به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: مهاجر الي ربي

تمام مطالب آرشيو فرزندان تون رو خوندم

واقعا به عنوان يك زن و شايدمادر آينده شرمنده شدم از خودم ،كه چقدر از اهدافمون دور شديم ،انگاري هم وغم براي خانه داري و تربيت فرزند كم شده ،نه اين كه نباشد نه فقط مثل مادران نسل قبل پررنگ ديده نمي شه،همه ش تظاهرشده به تلاش براي مديريت خانه ،همسر و فرزند

اما عملا ...

با بعضي از هاشون حسابي خنديدم مثل ديالوگ كودكانه سيداحمد و با بعضي هاشون كم مونده بود گريه كنم مثل شهيد آبيني سيد مرتضي :)

خلاصه حسابي درجايگاه يك پدر شرمنده نموديد وتلنگري بوديد براي شخص من تا عزمم رو بيشتر جزم اموراتم كنم/هميشه موفق باشيد

پ.ن:البته خيلي از خانم ها در مادري و همسرداري نمونه اند و كم هم نيستند ،اما متاسفانه بعضي هم...:(


شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۴ - ۹:۱۳ عصر
پاسخ: از حُسن نظر شماست كه اين ناقابل را قابل دانسته، نوشته‌ها و خاطرات و تجربياتش را مطالعه فرموديد. براي يك وبلاگ‌نويس هيچ چيز زيباتر از خواندن ديدگاه مخاطبان در نظرات وبلاگ نيست. حقير نيز وقتي چنين كامنت‌هاي دلگرم‌كننده‌اي از خوانندگان دريافت مي‌كند، محظوظ مي‌گردد. خداوند به شما جزاي خير دهد و سرور في‌الدارين عطا فرمايد كه با نگاره خود، انگيزه وبلاگ‌نويس را افزون نموده، وي را به بيشتر نگاشتن تهييج فرموديد. تشكر.

خيلي جالب بود ... انشاءالله سال بعدبه اين مضمون

سه نسل در بين الحرمين

جمعه ۲۷ شهريور ۱۳۹۴ - ۹:۱۲ عصر
پاسخ: أحسنت، چه نيك فرموديد. إن‌شاءالله چنين شود. :)

ايده بسيار عالي بود.شايد تقليد كردم براي اطرافيان ،

راضي باشيد

قطعا به پشتوانه پدر نمونه ي چون شما سيده خانم تكاليف ديني اش را به نحو احسن انجام مي دهد

جمعه ۲۷ شهريور ۱۳۹۴ - ۸:۲۵ عصر
پاسخ: تشكر از نظر لطف شما. ديروز رفتيم ساعت‌فروشي. از وقتي تقويم را گرفته، اصرار دارد كه صبح‌ها براي نماز صبح بيدارش كنم. من از هم از باب «الإنسان حريص علي مامنع» قبول نكردم و گفتم: نماز بر تو واجب است، بيدار كردنت كه بر من واجب نيست! يك ساعت زنگ‌دار برايت مي‌خرم، ديگر بيدار شدن و نشدنت را خودت بايد تنظيم كني. خلاصه رفته بوديم ساعت‌فروشي. آقاي ساعت‌فروش كه مسأله را فهميد، آرام در گوشم گفت: من به پسرم قول دادم نماز بخواند دوچرخه مي‌خرم. خريدم و ديگر نماز نخواند! گفتم: من به تكليف خودم عمل مي‌كنم، تا خدا را راضي كنم، مثل شما، ديگر بخواند و نخواند مسأله‌ي من نيست، مسأله خودش است! واقعاً اگر ما پدران و مادران، اختيار فرزندان خود را به رسميّت بشناسيم و آن‌ها را «آدم» فرض كنيم، اين‌كه خودشان قرار است تكاليف خودشان را مديريت نمايند و خودشان قرار است مستقلاً در پيشگاه ربوبي پروردگار پاسخگو باشند، خيلي از مسائل ساده‌تر حل مي‌شوند. من به مريم گفتم: از وقتي به سن تكليف برسي، ديگر تو هستي و خدا، ارتباطت با خالق ربطي به من ندارد. نه مي‌توانم مجبورت كنم به نماز و روزه و نه كسي مي‌تواند تو را باز دارد. اگر از خدا اطاعت نكردي، با ابليس دوست و همراه مي‌شوي و اگر اطاعت كردي، خدا را راضي نموده‌اي. اميدوارم خودش با اختيار خودش،‌ راه حق را انتخاب كند و از صالحان گردد، نه از گمراهان. من به عنوان پدر تلاش مي‌كنم تكليف خود را انجام دهم، ولي انسان اساساً قابل اكراه و اجبار نيست. خدا خواسته است تعمداً كه انسان مختار باشد و بر اين مطلب اصرار داشته است. خوب و بد بودن پدر، تنها يك بستر براي هدايت يا گمراهي‌ست، يك دعوت يا وسوسه، اما انتخاب راه با خود انسان است، درست از وقتي كه به سن بلوغ مي‌رسد و ناگهان احساس هويت و استقلال مي‌نمايد. موفق باشيد.

فردا قراراست بروم دبيرستان و برايشان صحبت كنم

ايده و موضوع خاصي كه تكراري نباشد بنظرم نرسيد،از سرچ در اندوخته هاي ذهني و نت هم نتيجه اي حاصل نشد

طبق معمول در پايان كارم به وبلاگ شما سرزدم

بحث فردايم آماده شد:)

حاكم كيست؟تو يا زبانت؟تو يا چشمت؟تو يا دلت ؟تو يا..

به اندازه چند جلسه حرف براي گفتن دارم

الحمدلله

تشكر ازشما

سه‌شنبه ۱ دي ۱۳۹۴ - ۹:۲۹ عصر
پاسخ: خداي را سپاس مي‌گويم كه سهمي در زحمات شما براي حقير قرار داد. إن‌شاءالله بماند براي آخرت‌مان كه دست خالي به ديدار يار نرفته باشيم. تشكر از اين‌كه با بيان مطلب فوق، دل انساني را شاد فرموديد. خدا بر توفيقات شما بيافزايد.

سه سرباز بسيجي انقلابي آينده ساز

به گمانم آقاسيد مرتضي در انديشه طرحي براي كان لم يكن كردن دشمن به سر مي برد :)

دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۳:۰۱ عصر
پاسخ: إن‌شاءالله به لطف خدا. اتفاقاً چند شب پيش داشتم همين دعا را برايشان مي‌كردم. تشكر.
سلام
بيشتر از يكسال به خاطر اشتغال به فضاي مجازي تلگرام و اينستا گرام كمتر به وبلاگ شما سر ميزنم و امشب ديدم كه چقدررررر از مطالب عقب موندم

عجيب عمر و وقت خودم رو هدر داده مي بينم
جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ - ۹:۱۸ عصر
پاسخ: سلام. و شايد برعكس... شايد حقير از جاده عبوديت عقب مانده باشم. مسير آن‌قدر طولاني و دشوار است، كه كندبروي عقب مانده‌اي و عقب بماني نمي‌رسي و نرسي محو مي‌شوي، در خيل عابداني كه هر روز بهتر از ديروز پروردگار خود را مي‌پرستند. آه از قلّتِ زاد... خداوند پشت و پناه شما باشد.
افرين هنرمند كوچك
دوشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۷ عصر
پاسخ: ممنونم، از طرف هنرمند كوچك! د:

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN