نظردهنده: م

چرا فايل رو آپلود نمي كني؟
شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۵ عصر
پاسخ: برادر عزيز و گرامي! فايل خيلي وقت است كه آپلود است. ولي در پست قبلي (
http://rastan.parsiblog.com/-1202077.htm). اگر دقت بفرماييد اينجا ذكر شده كه همان مطلب قبلي كه در قم و مشهد پرزنت شده، دوباره در اصفهان طرح شده است. ياعلي

سلام
من اگر جاي شما بودم داستان زندگي خود را مي نوشتم و آنگونه كه دوست داشتم
تمامش مي كردم + چندين آيه و حديث ناب كه آموزندگي سراسر داستان را بپوشاند
چه اشتباهات خودم و چه همسرم و . . . + نكات مثبت +. . . و يك مجوز چاپ و
نهايتا كتابي براي اهل آن
نظرم چطور است؟
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۴:۰۴ عصر
پاسخ: نظر شما معركه است، مثل هميشه!

هر چند نمي خواستم بيشتر از اين بنويسم ولي ناچارم مي كنيد. شما هم اگر كمي دقت كرده باشيد من در مطلبم گفتم بعضي از نوشته ها و بعضي از نوارها را از اول تا آخرين بله نه همه را
چرا فكر مي كنيد خيلي سريع مي توانيد راجع به هويت افراد قضاوت كنيد.
بي پرده مي گويم فقط اولين فايل صوتي شما براي دانلود مدت زيادي در كامپيوتر من طول كشيد. و ديگر نتوانستم باز دانلود كنم ولي من آنروز كه خدمت شما بوديم پرونده اي كه دستم داديد را مي خواندم نه كامل
نيازي نيست كه كامل بخوانم چون نحوه استدلال شما اشتباه است. اگر من بخواهم حرفهايي كه اين مدت از شما شنيدم را براي همين وبلاگ بگويم مطمئن باشيد كه نظرات متفاوت خواهد شد. ولي عقيده دارم كه هر حرف جايي و هر نكته زماني دارد. آقاي موشح من از شما بعيد مي دانستم كه فكر و ذهنتان مديريت نكنيد چرا اجازه مي دهيد هر قصه اي آن طور براي خودتان و ديگران تعريف كنيد كه بخواهد تصميمتان را يكبار ديگر توجيه كند.قصه ها جنبه هاي مختلفي دارد اين را شما بهتر از من مي دانيد. اگر تصميمي گرفتيد به نظرم نياز به اين همه دليل و استدلال نيست.
روزي كه من براي بار دوم مزاحم شما شده بودم رفتاري هم شما و هم .......... با من و ف........ شد كه اگر در غير اين شرايط بود حتي يك ثانيه هم تحمل نمي كردم . به دور از عزت نفس من بود كه بي دليل اين قدر تحقير شوم . و................
ولي ايستادم و سعي كردم باز هم آرام حرف بزنم چون اين رفتارهاي شما در آن شرايط از نظر من توجيه داشت و زندگي ف.......... برايم از همه چيز ارزشش بيشتر بود........
آقاي موشح اگر كمي قبول داشته باشيد فكر مي كنم بپذيريد كه من از اين مطالبي كه شما قرار داديد بي اطلاع نيستم.
و نمي خواهم ذهن خود را بي دليل مشوش كنم.
يكشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹ - ۷:۰۳ عصر
پاسخ: اميدوار بودم شما انصاف بيشتري داشته باشيد، يا حداقل اطلاعات بيشتري. امروز بين دو چيز ترديد كردم؛ بياطلاعي شما يا بيانصافي شما. آن مداركي كه فقط چند صفحهاش را ملاحظه كرديد، اگر مايل باشيد به صورت كامل براي شما ايميل خواهد شد. سايت هم اگر كند است فايلهايش، روي CD تهيه شده است، اگر مايل باشيد تقديم ميشود. تمامي 300 سند صوتي هم روي CD به صورت كامل قرار داده شده. شما اگر ششبار با مأمور كلانتري درب منزل «ر» ميرفتيد، آيا قبول ميكرد كه سلامت رواني داريد و مايل به ادامه زندگي هستيد؟! شگفتا از اين انصاف شما... شما بنده را خيلي خوب ميشناسيد، بسيار خوب... آنقدر پدرزن و پسرش گفتهاند كه ملكه ذهنتان شده است. آيا هيچ از خود پرسيدهايد كسي كه اسطوره بود و در افسانههاي اين خاندان هميشه ذكر و ياد او نقل مجالس بوده است، چطور ناگهان چنين رويكرد عجيبي اتخاذ كرده است؟! اگر مايل هستيد 26 صفحه نامهاي كه براي سيدمحمدمهدي نوشتهام را نيز تقديم كنم. در آنجا مفصلاً انحراف اين «تنها مجتهد كره زمين» را شرح كردهام. باور بفرماييد هفت سال در جهالت ِ عوامفريبي ايشان بودم و امروز پروردگارم را سپاس ميگويم كه فرصت آگاهي را برايم فراهم كرد. حقيقتاً انحراف فكري ايشان بسيار روشن است. شما البته عذرتان پذيرفته است، ولي مگر قرار نبود از «علم حقوق» كمك بگيريد تا اين معضلات را حل كنيد؟!

