نظردهنده: مسجود

1+
دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۲ عصر
پاسخ: 1++ ممنانتانيم! :)

"
وضعيت تاهل: غيرمتأهل"
دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۴ عصر
پاسخ: خب قبلاً نوشته بودم «طلاق»، ولي يكي اومد طعنه زد كه چرا يه طلبه بايد زنشو طلاق داده باشه و گفت اين «هويّت روحانيت» را مخدوش ميكند، من هم به «غيرمتأهل» تغيير دادم! چون اگر مينوشتم «مجرّد» اين شبهه ميشد كه تا به حال زن نگرفتهام! شما ببخش! د:

سلام
اين همه مدت داريد اين دعوا رو مينويسيد كه چه!؟
پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱ - ۸:۲۶ عصر
پاسخ: سلام. بارها همين سؤال پرسيده شده است. سؤال خوبي هم هست. بارها هم البته جواب داده شده، در همين كامنتخانه. جواب دو كلمه است: «براي عبرت». اتفاقي افتاده، حوادثي همچنان دنبالهدار، مانند دومينو، پيدرپي رخ ميدهند. اگر ميتوان نوشت، چرا نبايد، تا ديگران بخوانند و از هزاران نفر، نه، از ميليونها، اگر يكنفر شرايطي مشابه داشت و در نقطههاي آغاز بود، ببيند نتيجه كار را، تطبيق كند شرايط خود را، عبرت بياندوزد و تصميم درستتر را اتخاذ نمايد. اگر يكنفر، حتي، چنين تحفهاي برگيرد از اين خوان، مر نويسنده را بس. بد است چنين عملي؟!

سلام مجدد
نوشتنش خوب است اما اين همه مدت و با اين همه جزئيات؟ درباره ي هر موضوعي بايد به اندازه ارزش خودش نوشت...
جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۰ عصر
پاسخ: ارزش موضوعات مطلق نيست، تابع نسبت موضوع با نويسنده است. شايد مثلاً ارزش يك گردو براي يك كودك بسيار زياد باشد كه براي بزرگسال كاملاً بيارزش تلقّي گردد. شما اين زيادهعرضي را بگذار بر كودكي نگارنده، كه ارزشها را متفاوت از آنچه در نظر بزرگاني چون شماست مينگرد. تشكر از توجه شما. اميد كه همه ما بزرگ شويم.