مسئله آدمها نيستند
مسئله نه حتي تشكيلات
هر چقدر حتي بزرگ
مسئله تز است
تزي كه دارند
انديشهشان
تفكري كه خطر در آن نهفته
زيرا خلاف رشد بشر است
خلاف آيين الهي
ديني كه براي نجات آمده
براي فلاح و رستگاري
يك خطر درونديني
از درون آن را تهي ميكند
از داخل خود دين
چنانكه جز پوستيني باقي نماند
پوستهاي خالي كه به تلنگري ميپاشد
[نمودار كامل]
هر چه گشتم همين بود
اساسنامه
چطور فصل دوم ندارد
همه فقط فصل اول؟
يحتمل باقي فصول نبايستي منتشر ميشد
به همين مقدار بسنده كرده
اين يك رويه جاريست
تشكيلاتي كه سعي ميكند مخفي باشد
يعني قبول كنيم نميفهميدهاند؟!
فصل اول داشته باشند و فصل دوم نه؟!
بعد از انقلاب متمّم نوشتند
به دنبال كامل آن گشتم
نيافتم
هر چه بود ناقص
بخشي از آن در برخي كتابها
آن را نيز در نمودار
بعد هم زمان انحلال
بسنده كرده به تعطيلي
نميخواست از دست برود
فقط محو سياسي
ناپيدايي
در قالب يك بيانيه
با دقت خواندم
با دقت بايد خواند
چونكه تمام نشده است
چونكه تمام نميشود
ابتلاي عصر ماست
امتحان اين دوران
كفر و شرك و نفاق سر آمده
عصرشان
امروز عصر سكولاريسممذهبي
چقدر چهرههايي كه ميريزند
فروميپاشند
با ظاهري مذهبي
اما از درون حجتيهاي
سكولار يعني!