سلام ببخشيد نمي دانستم اسم مريم فقط متعلق به دختر شماست. مشكلي ندارد من از اين به بعد اگر خواستم اينجا چيزي بنويسم با همان نام م مي نويسم.
اگر مريم گذاشتم شايد علتش اين بود كه خيلي دل همون براش مريم و دو تا داداشش تنگ شده . خيلي وقت است كه شما اجازه نداديد ما درست و حسابي بچه ها را ببينيم. هر چند انصافش اين نبود.
اميدوارم هر كجا كه هستند شاد و سلامت باشند.
يكشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹ - ۶:۴۶ عصر
پاسخ: مگر خبر از قرار فردا نداريد؟؟؟ از سه مأمور كلانتري كه همراه با رفيق شما آمدند، چطور؟! نگران نباشيد، قرار است تا هر وقت كه دلتان ميخواهد آنها را ببينيد! جهت اطلاع عرض كنم كه خانم «ت» دو نوبت؛ بار اول حدود چهار ساعت و بار دوم حدود سه ساعت و نيم وقت گذاشتند و تمام صفحات را يك به يك مطالعه كردند، دقيقاً دو روز پيش از شما. البته ايشان نظر خود را نيز مفصلاً ارائه فرمودند و بنده استفاده كردم از نقطهنظرات دقيق و هوشمندانه ايشان. آقاي «نسرين» هم فرصت مطالعه را در اختيار داشتند و يك ورود كوتاه هم روز اول همين ماه داشتند، ساعت 2 شب، ولي منصفانه عمل كردند و به دليل اينكه مطالب ارتباطي با ايشان نداشت، حتي يك خط از مطالب را هم نخواندند!

بدبخت بچه هايي كه خدا توي دامن ادمايي مثل شما مي ذاره
سهشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۱:۲۹ صبح
پاسخ: آره واقعاً... خدا إنشاءالله لياقت بچه داشتن رو به اين زوج بده. هر نعمتي در اين دنيا كه از خدا برسه، لياقت ميخواهد.

سلام
واقعا كار جالبي انجام داديد برايتان از خداوند مهربان اجر دنيوي و اخروي خواستارم.
بنده ساكن كانادا هستم و فرزندم را همينجا به دنيا مي آورم آيا محاسبه براي بنده بر اساس شمارش برجهاي ه .ش صدق ميكند چون حمل(ماه اول ) مصادف است با آپريل (ماه چهارم ) و... ما ميشود حالا اين شمارش ماهها براي فرزند منچطور خواهد شد؟
شنبه ۲۶ دي ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۶ عصر
پاسخ: دو كتابي كه مبناي محاسبه فرمول نرمافزار بوده، درباره مكان تولد چيزي ننوشته بودند و صرفاً با بروج شمسي كار ميكردند. بنابراين به نظر نميرسد محل زندگي شما تفاوتي ايجاد نمايد.