نظردهنده: وجدانت
استغفراله! شكسته نفسي ميفرماييد! شما و درس خارج!؟
شما كه خيلي وقت است مجتهد شده ايد و استنباط احكام از روايات و آيات ميكنيد
اگر فراموش كرده ايد به متنهاي مختلف و زياد خود در قضاوت پرونده خانوادگي خود و پدر خانمتان واستنادات شما به روايات وآيات مراجعه كنيد
البته اين نوع اجتهاد شما براي آشنايان و دوستان شما به وضوح روشن بوده است اما الحمداله در اين وب اسناد آن براي همه واضح شد
چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۸۹ - ۳:۰۱ عصر
پاسخ: متجزّي بله... اما نه در همه ابواب...! :) قصد ما تعالي و تكامل است، دعا كنيد خداوند ياري فرمايد...!

سكولاريزم پنهان!!
اول حرف كفر و سپس تاييد آن بوسيله آيات و روايات!!
ديناميزم قرآن جديد!! كاري كه مجاهدين خلق، سروش، بازرگان، سيدجمال و امروز سيد مهدي!!؟؟
خدا عاقبت همه رو در فشارها و امتحانات مادي زندگي بخير كند كه به جاي تحمل و صبر و فهميدن اشتباهات خود دچار سكولاريزم پنهان نشويم.
پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۴ صبح
پاسخ: بعد از ديدن كامنت فوق يكبار ديگر پست مذكور را خواندم، اما نتوانستم انتقاد شما را تطبيق كنم. سكولاريسم يعني جدايي دين از سياست، اگر شما نيز همين معنا را در نظر داريد، اينكه عدهاي مسيحي يا شايد لائيك و كافر بيايند و براي رفاه دنياي خود تصميمي بگيرند كه حكم قطعي شرع مقدس اسلام هم باشد، و طلبهاي به اعتراض از عدم اهتمام مسلمانان به شرع، آن را بيان نمايد، اين چگونه دالّ بر جدايي دين و دنيا ميتواند باشد؟! تفكيك تكامل معنوي از تكامل مادي شود؟! اگر كفار به آزمايش ضرر الكل بر بدن انسان را اقرار نمايند، آيا مضعف اسلام است كه خمر را حرام كرده، يا مقوّم آن؟! ديناميزم قرآن را هم به نظر ميرسد نفهميده، آنكه چنين سخن گفته، كه حتي معناي «پويايي» ديناميزم را در نيافته. آنكه آيات را به نحوي معنا نمايد، تا با پيشرفتهاي بشري و فناوري بسازد، تأويل كند كه تعارض علوم تجربي با توصيفات دين برطرف نمايد، تا دانشمندان ماترياليست راضي شوند و بر قرآن نتازند، چنين آدمي را ديناميزمي گويند. بنده خداي نگارنده حتي تلاش نكرده حرف كفار را با قرآن اثبات كند، كه تنها تعجب خود از كاركرد احكام اسلام را بيان داشته كه دشمنان را نيز تسليم نموده. اين كاركرد كه حضرت امير ع نيز بدان اشارت دارند: جامعه به كفر ميماند، به ظلم اما نميماند، حكايت دارد كه جوامع كفر نيز ميتوانند بهرهاي از عدالت، در پارهاي ازمنه داشته باشند. اما عنايت شما را ميدانم به بنده از قِبل عنايات مسعوديست. بادا كه باشد و بيبنيان سخنراندن را ترويج كند كه باطلِ جاهل به ناداني، خود رسوا كند و سكه ششتوماني هيچ اعتباري ندارد كه اعتبار سكه از تفاهم اجتماعي بر آن است. هر كه حجيّت به تفاهم اجتماعي داند، يقين فردي را هم بدون تفاهم حجّت نداند، چه عدول از مبناييست كه چنين فردي خود را تنها مجتهد كره زمين شناسد و يقين فردي را بر همگان حجّت كند. خيال باطليست مر جَهله را. خداي بينايش كناد!