به نام خدا

در پارسي‌بلاگمسأله شناخت ۳۰

يكشنبه ۱۰ اسفند ۹۹ - ۵:۰ صبح

1. جوهر چيست؟

در فلسفه مي گويند كه جوهر موجودي است كه قائم به خود است برخلاف عرض كه به موجود ديگري نيازمند است.

البته به نظر مي رسد كه تعريف در مرتبه ي اول اين چنين است. ولي اگر بخواهيم دقيق تر تعريف كنيم، هر جوهري نسبت به عوارض خود، مستقل است ولي نسبت به علت فاعلي خود(علتي كه به آن وجود مي دهد)، عرض باشد.

به نظرم مي رسد كه فهم صحيح تعريف جوهر و عرض به كمك طبيعيات قديم ممكن است. بسنده كردن به تعاريف كلي، ايجاد ابهام و بدفهمي در ذهن مي كند. در طبيعيات قديم منشاء همه ي آثار يك جسم طبيعي را طبيعت آن يا صورت جسميه ي آن مي دانستند. اين طبيعت را براي هر جسمي تركيبي از چهار عنصر آب و خاك و هوا و آتش مي دانستند. تمام تنوع فلزات و سنگ ها و مايعات و ... همگي را به تفاوت ميزان اين 4 عنصر بر مي گرداندند. مثلا مي گفتند كه در گوگرد عنصر آتش بيشتر است و يا در جيوه عنصر آب بيشتر است.

طبق اين ديدگاه، بنده تعريف نيازمندي عرض به جوهر را اينگونه معنا مي كنم كه منشاء و علت بروز اعراض، جوهر است.  طبق اين معنا، جوهر علت عرض مي شود و اين ديگر قراردادي نيست. يعني تمايز جوهر از عرض طبق معيار علت بودن ديگر قرار دادي و خيالي نيست.

در فيزيك امروزي اجسام متشكل از اتم ها و مولكول ها هستند و ديگر متصل واحد نيستند كه بتوانيم به كل آن يك صورت جسميه نسبت دهيم. البته شايد بتوان كرد ولي بنده نمي دانم چطور.

 آنچه واحد متصل است ذرات بنيادي هستند. بنابرين اگر بخواهيم براي ذرات بنيادي بفهميم كه جوهر چيست اين سوال را مي پرسيم كه منشاء و علت آثار ذرات بنيادي چيست؟

دو الكترون هم را دفع مي كنند. علت آن چيست؟ با مشاهدات علمي مكرر نتيجه گرفته ايم كه بار الكتريكي آن ها علت دافعه است. بنابرين بار الكتريكي جزئي از طبيعت الكترون است. باز هم مشاهدات علمي به ما نشان داده است كه همين الكترون نيروي ديگري نيز از خود بروز مي دهد كه منشاء آن،

 بار ديگري است به نام "بار هسته اي ضعيف".

بنابرين طبيعت الكترون هم حاوي بار الكتريكي است و هم حاوي بار هسته اي ضعيف. هر كدام به اندازه اي.

اين دو بار منشاء بروز آثاري در الكترون هستند.

اگر در گذشته صحبت از مقدار عناصر اربعه در طبيعت اجسام مي كردند كه منشاء آثار بودند، امروزه در ذرات بنيادي صحبت از بارها مي كنيم. بار الكتريكي و بار هسته اي ضعيف و بار هسته اي قوي. البته شايد بارهاي ديگري هم در آينده كشف گردد.

نكته ي جالب در اين است كه طبقه بندي ذرات بنيادي نيز بر اساس بارهايشان مي كنيم. هرچند اين را نمي گويند و در اصطلاح رياضي گفته مي شود كه طبقه بندي ذرات بر اساس گروه هاي تقارني است ولي در اصل به بيان فيزيكي، طبقه بندي بر اساس بارها است. 

3-طبع و ماهيت هر كدام چيستند؟ آيا يك چيزند يا دو چيز متفاوت؟

ماهيت در پاسخ چيستي شيئ مي دهيم. در پاسخ چيستي الكترون در سطح عوارض ممكن است يك سري از عوارض خاص الكترون را نام ببريم و آن را از ديگر ذرات متمايز كنيم ولي تعريف صحيح را بر اساس جوهر بايست كنيم و بگوييم الكترون جسمي است كه مثلا فلان و فلان و فلان مقدار بار از هر نوعي را دارد. هرچند در آينده ممكن است اين تعريف بر اساس مشاهدات علمي دقيق تر و كامل تر گردد.

طبيعت نيز كه قبلا تعريف كردم كه منشاء بروز عوارض است كه در مورد الكترون در واقع طبيعت الكترون است كه حاوي بارهاي مختلف است.

بنابرين ماهيت عامتر از طبيعت است كه شامل عوارض هم مي گردد. ولي طبيعت فقط به جوهر جسم طبيعي بر مي گردد.

4- اجتماع طبع و ماهيت در وجود چه معنايي دارد؟

در گذشته طبيعت در يك اصطلاح به مجموع عناصر اربعه در جسم مي گفتند كه منشاء آثار بود و در بيان ديگر به هركدام از عناصر اربعه نيز طبيعت مي كفتند. طبيعت آب، طبيعت آتش و ...

اجتماع طبيعت هاي متعدد در وجود واحد مي شود همان اجتماع طبيعت آب خاك و هوا و آتش در جوهر جسم.

در زبان امروزي فيزيك، ذره ي بنيادي حاوي بارهاي متعدد است. اين همان اجتماع طبيعت هاي مختلف است.

 2-اصالت وجود يعني چه؟

نميدام چرا ملاصدرا مي فرمايد كه با اصالت وجود مي توان طبيعت هاي متعدد را در وجود واحد قائل شد. درصورتي كه آنچه بنده مي فهمم نياز به قائل بودن به اصالت وجود در اين زمينه نيستيم.

5- تحوّل و تغيّر طبيعت (مثلاً در يك سنگ) چه معنايي دارد؟
در طبيعيات قديم تحول و تغيير طبيعت در سنگ به اين معنا بود كه مقدار عناصر اربعه در سنگ كم يا زياد شود.

در فيزيك امروزي يعني مقدار بار هاي آن ذره كم يا زياد شود. مثلا اگر بار هسته اي ضعيف و بار الكتريكي كواك u، را تغيير دهيم آن را به كوارك d  تبديل مي توان كرد.

6. تغيير و تبدّل جوهر چه معنايي دارد و چه تفاوتي با تحوّل و تغيّر طبيعت دارد؟

با توضيحاتي كه بيان كردم. جوهر جسم طبيعي همان طبيعت آن است. و تغيير در آن معادل تغيير در طبيعت است. در اينجا صحبت در مورد جسم طبيعي كردم نه در مورد نبات و حيوان.

فرموديد:
«جوهر موجودي است كه قائم به خود است»
اگر چه ظاهراً به اين تعريف اشكال كرديد
ولي
تعريف ديگري از جوهر در كلام شما نديدم
اگر
همين تعريف را پذيرفته‌ايد
سؤال حقير اين است:
مگر مي‌شود موجودي قائم به خود نباشد؟
يعني چه كه قائم به خود نباشد؟
يعني مثل تكيه دادن ما به ديوار؟
يا ايستادن روي زمين؟
اين تعريف باز هم ابهام دارد
زيرا
«قائم» بودن در آن معني نشده است

فرموديد:
«ماهيت در پاسخ چيستي شيئ مي دهيم»
پس
اين يك بحث لفظي‌ست
يعني
مثلاً من مي‌پرسم «عليك» چيست؟
مي‌فرماييد: «آن‌چه در پاسخِ سلام مي‌گوييم»
خب
آيا اين ربطي به واقعيت دارد؟
ما ممكن است در پاسخ به چيستي
هر چيزي را بگوييم
آيا
اين گفتار ما ربطي به واقعيت آن شيء دارد؟
چه ربطي؟
پس اين بحث اصلاً يك بحث فلسفي نيست
و ربطي هم به فيزيك ندارد
يك بحث لفظي‌ست
و به ادبيات بر مي‌گردد
اين‌كه
انسان‌ها در گفتگو چگونه «چيستي» را بيان مي‌كنند
آيا ماهيت چيزي فراتر از اين است؟
با تعريفي كه فرموديد؟
آيا ماهيت حقيقت شيء خارجي است؟
اگر هست
چه فرقي و ربطي به جوهر و ذات شيء دارد؟

فرموديد:
«طبيعت نيز كه قبلا تعريف كردم كه منشاء بروز عوارض است»
عوارض؟
عوارض چيست؟
اگر كلام فلاسفه منظور شماست
آن‌ها عوارض را 9 قسم مي‌كنند
رنگ و اندازه و مكان و زمان و...
خب
اين‌ها همان آثار اشياء است
مثلاً
الكترون به فرمايش شما بار منفي كه دارد
اين بار مي‌شود يكي از عوارض الكترون
خب
منشأ اين بار الكترون چيست؟
آيا جوهر و ذات آن است؟
يا ماهيت و چيستي آن؟
يا طبيعت آن؟
با اين تعاريف
ظاهراً كه جوهر و ماهيت و طبيعت يكي بيشتر نيست
پس
چرا سه كلمه متفاوت براي آن‌ها استفاده كنيم؟

[ادامه دارد...]


مطلب بعدي: مسأله شناخت ۳۱ مطلب قبلي: مسأله شناخت ۲۹

بازگشتنسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ شايد سخن حق سال نشر16نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس سال برچسب‌ها35نوشته‌هاي وبلاگ بر اساس برچسب بيشترين نظر34نوشته‌هاي وبلاگ با بيشترين تعداد نظر
صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها888طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها70براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها28همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگ1262با استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي60تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1258نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
تماس پيامك ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN