به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: رضائيان
سلام آقاي موشح
خوشحال شدم پس از سالها عكس و بلاگتان را ديدم و خاطرات معصوميه برايم زنده شد
يادش بخير اون شبي كه دير آمده بودي مدرسه و در بسته بود و نگهباني و حاج آقاي فاضل و ...
عمر چه زود مي گذره
ايامت به كام عزيز
سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۷:۴۷ صبح
پاسخ: سلام برادر. اعتراف مي‌كنم كه شب عجيبي بود. شبي كه مسير زندگي‌ام را بالكل تغيير داد. اگر آن شب آن حادثه رخ نمي‌داد و مرا از مدرسه علميه معصوميه(س) اخراج نمي‌كردند، چه بسا همان‌طور و بر همان طريقي كه زندگي مي‌كردم باقي مي‌ماندم؛ سبكي در زندگي كه امروزه آن را تقبيح مي‌كنم و نوعي فرسودگي و بي‌تحرّكي، بي‌بصيرتي و كاهلي مي‌پندارم. روح‌الله شده بود مسئول امور حجرات و ظاهراً تصميم او بود كه شب‌ها ساعت 12 شب در را ببندند و ديگر روي هيچ طلبه‌اي نگشايند تا صبح شود. من اما آدمي نبودم تا ديروقت بيرون بماند. جلسه‌اي گذاشته بودم در مؤسسه نجوم آقاي سيستاني كه هيئت علمي در آن‌جا تأسيس كنم. همه اساتيد و دانشجويان جمع بودند، مدير آن مؤسسه اما نيامد. بلكه يكي دو ساعتي همه را معطل كرد و هر بار تلفن مي‌كرديم، مي‌گفت: در راه است و به زودي مي‌آيد! اين شد كه وقتي نااميد شديم و جلسه را تعطيل و مؤسسه را ترك گفتيم، تازه پنج شش دقيقه‌اي از 12 شب گذشته و در مدرسه بسته بودند. نگهبان نخواست در را باز كند، با اين‌كه بيدار بود و چراغ‌ها روشن. من نيز در شهر قم غريب، نمي‌توانستم كه شب را در خيابان بخوابم! شروع كردم به زدن در پشت سرهم و پيوسته، به يك ربع نكشيد، تلفن زد به مدير مدرسه و او به يك شرط اجازه داد مرا به داخل مدرسه راه دهند: سال بعد در آن مدرسه نباشم! اسمم را سال بعد ننوشتند. اخراجم از معصوميه(س) مانند يك ضربه سنگين به سرم، مغزم را تكان داد، مرا ياد بسياري از باورهايم انداخت كه داشت در سكوت سرد نظم فاضل سركوب مي‌شد. نظمي كه اجازه خلاقيت را از ذهن انسان مي‌گيرد. اين ضربه مرا به هوا پرت كرد، آن‌قدر بالا كه بتوانم شناعت قوم را ببينم و نادرستي‌ها را لمس كنم، شهوات متظاهر در قالب ايمان را و رياي پنهان شده در پس زهدنمايي. خيلي چيزها... خيلي... خدا به همه ما رحم نمايد. تشكر از اين يادآوري تلنگردار شما. موفق باشيد برادر. (دقيقاً همين نوشته و با همين رسم‌الخط بود كه با نيامدن مسئول مؤسسه نجوم وتو شد و حاج‌آقاي نجف با تأخير و وعده آمدن دادن و منتظر نگهداشتن اعضاي جلسه آن حادثه را پديد آورد: http://movashah.ir/fa/index.php?w=work&x=1 )

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN