سلام، اما جبر و اختيار در گرو قضا و قدر بيشتر مبتني برآفرينش انسان است،شما اختيار داريد اما اختيارِ اختيار خود را نداريد،به مجرد اينكه بخواهيد خود را بي اختيار كنيد در واقع اين كار را با اختيار خود انجام داديد پس اين جز اختيار نيست اما اينكه نتوانيد جز اختيار كاري كنيد جبر است.شما نميتوانيد اختيار خود را از بين ببريد زيرا در اختيار كردن اين فعل اجباريد،جبر از شما نيست چون از شما جز واحد بنابر اصل الواحد لايصدرعنه الا الواحد نميتواند صآدر شود پس فقط مختاريد و جبر بر شما حكميت دارد .اختيار شما از فعل شما بيرون مي آيد اما جبر بر شما از فعل خالق،درواقع اگر اختيار و جبر در عرض هم باشند كه بنابر قول اصل فلسفي مذكور قابل صدور از واحد نيستند اما اگر در طول هم باشند پس اگر جبر تابع اختيار باشد كه معناي جبر بودن آن بي معنا ميشود و تتنها ميماند اينكه اختيار در راستاي جبر قدم بردارد،در واقع با اختيار از قضا ميتوان فعليت ساخت و از قدر اجبار،اين درحاليست كه برخي برعكس فكر ميكنند،مثلا از قَدَر فعليت ساخت اين درحاليست كه قضا خود متغيير در راستاي قدر و متبوع آن است.
اين كه فردا اين كنم يا آن كنم .......خود دليل اختيارست اي صنم
اين يعني اختيار متواتر با عمل است
يا فرمودندكه
انا هدينا السبيل اما شاكرا و اما كفورا
شاكر فاعل است
پس اختيار در فعل است و جبر بر فعلِ فعل
در واقع بايد يك اصل ديگر را نيز در نظر گرفت كه كل شئ اذ جاوز حده انعكس ضده
پس اگر متبوع جبر اختيار باشد از اختيار متجاوز بايد به جبر رسيد همانطور كه از قرآن فرموده كل شي هالك الا وجهه....
چهارشنبه ۱۳ تير ۱۳۹۷ - ۶:۲۰ عصر
پاسخ: سلام. قاعده الواحد قطعاً نادرست است. آنچه سلسلهوار فرموديد نيز مبتني بر رابطه عليّت نظم يافته، كه آن نيز اساساً قابل جمع با اختيار نيست. موفق باشيد.