نظردهنده: مقاله با دو نويسنده ؟
براي اسكان، هتل مستقر شديد يا شهر زائرين عتبه كه در حومه شهر كربلا است؟ آگهي اين همايش در سايت پربيننده حوزه نيوز كه براي طلاب است هم منتشر شده بود و گويا دليل اينكه تعداد شركت كننده طلبه خيلي زياد نبوده است اين است كه نوشتن مقاله كار راحتي نيست. شما چطور ضمن انجام ساير كارها ظرف بيست روز مقاله مي نويسيد؟ من تبليغ اين همايش را در بين خبرهاي سايت حوزه نيوز ديده بودم و فكر مي كنم مشكل بقيه طلاب كه در همايش با وجود سفرهوايي و زيارت رايگان شركت نكردند همين است كه مقاله نويسي و پايان نامه نويسي برايشان دشوار است. مثلا اگر روزي دو ساعت در نظر بگيرند، متعهد ماندن به اينكه روزي دو ساعت به فلان كار اختصاص يابد خيلي مشكل است و ناخودآگاه مشغول تلويزيون وبگردي و ... مي شود. اغلب اساتيد حوزه هم مدرس هستند و كمتر مولف هستند شايد به همين دليل. يك نكته حاشيه اي اينكه اگر آن آقا به شما سفارش پولي مي دادند يعني مي گفتند مقاله اي بنويس و اسم هر نفرمان در آن ذكر شود (ولي مولف شما هستند و پرداخت كننده پول ايشان) قبول مي كرديد؟ اين را پرسيدم زيرا به نظرم خيلي از مقالات دو نويسنده همين وضعيت را دارند و نفر دوم به خاطر رفاقت يا همسر نويسنده بودن اسمش اضافه شده، در هر صورت جالب بود كه مقاله را حضوري از موسسه الوارث قم پيگيري نكرديد زيرا اين موسسه ساختمان چهارطبقه شيكي در خيابان جمهوري دارد، عتبه اباالفضل ع هم فروشگاه و موسسه شان در رويروي ساختمان جامعه مدرسين است. شايددليل وجود اين موسسات در قم اين است كه سازمان اوقات درآمد موقوفاتي كه براي اعتاب عراق هست را اجازه خروج از ايران نمي دهد لذا اعتاب در ايران نمايندگي زده اند.
دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۲ - ۵:۵۳ صبح
پاسخ: يكي از نكات مثبتي كه در زندگيام دارم، اينكه به هيچ وجه گوشي تلفن همراهم را به اينترنت متصل نميكنم. خيليها در اين سالها اعتراض كردهاند كه چرا گوشي هوشمند داري ولي اينترنت روي آن نداري؟ پاسخ دادم: گوشي هوشمند را به خاطر استفاده راحت از مخاطبين و ذخيره و بازيابي شمارههاي تماس خريدهام، ولي اينترنت اگر روي گوشي باشد، مرا رها نميكند و وقت و ذهنم را درگير ميسازد. من دوست دارم وقتي خودم تمايل دارم سراغ اينترنت بروم، نه اينكه در خيابان، بيابان، جنگل، كوه، دره، دريا، حتي موقع رانندگي، گوشي صدا بدهد و اينترنت مرا خبر كند كه بيا و پيامرسان مرا چك كن! اينترنت وقتي همراه آدم باشد، اختيار را از انسان ميگيرد. وقتي رسانهها وقت انسان را ندزدند، وقت آنقدر كــِـــــش ميآيد كه گاهي نميداني با آن چه كني!؟ :) بعد از نوشتن آن مقاله يك كتاب 100 صفحهاي براي حج و زيارت نوشتهام، بعد از بازگشت از سفر كربلا هم، در طيّ سه هفته، 22 جلسه درس خارج يكي از مراجع را به سفارش مؤسسه ايشان ويرايش و مستندسازي كردم و پس از صفحهبندي در قالب 300 صفحه آماده ارائه كردهام. همه اينها به لطف خداست كه قدرت ميدهد تا خودمان را از دزدان وقت حفظ كنيم. بله، اگر ميگفت مقاله بنويس به نام خودم چاپ كنم يا ارائه كنم، قبول ميكردم. گو اينكه پارسال پيش آمد، يكي از همكاران خيلي سابق تماس گرفت كه بايد براي نشريهاي مقالهاي مينوشتم، يك پاراگراف نوشتهام ولي خشك شدهام و هر چه تلاش ميكنم نوشتنم نميآيد. گفت دو سه روز هم بيشتر وقت ندارد. دو سه صفحه بيشتر نميخواست باشد. متن را ارسال كرد و همان شب برايش نوشتم و فردا صبح ارسال كردم، رفاقتاً. ولي بنده خدا 500 هت زد به حسابم بابت آن، از روي لطفش. من البته درگير كارهاي خانه هم هستم، مثلاً امروز 5 صبح لپه را گذاشتم بپزد، چاي دم كردم، سفره را پهن، بچهها صبحانه خوردند، رفتم پليس+10 براي معافيت دائم سه فرزندي اقدام كنم كه بسته بود و برگشتم تا دوباره ديرتر بروم. ولي در كنار كارهاي خانه، مشغول نوشتن هم ميشوم. إنشاءالله خداوند اين توان را از ما نگيرد و توفيق خدمت به همهمان عطا فرمايد. از لطفي كه به وبلاگ حقير داريد سپاسگزارم. در پناه خدا.