
سلام عليكم و رحمه الله . خدا خيرت بده . همه اين صفحه رو از بدو تا ختم خوندم . اين پست نظم ما در بي نظمي است عاليه . هيچ اشكال و ايرادي بهش وارد نيست . دقيقا حرف همينه. اما بياين بشينيم ببينيم الان نظم حوزه از كدوم نوعه . واقعا بررسي كنيم كه اين بساطي كه به اسم نظم الان در حوزه به پا شده ، مدرك گرايي و حضور و غياب محوري و دور شدن از روح اخلاص و تقوا رو به وجود آورده يا بالعكس !
شنبه ۴ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۶ صبح
پاسخ: يك مطلبي را يواشكي به شما عرض كنم به رسم المجالس بالأمانه، بنده به دليل اعتراض به همين مسائلي كه شما ميفرماييد از مدرسه مباركه معصوميه(س) اخراج شدم! سال 1378. رفتم پيش مدير مدرسه و 45 دقيقه درباره مضرّات مدركگرايي، حضور و غياب و رفتار دانشگاهي و ترمي شدن و همچنين فشارهايي كه به طلبهها ميآيد كه فقط درس بخوانند، صحبت كردم. در اين مطلب كاملاً با شما موافق هستم. فقط نسبت به تبليغ كه مهمترين كاركرد حوزههاي علميه است (البته شايد)، نسبت به فرمايش شما اندكي معترض بودم. البته تبليغ به روشهاي مدرن را هم ميپسندم، چه اينكه اصلاً درباره آن پيشنهاداتي هم دارم كه ميتوانيد اينجا (
http://rastan.parsiblog.com/1202077.htm) ملاحظه فرماييد. از آشنايي با شما بسيار خوشوقت شدم و بهترينها را برايتان آرزو ميكنم. حوزه علميه به انسانهاي آگاه و «ماشينينشده» سخت محتاج است. علييارت اخوي! :)