گزك را خودم دستشان دادم!

آري
ميفهمم ... ميفهمم . در اين دنيا درد هاي مشترك كم نيست .... بگذريم . خدا به همه شما صبر بدهد درك درد بي پدري برايم سخت تيست ..... آه از اين دنيا ... آه از اين مردم دنيا ....

حتما اين كار را بكنيد ، صد در صد به آرامش خواهيد رسيد، توكل كنيد به خدا و صبر و آرامش شما سبب قوت قلب والده مكرم تان و ديگر بستگان ميشود .

گر خدا به حكمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري !...

ما همه محتاج دعاييم چشم به الطاف حق بستيم .

التماس دعا

دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۱ عصر
پاسخ: تشكر
سلام آقا سيد
خدا قوت
حقيقتا چند وقتي هست كه وبلاگتونو دنبال مي كنم يه سوال شايد هم يه پيشنهاد داشتم: چرا شما اين مطالبتونو تو ايسنتاگرام به اشتراك نميذاريد ميدونيد تو اون فضاي آلوده ي نسبتا بي محتوا چقدر بعضي ها به همين نكات احتياج دارن به يه تكنيك تربيت فرزند
مثلا همون پست مديريت هزينه هاي خونه و اون شيوه اي كه برا بچه ها توضيح داده بوديد خيلي جذاب و راهگشا بود اينكه مريم ده سالتون داره يه شيريني پز حرفه اي ميشه من احساس ميكنم حضور امثال شما تو اون فضا خيلي لازمه.
التماس دعا
و من لله توفيقدوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۳ صبح
پاسخ: سلام. سپاسگزارم. اول از اين‌كه نظر گذاشتيد. دوم از پيشنهادتان. اما... شخصاً علاقه‌اي به نرم‌افزارهاي ديگر ندارم؛ تلگرام، اينستاگرام، فيس‌بوك و... براي من مهم است جايي كه مي‌نويسم كجا باشد. اين‌جا پارسي‌بلاگ است. من پارسي‌بلاگ را دوست دارم و به آن اعتماد. چرا؟! زيرا آدم‌هاي خوب آن را طراحي كرده و مديريت مي‌نمايند. ما انسان‌ها مسئوليت‌هاي زيادي داريم. حتي جايي كه مي‌رويم نوعي تأييد است. فعاليتي كه مي‌كنيم حمايت است. من دوست ندارم حامي آن‌هايي باشم كه دوست‌شان ندارم. وقتي من در آن‌جا محتوا توليد كنم، از آن‌ها حمايت كرده‌ام. اين‌كه موفق‌تر باشند و بهتر. نه اين‌كه من آدم مهمي هستم، نه، اين نيست، من چيزي نيستم، اما... من با همه كوچكي خود، اگر يك اپسيلون هم اثر داشته باشم، در اين‌كه آن‌ها كاربران بيشتري داشته باشند و محتواي بيشتري، من دوست ندارم همين يك ذرّه هم سهم داشته باشم. اين يك علاقه شخصي‌ست و نه يك نسخه براي همگان. اين سليقه من است. دوست دارم جايي باشم كه احساس نكنم دارم در سرزمين بيگانگان قدم برمي‌دارم. ممنون از لطف شما. خوشحالم كه نوشته‌هاي مرا قابل تأمل و مفيد مي‌دانيد. اميدوارم بتوانم بهتر باشم. در پناه خدا.
بله حرف هاتون رو كاملا قبول دارم
ولي پس حضور دفتر حفظ و نشر اثار رهبري،حاج اقا پناهيان و امثال اين ها در اين فضاها نمي تواند توجيه باشد براي استفاده از ابزار دشمن؟سه‌شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۴ صبح
پاسخ: به همين جهت عرض كردم اين «سليقه» شخص بنده است، نه يك نظر فقهي و اجتهادي و حكم و فتوا. اگر دقت بفرماييد تأكيد مؤكّد كردم تا اشتباه به ذهن متبادر نشود، اين كه من شخصاً دوست ندارم اين مطلب را. همين. آن‌ها هم آفرين دارند كه وقت مي‌گذارند و در اين فضاها اطلاع‌رساني مي‌نمايند و خداوند پشت و پناهشان باشد. آن‌ها آثار مثبت‌شان آن‌قدر زياد هست كه بر اثر منفي مذكور غلبه مي‌كند. بودنشان شايد بهتر از نبودنشان. ممنونم.

يكشنبه ۲۵ دي ۱۴۰۱ - ۶:۲۱ صبح
پاسخ: سپاس.
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
عرض ادب و ارادت
خداقوت
بسياررررر عالي و كاربردي
ما كه خيلي استفاده كرديم و دعاگو هستيم .
در پناه حضرت دوست سعادتمند و عاقبت بخير باشيد . دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ - ۷:۲۹ عصر
پاسخ: سلام. سپاسگزارم. در پناه خدا.
???????????????????? و لا حول و لا قوّة إلا بالله العلي العظيم ???????????????????????????????جمعه ۲۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۱۰:۲۵ صبح
پاسخ: هر چه نعمت داريم از جانب خداي متعال است.
جمعه ۲۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۱۰:۲۷ صبح
پاسخ: سپاس.
سلام و عرض ادب و خداقوت
چقدر دقيق مصلحت پنهان كاري نظرات را مطرح فرموديد .
بسيار عالي بود .
توفيقات شما روزافزونچهارشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۲ - ۵:۲۸ عصر
پاسخ: سلام. از توجه شما سپاسگزارم.
سلام و عرض ادب و خداقوت
بسيار دقيق و عالي دقيقا مثل هميشه
بله واقعا كسي بيرون باشد ديگر خانه دار نيست و اين خيلي مهم هست .
خانه دار همان ستون خيمه است .دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲ - ۹:۵۱ عصر
پاسخ: سلام. بنده تجربه اين 14 سال را نوشتم. ممنون از توجه شما.

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN