نظردهنده: يكي

سلام بنده 300عددسكه داشتم 5تاشوبذل كردم بعدباقي مانده رودرخواس كردم وتاقبل ازجواب اجراعيه من تقسيط زده وقاضي پيش قسط 3تاوهر5ماه يدونه ولي ابلاغ نشده ومن جلبوگرفتم وبردم گرفتن والان ميگن اون 3تاروبهت ميديم كمكم كنيد چكاربايدكنم خواهش ميكنم راهي يادبدين بهم
سهشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۳:۱۱ عصر
پاسخ: سلام. اگر ايشان تقسيط كرده، چرا شما پيش از ابلاغ، حكم جلب گرفتيد؟! آيا اين ناشي از يك نيّت مثبت است يا يك نيّت منفي؟! اگر قصد شما رسيدن به حقتان است، يعني مهريه، خب بايد صبر كنيد تا قسط به قسط پرداخت شود. ايشان هم كه قبول كرده است قسطي پرداخت كند. اما اين زرنگي كه پيش از ابلاغ حكم تقسيط، فوري حكم جلب بگيريد، اينها منشأ ديگري دارد؛ اينكه ميخواهيد ايشان را «بچزانيد»، «بسوزانيد»، «له كنيد و نابود سازيد». هدف در دعاوي خانوادگي معمولاً اينچنين است. خيلي از دادخواستها فقط به چنين نيّاتي پيش ميروند. چنين روندي اصلاً صحيح نيست و بنده نميتوانم كمكي نمايم. شما ايشان را با مأمور پليس، دستگير كردهايد و قبول كرده است سكههاي مهريه شما را بدهد، چه از اين بهتر؟! آيا اگر مثلاً ماشين خود را فروخته بوديد و از مردم چك داشتيد، برگشت ميزديد و حكم جلب مي"گرفتيد، تمام خواسته شما آيا اين نبود كه پول شما را بدهد تا رهايش كنيد؟ اگر مي"گفت: «پول را ميدهم» كه قطعاً شما انگار دنيا را داده باشند، خوشحال ميشديد و ميگفتيد: «خب از اول ميدادي كه حكم جلب نگيرم و دستگيرت نكنم و خود و من را اينقدر به زحمت نميانداختي!» ما در مسائل حقوقي معمولاً اينطور رفتار ميكنيم. ولي تا قضيه زن و شوهر پيش ميآيد، قصه تبديل ميشود به «گرفتن انتقام». پناه بر خدا.

در اين برنامه نويسي جاي خالي مادر را چگونه پر مي كني؟ممكنه اين برنامه الان به ظاهر جواب بده اما بيست سال ديگه؟
بچه ها جواب مي خواهند.
چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۴ صبح
پاسخ: خروارها صفحه مطلب آماده كردهام، به صورت چندرسانهاي هم هست. همه و همه جواب است، براي فرزندان البته. اگر روزي پرسش كنند، كه خواهند كرد، پاسخ مهياست، در اختيارشان ميگذارم. البته كه روي اين فرمايش شما بسيار پيشتر انديشه كرده بودم و راهش را جستم. مهم اين است كه اين برنامه تا سن رشد جواب دهد. رشيد كه شدند مسئوليت با خودشان است و همينطور تصميم. هر چه پسندشان باشد در آن آزادند. حقيقت را در قالب يك ديسك فشرده ليزري چندرسانهاي در دست خواهند داشت، حرفهاي مادر و پدر خود در دادگاه را ميشنوند، صداي قاضي را ميشنوند، تمامي احكام صادره و دستنوشتههاي پدر و مادرشان را ميبينند و حق دارند قضاوت كنند و درست و غلط را بيابند. من هيچ سخني نخواهم گفت و اجازه ميدهم شواهد با آنان سخن بگويد. نكته بسيار خوبي را مطرح فرموديد. تشكر :)