نظردهنده: مهدي

با سلام و تبريك ميلاد امام هادي (ع)
بنده در دوران نامزدي با يك دوشيزه ميباشم.به خاست خدا از روابط نامشروع ايشان با چندين نفر در فيس بوك و همچنين روابط تلفني ايشان گشتم كه خود نيز بعد از طرح اقرار كرد و اظهار پشيماني نمود ولي از انجا كه من نتوانستم با اين موارد كنار بيايم يعني وقتي صحبتها را كه ردو بدل كرده بودند يادم مي افتاد اعصابم داغون ميشد به همين دليل گفتم بيا توافقي جدا شويم من نميتوانم ولي ايشان علاوه بر اينكه قبول نكرد از بنده شكايت مهريه و انگشتر و نفقه نمود.اكنون ايا من با اثبات اين روابط ميتوانم از محكوميت نفقه تبرئه شوم؟لطفا راهنمايي هاي ديگري هم اگر در اين زمينه بتوانيد لطف فرموده منت گذاريد ارائه كنيدوباتشكر.
جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳ - ۲:۵۹ عصر
پاسخ: اثبات رابطه نامشروع از نظر دادگاه بسيار دشوار است. بر فرض اينكه شما موفق شويد چنين رابطهاي را هم ثابت نماييد، هيچ رقم از مهريه و نفقه و نحله و جهيزيه كم نميشود. حداكثر اينكه يك مجازاتي براي ايشان تعيين ميگردد. مورد داشتيم زوج سر رابطه زوجه با فرد ثالث از پاسگاه مأمور آورده و همهچيز صورتجلسه شده و كاملاً محرز بوده عمل شنيع، اما دادگاه به جهت وهني كه از بابت سنگسار نصيب نظام اسلامي ميشود رايزني كرده و حكم را به صد ضربه شلاق برگردانده، زوجه وكيل زبردست گرفته، نامه پزشكي رديف كردهاند كه اين تعداد شلاق خطر جاني براي وي دارد، همان را نيز تقليل دادهاند. در نهايت پس از محكوميت و پايان مراحل دادگاه، مهريه اجرا گذاشته است. قاضي هم فرموده كه عمل نامشروع هيچ ربطي به مهريه ندارد. نصف مهريه به محض خواندن عقد بر گردن زوج ميافتد و نصف ديگر به محض برقراري رابطه زناشويي. با هيچ مسألهاي هم رفع نميشود، مگر اينكه زوجه درخواست طلاق بدهد و مهريه ببخشد و جدا شود كه به آن طلاق خلع گويند. إنشاءالله مشكل شما به بهترين شكل ممكنه حل شود. ياعلي

باسلام وتبريك عيد ولايت
سيد جان ممنون از جوابتون.عرضم از سوال قبل صرفا درموضوع نفقه بود.بنده از ايشان به دادسراشكايت با موضوع رابطه نامشروع ارائه دادم و بازپرس محترم دستور پرينت ورودي و خروجي تلفن همراهش را صادر كرد.كه به كلانتري بردم و انجا نامه دادند به ايرانسل و ايرانسل نيز يك هفته بعد گفت كه نتيجه را ميدهد همان پرينت را.100%مطمئنم شماره هاي ناشناس و پيامكهاي نامشروع ظاهر ميشود.زيرا در وايبر و تانگو وفيس بوك صحبتهايش را با اقايان بيشرف نامحترم مشاهده كرده ام.اقاياني كه با علم به متاهل بودن يك خانم رابطه برقرار ميكنند و با كمال بيشرمي صحبتهاي زناشويي با خانم ميكنند البته خانم هم در جواب كم از آنها نداردو بسيار بي حيا هست.درمقابل بنده در هيچ فضاي مجازي عضو نبوده ام ودر روابط كاري به اصول محرم ونا محرم به شدت مقيد ميباشم.حال سوالم از جنابعالي اينست منت گذاشته راهنمايي فرماييد آيا با اثبات اين روابط و صدور حكم كيفري براي ايشان صرفا نفقه به ايشان باز هم تعلق ميگيرد فقط عرضم نفقه است.لازم به ذكر است كه ايشان دوشيزه ميباشد و در خانه پدري.اينرا فقط يك مرد ميتواند درك كند كه وقتي همكارش ميگويد همسرم سلام رساند و گفت به اقا مهدي يعني بنده بگو نامزدت در فضاهاي مجازي فعاليتهاي خلاف شرع و عرف دارد،چه ضربه سنگيني يك مرد ميبيند.باعرض پوزش از متن بلندم.و تشكر از شما.و آرزوي برات كربلا به همين زودي براي برادر عزيزم.
دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳ - ۲:۲۵ عصر
پاسخ: سلام. درد شما را تا حدّي درك ميكنم. عِرض و آبرو والاترين ارزش يك انسان است، كاش مال انسان را ببرند، اما به آبروي وي دست نزنند. قطعاً بسيار رنجآور بوده است، شرايطي كه توصيف فرموديد. بنده راستش حقوقدان نيستم. آنچه نيز در اين وبلاگ عرضه كردم، تجربه شخصي بود، خواستم آنچه به ما نگفتند و خود به چشم ديدم در اختيار همگان قرار دهم. تا آنجا كه ميدانم، دوشيزه كه عقد دائم شده باشد، موظف است به خانه شوهر برود. اگر شوهر از وي نخواهد، نفقه برداشته نميشود. بله، اگر شوهر بخواهد كه زن بيايد و البته زن از حق حبس خود استفاده نكند، با اين حال به خانه شوهر نرود، در اين حال نفقه ندارد. فحشاء حتي در حد نهايي هم بنده نشنيدهام كه نفقه را بردارد، اگر چه حدّ شرعي و مجازاتهاي مخصوص به خود دارد. حالا اينكه شما فرموديد كه حدّ نهايي نيست. گمان نميكنم دادگاه بپذيرد كه زن را بدون نفقه اعلام نمايد. اين شكايت شما هم حداكثر يك تعزير براي زن ثابت كند، يا به شما اجازه طلاق بدهند. بعيد است درباره نفقه حكم برائت صادر نمايند. شما اگر ميخواهيد از نفقه رها شويد، بايد سراغ عدم تمكين برويد. اگر حقيقتاً نگران هستيد، حتماً وكيل بگيريد. دادگاه بدون وكيل مانند رانندگي با چشمان بسته است. آيا تا به حال با چشم بسته رانندگي كردهايد؟ خيلي ترسناك است! مسائل حقوقي اينطورند. اميد كه حق به حقدار برسد و ريشه اين ظلمها برچيده شود.

