
سلام
عزيز جان بسيار ساده انگاريست اگر فكر كنيم پيام هاي كارتون ها و سريال ها مي بايست همه اش اثر آني داشته باشند و آنا مخاطب كودك را تحت تاثير قرار دهند. پر واضح است كه طراحي لايه اي و پنهان پيام هاي كارتون ها كه از كارتون يوگي تا به الان ادامه داشته است اگر بي كاركرد و بي مصرف باشد بايد به عقل بشر غربي شك كرد.
اين پيام ها مانند يك بمب عمل نكرده سالها در ذهن يك كودك خواهد بود و در بزرگسالي در برخورد با الگوها و كليشه هاي اجتماعي، سياسي و خانوادگي عمل خواهد كرد. آنها نياز ندارند كودك همان موقع تحت تاثير پيام هاي استراتژيك اثر قرار گيرد اما با مطالعات رفتارشناختي و روانشناسي كاملا مطمئن هستند هيچ پيامي خصوصا اگر با هيجان و طنز نيز آميخته شود از ذهن (يا نفس) مخاطب پاك نمي شود.
موفق باشيد
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۸:۰۹ عصر
پاسخ: سلام برادر. درست ميفرماييد. دقيقاً به همين دليل است كه بنده تحليل كاملاً مثبتي از كارتونهاي مذكور ارائه دادم. چرا؟! زيرا در كودكي تحت تأثير لايههاي پنهان همين رسانهها قرار داشتم. كودكي ما اگر چه تنها با روزي يكساعت كارتون بيشتر همراه نبود؛ 5 تا 6 عصر از شبكه اول، زماني كه بيش از دو شبكه نداشتيم، اما يوگي بود، بل و سباستين بود، نيك و نيكوي جمعهها ساعت 2 بود، نل بود، حنا بود، پاريكال بود، هاچ زنبور عسل بود، واتوواتو و پسر شجاع بود، همه اينها در لايههاي پنهانشان از ما آدمهايي ليبرالمنش و مبتلي به سكولاريسم پنهان ساخته است. به نحوي كه امروز وقتي باباسفنجي را ميبينيم، احساس قرابت بيشتري ميكنيم، از نظر سبك زندگي و رفتار اجتماعي، تا قصههايي كه از پدربزرگهاي خود ميشنيديم. با شما موافق هستم، اما ما همان نسلي هستيم كه تحت تأثير اين لايهها بودهايم، نيستيم؟! تشكر از دقت نظر شما.