به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: يكي

مظالب شما را خواندم نفهميدم شما قرار است با اين نگاه كلان كه به مسائل جهان اسلام داريد توليد علم بفرماييد يا پدر زن گرامي؟

بميرم براي دل امام زمام (عج) و رهبر انقلاب با اين طلبه هايي كه وبلاگ مي زنند براي حرف هاي خاله زنكي!

چهارشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۴ عصر
پاسخ: حرف‌هاي خاله‌زنكي؟! وقتي رشد عجيب آمار طلاق در كشور و حجم شگفت‌انگيز مراجعات به دادگاه خانواده را نشانتان بدهم، آن‌وقت مي‌توانيد قضاوت بفرماييد كه اين حرف‌ها خاله‌زنكي است يا نشانه‌هاي يك فاجعه ملي و بخشي از جنگ نرم دشمن عليه فرهنگ يك كشور! آن‌چه انجام مي‌دهم خبرچيني و سخن‌چيني نيست،‌ يك پرونده‌اي را انتخاب كرده‌ام و اسناد و مدارك آن را بي‌نام و بي‌هويت افراد آن در اختيار مخاطبين مي‌گذارم و در كنار آن نكاتي را طرح مي‌نمايم تا به آهستگي ريشه چالش را پيدا كنيم، من و مخاطبينم با هم، آن‌گاه به جستجوي راه حل هم‌نوايي نماييم. خيلي كوتاه‌انديشي است كه اين را خاله‌زنكي بناميم و از واقعيت‌ها بگريزيم!

ببخشيد جسارتا اين مرجعيت سنتي
كه فرمودين، چنين حرفي رو قبول داره؟ :

گذشته هر چه بوده، درست و غلط كه ندارد، صحت و خطا ندارد، مطابقت با واقع كه نيست در فضاي نسبيّت(!)

دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۴ صبح
پاسخ: سؤال خوبي را پرسيديد، بخشي از اشتباهات ما در همين است كه اصول اعتقادي را با فروع تقليدي مخلوط مي‌كنيم و به يك روش مورد توجه قرار مي‌دهيم. بنده خدايي از حجاب سخن مي‌گفت و در مناظره‌اي قصد داشت حجاب را «عقلاني» اثبات نمايد و دچار مشكل شد، عرض كردم: اگر عقل بشر به «فروعات» مي‌رسيد اصلاً چه حاجت به دين؟ چرا نبوّت و رسالت و امامت؟ اصلاً چرا قرآن؟ كلام خدا؟ قصه اين است كه عقل بشر جايي هست كه «نمي‌تواند» و خداوند همان‌جا «اطاعت» را تشريع كرده و انبياء را براي ابلاع مفاد آن مبعوث نموده است. اشتباه كجاست؟ اين‌جاست كه فقه سنتي و مرجعيتي كه ما مي‌شناسيم معتقد است «اصول عقايد» را بايد با عقل فهميد، حتي «خودِ تقليد» را با عقل بايد اثبات نمود و سپس در فروعات، آن‌كه علم ندارد از مجتهد بپرسد و تقليد نمايد و آن‌كه دارد و مجتهد است، از نقل بپرسد و به اجتهاد خود از نصوص و ظواهر عمل كند. پس اين‌كه فرموديد: «مرجعيت سنتي نسبيت را قبول دارد يا ندارد؟» اصالتاً سؤال خارج از موضوعي به نظر مي‌رسد شايد باشد، چه كه مرجعيّت تفلسف نمي‌كند. ممكن است يك مرجعي براي خود فيلسوف هم باشد، اما اجتهاد «فلسفه» نيست و مجتهد از حقيقت جهان هستي و ماده‌الاولي و روابط علي و معلولي كه نمي‌خواهد سخن بگويد، لذا مي‌تواند اصلاً فلسفه نداند ولي مجتهد باشد، منطق نداند و مجتهد هم باشد، بسيار هم بوده‌اند. البته كه مرحوم آخوند خراساني و از بعد او بسياري از مجتهدين سعي داشته‌اند علم اصول را بر منطق مبتني نمايند، اين‌كه موفق بوده يا نبوده‌اند باز هم ربطي به فلسفه و اطلاق يا نسبيت آن ندارد. از اين رو، شما مي‌توانيد مثلاً در فلان مبحث «هستي‌شناسي» وقتي به عقل خود رجوع مي‌كنيد به اين برسيد كه ماده اولي در جهان همان ذرات بنيادي فيزيك است، يا رشته‌هاست، اما در مباحث اعتقادي قائل به نبوّت باشيد و در فروعات تقليد نماييد از مرجعيت سنتي. فراموش نكنيد مرجعيت سنتي فضاي گسترده‌اي براي انديشه فرد باز مي‌گذارد كه شهيد سيدمحدباقر صدر آن را «منطقه‌الفراغ» ناميد. اين‌كه علم به معناي مطابقت با واقع باشد يا تناسب با واقع يا تشابه يا هر چيز ديگر، در منطقه‌الفراغ است، تا به نفي خدا و نبوّت و عصمت نيانجاميده، داخل در حدود و ثغور مرجعيّت سنتي نمي‌شود كه تنازع رخ نمايد. تشكر از نظر شما.


اين تفكيك كاملا صحيح است اما ظاهر كلام شما شايد اين بود كه بر اساس نسبيت داريد حكمي فرعي براي افعال گذشته ثابت مي فرماييد:

گذشته هر چه بوده، درست و غلط كه ندارد، صحت و خطا ندارد، مطابقت با واقع كه نيست در فضاي نسبيّت...كه هر چه بوده گذشته و به توبه مرتفع مي‌شود إن‌شاءالله.

بهرحال منشا نظر قبلي، اين برداشت بود كه اگر مقصود شما نبوده، خدا رو شكر. البته ناهماهنگي هايي كه روي مي دهد براي معتقد به نسبيتي كه به «فقه مطلق نگر» عمل مي كند بماند براي بعد..! ضمنا اصطلاح منطقه الفراغ مربوط به احكام و فعل مكلف است و موضوعاخارج از «نظر عقلي و انديشه شخص درباره اصول اعتقادي» است.

سه‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۵:۰۲ عصر
پاسخ: تشكر از نظر خوب و ارزشمند شما. :)

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN