به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: شبنم


روي تنش قشنگه .مباركش باشد . دست عمه خانم هم درد نكند.

ولي انصافا كمي بي لطفي كردند.؟!

به دنظر شما آن پارچه مانتويي مال اين سن است .مال دختر بچه ها ؟! يا بايد توي اين سن رنگ روشن و شاد بپوشند؟

شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹ - ۷:۳۶ صبح
پاسخ: اگر نظر خاصي در خصوص پارچه و دوخت آن داريد، مي‌توانم وبلاگ دختر عمه سيده مريم را معرفي كنم، براي ايشان كامنت بگذاريد تا به مادرشان بفرمايند و نظرات شما در دوخت لباس‌ها بعدي ملحوظ شود. البته ديگر فايده‌اي ندارد، زيرا بردند و تمام شد! عمه ديگر براي كه لباس بدوزد؟!


بايد رفت /بايد ماند /بايد چشم فرو شست/بايد منتظر بود /بايد منتظر ماند /بايد جگر خون كرد /بايد دل پاك كرد/ بايد ... شايد...

دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ - ۱:۰۹ صبح
پاسخ: بايد رفت يا بايد ماند؟!
من هم منتظرم تا پايان داستان /داستان نه /زندگي نامه /آني كه خودمان با دست خودمان رقم ميزنيم /و شايد ديگران برايمان رقم ميرننددوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ - ۱:۱۳ صبح
پاسخ: خودمان رقم مي‌زنيم يا ديگران؟! نظر شما كدام است؟

اين را خيلي وقت است كه نوشتم ولي (آخر فصل گرم)ولي الان ميذارم روي سايت.شايد با حال و هواي داستان رندگي در ؟آن موقع باشد!

گاهي خدا انقدر به آدم فرصت ميده تا نامه عملش را حسابي سياه كنه و جايي پر نكرده نداشته باشد

اصلا به ذهنتان خطور دادي كه اين دختر عزيزكرده را كه بين آن همه پسر هم تك است را چطوري بدست آوردي؟

از اعتمادو اعتقادي كه پدر و برادرش بهت داشتند ...

كه حالا بعد از اين همه راه و اين همه وقت ياد نزاع و لجبازي با پدرزن بيفتي او را به تمسخر بگيري و به استحضاء بكشاني و شهيد به خيال خام خود لگد مال كني

جنگ دو ابرقدرت است ؟بتازيم تا ببينيم كي كم مياره وكي گنده تر است؟

امان امان از اين همه خود بيني...

خيلي هم خوب است كه همه خصلتهاي خود را به طرف مقابل نسبت بدهي خوبه...
از كجا معلوم كه اين به اصطلاح خود شيفتگي مال خودتان نباشد

و شايد هم شيزوفرني و ...

دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ - ۸:۰۳ صبح
پاسخ: مشكل هم دقيقاً همين است كه اشاره فرموديد: «عزيزكرده». اما بنده «به ياد» نزاع و لجبازي با پدرزن نيافتادم. اين مطلب شما بي‌انصافي است. بنده با ايشان همكاري داشتم، زيرا براي خدمت به انقلاب از شهر و ديار خود هجرت نموده بودم. اما آبان 1387 وقتي ايشان با آسيدمحمدمهدي، استاد بزرگ حوزه و عزيزي كه سبب جذب و حضورم در آن مؤسسه فخيمه شد، درگيري پيدا كرد، سخناني راند كه انحرافش را علني ساخت. انحرافي فكري و عقيدتي كه جاي پنهان‌كاري باقي نگذاشت. بنده نيز عهدي با خدا دارم كه از باطلي حمايت نكنم، اگر علم به بطلان آن پيدا كردم. اين شد كه از همان زمان درگيري كه به حكم آيةالله راستي عليه ايشان منجر گشت و آيةالله حائري شيرازي ناگزير شد با ايشان صحبت نمايد تا رفتارش را اصلاح كند، بنده نيز كنار كشيدم و راه خود را در حوزه ادامه مي‌دهم. شما يك مقدار كلاهت را قاضي كن و در آن‌چه نوشته‌اي اندكي بيشتر بيانديش. اگر هم اطلاعات بيشتري نياز داري من نشاني سايتي را بدهم كه منبع اسرار عجيبي است و البته از خيلي‌هايش مطلع نيستيد. تشكر از اين‌كه به وبلاگ بنده سر زديد و نظر خود را بيان فرموديد. اميدوارم باز هم از نوشته‌هاي شما بهره‌مند شوم. ياعلي

من هميشه گفتم

كسي كه دماغش باد داره نميتونه (يعني تحمل نداره )كه بقيه را ببيند يك وقتي باد دماغش مي تركه كه بامبي همه جاصدا كنه .

كه چه مفتضح بشه؟!

دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ - ۸:۰۷ صبح
پاسخ: بله، همين‌طور است و عجيب خدا صبر و حوصله‌اي دارد، مي‌گذارد تا بادش به حداكثر ممكن برسد... و آن‌گاه «بامب...». اي كاش زودتر انحراف پدرزن علني مي‌شد! نه بعد از هفت سال!


ببخشيد

كسي را كه گفتم دماغش باد داره اصلا جناب پدر زن نبود كه زودي تو هوا ميقاپيد و هر چي هم خودتون ميخواد به آن اضافه ميكنيد

بلكه منظورم كلا و كاملا به خود شما بود

كه خود را منزه از هرچيزي ميدانيد

خيلي اوج ميگيريد و هي چي را هرجور كه خودتون ميخوايد ميبينيد و تفسير ميكنيد

چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۳ صبح

و همچنين يه آشناي خيلي آشنا

"تنها مجتهد روي زمين "

آيا ايشون همچنين ادعايي كرده اند كه شماها مرتبا انرا لق لقه دهانتان قرار داده ايد .يا اين بافته ذهن ناتوان خودتان است .

"انسان"

شما خودتان هستيد كه آنرا براي ديگران ميخواهيد؟

پس چرا الان راه بازه و جاده دراز

آن موقعي كه يك هفته اي سر و ته قضيه بهم رسيد جاده دراز تبود

اگر آن موقع فكر ميكردند والان اين همه دردسر و قضيه وجود نداشت و اين قدر هم مهملاتدسر هم نميكردند

انشالله كه شما "خرد و حقير " نشوي .

شما چطوري عقده هاي خود را تخليه ميكني؟!

با لجن مال كردن شخصيت ديگران؟!...

خوب شد كه اينترنتي هست/وبلاگي هست /جاي بازي هست ...

كه شماها كمي از عقده ها و اختلالات رواني خود را تخليه كنيد وگرنه معلوم نبود كه از فشار اين موارد چه ميكرديد.يا خود را حلقه آويز ميكرديد يا وسط خيابان ميپريديد

خوبه كه اين سايت و وبلاگ به خيلي ها هم جرات و زبان و شخصيت داده تا بتونن عرض اندامي كنند وسري تو سرها در بيارن و حرفهاي را بزنند كه شايد خيلي وقت است آنها را پنهان كرده اند و نتوانستن آنرا به زبان بيارن

خوب شد كه راحت شدند از آن همه فكر و درون ريزي و خودخوري و غيبت

و حالا دچار شدند به ياوه گويي و تهمت

چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۸ صبح
پاسخ: بله متأسفانه ايشان اين ادعا را فرمودند. دست‌نوشته آن نيز در پست مربوطه نمايش داده شده است. چند ادعاي عجيب ديگر هم دارند كه آن‌ها نيز مدراكش موجود است.
اگر آدرس سايتي را كه ميگوييد را بدهيد كه خيلي خوب استچهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۶ صبح
پاسخ: هر آن‌چه كه در اين وبلاگ ديديد و هر مستندي كه مشاهده فرموديد در آن سايت چندين برابر بيشتر و مستندتر وجود دارد. http://chamankhah.ir ولي طبيعي است كه به دليل مستندات فراواني كه در آن وجود دارد نمي‌توانم رمز آن را بدون اين‌كه اطلاعاتي از شما داشته باشم در اختيارتان قرار دهم. اگر يك آشنايي بدهيد كه بدانم از بستگان فرد مورد نظر هستيد مي‌‌توانم رمز را در اختيارتان بگذارم. ايميل بنده هم در وبلاگ موجود است. تماس بگيريد و در صورت احراز هويت در خدمت خواهم بود. حتماً شما هم اين حق را مي‌دهيد كه رمز سايت در اختيار هر كسي نبايد قرار گيرد. تشكر

شما تا حالا هر چي دلتان خواسته گفتيد ونوشتيد. بدون اينكه بدانيد اينهمه افرادي كه به اين مطالب سر ميرنند داراي چه هويتي هستند .چه فرقي به حال شما دارد؟!...

فرض كنيد يكي از اين همه آدمهايي كه به اينجا سر ميرنند حالا يك كمي نزديكتر و يك كمي فاميلتر؟!...

چه فرقي دارد .كه حالا شمايي كه داري پته ميريزي روي آب براي آشنا باشه يا غريبه ؟بستگان باشه يا بي بسته...