باسلام ممنون از راهنماييتون
سيدجان منظورتونو متوجه شدم براش اظهار نامه ميفرستم.بعد روي قضيه عدم تمكين اقدام ميكنم. درمورد قضيه آبرو همدردي فرمودين سبك شدم.
ما يك شركت كوچك راه و ساختمان داريم اگه امري داشتين و كمكي از دستم بياد خوشحال ميشم درخدمت باشم.باتشكر
سهشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳ - ۵:۳۴ عصر
پاسخ: سلام. تشكر. إنشاءالله موفق باشيد.

سلام من زنم بي اجازه رفته حدود يك هفته است و من اظهارنامه برايش فرستادم ايا به نظر شما الان بايد دادخواست عدم تمكين بدهم
سهشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱:۴۲ عصر
پاسخ: سلام برادر. شما بايد با يك وكيل مشورت فرماييد. تا آنجا كه بنده اطلاع دارم، اظهارنامه ميتواند اثبات نمايد كه شما ايشان را از خانه بيرون نكردهايد. اما اگر ايشان عملياتي حقوقي و ناروا انجام دهد، مانند آوردن شاهدان دروغي، اگر بتواند نظر قاضي را برگرداند به اينكه شما از خانه ايشان را بيرون انداختهايد، ميتواند بعداً به جرم عدم پرداخت نفقه شما را به حبس محكوم نمايند. لذا معمولاً در اين موارد شوهر اقدام به ثبت دادخواست الزام به تمكين مينمايد، نه براي اينكه زن را برگرداند، زيرا با حكم الزام به تمكين هم نميشود زن را وادار كرد به خانه بازگردد. بلكه فقط به اين جهت كه بعداً نتواند مدعي نفقه شود. البته اگر فكر ميكنيد مسأله با ريشسفيدي و مشورت و حكميت قابل حل است، پا به دادگاه گذاشتن سبب از دست رفتن روشهاي مصالحه سالم ميگردد. انتخاب روش بستگي به شناخت شما از خانواده همسر و شخص ايشان دارد. موفق باشيد. خدا ريشه اين اختلافات را كه در تهاجم فرهنگي و نابودي فرهنگ اسلامي است بخشكاند.

سلام.خانم من 6ماه است كه ترك منزل كرده و با وجود فرستادن 4نفر از اقوام هم برنگشت و من دادخواست تمكين دادم كه دردادگاه هم حاضر نشد و حتي با مامور هم برنگشت و حكم عدم تمكين برايش صادر و من درخواست ازدواج مجدد كردم.حالا چندتا سوال دارم:
1چرا ايشان نه بر ميگردد و نه درخواست مهريه و طلاق ميدهد؟
2من چطور بايستي از اين بلا تكليفي خارج بشم؟
جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۱ عصر
پاسخ: خودتان برويد دنبال ايشان. احتمالاً منتظر هستند شما شخصاً پيشقدم شويد براي برگشت ايشان. همينكه دادگاه نيامدهاند بايستي خوشحال باشيد. عدم حضور ايشان در دادگاه به نظر حقير نشانههاي مثبتي از ثبات شخصيتي ايشان و احترامي است كه براي آبرو و شأن زندگي مشترك قائل هستند. طبيعتاً بايد آن چهار نفر از اقوام كه به دنبال ايشان رفتهاند مطلبي از ايشان شنيده باشند، در خصوص علّت برنگشتن ايشان. اما اگر حتي به اقوام هم دليل خود را نگفتهاند و دعوا راه نيانداخته و با آن چهار نفر بحث و جدال نكردهاند، گمان ميكنم دليلي دارند كه تنها به خود ِ شما خواهند گفت. لطفاً اگر محذوري نداريد، شخصاً تشريف ببريد و با ايشان صحبت كنيد. اگر در منزل پدرشان نميتوانيد، تلفني هماهنگ كرده و در يك پارك يا مكان عمومي قرار ملاقات گذاشته و صحبت نماييد. الحمدلله به نظر ميرسد مشكل شما بدون نياز به پيگيريهاي حقوقي قابل حل باشد. در پناه حق.

سلام پيرو پيام قبلي عرض كنم كه به اقوام و خودم كه با آنها رفته بودم گفته است كه كل مهريه و جهيزيه و همچنين حق طلاق را مي خواهد.لذا با مامورهم كه رفتم در خونشون بازهم صراحتا اعلام كرد كه بر نمي گردد و طلاق مي خواهد!!و براي اين كار وكيل هم گرفته اما من از طريق اطلاعات قضايي كه هر هفته ميپرسم تا كنون هيچ كجا دادخواست نداده است؟!
جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۴ عصر
پاسخ: خب، پس اگر وكيل گرفته است، واقعاً بايد نگران باشيد. زيرا وكيل بيگدار به آب نميزند. وكيل احتمالاً به او گفته است كه اگر دادخواست طلاق بدهد بايد از «مهريه» بگذرد. صبر كرده است تا شما اقدام اوليه نماييد. اگر مرد دادخواست طلاق بدهد به تمام مهريه متعهد است، اما اگر زن درخواست طلاق نمايد، بايد خُلع باشد، يعني همراه با بخشيدن تمام يا بخشي از مهريه. اما اينكه دادخواست مهريه هم نداده است و براي بردن جهيزيه هم اقدام نكرده است براي بنده هم جاي شگفتي است و عجيب است. اگر شما «حق طلاق» بدهيد، يعني به صورت محضري وكالت بلاعزل ميدهيد كه ايشان از طرف شما اجازه مطلقه كردن خودش را داشته باشد. قطعاً بدانيد همه چيز را از دست دادهايد، حتي خود ايشان را. وقتي زن براي بردن جهيزيه و اجرا گذاشتن مهريه اقدام نميكند معمولاً اين يك پيام مثبت است براي اينكه قصد ترك زندگي را ندارد و صرفاً ميخواهد امتياز بگيرد. گاهي لازم است زمان بگذرد تا دردها آرام گيرد و صحبت كردن آسان شود. شايد چون همراه با اقوام بودهايد ايشان با شما صحبت نفرمودهاند. شديداً توصيه حقير اين است كه مستقيم و بياطلاع اطرافيان تماس گرفته و خصوصي صحبت كنيد. در هر صورت ايشان محرمترين فرد به شما هستند و شما محرمترين فرد به ايشان. البته مراقب باشيد نسبت به «حق طلاق» و اينگونه امور حقوقي بدون مشورت با وكيل هرگز اقدام نفرماييد. ولي براي صحبت كردن، هميشه پيشقدم باشيد. هيچ چيز مانند يك گفتگوي دوستانه و خصوصي نميتواند آب روي آتش بريزد. از خداوند منّان موفقيت شما و ايشان و زندگي طولاني و پايدار و بامحبت برايتان خواستارم.
سلام
من نزديك به 15ماه است كه عقد دائم نموده ام واين خانوم تقريبا از6ماه قبل با دخالتهاي مادرش مهريه ونفقه خور رابه اجرا گذاشته است و بنده با دادن اعسار مكلف شده ام بيست عدد اول و هرسه ماه يك عدد سكه پرداخت نمايم واز طرفي خانوم دوشيزه ميباشد ودادگاه با داشتن پرينت مبالغ واريزي به حياب ايشان و بعضي فاكتورها بنده رئ محكوم به پرداخت نفقه ايام گذشته نموده است ايا وكيل ايشان ميتواند به استناد اين حكم درخواست طلاق موكل خودش را از دادگاه بكند و دراينصورت بنده چه كارهايي در قبال اين اقدام ميتوانم انجام دهم
ممنونم ازتون
سهشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۸ عصر
پاسخ: سلام. دوشيزه بودن ايشان مهريه را به نصف تقليل ميدهد. ضمناً حق حبس هم ممكن است داشته باشند. يعني زن ميتواند تا زماني كه مهريه را نگرفته به خانه شوهر نرود. البته با شروع اقساط مهريه حق حبس مرتفع ميگردد. دادخواست طلاق بايد مستند قانوني داشته باشد. ممكن است به يكي از موارد حمايت از خانوادهاي كه در عقدنامه امضاء فرمودهايد بخواهند استناد كنند. مثلاً شأن شغلي شوهر، يا رفتار خشونتآميز و از اين قبيل. نميشود از كار اين وكلا سر درآورد. ممكن است به كوچكترين اشتباه شما، بتوانند يك مستند قانوني عليه شما بسازند. بهترين كار براي شما، اگر ميخواهيد كمترين آسيب به شما وارد شود، مراجعه به يك وكيل است و سپردن پرونده به او. وكيل تمام اطلاعات مربوط به شما و ايشان را بررسي ميكند و بهترين راه حل را در اختيار شما ميگذارد. به جاي شما به دادگاه ميرود و قاضي هم با وكيل بهتر كنار ميآيد تا با شما. هرگز تصور نكنيد بدون وكيل كارتان در دادگاه پيش خواهد رفت، خيليها اين تصور را كردند و پشيمان شدند، وقتي كار از كار گذشت. وكيل اختياراتي در دادگاه دارد كه شخص شما نداريد. موفق باشيد.

با سلام مجدد خدمت شما
من يك بار تقاضاي تقابل در مورد ادعاي نفقه از سوي همسرم به دادگاه ارايه دادم و ايشان يك راي كه در مورد ضرب و شتم كه منجر به ديه شده بود البته راي با قسامه صادر شده بود و چون زير 1/5 ديه بود تجديد نظر هم جواب نداد در پرونده داشت اما قاضي تمكين بنده را رد و راي پرداحخت مهيانه 600 هزار تومان صادر كرد بدون تمكين حال چاره چيست.؟ لطفا كمكم كنيد
سهشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۲:۳۶ عصر
پاسخ: بنده اطلاع دقيقي درباره اين مطلب ندارم. آنچه در وبلاگ نوشتهام بر اساس تجربه بوده و اين مطلب شما را چون تجربه نكردهام، بياطلاعم.

ممنون خيلي خوب و روان و كاربردي نوشتيد
سهشنبه ۱ تير ۱۳۹۵ - ۳:۰۸ صبح
پاسخ: موفق باشيد.

سلام عليكم
مطلب بسيار جالبي بود مخصوصا شنيدنش از زبان يك روحاني و باعث خوشحالي افرادي مثل منه كه اعتقاد به رشد انسان در همه ابعاد دارم . يك مورد درباره فيزيك ميگم و يك سوال در مورد فلسفه دارم.
فرموديد:"ديگر فيزيك يك دانش تجربي نيست" اما به نظر بنده تفاوتي بين فيزيك در گذشته و حال نيست .هميشه فيزيك در دو سطح در حال گسترش هست .سطح اول قوانين اثبات شده قابل آزمايش كه قابليت تكرار شوندگي داره . و سطح دوم نظريه ها و فرضيه هاست (كه معمولا تصورات انتزاعي بر پايه قوانين سطح اول هست ) قوانين ساده و واضح امروز كه در سطح اول هستند ، در گذشته در سطح دوم بوده ( مثل ساختار اتم ) و اگر كسي فرضيات اون موقع رو ميخوند احتمالا يه متني مثل متن شما مينوشت .( مدل هندوانه اي اتم ، مدل منظومه اي ، .... ) و همين قضيه در مورد آينده هم هست . در آينده هم كه اكثر فرضيات امروز رد ميشه و انسان به اسرار بيشتري از جهان فيزيك پي ميبره ديگه اين حرفهاي آقاي هاوكينگ در صورت باقي موندن ميشه مسائل كاملا معلوم ( اظهر من الشمس) و اين روند دليلي نيست كه بخوايم بگيم فيزيك به خاطر تحليلهاي موجود در سطح دوم شبيه فلسفه هست .
اما در مورد فلسفه من شناخت دقيقي ندارم اما اون چيزي كه بصورت پراكنده شنيدم خيلي به نظرم علمي و منطقي نيست . ميخواستم از شما كه مطالعات زيادي داشتيد سوال كنم كه اصلا فلسفه يعني چي ؟ و فلسفه كلا چي ميگه ؟ چون من چيزي كه تا الان فهميدم احساس كردم كه خيلي پايه و اساس منطقي اي نداره و بيشتر يك سري بافته هاي انتزاعي مبهمه ؟ و سنخيتي با جهان واقعي ( علي الخصوص فيزيك ) نداره . ممنون ميشم در حد حوصلتون جواب بديد .
با تشكر
يكشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۳ - ۶:۵۵ عصر
پاسخ: چندي پيش مقالهاي ميخواندم كه متضمن جملهاي از انيشتين بود: «نظريه است كه تعيين ميكند توان ديدن چه چيزهايي را داريد» (برلين:1962) اين را داشته باشيد. اما فلسفه؛ علماي اين علم موضوع آن را «هستي» ميدانند. فلسفه از زمان سقراط كه خود را فيلسوف (دوستدار دانش) ناميد مشتمل بر تمامي علوم بشري بود كه شامل رياضيات و طبيعيات (فيزيك و علوم مرتبط) نيز ميشد، حتي علوم انساني را هم در بر ميگرفت. اما يك علم أعلي در تقسيمبندي علوم قرار داشت كه موضوعات ساير علوم را ثابت ميكرد و توصيف مينمود: «هستي». اين علم را فلسفه أولي ناميدند. فلسفهاي كه امروز گفته ميشود همين علم است، علمي كه قرار بود «حقيقت وجود» را تبيين نمايد. از زمان ارسطو «متافيزيك» ناميده شد، نه از اين بابت كه خارج از فيزيك است و غيرحقيقي، بلكه از آن رو كه در كتاب ارسطو بعد از «طبيعيات» به آن پرداخته شده است. شارحين وقتي آدرس ميدادند ميگفتند: «مباحث مابعدالطبيعه»! يعني آنچه پس از بحث فيزيك در كتاب ارسطو واقع شده! فلسفه را امروز علم «هستيشناسي» نيز مينامند، ولي مگر فيزيك امروز چيزي جز «هستيشناسي» است؟! اگر مباحث فلسفي خيلي انتزاعي به نظر ميرسد، به تبع منطق انتزاعياي است كه هزاران سال پيش وجود داشته و همچنان بر فلسفه سايه انداخته است. فيزيك نيز در هزاران سال پيش «انتزاعي» بود. همان زمان كه تامسون هستي را هندوانهاي ترسيم مينمود و اتم را غيرقابل شكافتن ميپنداشتند! امروز اما فيزيك، تجربي شده است. تمامي علوم اصلاً تجربي شده است. ماترياليسم بشر را به اين نقطه رسانده است و مكاتب پوزيتويستي... در هر صورت فلاسفه غرب متأخر «استقرا» را تنها راه شناخت «واقعيت» پنداشتند. فارغ از اينكه شهيد صدر نيز نظريات مشابهي در كتاب منطقي خود دارد، اما ساير فلاسفه پيرو ملاصدرا همچنان استقرا را بيارزش ميدانند. بدون هيچ قضاوتي نسبت به كارآمدي و قابل اتكا بودن روش تجربي، روشن است كه فيزيك امروز با فلسفه ديروز در موضوع اشتراك دارند: «هستي»!

طلبه و غير طلبه نداره عزيزم. تصور كنين يه زن با شوهرش اختلاف پيدا كنه و بره دادگاه، اونقدر امكانات قانوني در اختيار اون زن ( كه از دست شوهرش عصبانيه ) مي گذارن كه بيا و ببين. خود من تازه به خاطر مهريه از زندان بيرون اومدم ، همسرم رفته براي نفقه شكايت كنه، تازه بهم پيغام داده منتظر باش ببين چكارت مي كنم!!!!!!
چهارشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۶:۱۱ عصر
پاسخ: همينطور است كه ميفرماييد. اگر اسلام مهريه را واجب كرد، طلاق بيقيد و شرط را هم حق مرد دانست، اجازه خروج از خانه زن را نيز به مرد داد، تمكين را هم واجب نمود و اختيارش را به مرد داده است. اكنون در عصر حاضر، مهريه هنوز هست، اما نه تمكين حق مرد شمرده ميشود و نه حق دارد درباره بيرون رفتن يا نرفتن زن تصميم بگيرد. حق طلاق را هم محدود كردهاند. مشكل از اين ناهماهنگيهاست. اگر اسلام آنطور حقوق را تقسيم كرده است، لاجرَم حكمتي دارد. وقتي ما جابهجايش ميكنيم، تعادل حقيقي آن را به هم زدهايم. مشكل امروز اين است.
من ميتونم اين مكب رو در عرض 40ثانيه حل كنم خيلي راحته واقعادوشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۳:۰۰ عصر
پاسخ: بسيار عالي. سايتهايي را در اينترنت ديدم، همان زمان كه روي اين موضوع بررسي ميكردم، كه راهكارهاي حل مسأله مكعب روبيك را نوشته بودند. نرمافزارهايي هم كه پيدا كردم، به صورت گام به گام مسير حل را نشان ميدهند.
اگه خاستيد ميونم اموزش رو تو سايتتون قرار بدمدوشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۳:۰۳ عصر
پاسخ: شايد لذّت حل مسأله در همان «حلّ مسأله» باشد. وقتي انسان راه حل را از قبل بداند، به نظر نميرسد ديگر بتواند از كلنجار رفتن با مشكل لذت كافي ببرد. نظر شما چيست؟! تشكر.

