سلام.تا حدودي با شوهر اون خانم و تا حدودي با اون خانوم و خانواده شان آشنا هستم!!!
كاش قبل از اين كه يك طرفه به قضاوت مي رفتيد بيان مي كرديد كه چه شد كه اين خانوم اراده ي طلاق گرفتن كرد!وچه شد كه به خانه ي پدرش قهر رفت.اونچه كه من شنيدم را شايد اگر ديگران بدانند قضاوتشان و نظراتشان 180 درجه تغيير خواهد كرد.
دراينكه خانواده ي اين خانوم در تفكراتشان تاثير بسزايي دارند شكي نيست اما عمل شوهر ايشان جاي بحث زيادي دارد.
اينكه چه شد كه اين رفتارها صورت گرفت؟؟و....
خداوند تمام كساني را كه زندگي خانواده ها را به هم ميريزند به راه راستش هدايت كند!و اگر قابل هدايت نيستند نابودشان كند!
اگه دوست داشتيد خودتون روي سايت قرار بديد.منتظر جوابتان هستم.
دوشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۹ - ۵:۱۴ عصر
باز هم سلام.
زوج!را يك يا دو بار ديده ام.ولي با اون خانوم و خانواده شان آشنا هستم.
از رفتارهاي آقا شنيدم كه مورد قبول هيچ زني نيست.همان طور كه مورد قبول مادرزن اون آقا نبود و به رغم ادعاهاي فراوانشان بلايي به سر همسر دوم همسرشان (هوويشان) كه فرار را بر قرار ترجيح داد و آزادي روح و فكر و جسمش را از اسارت و به نظرم شكنجه.
خانوم را در زمان بارداري اول ديدم و بسيار شگفت زده شدم از آنچه كه پيش رويم بود.اين خانوم همان دختر سرزنده ي قبل نبود!دزني كه فقط چند ماه از ازدواجش مي گذشت و چنين غمي در چشمهايش لانه كرده بود؟جويا شدم علت را گفتند.....
{بيان اين رفتارها و علتشان مسلما در قضاوت ها تاثير بسزايي دارد}
و اكنون در تعجبم از اين جملات:
به او گفتم: «مگر تو چه كردهاي با اين خانواده كه با اين سنگدلي رفتار ميكنند؟»
گفت: «ميداني كه هيچ، جز محبت چه كردهام؟ تو كه ميداني!»
به پسر ميگويد:
«زن دوم بگير و از او بچه بياور، تا مشكل حل شود»
نادان نميدانست كه مشكل روحي از زوجه است، نه زوج
آخر با فرزنددار شدن پسر از زن دوم،
آيا مشكل روحي زن اول از بيفرزندي حل ميشود؟!
همان زمان هم گفتم كه خطا كرده است
ولي عجيب اين بود كه ميگفت:
«اين راه حل ِ اسلام است!»
و اين براي من دردناك است.
(رطب خورده كي منع رطب مي كند؟)
در ضمن مطمئن باشيد روزي كه نه چندان دور است اين زن و شوهر(پدرزن و مادرزن) در همين دنياي فاني پاسخگوي اين به اصطلاح شيعه پروري!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مي شوند كه ظلم گناهي است كه سريع العقاب!
سهشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۹ - ۵:۵۰ عصر
خداوند انسان را آفريد و انسان توجيه را!
البته قبول دارم وسوسه كه در كار باش،به خصوص آن زمان كه پدر زن تاييد كند(به خاطر شهوت راني خود دخترش فدا شد هم شد!) صبر كاريست كه از هر كسي بر نمي آيد.
اما آن زمان ف راضي بود؟؟كدام زن راضي مي شود همسرش جلوي چشمانش با زني ديگر رابطه داشته باشد؟؟؟آنهم زن ايراني!درك ميكنم ف را.
عشق قبل از ازدواج را تاييد ني كنم.اما گاه پيش مي آيد.مهم آنست كه بعد از ازدواج اين عشق از دل پاك شود.واگر چنين بود نبايد خرده گرفت.چرا كه هستند جواناني كه به آن گرفتار شوند.(البته اكثرا علاقه ايست زودگذر و تحت تاثير دوران جواني و ...)قبول نداريد؟از دوستان روانشناستان بپرسيد.
واضح تر از اين؟مي خواهيد نام ببرم؟در ضمن به ياري خدا دلسرد نمي شوم و تا زماني كه همسرم اجازه دهند ادامه خواهم داد.
نبيند مدعي جز خويشتن را كه دارد پرده ي پندار در پيش
گرت چشم خدابيني ببخشند نبيني هيچ كس عاجزتر از خويش
«امروز دانستم كه مرجعيت از حجيت افتاده است
و فقط رهبري حجيت دارد!»
چه كلامي!در شگفتم از اين مرد خود بزرگ بين كه كلامش بر بعضي از جوانان ما(كه اميدوارم هر چه زودتر پرده ها را از جلوي چشمانشان كنار بزنند و كمي تدبر كنند.)وثاقت دارد!كه باشي كه چنين حكم كني؟؟!!!
و آن زمان كه بانگ ميزد من تنها مجتهد روي كره ي زمين هستم!!!!!!! چه كلام عظيمي براي اين موجود حقير كه جز سالهايي اندك درس نخوانده و با اين علم اندك چه سخنها خلاف حق مي راند!!و چه زندگي ها كه خراب مي كند!!
به خودت بيا.به كجا مي روي؟در كدامين منجلاب اسيري؟
{يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطان الا غرورا}
غرور گناه مورد علاقه ي شيطان!
جمع كنيد بساطتان را اي باطل فروشان!
شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۹ - ۳:۳۷ عصر
فقط پيشاني به مهر ساييدن بندگي است؟حكم باطل دادن چه؟!نسخه ها را كه مي پيچي و بين زن و شوهر ها جدايي مي اندازي چه؟اين كه در خانه تان بيشتر از هر چيز بحث زن و .....است چه؟ميداني كه چه مي گويم؟البته تعجبي ندارد!!كسي كه مشغوليت نداشته باشد و تن پروري كند بيشتر از هر كس ديگري به اين موضوع فكر مي كند.حال كه فكر مي كند به ديگران نيز توصيه مي كند!
شنيده اي كه افرادي كه مي خواهند از عذاب وجدان خود بكاهند مي گويند فلاني هم اين كار را كرده!!
توصيه مي كند تا ديگران را هم شريك كند و زماني كه قبح عمل برايشان ريخت هستند كساني كه از او حمايت كنند در برابر اين كار شنيع!
چه استفاده ي بهينه اي از اين لباس و اين علم!!!!!محبت وجود ندارد !!!چه سخن حكيمانه اي گفته اي پيرمرد!اگر تو نمي تواني محبت كني يا نمي داني محبت چيست انكارش نكن!چطور علمت اينجا ته كشيد.(براي ....حديث زياد است؟)اين همه حديث راجع به محبت بين زن و شوهر وجود دارد.همسرم وقتي اين جمله ي را از اين مرد نقل كرد گفتم اين همه سخنان خردمندانه از مغزي كوچك بعيد نيست!
من با عشق و با همان محبت كه انكارش كردي همسرم را از اين دارالفساد نجات دادم.
جمع كن بساط باطلت را پيرمرد!
شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۹ - ۳:۳۸ عصر
خودشيفتگي!
پدرش و مادرش نيز به آن گرفتارند و برادرهايشان بعد از ايشان.
با عرض تاسف شما نيز به آن گرفتاريد.
كم كم دارم شك مي كنم كه آيا هر كس به اين جمع در آيد چنين مي شود؟؟
2 چيز را هرگز از ياد مبر:1.نيكي ديگران در حقت 2.بدي خودت در حق ديگران
2 چيز را هميشه فراموش كن:1.نيكي خودت در حق ديگران 2.بدي ديگران در حقت
در شگفتم از اين همه تقوا و استفاده ي بهينه از قرآن و احاديث،آيات و تفاسير!!!!!!! بالاخره شما به كدام راهيد؟؟
به شرع؟!
پس چرا آن زمان كه طلب مهريه مي شود از شما و بچه ها را به عهده ي شما مي گذارند و جهيزيه را مي برند آن قدر شاكي هستيد؟؟!!!! در آن زمان نمي توانيد از احاديث استفاده كنيد يا نمي خواهيد؟چرا كه به ضرر شماست.
به عرف؟؟!!!
پس چگونه زن دوم و صيغه و متعه را پسنديده مي بينيد كه در عرف ما بسيار منفور است؟!در اين جا شرع به كارتان مي آيد؟!
در شگفتم از تمام آنها كه لباس مقدس اسلام را به تن مي كنند و در آيات و احاديث جستجو و آنجا كه به نفعشان باشد از آيات نتيجه مي گيرند و آنجا كه به ضررشان باشد به دل خود عمل مي كنند و به عرف روي مي آورند!و شگفت زده مي شوند كه چرا همسرانشان از دستورات دين كه حقوقي برايشان قائل شده بهره مي برند.فقط مردان حق استفاده از آن را دارند؟
در قانون جمهوري اسلامي بعد از طلاق نگهداري بچه ها به عهده ي پدر است.گران آمد بر شما؟!!! چرا؟
در قانون جمهوري اسلامي (كه آيات مربوط به آن نيز هست)مهريه حق زن و عندالمطالبه است و براي آن حدود(سالهاي زندگي)مشخص نيست.يعني دقيقا پس از جاري شدن خطبه ميتوان آن را طلب كرد.پس شما هم اعتراف كرديد نميتواند مهريه را از راه اصليش بگيرد!آنچه حقش است را؟!
مردان متشرع روزگار ما!چرا آنجا كه جهيزيه را برد و بچه را گذارد فقط شگفت زده شديد!جهيزيه كه از آن خود اوست و مرد در آن دخالتي ندارد.و نديدم آيه اي يا حديثي كه به آن استناد كنيد ولي آنجا كه به قهر به خانه ي پدر رفت حديث آورديد،از پيامبر اسلام(ص) همو كه لباسش را بر تن كرديد و آنجا كه به نفعتان است از سخنانش بهره مي بريد.
خداوند همه مان را به راه راستش هدايت كند.
شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۹ - ۴:۰۲ عصر
مهر مادري.واةي زيباييست چه در كلام و چه در مفهوم.
مهر مادري همان ذره اي از مهر خداوند به بندگانش نيست؟
مهر مادري در وجود هر زني هست اما بايد شكوفا شود.نقش تعليم و تربيت(محيط)در اين شكوفايي تاثير بسزايي دارد.چگونه انتظار داريد از اين زن زماني كه مادرش چنين نبوده و نيز پدرش!
نديده و نمي داند.وقتي پدرش مي گويد محبت وجود ندارد!!!!!!!توقع مهر مادري داشتن از دختر چنين پدري عجيب نيست.
شما كه از دنباله روها ي اين پير حقير بوديد چگونه ندانستيد؟
سخني با دوستتان:
چرا خودتان را با امامان مقايسه مي كنيد و همسرتان را با همسران خبيث پيامبر (ص)و امامان؟؟!!!!!!!! رواست؟كدام وجه تشابه بين شماست؟جز توهمي بيهوده كه هم شما به آن گرفتاريد هم خانواده ي همسرتان.
صبر علي(ع)را با صبر اندك خود مقايسه ميكنيد؟چه جاي قياس؟!!!!
وبلاگ را با چاه؟چه كه اگر در آن حرف بزني فقط خودت مي شنوي؟!شكايت كني كسي خبردار نمي شود؟چه شباهتي ست بين چاه و وبلاگ؟!كه در وبلاگ آنچه را مي گويي همه مي بينند و فرض كه بگويي كسي نمي داند كه را مي گويي!ناشناس است!اما من و آنها كه مي شناسيم خبر داريم.
با وبلاگتان و افشاي اين مطالب كاملا موافقم.چه بسا كاش معذوريتي در پيش نبود و معرفيشان مي كرديم تا ....درست اين است پرده ها آنجا كه احتمال مي رود ديگراني به خطا گرفتار شوند،كنار رود.
اما مي گويم چرا مقايسه ي خود با امامان؟اين خودشيفتگي نيست؟!فقط همسر شما بيمار است؟شما يك فرد سالم و عالم و پاك و صبور و .....هستيد؟؟يك خوب مطلق؟؟!!!11اين غرور نيست؟اين خودبرتر بيني نيست؟همان بيماري هاي شخصيتي كه ما مسلمانان آن را بيماري روحي مي دانيم؟شما كه هيچ بيان نكرديد چه گفتيد؟ چه كرديد؟اين قضاوت يك طرفه نيست؟(بهتر جلوه دادن خود)شما نيز مانند خانواده ي همسرتان خود را از اولياءالله مي بينيد و با آنها خود را مقايسه مي كنيد و ديگران(به خصوص آنان كه خلاف ميلتان رفتار كنند)را با كافران؟؟؟؟؟!!!!حق است؟؟!!
غلط گفت كه شما مناسب آنها نيستيد.قطعا كسي از شما برايشان مناسب تر نيست كه چون خودشان به صفاتي نيك مزين هستيد!
اصلاح كنيد خودتان را!
در جواب برادر حسن:
آنجا كه پيرمردي جلو مي افتد و ديگراني بنابر ظواهرش به او اعتماد كرده و دنباله رو او مي شوند افشاي اين حقايق از درسترين كارهاست.
اين مرد جلودار عده ايست كه نمي شناسندش و از او حمايت مي كنند.اينگونه زندگي ها را بر باد مي دهد.
شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۹ - ۳:۴۵ عصر
در جواب برادرمان:
من هم قبول دارم كه آبروي مومن را بردن گناهي است نابخشودني.و نيز ما به باطن هيچ كس واقف نيستيم.
اما آن جا كه كسي ادعا مي كند و كساني دنباله رو او هستند نياز است چشم خيلي ها باز شود.
من خودم (به خاطر همسرم) گرفتار همين ظاهر بيني شدم و اين استدلالها:
كه فلان حرام است و فلان شرعا اشكال ندارد!!!!!!!!!!!
من از نيت اين آقا كه اين دلنوشته ها را نوشته اند با خبر نيستم اما مي گويم اگر كسي از جلوداران خطا كرد جماعتي به خطا مي روند پس نياز است كه شفاف سازي صورت بگيرد.
اگر قرار است مشكلات جامعه ي مان را چنين افرادي( م )حل كنند كه واي به حال جامعه مان.10 نفر ازاينها براي نا اميد گشتن جامعه ي ايران ازروحانيت،انسانيت،بهشت و آنچه نيك است كفايت ميكنند.
انسان ها بايد از درون خود شروع كنند.وقتي درونت سالم نيست چگونه ميتواني در سلامت بيرون بكوشي!!!!!!!!!!!
در ضمن ميوه اي كه فاسد باشد اگر در كنار ديگر ميوه ها قرار گيرد آنها را هم فاسد ميكند.به اين خانواده تذكر زياد داده شده اما به همان دليلي كه عرض كردم قبول نمي كنند!پس بايد شفاف سازي صورت گيرد.
در جواب ب حسن:
همان يك ميوه كافيست تا....زماني كه او را فرزندانش قبول دارند(حتي مي توانم گفت گاه مي پرستند)پس آنچه را كه او انجام مي دهد قبول دارند و اين فرزندان با دورستان ديگر در ارتباط اند و پس اين فرهنگ خوب و اين تعاليم نيك اشاعه مي يابد.
در ضمن من نيز چند ماهي است كه به احوال اين پير حقير واقف گشتم و تا آن زمان در جهل بودم و چون همين دوست اين آقا......
چه توانم گفت جز اين:
آن كه چون پسته ديدمش همه مغز
پوست بر پوست بود همچو پياز
پارسايان روي در مخلوق
پشت بر قبله مي كنند نماز
عجب فقط بر ديگران عيب است؟؟؟؟؟؟؟؟؟و استفاده از لباس مقدس؟
سخنم اين است:
اي پير حقير!تو را به تمام آنچه كه مي پرستي!!!!به آن سخنان نابت!!به فهم و درايتت!!!!!!!!!!!!!!!!!!به احكامي كه از خود صادر مي كني!از اين لباس به در آي و هر چه مي خواهي كن.چگونه ميتواني چنين حقير بيانديشي؟؟؟
چرا اين همه در راه اسلام!!!!!!!!!!!!!مي كوشي؟؟جهاد اكبر مي كني؟؟؟!!!!!!!!!خوب است به خصوص براي افزودن تقوايت!!!!!!!!!
اين را نيز به شاگردان و ....آموزش مي دهي.تو چقدر فداكاري!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۹ عصر
ترك دنيا به مردم آموزند
خويشتن سيم و غله اندوزند....
عالم كه كامراني و تن پروري كند
او خويشتن گم است كه را رهبري كند؟
تا به كي شوت راني؟؟؟؟؟؟بس نيست؟اين همه نابود كردي بس نيست؟
باورهاي مردم،زندگي هاي جوانان،اخلاق جوانان،تقواي جوانان و .......خودت به جهنم...
بس است.اين لباس را كنار بگذار و اين اسم كه در شأنش نيستي(مي داني كه كدام را مي گويم؟)
آن زمان هرچه مي خواهي بكن.در واقع هرچه در شأنت است انجام ده.كه جز اين از تو بر نمي آيد.
شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۳ عصر
حكم شما را ندانم.
سخن گفتن با آنكه عناد دارد و عجب.....!!!كاش مي شد كاري كرد.
هر بار كه چشمم به اين پست شما مي افتد مي انديشم ذره اي شرم در وجود اين حقير يافت مي شود؟
نمي دانستم به عتبات عاليات رفته.
من نيز چون شما عاجزانه از پروردگارم هدايتش را طلب دارم.
خداوند آنان را كه هدايت پذير نيستند نابود گرداند.
گمان نمي برم بازگشتشان امكان پذير باشد.هرچند در اين جهان ممكنات خيلي چيز ها امكان پذير است!
اما اين چنين كه شما پرده دري كرديد و آبرويش ريختيد مطمئن باشيد اگر نيز بازگردد زندگي به كام نخواهد بود.البته باز هم مي گويم خيلي چيزها ...
پس چه بيهوده بحثي است اين بحث!
به شبنم:
من هم اين آقا را تاييد نمي كنم.چه بسا تا آنجا كه من مي دانم ايشان هم كم اشتباه نداشتند.
اما پدر زنشان (+مادرزن و فرزندان)اعجوبه اي هستند بي نظير.
گفتيد دختر عزيز كرده!!!!!!!!!در اين خانواده اصلا عزيز مفهومي ندارد.در ضمن از من بپرس كه مي دانم اينها آنقدر كه به پسر هاشان اهميت مي دهند دخترشان را نمي بينند.مطمئن باش عزيزكرده نيست اما شايد بي محبتي ها كارساز بوده...........كه در اين خانواده فراگير است.
شخصيت اين پير حقير لجن مال هست ايشون تنها پرده ها را كنار زدند كه به نظرم اين روشنگريها لازم هست.
يكشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۹ - ۱:۳۳ عصر
به يك آشنا:
تربيت انسان فقط از انسان بر مي آيد.وگرنه بچه آوردن و به اصطلاح ازدياد نسل شيعه از هركس و ناكسي بر مي آيد.همانطور كه ازدياد نسل صهيون و .....
در اين دنياي وانفسا كه سر بگرداني در دهان گرگها اسيري،در اين روزگار بيرحم كه حتي براي برنامه كودك فرزندانمان هم برنامه ريزي كرده اند ازدياد نسل كاري بس دشوار است و از هر كس بر مي آيد اما تربيت درست اين نسل نه.
پس از اين پير حقير چنين فرزنداني بعيد نمي نمايد.
اين آهنگ ها و خيلي از كارهاي شبهه ناك فقط براي ديگران حرام و شبهه ناك است وگرنه براي ايشان حلال و گواراست.
جالب است استدلال هاشان
قاضي عبارت جالبي به كار برد:
«من بهترين و سابقهدارترين قاضي اين مجتمع هستم
مشكلات زيادي بين زوجين ديدهام
ولي شما هيچ مشكلي نداريد، بيدليل به اينجا كشيدهايد!»
فراگير است اين بيماري در اين جامعه!!!!!!!!!!!!
خواهان به همراه فاميلش خودشيفته،خوانده خودشيفته،قاضي هم خودشيفته.چه شود؟؟!!!!!!!!!!!!
خدا به داد ما برسد!
در جواب +ت:
من گمان مي برم قاضي با خوانده آشنا باشد!شايد هم......
ما خلاف حق از اينان زياد شنيديم.
سهشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۹ - ۲:۳۰ عصر
چه جالب با كلمات كار مي كنيد.ابتدا قبول خودشيفتگي زوج و بعد به طريقي ارائه ي خلاف آن!!!!!
در مورد صداقت قاضي سخن نگفتم.مقصود از اينان زوج و زوجه و ....بود و نه قاضي كه من هيچ از ايشان نشنيدم مگر آنچه شما بيان داشتي.
جناب +ت:
خيلي حرص نخوريد خداي ناكرده فشارتان بالا مي رود.
![]()
در ضمن آدمي كه خودشيفتگي دارد كه نمي تواند خودش را بشكند.نمونه اش را در اين وب ديده ايد اگر همه را بشناسيد!!!!!!!!!!
شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۹ - ۵:۰۹ عصر
به رخ كشيدن دانشتان در امر كامپيوتر و هك و....چه سود؟
من از ابتداي آشناييمان به علم شما آگاهي داشتم.پس نه تعجب مي كنم و نه پاي پس مي كشم.
وقتي در پاسخ دادن مانديد كار كودكانه ايست كه بيان كني فلاني من ميدانم تو از كدام ويندوز استفاده مي كني و....نه؟
اين مورد را در شما زياد ديدم.اثبات توانايي هايتان در زمانهايي كه نيازي به آن نيست.خداي ناكرده مشكلي كه نداريد؟از همان نظر كه مي دانيد!
پس لا تجسسو چه مي شود؟!!!!
مردان پر ادعاي زمان ما!!
لا تجسسو!
اين را نخواستم به صورت عمومي بگذارم.ولي هك كردن ايميل ها گمان نمي بريد دزدي باشد.البته من كه مي دانستم اما....
اگر چون آن پير حقير و خانواده اش سفسطه نمي كنيد.كه آن حرام است و اين نيست.
يكشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۰ صبح
تاسف چه سود آن زمان كه هيچ كس حاضر به بخشش نيست؟
من حرص زياد خوردم.ه فقط بر سر زندگي اين خانوم كه بر سر زندگي تمام افراد اين خانواده.اما اينان چشمها و گوش ها را بسته اند و آنچه را پر حقير مي گويد چون نعوذ بالله آيات وحي مي پذيرند.شما كسي را مي تونيد عوض كنيد كه خودش بخواهد.وگرنه سعي بيهوده است.
البته از دعا غافل نشويد.
ممنون از راهنماييتان.ما را همين بس.
وقتي اعتماد از بين رود انسان به سختي ها تن مي دهد.
«پدرم گفته: صلاح شما اين است كه بنده به زندگي شما بازگردم
بنده هم هيچ اشتباهي نكردهام
هر چه هم در دادگاه گفتم حقيقت بوده است
و حالا هم ميخواهم به زندگي برگردم
فقط به خاطر اينكه پدرم گفته است صلاح شما در اين است»
همين اعتماد به نفسش همه را بيچاره كرده.آخه بگو تو مگه قدرت تشخيص داري كه اظهار نظر مي كني؟
از من بشنو كه مي دانم:حضور بچه ها ديوانه اش كرده اند طاقتش طاق شده.راستي مي دانيد كه بچه هاي پسر دوم هم آنجا هستند.گندي زده و در آن مانده.چاره را در اين ديده كه از اين شلوغي خلاص شود.اين اصطلاح (صلاح شما در اين است)را هم به كار برده تا حرفش نمود علمي پيدا كند.وگرنه او را چه به اظهار نظر؟؟!!!!
پس شعارهاشان چه مي شود؟
خود اين م كه جز خوردن و خوابيدن و .... كه همه بهتر مي دانند چه مي كند.
در اتاق فكرش فكر مي كند چگونه از دين براي ارضاي شهوات خودش و پسرانش استفاده كند.
لعن كم است براي اين پير حقير.
آقا تقلب الله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به همين بهونه ها چه خودي نشان دادي؟!
من كه ميگم از فكر تسويه به درآي و فكر عجب باش.بد درديه.
اكثر علما!!!!!!!(البته به اصطلاح علما.همون جوجه روحانيا)گرفتارشن.
خدا به شما عافيت عطا كند.
پيامرسان
ايميل
ذخيره