اگر براي روشن تر شدن قضيه ميتونه مفيد باشه .كافيه.

پنج‌شنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۹ - ۲:۳۹ صبح
پاسخ: فرقي به حال بنده كه ندارد، ولي در نظر داشته باشيد كه 300 تكه نوار صوتي در اين سايت است كه هر كدام از سه تا بيست ثانيه مي‌باشد. با صداهاي تمام شخصيت‌هاي اصلي داستان. يك حداقل اعتمادي لازم است براي رمز. آن‌چه در اين وبلاگ آمده يك شصتم است نسبت به آن سايت! راستي به نظر شما رمز سايت به اين مهمي 1345 است؟!


خوبه خيلي هم خوبه.جاي يكي ذيگه حرف بزني ادا در بياري و ...

اينها فكر و ذهنيات شما است كه طرفتون چي گفته و چكار كزده .يا واقعا با مادر شوهر حرف زده؟اين چيزها را گفته؟اين برنامه ها را داره؟من كه فكر نميكنم !

به نظرم تو عالم كم بياري اين چيزها ساخته و پرداخته ذهن زميني خودتونه.

در ضمن چرا يادداشت يكشنبه 23 آبان روي سايت نيست؟پاكش كرديد؟!...

شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹ - ۷:۲۸ صبح
پاسخ: كامنت‌گذار گرامي! براي اين‌كه صفحه اول وبلاگ سنگين نشود با درج مطالب جديد، مطالب قديمي‌تر به آرشيو منتقل مي‌شوند. شما كافيست به بخش بالاي وبلاگ نظر كنيد، در سمت چپ عنوان «نامه‌ها - بخش پنجم» را ملاحظه مي‌كنيد. اين همان مطلبي است كه شما نظرات قبلي‌تان را ذيل آن درج فرموديد و مي‌توانيد پاسخ‌ها را همان جا مطالعه فرماييد. مطلبي را هم كه شما ساخته و پرداخته ذهن نويسنده تلقي فرموديد از روي نوار پياده شده است. اگر واقعاً ترديدي هست مي‌توانم همان بخش از نوار را براي شما ارسال كنم، اما اولاً بايد شما ايميل خود را بفرماييد، ثانياً بايد بنده همان بخش از نوار را جدا كنم، ثالثاً بنده اگر بخواهم صداي دو نفر را براي شما ارسال كنم بايد شما را بشناسم، تا مبادا استفاده نابه‌جا از نوار شود. ديگر حوصله دادگاه و شكايت ديگري را ندارم. طبيعي است كه از نظر حقوقي نشر اين نوار مجوّز قانوني ندارد و جرم تلقي مي‌شود. البته اگر از خواص باشيد، يعني كساني كه هويت شما موانع دريافت اين نوار را رفع مي‌كند و بنده بتوانم اعتماد كنم، مسأله‌اي نيست و تقديم خواهد شد. تشكر از اين‌كه نظرات خود را بيان مي‌فرماييد.
براي سنگين نشدن قبلا ار موارد خيلي عقب تر برداشت ميكرديد .مثل اينكه حالا روال كار عوض شده؟!...شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۸ عصر
پاسخ: نه روال عوض نشده است. بلكه هميشه بنايم بر اين بوده كه بعضي مطالب در پيشخوان بماند. مثلاً آن‌هنگام كه سفرنامه مي‌نوشتم، آن نوشته معرفي سفر را هميشه نگاه مي‌داشتم تا سر نخ كار از دست نرود. اكنون هم چنين است. چند نوشته هميشه مي‌ماند تا پايان پرونده! دقت‌تان قابل ستايش است. :)

فاميل يا غير فاميل فرقي نداره؟1

ملاك من اينه كه خيلي حرمتها و پرده ها دريده نشه .حرمتهاي بين خانواده اي و رن و شوهري كه هيچ /حرمتهاي انساني نگه داشته بشه.افراد خيلي بهم بد و بيراه نگن .البته اين نظر منه چيزي كه اينجا اصلا بهش توجه نشده و اصلا هم رعايت نشده.علاوه بر اينكه طرف مفابل را ميكوبيد به سايرين هم اين اجازه داده شده كه هم فرد مورد نظر وهم افرادي را كه كمي بودار حرف ميزنند را بكوبند بدون در نظر گرفتن خيلي از موارد...

حالا هرجور دوست داريد برداشت كنيد .هم شما و هم سركار خيلي آشنا!

كه معلوم نيست اين آشناييت ار چه جنبه اي است؟!


يكشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۰ صبح
پاسخ: اين آشناييت از جنبه مثبت است :) مطمئن باشيد! همان‌طور كه برادر و خواهري شما با آن طرف جنبه مثبت آشنايي است. علي‌آقا تشكر از نظراتي كه در وبلاگ بنده مي‌گذاريد، سپاس :)


بحث را خيلي داغ نكنيد.مته هم به خشخاش نگذاريد.

مني كه همه را به آرامش و نگهداشتن احترام همديگر و دوري از پرده دري دعوت ميكنم

توهين ميكنم و بدوبيراه ميگم ؟!انصافتون را شكر .

شما الان داريد علنا توهين ميكنيد.

بي پرده ها ومستقيم گفتن ها را خود وبلاگ نويس آغاز كرده است و حالا چوبش را به ما ميزنيد

حالا خوب كه ميگيد بيطرف هستيد والا واي به طرفدار بودنتان.

مشكل نه به دست من ونه به دست شما حل نميشه .به رخ كشيدني هم در كار نيست.

همه دارن ميتازونند فقط حرف ما مشكل ساز شد؟!

همانطور كه شما نظر ميديد بقيه و من هم نظراتمان را گفتيم .شما رهگذري كه مطلب براتون جالب بود /اون يكي هم سري زده به وبلاگ /يكي ديگه هم از روي دلسوزي مطلب نوشته /من هم مثل همه.

آيا اگر از مسايل مبتلابه زنان حرف شد و كسي حرف زد آن حرف بوداره وآن شخص هم فاميل؟!...

يكشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۹ - ۵:۲۸ عصر
پاسخ: جاي بحث از مسائل مبتلي‌به زنان كه در اين وبلاگ نيست، هست؟! يك بحث دماء ثلاثه است و يك بحث وضع حمل با ملحقاتش از جمله رضاع. جالب اين‌كه همين امروز مطلبي خواندم از ديدار اعضاي شوراي عالي حوزه با مقام معظم رهبري كه آقا در آن‌جا از فقيه شدن و اجتهاد متجزّي زنان دفاع كرده‌اند و اشاره فرمودند كه بهتر است افتاء در بحث دماء ثلاثه با خود فقهاي زن باشد! سال 1380 :)


آيا به نظر شما فقط اين دو موضوع به زنان مربوط ميشود؟!

با كمال تشكر از روشنفكري شما

سه‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۹ - ۱:۳۳ عصر
پاسخ: هر كه تصور كند تنها موضوعات مرتبط با زنان همين يك مطلبي است كه بنده عرض كرده‌ام بسيار نادرست انديشده است، چه كه اساساً موضوع كلام نيز احصاء موضوعات زنان نبوده. بحث قدرت تفقه در دستگاه انديشه ديني شيعه است كه اشارتي بدان رفت. تشكر از اين‌كه دقت خود را در مطالب بيشتر مي‌فرماييد و موضع‌گيري‌ها را اصلاح.


خدا خير بدهد به سايرين كه زمينه توجه شما به دروس و ساير مسايل ريز بيني را فراهم كرده اند .خدايا بر طول عمرشان بيفزا .شما بر علم و دانش خود بيفزا .كمي فارغ البال از سختي و دردسرهاي بچه ها به دور باش و كمي هم فرصت فكر و انديشيدن به خود و اعمال و رفتار و گفته هاي خود پيدا كن .شايد به موارد قابل توجهي دست يابي.

يكشنبه ۷ آذر ۱۳۸۹ - ۵:۲۸ عصر
پاسخ: إن‌شا‌ءالله!
الهي كه بسوزد دل و زبان و تمام وجود خبيث .براي پاك شدن از خبائث.حالا هر چه و هركه باشد..
يكشنبه ۱۹ دي ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۰ عصر
پاسخ: سوختن براي پاكي انسان نيست! براي چوب نجس شايد! اما انسان به استغفار پاك مي‌شود، سوختن البته هست در جهنم، ولي نه براي پاك شدن، براي مبغوض خدا بودن!

شايد هم با دل و زبان و ...به يك باره ايمان وعمل هم بسورد .بايد مواظب آن بود.

يكشنبه ۱۹ دي ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۱ عصر
پاسخ: با دل كه نه، ولي با زبان و عمل چرا... ايمان مي‌سوزد. در دل هر چه كه بگذرد، اگر به فعل خارجي منتهي نشود سبب عذاب نيست. عفو كرده است پروردگار، در قرآن هم فرموده است. نيت خير را به صرف نيتش پاداش مي‌فرمايد، ولي نيت شرّ را تا به عمل نيايد عقاب نمي‌نمايد. ياعلي

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN