روي تنش قشنگه .مباركش باشد . دست عمه خانم هم درد نكند.
ولي انصافا كمي بي لطفي كردند.؟!
به دنظر شما آن پارچه مانتويي مال اين سن است .مال دختر بچه ها ؟! يا بايد توي اين سن رنگ روشن و شاد بپوشند؟
شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹ - ۷:۳۶ صبح
بايد رفت /بايد ماند /بايد چشم فرو شست/بايد منتظر بود /بايد منتظر ماند /بايد جگر خون كرد /بايد دل پاك كرد/ بايد ... شايد...
من هم منتظرم تا پايان داستان /داستان نه /زندگي نامه /آني كه خودمان با دست خودمان رقم ميزنيم /و شايد ديگران برايمان رقم ميرننددوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ - ۱:۱۳ صبح
اين را خيلي وقت است كه نوشتم ولي (آخر فصل گرم)ولي الان ميذارم روي سايت.شايد با حال و هواي داستان رندگي در ؟آن موقع باشد!
گاهي خدا انقدر به آدم فرصت ميده تا نامه عملش را حسابي سياه كنه و جايي پر نكرده نداشته باشد
اصلا به ذهنتان خطور دادي كه اين دختر عزيزكرده را كه بين آن همه پسر هم تك است را چطوري بدست آوردي؟
از اعتمادو اعتقادي كه پدر و برادرش بهت داشتند ...
كه حالا بعد از اين همه راه و اين همه وقت ياد نزاع و لجبازي با پدرزن بيفتي او را به تمسخر بگيري و به استحضاء بكشاني و شهيد به خيال خام خود لگد مال كني
جنگ دو ابرقدرت است ؟بتازيم تا ببينيم كي كم مياره وكي گنده تر است؟
امان امان از اين همه خود بيني...
خيلي هم خوب است كه همه خصلتهاي خود را به طرف مقابل نسبت بدهي خوبه...
از كجا معلوم كه اين به اصطلاح خود شيفتگي مال خودتان نباشد
و شايد هم شيزوفرني و ...
دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ - ۸:۰۳ صبح
من هميشه گفتم
كسي كه دماغش باد داره نميتونه (يعني تحمل نداره )كه بقيه را ببيند يك وقتي باد دماغش مي تركه كه بامبي همه جاصدا كنه .
كه چه مفتضح بشه؟!
دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ - ۸:۰۷ صبح
ببخشيد
كسي را كه گفتم دماغش باد داره اصلا جناب پدر زن نبود كه زودي تو هوا ميقاپيد و هر چي هم خودتون ميخواد به آن اضافه ميكنيد
بلكه منظورم كلا و كاملا به خود شما بود
كه خود را منزه از هرچيزي ميدانيد
خيلي اوج ميگيريد و هي چي را هرجور كه خودتون ميخوايد ميبينيد و تفسير ميكنيد
چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۳ صبح
و همچنين يه آشناي خيلي آشنا
"تنها مجتهد روي زمين "
آيا ايشون همچنين ادعايي كرده اند كه شماها مرتبا انرا لق لقه دهانتان قرار داده ايد .يا اين بافته ذهن ناتوان خودتان است .
"انسان"
شما خودتان هستيد كه آنرا براي ديگران ميخواهيد؟
پس چرا الان راه بازه و جاده دراز
آن موقعي كه يك هفته اي سر و ته قضيه بهم رسيد جاده دراز تبود
اگر آن موقع فكر ميكردند والان اين همه دردسر و قضيه وجود نداشت و اين قدر هم مهملاتدسر هم نميكردند
انشالله كه شما "خرد و حقير " نشوي .
شما چطوري عقده هاي خود را تخليه ميكني؟!
با لجن مال كردن شخصيت ديگران؟!...
خوب شد كه اينترنتي هست/وبلاگي هست /جاي بازي هست ...
كه شماها كمي از عقده ها و اختلالات رواني خود را تخليه كنيد وگرنه معلوم نبود كه از فشار اين موارد چه ميكرديد.يا خود را حلقه آويز ميكرديد يا وسط خيابان ميپريديد
خوبه كه اين سايت و وبلاگ به خيلي ها هم جرات و زبان و شخصيت داده تا بتونن عرض اندامي كنند وسري تو سرها در بيارن و حرفهاي را بزنند كه شايد خيلي وقت است آنها را پنهان كرده اند و نتوانستن آنرا به زبان بيارن
خوب شد كه راحت شدند از آن همه فكر و درون ريزي و خودخوري و غيبت
و حالا دچار شدند به ياوه گويي و تهمت
چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۸ صبح
شما تا حالا هر چي دلتان خواسته گفتيد ونوشتيد. بدون اينكه بدانيد اينهمه افرادي كه به اين مطالب سر ميرنند داراي چه هويتي هستند .چه فرقي به حال شما دارد؟!...
