نظردهنده: مطلقه

جملهي "نه شور، نه بينمك" رو تا الآن براي خودتون هم تكرار كردين؟
دقت كردين تو تمام خزعبلاتي كه نوشتيد از رفقاتون، خيلي ناقص و يكطرفه حرف زديد؟
شغل خوبيه آقاي موسوي!
تماشاگريتون پايدار.
پنجشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۵:۱۸ عصر
پاسخ: وبلاگ شما را خواندم. شايد تا ده بيست «منهاي من» را خواندم. تبريك ميگويم، ادبيات بسيار خلاصه و موجزي داريد. سخت است سخن كوتاه كردن و معاني طولاني در آن ول كردن! و شما در اين روش نيك توانايي داريد. دوستي داشتم نامش «مهدي» بود، اما كتابهاي صادق هدايت و نيچه را زياد خواند، يك روز كه ديدمش مانند شما مينوشت و يك وبلاگ خفن اختيار كرده بود. من نصيحت بلد نيستم، ولي ميدانم آينده روشني در انتظار شماست، زيرا دوست من نيز بعد از چند سال يكي از قويترين فعالان در عرصه گرافيك و قلم شد، تمام پشتوانههاي خود را از دست داد و اين اعتماد به نفس بالايي در او ايجاد كرد، زيرا بايد مابقي راه را پياده و تنها ميرفت. اگر چه او هرگز ازدواج نكرد، ولي راهي را طي كرد كه بسياري از زوجها با هم نتوانستند بروند. موفق باشيد.

كامنت نذاشتم كه وبلاگم رو بخونيد. نيچه و صادق هدايت را هم اصلا نخواندم. شايد فقط لباس خواب صورتي سيدمهدي شجاعي را خوانده باشم. و كلي حرف برايش داشته باشم.
واقعا متوجه منظورم نشديد؟
يا ميخوايد روشنفكري كنيد؟
ميشه يكطرفه اين روايتها رو نقل نكنين؟ ميشه يكبار هم كه شده بريد ريشهيابي كنيد جاي اينكه يه گوش باشيد براي شنيدن و يه قلم باشيد براي نوشتن و بعد بيايد واقعيتي رو بنويسيد؟
جمعه ۱۸ تير ۱۳۸۹ - ۲:۲۲ عصر
پاسخ: غالباً متوجه منظور ديگران شدن دشوار است، كلمات هميشه به خوبي نميتوانند به مفاهيم سواري دهند، تلاش ميكنم بفهمم، ولي هميشه با موفقيت همراه نيستم. فرمايش شما در بيطرف بودن كاملاً صحيح است. تا اينجاي ماجرا را فقط يكطرفه نوشتهام، زيرا چيزي را تحليل نكردهام و از خود بر آن نيافزودهام، تنها نقل قول از دوست خود كردهام كه طبيعتاً فقط يك طرف ماجراست. اما قصد دارم تحليل خود را به زودي بنويسم، آنجا بايد تلاش كنم ريشهيابي كرده و به گفتههاي يك طرف قضيه اكتفا ننمايم. تشكر از دقت نظر شما. باز هم نوشتههاي شما را خواندم و نحوه بيانتان در پستهاي وبلاگتان تكاندهنده بود و تأثيرگذار. شايد در قضاوتهاي بنده نسبت به اين ماجرا نيز تأثيري بگذارد.