نظردهنده: يك دوست قديمي
سلام.
شنيدم از فرهنگستان بيرون آمدهاي و باقي قضايا.
زماني كه تازه رفته بودي فرهنگستان، تا آمدم بهت بگويم كه حيف از تو، درآمدي كه: "فرهنگستان هويت ماست" (!!!!). پس ادامه ندادم.
چند روز پيش از بچهها شنيدم كه در مؤسسه آقاي مصباح ديده شدهاي!!
اگر دوباره نميگويي كه اين هم هويت جديدت است، عرض ميكنم: "حال كه از چاله درآمدي، مراقب باش در چاه نيفتي".
اسمم مهم نيست؛ يك دوست قديميام. انظر الي ما قال...
جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ - ۹:۲۹ عصر
پاسخ: اولاً سلام. ثانياً فداي مرام همه دوستان قديمي. ثالثاً بنده به شدت هنوز معتقد به مباحث دفتر هستم و بيرون نيامدهام. رابعاً وقتي پدرزن را اخراج كردند، انجم گفت رفتم و راهم ندادند و گروه تطبيقي را ممنوع كردند به جهت اختلاف شديدي كه مابين پدرزن و مسئول بود در جهتگيريهاي اصلي آنهم نه در مسائل خُرد، بل در ارتباط با نهادهاي مهم نظام كه پدرزن مشغول ارتباط بود به نام دفتر و مسئول مخالف بود در زماننا هذا. لذا دو سال است دفتر نرفتهام از جهت مطرود واقع شدن، نه روي برگرداندن. خامساً براي همين همايش فرهنگستان مشغول نوشتن مقاله هستم و در تمام اين دو سال مشغول مطالعه و مباحثه مباحث سيدنا الاستاذ بودم. دو دوره اصول ايشان را خواندم و مباحثه كردم و تمام شد و مدتي است در حال پژوهشي با يكي از دوستان بر روي مباحث فلسفي ايشان هستم. سادساً اگر به نوشتههاي آرشيوي همين وبلاگ مراجعه فرماييد متوجه خواهيد شد كه درس ولايت فقيه از سوي آيةالله مؤمن مهرماه امسال شروع شد كه در نمازخانه مؤسسه برگزار ميشود و براي عموم است. بنده هم به مقتضاي علاقه به بحث ولايت فقيه هم در اين بحث شركت ميجويم هم در بحثي كه دوشنبهها در فيضيه به همت دبيرخانه مجلس خبرگان برگزار ميشود. البته سابعاً هم عرض كنم كه يك سال است از پدرزن هم جدا شده و مستقلاً مشغول كار علمي و مطالعاتي هستم. تمام حوزه علميه هويت ماست و تا زماني كه اين لباس را در بر دارم در اين راه تلاش براي خدمت خواهم كرد. إنشاءالله. ثامناً مباحث شهيد صدر را هم كه از سالها بيش با خواندن حلقات سهگانه آغاز كرده بودم امروز هم ادامه دارد و مشغول مباحثه هر روزه مباحث منطقي ايشان در أسسالمنطقيه و مباحث اصولي ايشان (تقرير استاذ آسيدكاظم) هستم. در نهايت از بزرگواري و دلسوزي شما هم كمال امتنان و تشكر دارم و خوشحال ميشوم بدانم كدام يك از اعاظم رفقا هستيد تا ديدار تازه نمايم و به جمالتان چشمروشني بگيرم. الله يارتان و خدا نگهدارتان.

باسلام..وقتي از مباحثي مرتبط با فقه حكومتي و اسامي مانند آية الله سيد منيرالدين حسيني الهاشمي (ره) نام ميبريد ياد مجموعه در دفتر افتاده و آرزو ميكردم اي كاش ميتوانستيم به ايجاد همدلي، همفكري و همكاري رسيده و در جهت تشكيل يك تشكل شيعي اقدام نموده تا در آن فضا اين مباحث را پيش ميبرديم..انشاءالله خداوند ما را در اين راه توفيق عنايت فرمايد...در پناه حق..التماس دعا
دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۷ عصر
پاسخ: سلام برادر، احسنت. يادي از گروه تطبيقي فرموديد و اشارتي دقيق به كليد هر ارتباط پايداري: همدلي، همفكري و همكاري. چگونه ممكن است گروهي «همدل» يكديگر رها نمايند و كار به تلاشي واگذارند؟! آنانكه بشكه را سر و ته گشايند و از «همكاري» آغازند، عاقبت با دشمني و كينه از هم دور شوند و آنانند كه بر پيوستگي ارتباط ناتوانند. «همدلي» نبود كه بتواند با «همفكري» به «همكاري» برسد. چرا؟! اگر در گروه تطبيقي بوده و روند پژوهش را ديده باشيد، در آغاز «توهمي از همدلي» وجود داشت و بر همان اساس گام به سوي «همفكري». امان از «علم اصول». دقيقاً از وقتي كفايه مرحوم آخوند در دستور كار قرار گرفت، شگفتيهايي از مسئول گروه مشاهده شد؛ تحقير، تمسخر، بيادبي، نـَـه گفتنهاي پشت سر هم، به هر نظريه كه مطرح ميشد. بنده و آقاي انجمشعاع به عنوان تنها افراد گروه كه رسماً كفايه را درس گرفتهاند، وقتي متن را ترجمه ميكرديم، با نــَـــه محكم مسئول گروه مواجه ميشديم كه: «شما كفايه را نفهميدهايد، من فهميدم، اينجا منظورش اين است!» اشتباه در فهم، قبول نميكرد حرف صحيح را. از كجا اين فهم نادرست را پيدا ميكرد؟ قادر نبود متن عربي كفايه را بخواند و بفهمد. مشكل اينكه روحالله ترجمه فارسي كفايه را خريده بود. مشكل دقيقاً از همين كتاب ترجمه آغاز شد. باور بفرماييد كه اين ترجمه فارسي مصيبتي براي گروه بود. از آن روز كار فكري «گروهي» متوقف شد، در حقيقت همفكري غيرممكن گشت و «توهم همدلي» لو رفت. آنچه ما را در گروه تطبيقي نگهداشت «همكاري» مبتني بر «مغالطات»ي بود كه گرفتار آن بوديم. در جزوهاي اين مغالطات را توضيح دادهام. تصور ميكرديم اگر اين «همكاري» ادامه نيابد، خيانت به انقلاب و انديشه سيدناالاستاذ شده است. دوستاني كه بودند ديدند، از آن پس نقش بنده در گروه، تايپيست بود. «همكاري» بدون «همدلي» دوام ندارد. وقتي درگيري مسئول گروه با رياست دفتر علني شد و به آن نامهنگاريها كشيد، مدخوله بودن ادله ايشان آشكار شد و مغالطات را كه شناختم، «همكاري» در حدّ تايپيست را نيز متوقف نمودم. رسماً اعتراف كرد كه: «خودم تنهايي هفت سال كار فكري كردم»، اعتراف به نبودن «همفكري»! جزوه مغالطات را از اينجا ميتوانيد برداريد:
http://works.movashah.ir/query/goto-works-id-372.htm موفق باشيد برادر.

سلام و ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما..چند بار طي تماس تلفني كه با شما داشتم با اين پيغام "لطفاً پيام خود را بگذاريد!!) مواجه شدم و البته پيام گذاشته و نوشته و ارسال كرده ولي متأسفانه جوابي نگرفتم..اگر احياناً تمايلي ندارين به اينكه پيام و يا ارتباطي از سوي دوستان سابق داشته باشين صريح بفرماييد!...ضمناً كار بنده در راستاي امري در رابطه با انقلاب فرهنگي بود كه بعد از اين فرصتي شد و جوابي گرفتم خدمت شما خواهم گفت. ياعلي- نيافرد
پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۳ - ۴:۲۰ عصر
پاسخ: سلام برادر. اشتغالات وقتي زياد شود، پاسخ دادن دشوار ميگردد. معمولاً اگر كاري در ميان باشد، دوستان مطالب خود را يا پيامك ميكنند و يا در پيغام مينهند. كاري كه پارهاي دوستان قديمي كردند، سبب شده چند مسئوليت با هم بر گردنم باشد؛ هم امور خانه و فرزندان، هم كار و درس و ساير اشتغالات مولّد. لذا ارتباطم با دوستان قديمي و جديدي هم حتي بسيار كم و متوقف بر ضرورت است. شما نيز اگر كار خود را ايميل بفرماييد، يا در پيامك به آن اشاره فرماييد، در اولين فرصتي كه مشاهده كنم، آنچه در توان باشد، اگر در موضوع كارم بگنجد در خدمت هستم. دنياييست كه شايد صدا به صدا نرسد، ولي نوشتهها ميرسند. امر و مطلب شما اگر مهم باشد، ايميل و پيامك هميشه در اختيار هست. اين شيوه كار و ارتباط با تمامي دوستانيست كه به دليل مشغله قادر به پاسخگويي صوتي بدانها نيستم. لطفاً در ايميل يا پيام، موضوع كار را بفرماييد. تعليق موضوع به پاسخ و انحصار در تخاطب صوتي، اخذ تصميم را دشوار مينمايد. تشكر

سلام بر شما..بدون مقدمه بگم كه كاملاً بنده متوجه مشغله كاري و غيركاري شما هستم و از اين بابت حرفي ندارم، البته شايد بنده بايد در همان پيام اول مطلب رو خدمت شما ميگفتم و البته حالا دير نشده و خدمت شما بيان ميكنم؛ اگر فرصتي شد ممنون ميشم كه راهنمايي و همكاري كنيد..
ابتداي كار و فاز ابتدايي ورود اطلاعات كامل شناسنامه اي و هويتي حدود 1500نفر در نرم افزاري است كه بتوان از آن خروجي هاي متنوعي گرفت؛
خيلي ممنون- التماس دعا
سهشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۳ عصر
پاسخ: خب برادر خوب و عزيزم. من سالهاست كه ديگر كار برنامهنويسي انجام نميدهم. هر كاري هم انجام شده مربوط به گذشتههاست. يك نرمافزاري كه سالها پيش نوشتهام در نشاني
http://pdmdemo.ir وجود دارد. رمز هم روي آن هست. گهگدار يك مشتري پيدا ميشود و يك نسخه از آن را ميخرد. شما هم ببين. كمي با آن كار كن. به اين ترتيب كه ابتدا يك بانك اطلاعات بساز. فرم بساز. فيلدهايي كه نياز داري براي نگهداري اطلاعات خود بساز. سپس از طريق منوي پايين صفحه ورود اطلاعات بنما. ردههاي اطلاعاتي كمك مي:كند اطلاعات را دستهبندي نمايي. سپس از طريق بخش گزارش"گيري، ميتواني بر اساس ردهها گزارش بگيري. يك نسخه نمايش از اطلاعات خود را نيز در نشاني
http://pdmdemo.ir/ui مشاهده خواهي كرد كه براي ارائه اطلاعات به عموم مناسبتر است. اگر اين نرمافزار كار شما را ديدي كه راه ميآندازد، درخدمت هستم. يك نسخه از آن را در هاست و با داميني كه مورد نظر شماست نصب ميكنم تا با آن كار نماييد. براي شما رايگان در ميآيد. موفق باشيد. :)

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و تبريك بمناسبت عيد سعيد فطر
اين سامانه نرم افزاري كه گفتيد رو مراجعه كردم. در نوع خودش جالب هست و لي بيشتر نظر من مثل نرم افزاري است كه اگر يادتان باشه براي ورود اطلاعات نواري گروه، طراحي شد كه خيلي ساده بكار گرفته ميشد...يعني نرم افزاري كه محيط كاربري ساده جهت ورود اطلاعات شناسنامه اي و تصوير مدارك افراد داشته باشه.
قبلا از همكاري شما صميمانه تشكر ميكنم.
دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۳ - ۲:۴۹ عصر
پاسخ: سلام. آنچه بنده در اختيار داشتم همين نرمافزاري بود كه عرض شد. نرمافزار ديگري متناسب با آنچه فرموديد ندارم. متأسفانه مجال و فرصت طراحي نيز نيست. لاجرم بايد از نرمافزارهاي موجود در بازار استفاده فرماييد و يا سفارش طراحي به يك برنامهنويس. موفق باشيد.