فرض كنيد يكي از اين همه آدمهايي كه به اينجا سر ميرنند حالا يك كمي نزديكتر و يك كمي فاميلتر؟!...
چه فرقي دارد .كه حالا شمايي كه داري پته ميريزي روي آب براي آشنا باشه يا غريبه ؟بستگان باشه يا بي بسته...
اگر براي روشن تر شدن قضيه ميتونه مفيد باشه .كافيه.
خوبه خيلي هم خوبه.جاي يكي ذيگه حرف بزني ادا در بياري و ...
اينها فكر و ذهنيات شما است كه طرفتون چي گفته و چكار كزده .يا واقعا با مادر شوهر حرف زده؟اين چيزها را گفته؟اين برنامه ها را داره؟من كه فكر نميكنم !
به نظرم تو عالم كم بياري اين چيزها ساخته و پرداخته ذهن زميني خودتونه.
در ضمن چرا يادداشت يكشنبه 23 آبان روي سايت نيست؟پاكش كرديد؟!...
شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹ - ۷:۲۸ صبح
براي سنگين نشدن قبلا ار موارد خيلي عقب تر برداشت ميكرديد .مثل اينكه حالا روال كار عوض شده؟!...شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۸ عصر
فاميل يا غير فاميل فرقي نداره؟1
ملاك من اينه كه خيلي حرمتها و پرده ها دريده نشه .حرمتهاي بين خانواده اي و رن و شوهري كه هيچ /حرمتهاي انساني نگه داشته بشه.افراد خيلي بهم بد و بيراه نگن .البته اين نظر منه چيزي كه اينجا اصلا بهش توجه نشده و اصلا هم رعايت نشده.علاوه بر اينكه طرف مفابل را ميكوبيد به سايرين هم اين اجازه داده شده كه هم فرد مورد نظر وهم افرادي را كه كمي بودار حرف ميزنند را بكوبند بدون در نظر گرفتن خيلي از موارد...
حالا هرجور دوست داريد برداشت كنيد .هم شما و هم سركار خيلي آشنا!
كه معلوم نيست اين آشناييت ار چه جنبه اي است؟!
بحث را خيلي داغ نكنيد.مته هم به خشخاش نگذاريد.
مني كه همه را به آرامش و نگهداشتن احترام همديگر و دوري از پرده دري دعوت ميكنم
توهين ميكنم و بدوبيراه ميگم ؟!انصافتون را شكر .
شما الان داريد علنا توهين ميكنيد.
بي پرده ها ومستقيم گفتن ها را خود وبلاگ نويس آغاز كرده است و حالا چوبش را به ما ميزنيد
حالا خوب كه ميگيد بيطرف هستيد والا واي به طرفدار بودنتان.
مشكل نه به دست من ونه به دست شما حل نميشه .به رخ كشيدني هم در كار نيست.
همه دارن ميتازونند فقط حرف ما مشكل ساز شد؟!
همانطور كه شما نظر ميديد بقيه و من هم نظراتمان را گفتيم .شما رهگذري كه مطلب براتون جالب بود /اون يكي هم سري زده به وبلاگ /يكي ديگه هم از روي دلسوزي مطلب نوشته /من هم مثل همه.
آيا اگر از مسايل مبتلابه زنان حرف شد و كسي حرف زد آن حرف بوداره وآن شخص هم فاميل؟!...
يكشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۹ - ۵:۲۸ عصر
آيا به نظر شما فقط اين دو موضوع به زنان مربوط ميشود؟!
با كمال تشكر از روشنفكري شما
سهشنبه ۲ آذر ۱۳۸۹ - ۱:۳۳ عصر
خدا خير بدهد به سايرين كه زمينه توجه شما به دروس و ساير مسايل ريز بيني را فراهم كرده اند .خدايا بر طول عمرشان بيفزا .شما بر علم و دانش خود بيفزا .كمي فارغ البال از سختي و دردسرهاي بچه ها به دور باش و كمي هم فرصت فكر و انديشيدن به خود و اعمال و رفتار و گفته هاي خود پيدا كن .شايد به موارد قابل توجهي دست يابي.
الهي كه بسوزد دل و زبان و تمام وجود خبيث .براي پاك شدن از خبائث.حالا هر چه و هركه باشد..
شايد هم با دل و زبان و ...به يك باره ايمان وعمل هم بسورد .بايد مواظب آن بود.
يكشنبه ۱۹ دي ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۱ عصر
پيامرسان
ايميل
ذخيره