
«كشورهايي را مثال زديد كه به توسعه اقتصادي يا فرهنگي يا اقتصادي
رسيدهاند بيآنكه ناگزير باشند ساير حوزهها؛ فرهنگ يا سياست يا اقتصاد
غربي را تقليد نمايند. ديگر اينكه اتصال اين سه حوزه؛ اقتصاد، سياست و
فرهنگ، نيازمند دليل است و تا اثبات نشود قابل پذيرش نيست»
بله همين را مي خواستم بگم ، بطور كلي نظرم اينه كه اصلاً اينكه گفته بشه ما اقتصاد اسلامي سياست اسلامي يا فقه اقتصادي يا فقه سياسي داريم جاي سوال داره و قابل ترديد هست، و غالب استدلال هايي كه مي آورند از نوع همان استدلال اين آقاست كه از اندام بدن مثال مي زند يعني دليلي براي اثبات اصل مسأله ندارند و به مثال اندام بدن متوسل مي شوند حدس من اينه كه اين آقا در مقابل پرسشهاي مخاطبان درمانده يعني مخاطبان گفته اند اين فقه سياسي در ايران كه باعث حل مشكلات سياست در ايران نشده لذا ايشان جواب نداشته لذا گفته مشكل سياست ما اينه كه اقتصاد و فرهنگش هم مشكل داره و به اين صورت از جواب فرار كرده اين مقاله جعفريان هم خوب است كه گفته در قديم مي گفتند نجوم اسلامي داريم (الان هم مي گويند فقه سياسي داريم)
جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳ - ۹:۳۴ صبح
پاسخ: هفته بعد، سهشنبه يعني، ادامه پست مزبور را كه تكميل كردم، شايد، شايد بخشي از پرسشهاي شما را بتوانم پاسخ دهم. تشكر از محبت شما كه حوصله فرموديد و نظر خود را بيان كرديد.