نظردهنده: م ح
دقيقا چون خداوند به اندازه ظرفييت هر انسان او رو آزمايش ميكنه
در هر سختي به همان اندازه توان تحمل ميده به بنده اش و به ميزان مشكلات آنها صبر و بردباري نيز به آنها عطا خواهد كرد.
در ضمن مرجان خانم لطفا زندگي اطرافيان را ملاك آينده خود قرار نده
انسان با پذيرش مسئوليت و انتخاب عرصه جديد از زندگي البته عاقلانه و با تدبير كامل ميشود .
آهن هميشه آهن و هيچ ارزش معنوي نداره ....
اما در اثر حرارت و سرما پشت سر هم و كوفته شدن هست كه تبديل به اشياء با ارزش ميشه ! و همه ارزشها مادي نيست.
پس انسان هم در پيچ خم زندگي و سختيهاي آن است كه پخته و كامل ميشود
از زندگي نترس و قوي باش و بدون كه خداوند پشتت هست .
و از شما برادر گرامي هم معذرت ميخوام كه وقت شما رو گرفته و در اين كامنت با خواهر عزيزم صحبتي كردم .
هلال كنيد ...
التماس دعا
جمعه ۱۴ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۰ صبح
پاسخ: سلام و درود خدا بر هر دوي شما... خدا ياريگر همهمان باشد! :)
سلام حنانه جان
درست ميگي با اين(( ح)) نوشته ميشه !!!
نكته انحرافيش اين بود كه سرك كشيدن توي كار ديگران شايسته نيست ، شما لطفا مشغول وبلاگ خودت باش و به ويراستاري نظر دوستان مشغول باش و مديريت اينجا را هم بسپار به دايي جان ...
در ضمن در اصل قضيه هيچ فرقي نميكرد و مهم نفس عمله !!!
با تشكر
جمعه ۱۴ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۵ عصر
پاسخ: اگرچه با «ح» نوشته ميشه، ولي فراموش نكنيم كه با «هـ» تلفظ ميشود! جز اين است؟! به طور كل اگر حروف زبان فارسي را بخواهيم دوباره بازتعريف كنيم و رسمالخط را از نو بسازيم، بيشتر از 23 حرف در الفباي آن نخواهد بود، اينها «الف ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س ش ف ق ك گ ل م ن و ه ي». 32 حرف الفبا مربوط به زماني بوده است كه تلفظها متفاوت بوده. ميدانيد كه خط را بر اساس زبان طراحي كردهاند. البته رسمالخط امروزي ما عربي است و زبان ما پارسي. علت هم اين است كه رسمالخط دوران هخامنشي ميخي بود كه بعدها به «پهلوي» تبديل شد و مانند رسمالخطهاي اروپايي از چپ به راست نوشته ميشد. ولي اين خط يك نوع رمز بود كه فقط براي امور ديواني و كشورداري و پيامرساني محرمانه توسط چاپارها استفاده ميشد و تعليم و تعلم اين خط ممنوع بود و جرم تلقي ميشد. با آمدن اسلام، توجهي كه اسلام به خواندن و نوشتن داشت، سبب شد كه ايرانيان خط عربي را فرابگيرند و سپس براي نوشتن الفاظ پارسي خود نيز از همين خط بهره بگيرند. خط عربي ايرانيان را از بيسوادي نجات داد! البته اعداد ما عربي نيست. ما اعداد را به روش هنديان مينويسم كه آن هم ماجراي مفصلي دارد. رسمالخط اعداد عربي همان است كه امروزه در غرب مورد استفاده قرار ميگيرد و توسط رياضيدانان مسلمان اختراع شده است. اعداد در انگليسي خطوط شكستهاي بود كه تعداد را نشان ميداد، هر نماد به تعداد عدد خود زاويه حاده داشت. اروپاييان اين رسمالخط اعداد را از مسلمانان فراگرفتند، ولي خود ما اعداد را به سبك هنديان مينويسم كه اگر دقت كنيد انحناهاي آن به خط هندي شباهت تام دارد. در نرمافزار Word دقت اگر كنيد مشاهده ميكنيد كه اعداد ما را به نام Hindi نام برده و اعداد انگليسي را به نام Arabic... عجيب نيست! :) (راستي اين را هم عرض كنم كه پدر زبان و خط عربي، عِبري است، همان خط و زباني كه مورد استفاده قوم بنياسرائيل بوده است و امروزه صهيونيستها روي آن خيلي تعصب دارند!)
سپاس فروان از توضيحات شما .
خوشحال شدم از دريافت اطلاعاتي كه از آن غافل بودم
ممنون از توجه جنابعالي .
شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹ - ۷:۵۹ عصر
پاسخ: ببخشيد اگر بيجهت اين بحث را طرح كردم. مدتها پيش با كسي بحثم شد كه سر همين مطلب قصد داشت مسلمانان را متهم كند كه با حمله به ايران رسمالخط كشور مغلوب را تغيير دادند. بنده تعجب كردم چطور مسلمانان به زور توانستند خط پارسيان را تغيير دهند در حالي كه اين اعمال زور كار دشواري است و نميتوان يك ملت با اين پيشينه تمدن را ناگزير نمود يك شبه به نوعي ديگر بنويسند. اين مطلب را در ذهن داشتم و در حين مطالعه كتابي بودم به ناگهان متوجه شدم اساساً تعليم نوشتن در زمان انوشيروان ممنوع بوده است. حتماً حكايت آن پسر را شنيدهايد كه قصد داشت خواندن ياد بگيرد و الاغش را بهانه نمود كه اگر بتواند خواندن فرابگيرد به الاغش نيز ياد خواهد داد! از طريق اين شيرينكاري قصد داشت مجوز يادگيري خواندن را به دست آورد! ما متأسفانه به ادبيات پارسي اهميت زيادي نميدهيم و بزرگان ما سالهاست آن را رها كردهاند. يك زبان به صورت دورهاي نياز به پيراستن و بهينهسازي دارد. مثلاً در زبان انگليسي هر از چند گاهي شيوهها تغيير ميكند و به عنوان مثال بعضي قواعد فونتيك و آوانگاري را اصلاح ميكنند، ولي در كشور ما قدرت اصلاح زبان و خط به نحوي توزيع شده ميان اديبان كه هيچ يك قادر به اعمال اصلاحي نيستند. چندين سال پيش در باب «جدانويسي» كلمات دعواهاي زيادي شد و قواعد متفاوتي هم اختراع گرديد، اينكه ما بالاخره «كتابخانه» را اينطور سرهم بنويسيم يا اينطور جدا «كتابخانه»! حتي مدتي آمدند و در كتابهاي درسي بچههاي ما اينطور نوشتند: «خانهي خدا» كه همزه را بدل به ياء نمودند. گاهي «مسئول» نوشته ميشد و بعد گفتند «مسؤول» بنويسيم. همين الآن هر اديبي در كتاب خود به روش خودش مينويسد. همگرايي هنوز حاصل نشده و بنده نيز بارها روش نوشتن خود را در اين سالها تغيير دادهام. يك زماني ناگزير بودنم «فنآوري» بنويسم و امروز ميبينم كه «فناوري» مينويسند! گرفتاري خط ما هنوز حل نشده است. هزاران سال پيش واقعاً حرف واو در كلمه «خواهر» تلفظ ميشود، مانند «خدا» كه در اوستايي «خواتا» بوده است. امروز كه ما اين حرف را تلفظ نميكنيم، چرا هنوز آن را مينويسيم؟! اينها پرسشهايي است كه اساتيد رده يك ادبيات پارسي بايد پاسخ دهند. در زمينه امور رايانه و بانكهاي اطلاعاتي اين عدم پاسخ و عدم صدور قواعد يكساننويسي بسياري مشكلات براي برنامهنويسان تا كنون پديد آورده است و هميشه طرف بودن با سيلي از شيوههاي متفاوت نگارشي جستجو در بانكهاي اطلاعات فارسي را دچار مشكل ميسازد. تشكر از حوصله شما كه فرصت ابراز درد را براي نويسنده سطور فراهم ميآورد. :)
سلام
خواهش ميكنم اتفاقا استفاده كردم ممنون از ارائه اين اطلاعات كه در اختيار ما قرار داديد و البته كاملا صحيح فرموديد . قوائد نگارش در زبان فارسي هم بقول شما داستاني شده براي ما كه چگونه بنويسيم! من يك اشتباه كردم و دقيقا بعد از ارسال هم متوجه شدم ولي كار از كار گذشته بود و قابل اصلاح هم نبود . شرمنده ... البته سبب شد اطلاع عمومي ام بالا رفته و چيزهاي جديد تري ياد بگيرم . تشكر از شما كه با تمامي مشغله ها و گرفتاري كه داريد باز هم وقت ميگذاريد و باب اين صحبتها را باز ميكنيد .
در ضمن فكر كنم كمي اقوام را دست كم گرفته باشيد شايد دوري مسافتها اين فكر را در ذهن شما تقويت كرده باشد. به هر حال عصر تكنولوژي است و كامپيوتر ابزاري پيش پا افتاده در خانواده ها است . تا آنجا كه من مطلعم نه تنها خودشان بلكه فرزندانشان هم اشراف كامل به اين سيستم را دارند فقط نداشتن رابطه هاست كه سبب تصور اين معضل ميشود . از جنوب تا شمال مطمئن باشيد كه به روز هستند و فعال !!!! ( خصوصا با اينترنت پر سرعت ) كه سهولت دسترسي را فراهم آورده ، به هر حال بگذريم .4752
حنانه خانم به مادر عزيزتان سلام برسانيد و بگوييد آنچه عيان است چه حاجت به بيان ....
پاينده باشيد و برقرار
التماس دعا
يكشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹ - ۵:۴۲ عصر
پاسخ: تشكر :) با راه افتادن يك سايت خانوادگي موافق هستم... جايي كه تمام فاميل به آنجا هدايت شوند و در يك محيط كاملاً خانوادگي رفت و آمد نمايند و ديد و بازديد كنند. شما درست ميفرماييد، بنده از خانواده بياطلاع هستم! :)
شرمنده حنانه خانم
براي اطلاع عرض كنم آن عددها اشتباه تايپي بوده و زياد ذهن خود را درگير حل اشتباه نكنيد ، معذرت .
يكشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹ - ۵:۴۷ عصر
پاسخ: فكر كنم حنانه خانم تا دو روز مشغول كشف رمز اين عدد خواهد بود! :)
پروردگارا : دستانم خاليست و دلم
پر از آرزوهاي دور و دراز!
تو را سوگند به بزرگيت .
يا دستانم را توانا كن يا دلم را
از آرزوهايم خالي گردان...
*******************
سلام
براش اسپند بريزين البته براي هر سه تاشون . ماشاءالله ، خداحافظش باشد . اميدوارام كه بهترين روزهاي زندگيش را شاهد باشيد .
راستي از بچه ها چه خبر ؟
پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۷:۰۵ عصر
پاسخ: تشكر... خدا همه كوچولوها رو حفظ كنه و نعمت داشتن پدر و مادر رو ازشون نگيره. تشكر از لطف شما. خدا رو شكر... من از بيخبري راحتترم تا از خبرهاي بد! :)