سلام
موافقم كه روي نمودار اول به جهت آشنا شدن خودم بيشتر بحث كنيم
متشكرم
شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۸ عصر
پاسخ: بسيار هم عالي. در خدمت هستم. البته آنچه در اين نمودار آمده ديدگاه دكتر كافي است. ولي ميشود به بحث گذاشت. ياعلي
پاسخ: إن شاء الله خدا بهتون صبر بده. من هم اميدوار به الطاف خداوندي هستم. هر چه هست از اوست و ما محتاج عنايت حق تعالي هستيم. :»

نرم افزار هاتو اندرويدي كن تا روي گوشي نصب بشن متشكر
چهارشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۴ صبح
پاسخ: اگه بلد بودم ميكردم. ولي اندرويدنويسي نميدونم برادر!

با سلام
بنده بر خلاف نظر كاربر گرامي و شما به شدت اعتقاد به اقيانوس كم عمق دارم البته انسان بايد در يكي دو زمينه تخصص داشته باشد چرا كه دنياي امروز در بعضي موارد به تخصص نياز دارد ( مثل فعاليت اقتصادي) ولي انسان جهت كامل شدن عقل و گرفتن تصميمات درست نياز به احاطه به علوم مختلف ( حداقل مباني آنها ) دارد و بنده تعريف دقيق عقل را همين ميدانم ( بررسي يك موضوع از نظر علوم مختلف و گرفتن نتيجه بر اساس وزن ارزشي هر يك از آنها و نتيجه گيري كلي ) كه اتفاقا دليل برتري اسلام دقيقا در همه احكام همين است . يعني ممكن است يك حكم از نظر يك متخصص ( مثلا روانشناس يا سياستمدار ) درست نباشد ولي اسلام برآيند تمام ابعاد را در نظر ميگيرد . و اگر به بزرگان تاريخ كه اشاره فرموديد دقت كنيم اتفاقا به نظر من موفقيتشان به خاطر اشراف به علوم مختلف بوده ( مثلا امام خميني مسلما رهبري موفقشان به خاطر شناخت خوب از تاريخ ، جامعه شناسي ، احكام دين ، روانشناسي ، سياست و ... بوده است ) وگرنه بطور مثال يك متخصص فقه كه هشتاد سال تخصص كسب كرده و فكر ميكنم از باب كسب تخصص هيچ علمي در جهان اينگونه مفصل و طولاني نيست وقتي در برابر يك سوال اقتصادي مفهوم سوال را به خاطر ضعف درك مباني اقتصاد درك نميكند چه حكمي ميتواند بدهد ( البته درباره آنچه درك كرده حكمش درست است اما مشكل اينجاست كه درست درك نكرده است ) . خود شما وقتي در زمينه كامپيوتر دانشي داريد اين باعث ميشود كه ديد جوان امروز به روحانيت تغيير كند . اگر شما فردا با او سخن از مضرات تكنولوژي بگوييد به عنوان يك آدمي كه چيزي از تكنولوژي نميفهمد به شما نگاه نميكند . اين ديد او به شما از آوردن هزار دليل تخصصي كارآمدتر است . و اتفاقا يكي از انتقادهاي من به روش مروجين دين در دنياي امروز همين تك بعدي بودن است . با تشكر و پوزش از زياده گويي و آرزوي موفقت
يكشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۳:۵۴ صبح
پاسخ: تشكر از فرمايشات نغز شما. مرا ياد جملهاي انداختيد كه حدود 13 سال پيش از طلبهي مهندسي شنيدم: «اتفاقات مهم و جديد در چهارراههاي علوم ميافتد». معتقد بود در مكاني كه دو يا چند علم تلاقي ميكنند، حرفهاي تازه در آنجا ظهور مييابند. مثلاً همين مرحوم آخوند خراساني خودمان، اگر چند ماه خدمت حكيم ملاهادي سبزواري فلسفه و منطق نخوانده بود، آن همه نوآوري كه در كفايه هست روي ميداد؟! چه چيزي اصول فقه بعد آخوند را با قبل آخوند متفاوت نموده است كه كفايةالاصول را نقطه عطف علم اصول قرار داده؟ به نظر پارهاي همين واقع شدن در تقاطع فلسفه و اصول است! إنشاءالله خداوند به ما توفيق دهد كه راه صحيح را بشناسيم و همّتمان والاگرداند كه در آن طيّ طريق كنيم. ياد آن سخنراني آقاي جوادي آملي به خير، از اجلاس هزاره اديان كه بازگشتند، چنين عباراتي به كار بردند، واژه «اقيانوس» مرا به ياد آن انداخت: «آنان كه از سه طرف به اقيانوس متصلند اقيانوسي ميانديشند، آنانكه در وراي ابرها ميزيند جهاني ميانديشند...!» خدا كند همچون اقيانوس هم «وسيع» باشيم و هم «عميق»، اما نه به اندازه تاريكي آن تاريك! «أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ» (نور:40)

سلام
با ديدن لينكي كه داديد حالم بد شد .
بنازم كلام خدا رو كه كل دنيا رو با تمام پيچيدگي و رنگارنگي در چند خط خلاصه ميكنه . ساده ترين و كاملترين تعريف زندگي دنيا
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّـهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ?الحديد: 20?
خدا رو شكر كه تا الان خودتون رو حفظ كرديد . استقامت كن برادر چرا كه :
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ
اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا
وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ?فصلت: 30?
دوشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۳:۴۳ صبح
پاسخ: سلام و تشكر. ممنون از بشارت شما. إنشاءالله كه در جنّت رضوان الهي در تختهاي روبهرو بنشينيم و به آنچه در اين دنيا كرديم و كردند و ديديم و نديدند، بخنديم و همه بازيهاي كودكانه جنيني دنياي دني را با شادي اخروي خويش در تولّدي دوباره به مضحكه و سخره بگيريم و ظلمه تاريخ را در قعر درك اسفل و در سقر مشاهده كنيم. ياعلي :)

با سلام ، سيد عزيز اگر اين كامنت رو به هر دليل نپسنديديد سريعا حذفش كنيد و بنده رو هم حلال كنيد .
بخشش همسفر خاطي الزاما به معناي ادامه مسير با او نيست. يعني ميتوان گذشته را بخشيد اما براي ادامه مسير شرايط و پارامترهاي جديد تعيين كرد( البته تخفيف هم بايد داد ) . اما چرا بخشش ؟
1 - رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
هنگامى كه بندگان در پيشگاه خدا مى ايستند، آواز دهنده اى ندا دهد: آن كس كه مزدش
با خداست برخيزد و به بهشت رود. گفته مى شود: چه كسى مزدش با خداست؟ مى گويد: گذشت
كنندگان از مردم.
2 - امام على عليه السلام : بدترين مردم كسى است كه خطاى ديگران را نبخشد و عيب را نپوشاند .
برادر مومنم ، عيب رو از روي خطا علني كردي . در بخش ادامه مسير مختاري . اما در گذشت نكردن از خطا مختار نيستي به خاطر اينكه شيعه علي (ع) هستي . ( واجب فقهي نيست واجب عشقيه )
يعني عاشق علي (ع) از يك تصميم كه هيچ ، از كل دنياش هم ميگذره.
جملاتي هم جسارتا به بال سقوط كرده اگر اين متن رو ميخونند :
طلب بخشش بدون جبران گذشته و اداي حق الناس رو حتي از خدا هم نميتونيد انتظارش رو داشته باشيد ( چون حكم حق الناس رو ميدونيد )پس بايد هزينه اش رو بپردازيد . حتي اگه لازم باشه از آبروتون پيش خلق مايه بزاريد تا گذشته رو جبران كنيد. انجام شرطهاي مطرح شده هزينه اي هست كه اگر انجام بديد 2 چيز رو ثابت ميكنه . يكي پشيماني واقعي و دوم شايستگي ادامه سفر .
با آرزوي موفقيت و خير براي همگي
يكشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۸:۰۸ عصر
پاسخ: تشكر. گمان ميكنم نتوانستم حاقّ فرمايش شما را درك كنم. خصوصاً آن پنج خط آخر را. به گمانم منظور شما اين بود كه حقالناس بر گردن حقير است و براي بخشيده شده نزد صاحب آن حقالناس بايد چيزي را جبران كنم؟! ممكن است بيشتر توضيح فرماييد، بنده مطلب را نگرفتم. لطف ميكنيد.

با سلام
عذرخواهي ميكنم به خاطر اينكه منظورم مفهوم نبود .
5 خط آخر خطاب به شما نبود . (از آنجاييكه يكي از كاربران زن وشوهر را 2 بال يك پرنده تشبيه كرده بودند آن 5 خط را خطاب به بال سقوط كرده (همسر سابق) شما نوشتم چرا كه يقين دارم خواهند خواند . ان شاالله)
در مورد شما حق الناسي عرض نكردم بلكه حرفم در مورد بخشش طرف مقابل و تخفيف در شروط بازگشت بود . البته در صورتي كه احساس پشيماني واقعي و تغيير جدي از طرف ايشان ببينيد .
از دخالت و جسارت خود عذرخواهي ميكنم . احساس كردم شايد گاهي اوقات كسي كه بيرون گود است حتي با وجود عقل كمتر بتواند پيشنهادي جهت بهبود امور بدهد . با توكل واميد به ياري خداوند
سهشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۳:۲۹ صبح
پاسخ: سلام برادر. تشكر از توضيح خوبتان. إنشاءالله كه خداوند توفيق توبه، جبران و بازگشت به همه بندگان خود عطا نموده و ما بندگان نيز پذيراي چنين توفيقي باشيم و آن را هدر ندهيم. همانطور كه فرموديد هدف از بخشش و گذشت ايجاد فرصتي دوباره براي اصلاح افراد است. جايي كه اميد اصلاح نبوده، پروردگار عزيز نيز باران سنگ باريده، يا توفان... و انواع عذابهاي ويرانگر. در پرونده مذكور، چندين نوبت گذشت روي داده، در طول چهار سال، و چون نتيجه همان بوده كه بوده، زوج نااميد گشته. اتفاقاً اخيراً نيز اخبار حاكي از آن است كه پيامكهايي از طرف زوجه ارسال شده براي زوج (حدود دو ماه پيش) و باز هم حاكي از عدم تغيير و اصرار بر عدم جبران است. هفته گذشته نيز مادر زوج در مدرسه يكي از كودكان با زوجه برخورد داشته و مفصلاً صحبت نموده و گزارش كرده: «اين آدم درست بشو نيست اصلاً. ميگه ميخوام برگردم، بهش كه ميگم: بايد دروغهايي كه گفتي و كاراي بدتو جبران كني، ميگه: اونوقت اگه برگردم ديگه نميتونم زندگي كنم كه، له ميشم تو زندگي!» آنچه پيداست، فرد خودشيفته مدام و پيوسته درصدد قدرتيابي و افزونطلبي است، نميتواند با معذرتخواهي خود را خوار گرداند! او بايد خود را در صدر ببيند و چون نبيند، مرگ را به هر توبه و بازگشت و جبران تحقيرآميزي ترجيح ميدهد. خدايا ما را از اين بيماريهاي روحي و شخصيتي حفظ بفرما. آمين.

سلام خوشحالم با شما آشنا شدم.
مسئله اي باعث عذابم شده و ايمان ورابطه ام با خدا را تحت تاثير قرار داده، بعضيها ميگن خدا قوانين را خلق كرد وديگر كاري با ما نداردتا روز حساب.بعضي ديگه ميگن خدا هميشه دخالت داره.لطفا بگيد آدمهايي كه مورد ظلم قرار ميگيرند چرا خدا كمكشون نميكنه؟يا اون كارتن خوابي كه شبهاي سرد تو خيابون،جز خدا كسي و راهي نداره ولي خدا كاري نميكنه.
نگيد فلسفه رنج و رشد كردن،يا آخرت جبران ميشه ،ديگه زندگي طرف از بين رفته چه فايده داره.رابطه خدا با انسان ونقش خدا چيه؟ ممنون
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۵ صبح
پاسخ: پاسخ شما از طريق ايميل ارسال شد.

سلام .ممنون روش خلاقانه اي بود.فقط مي خواستم بدونم از نمونه اي يا جايي ايده گرفتيد يا ايده خودتون بوده؟ اگه قسمت بشه اجراش مي كنم.فقط اتصال لوله ها بابدنه كولر و برزنت با لوله ها داخل عكس هادقيق مشخص نبود كه به چه صورت پيچ شده بود. با تشكر
جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ - ۹:۴۳ صبح
پاسخ: سلام. ايده اصلي كه سالها سابقه دارد. خيلي از دوزندگان چادرهاي مسافرتي سايبان براي كولر ميدوزند. آنها آهن به هم جوش ميدهند و چارچوب ميسازند براي نگهداشتن برزنت. من اما وقتي ديدم هزينه آن بالاست و در دسترس هم نيست، گران ميگويند يعني، به نظرم رسيد، ناگهان، كه اگر لوله بخاري بگذارم، هم ارزان در ميآيد و هم فاصله خوبي بين سقف كولر و برزنت ايجاد مينمايد و اين را جايي نديده بودم تا به حال. درباره پيچها؛ ابتدا از هر سر لوله بخاري يك وجب رفتم داخل و با دريل سوراخ كردم. يكي رو و يكي زير. اينطوري هر لوله بخاري چهار سوراخ شد؛ دو تا بالا و دو تا پايين. سپس لولهها را به ترتيب روي سقف كولر قرار داده، محل سوراخ را روي سقف علامت زدم. سقف كولر را سوراخ كردم در محل علامتها، با اين دقت كه به موتور يا لولههاي انتقال آب برخورد نكند. اكنون دست را بايد داخل لوله كرد و مهره را نگهداشت و پيچ را از داخل كولر بست. بعد از اتصال هر چهار لوله به سقف كولر، برزنت را روي لولهها تنظيم كرده، محل سوراخها را با فشار پيچگوشتي يا چاقو در برزنت سوراخ كنيد. باز هم مهره را از داخل لوله نگهداشته، از روي برزنت پيچ را ميبنديم. استفاده از واشر فلزي پهن روي برزنت الزاميست. زيرا به مرور زمان ممكن است سوراخ برزنت باز شده و از پيچ در برود. همين. يك ساعت بيشتر وقت نميگيرد. موفق باشيد.
پاسخ: قابل نداشت.

اشتباهه . فيوز دوم از سمت چپ رديف دوم رو بكش ، ببين چي ميشه ، اين فيوز پمپ بنزين داخل باكه.
پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۵ - ۲:۰۲ صبح
پاسخ: پمپ بنزين ماشين ما توي باك نيست. يعني اصلاً از طريق صندوق عقب نميشه بهش دسترسي داشت. بلكه زير باك قرار گرفته و خيلي كوچكتر از پمپهاي 405 است. به صورت افقي زيرا ماشين چسبيده. يك بار خراب شد و تعويض كردم و مكانيك رفت زير ماشين تا عوضش كنه. كاملاً هم پلمپ شده است و نميشود مثل پمپهاي 405 بازش كرد و تعمير نمود. مدل آردي ما 82 هست و انژكتوري است. شايد به اين دليل تفاوت دارد با مدلهاي كاربراتوري. در هر صورت سپاسگزارم از نكته خوبي كه فرموديد. ( البته قبلاً هم يك آردي مدل پايينتر كاربراتوري داشتيم كه اصلاً پمپ بنزين برقي نداشت و پمپ آن مثل پيكان كنار موتور و مكانيكي بود ).

براي حصول اطمينان از اينكه فيوز مذكور مال پمپ بنزينه ميتونيد رله دوبل رو دربياريد و با يك تكه سيم به پايه هاي ترمينال رله دوبل كه الان رله رو ازش جدا كرديد يكي يكي برق بديد ، همينكه صداي پمپ رو شنيديد ، اون پايه رو با اهمتر يا يك لامپ روي جعبه فيوز پيدا كنيد.
ماشين آردي مدل 83.
پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۵ - ۲:۱۲ صبح
پاسخ: ايرانخودرو انواع مختلفي از آردي و روا توليد نموده و هر مدلي ويژگيهاي خاص خودش را دارد. شايد اگر دفترچه مدل 83 را داشته باشيد فيوز 18 را نوشته باشد كه براي پمپ بنزين است. اگر اين طور بود تصويري از آن صفحه دفترچه راهنما براي بنده ايميل بفرماييد تا در همين صفحه براي استفاده همگان قرار دهم. movashah@yahoo.com

سلام برق كولره ماشينم قطع شدناگهاني فيوزاسالمن وقتي برق مستقيم ميدم به كمپرسوركارميكنه هرچي ام گشتم نتونستم رله كمپرسوروپيداكنم آردي مدل هشتادوپنج ممنون ميشم راهنمايي كنيد
سهشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۷:۳۲ عصر

سلام عليكم اخوي
خدا قوت
وبلاگ را از طريق فيد دنبال مي كنم و زياد اهل نظر دادن و مراجعه به صفحات نيستم
اما اين بار آمدم كه تشكر كنم
اگر چه ممكن است هيچ وقت دست به آچار - اره :) - نشوم اما اين به اشتراك گذاري تجربه ها خيلي كارآمد و خوشايند است
موفق باشيد
يكشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۸ صبح
پاسخ: سلام. قدم رنجه فرموديد برادر. اسباب خوشحاليست كه نظر شما را ميخوانم. اگر چه ممكن است هرگز دست به آچار نشويد، اما تجربه خودم را عرض ميكنم، شايد دست به آچارتان كند: خدمتتان معروض ميدارم كه «فرصت روحي» عجيبي در حين كار «يدي» حاصل ميگردد. وقتي دستهاي انسان مشغول كار است، ذهن آزاد ميگردد. من شخصاً هنگام چنين كارهايي به هر چه كه ميخواهم ميانديشم. بعضي معضلات فكري اصلاً حل ميشود. مثلاً ترديد داري اصالت با وجود است يا ماهيت (!)، هر چه ميخواهي تمركز كني، ذهنت آشفته است و جمع نميگردد، اما وقتي پيچگوشتي دستت ميگيري و مشغول كار ميشوي، سكوتي پيرامونت را فرا مي"گيرد و نوعي حالت خلسه و فراغ دست ميدهد و ذهن ميتواند روي هر موضوعي متمركز شود. نميدانم دليل علمي اين مطلب چيست، اما حتي خياطي، حتي نقاشي، حتي تعمير ماشين، وقتي سرم داخل موتور ماشين است، ذهنم خلاص ميشود از تشتّت و قدرت تمركز بيشتري مييابد. تشكر از اينكه نظر خود را بيان فرموديد و اسباب دلگرمي نگارنده شديد. موفق و مؤيد در پناه حق.

با اينكه از رياضي خوشم نمياد ولي تدريس اين آقازاده واقعي به نظرم جذاب اومد. البته اون معلم هم احتمالا خواسته فضا رو كنترل كنه ولي عجله كرده و تند برخورد كرده...
سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹ - ۸:۴۲ عصر
پاسخ: بله، موافقم. زيرا ناگزير ميشد تمام ارساليها را چك كند تا مبادا آموزش غلط به ساير دانشآموزان داده شود. ممنون از لطف شما.
پاسخ: تربيت مهم است. خيلي مهم است. كودكان اگر «واقعي» تربيت شوند، محيط جامعه را به درستي بشناسند، از كودكي درگير حقايق باشند، نه در انكوباتور، نه در يك محيط ايزوله، البته كه واقعبين شده، خودكنترلي پيدا ميكنند. بارها پيش آمده كه كودكانم از من جلوتر بودهاند، در مانع شدن از ولخرجي و آسيب زدن به اقتصاد خانواده. تلاش نكردم هرگز كه مانع درك صحيحشان از وضعيت جامعه شوم. اگر گران شده، به آنها خبر دادهام، اگر تحريم، اگر مذاكره، اگر برجام، اگر طلاق حتي، من حتي جزئيات مسائل طلاق را برايشان توضيح دادهام، به خوبي و كامل، تا بدانند چرا مادر ندارند و تنها با پدرشان زندگي ميكنند. آنها نيز به خوبي اين شرايط را پذيرفتهاند. ظاهر مطلب كه اين طور است. برايشان گفتهام كه محيط طلاق قطعاً بهتر از محيط پر از تشنج و دعواست! وقتي كودك هر روز شاهد درگيري والدين خود باشد. اين خوب نيست، ولي آن هست، وقتي راه ديگري نباشد. مثلاً اين مطلب را ببينيد:
http://rastan.parsiblog.com/posts/368 مربوط به وقتيست كه واقعاً كودك بودند، ولي درك درستي از «فريب آگهيهاي بازرگاني» داشتند! ممنون از توجه شما.
پاسخ: سلام. ممنونم. بله همينطوره! :)

اوه ... وضعيت تاهل شما رو الان ديدم... البته حتما دليلي داشتيد براي اينكار... ان شاالله خيري توش بوده... انرژي تون خيلي عاليه... خدا رو شكر... به نظرم ذهن باز و فعال و بصيري داريد. براتون دعا مي كنم تا زندگي تون شاد و شادتر بشه همراه با اصول اصيل زندگي اسلامي :)
سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹ - ۸:۴۶ عصر
پاسخ: از دعاي خير شما سپاسگزارم. طلاق اگر در زمان درست و شرايط مناسب باشد، يك راه حل است. تصورش اينطور سادهتر كه خداي ناكرده خودروي شما از جاده خارج ميشود و با سرعت به سوي پرتگاه، اگر بيرون نپريد قطعاً با مرگ روبهرو خواهيد شد. بيرون پريدن اگر چه بدون آسيب نيست، ولي مطمئناً بهترين راه حل است و پيشنهاد همه كارشناسان تصادفات جادهاي! طلاق مربوط به چنين شرايطيست. در غير آن نبايد استفاده شود، اما اگر در جاي آن به كار نرود، خودكشيست، كشتن روح خود و انسانهاي پيرامون؛ همسر و فرزندان. از اينكه به نوشتههاي حقير توجه داشتيد سپاسگزارم. در پناه خدا باشيد. :)