نظردهنده: زلال

سلام استاد بزرگوار
بصورت كاملا تصادفي در طول فرايندوب گردي باهاتون آشناشدم
تقريبا بيشتر نوشته هاتون رو يكروزه خوندم
وميخوام باهاتون مشورت كنم
بعد از دوازده سال زندگي آروم ومشتركمان حدود 32 ماه است كه اقدام و درخواست طلاق كرده ام اما متاسفانه باتمام مشكلات بوجود آمده ،همسرم قبول نميكنند، ومن باتمام خوبي ومحاسن همسرم متاسفانه ديگه نميتونم ادامه بدم،چون ما هم كفو هم نيستيم
زندگي ما درظاهر و درنظرمردم يك زندگي فوق العاده ايده ال و پاك وعاشقانه ست ولي من دراين سالها هيچ وقت به آرامش واقعي نرسيدم و
آرامشي كه انسان از همسرش ميگيرد برايم اتفاق نيفتاده
بدنبال يك زندگي ساده اي هستم كه بتونم دركنار همسرم به ارامش برسم و مسير رسيدن به خدا رو با تمام وجودم وباعشق طي كنم
من تواين زندگي نه ميتونم به معنوياتم برسم نه به تربيت فرزندم و...
به نظرتون چيكار كنم؟
همه ميگن تو خودخواهي
بخاطر پسرت ،بخاطر خوبياي همسرت بشين
اما اينطوري ترس خسرالدنيا وعاقبت دارم
ميشه كمكم كنيد؟
پنجشنبه ۴ آذر ۱۳۹۵ - ۷:۱۹ عصر
پاسخ: سلام. من نميتوانم قضاوت كنم، زيرا قضاوت نياز به اطلاعات و آگاهيهايي دارد كه در اختيار من نيست. بدون قضاوت هم نميتوان تصميم گرفت و پيشنهادي را تسليم كرد. تا اشتباهات را ندانيم، نميتوانيم براي اصلاح آن تدبير نماييم. بنابراين مسلّم است كه كمكي از بنده به صورت خاص براي رفع مشكل شما ساخته نيست. اما ميتوانم روشي را پيشنهاد نمايم، استفاده از مشاوره خانواده. بالاخره شما يك «مسأله» داريد كه حل نشده است و به خاطر آن درگير هستيد. اين مسأله را بايد حل كنيد. اگر به صورت حضوري به مشاور مراجعه بفرماييد، يا تلفني از طريق شماره 1480 مشاوره رايگان دريافت نماييد، فرصتي خواهد بود كه بدون نگراني، تمام مسائل پيش آمده را طرح كرده و درخواست راهنمايي كنيد. مركز مشاوره بهزيستي وابسته به دولت، به صورت رايگان سخن شما را خواهند شنيد و راهنمايي خواهند كرد. موفق باشيد.

باسلام
پذيرش تغيير وسازگاري باآن
استاد بزرگوار به نكته ي ظريف وقابل تاملي اشاره فرموديد
موضوعي كه دربيشتر خانواده ها علي الخصوص روابط و رفتار همسران از آن غفلت شده است و دليل كلي بيشتر جدايي ها از اين مساله سرچشمه ميگيرد.
جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵ - ۳:۰۰ عصر
پاسخ: بله، توجه معمولاً نميشود از سوي زن يا مرد؛ آن آدمي كه سال نخست ازدواج ديدهاي، بعد از پنج سال عوض شده است و اين كاملاً طبيعيست، به دليل قرارگيري در يك محيط جديد، عادات مختلفي پيدا كرده و روحياتش تغيير نموده. اگر فرد مقابل با اين تغييرات مقابله نمايد و تلاش كند همچنان او را همان طور كه بوده بپندارد، اتفاق بدي ميافتد؛ آن فرد تلاش ميكند تغيير خود را پنهان نمايد، ميترسد اين تغيير در روحيه و رفتارش سبب نگراني همسرش گردد. اين خودسانسوري، هر روز بر اضطراب و نگراني و تشويش خودش ميافزايد و زندگي را برايش دشوار و غيرقابل تحمل ميكند.

درضمن ديشب يه پيام خصوصي دريكي از پستهاتون گذاشتم
جهت مشورت واستمداد
جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵ - ۳:۰۲ عصر
پاسخ: پاسخ پرسش شما ديروز ذيل همان كامنت ارسالي ثبت گرديده است.

سلام وعرض ادب
استاد محترم ضمن تشكر از وقتي كه گذاشتيد
متاسفانه نتونستم جواب حضرتعالي رو پيدا كرده وبهره ببرم
لذا خواهشمندم در صورت امكان جواب رو يكبار ديگه به ايميلم يا همين پست بزاريد تا بتونم استفاده كنم.
پيشاپيش از بذل توجه تان سپاسگزارم.
چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵ - ۳:۵۷ عصر

باتشكر از راهنمايي استاد بزرگوار
متاسفانه مشاوره هاي زيادي انجام داديم كه راه بجايي نبرد
دوسال پيش طلاق خونده شده اما حاضربه ثبت نشدند و هنوز هم كه هنوزه در بلاتكليفي بسر ميبريم
ومهلت ثبت نيز گذشته و مجبوريم پروسه طلاق رو دوباره طي كنيم كه ايشان حاضر نيستند...
در ضمن مطالب وبلاگتون عالي هستند (البته تااونجايي كه خوندم)
قابل استفاده اند،علي الخصوص توجه به فرزندانتون و روشهاي تربيتي كه اعمال ميكنيد.
درصورت امكان در اين مورد بيشتر بنويسيد.
و ديگر اينكه در مورد حفظ قرآن كودكان نظرتون رو هم بفرماييد.
چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵ - ۵:۱۶ عصر
پاسخ: زندگي هر انساني ويژگيهاي منحصر به فردي دارد و رفع مشكلات، نسخه يكساني ندارد. اساساً روابط انساني موضوعي بسيار پركثرت و پيچيده است و راه حل واحدي براي رفع تمامي بنبستهاي عاطفي موجود يافت نميشود. اگر قرار است «اين مشكل» حل شود، بايد «همين» مشكل به دقت بررسي گردد و آسيبهاي «آن» شناسايي شده، براي رفع آن عملياتي طراحي گردد. بنده كه نه اطلاعي از زندگي شما دارم و نه ميتوانم دورادور و تنها با شنيدن فرمايشات يك طرف دعوا، قضاوت كنم، يا آسيبشناسي. بنابراين نميتوان توقع داشت كه بتوانم پيشنهادي داشته باشم. خصوصاً كه مسأله شما هم بسيار غريب است؛ اينكه صيغه طلاق جاري شده، اما ثبت نگرديده است. تنها چيزي كه ميدانم اين است كه اين عمل از نظر قانون جرم است و فرد خاطي مستوجب حبس! اگر از مشاوره نااميد شدهايد، مگر راهي فراتر باقي مانده؟! انسان ابتدا فكر ميكند، نتوانست به راه حل برسد، مشورت مينمايد. بعد از مشورت، اگر مشورت جواب ندهد، راه ديگري وجود دارد كه طي كند؟! شما اگر از ده مشاور نتيجه نگرفتهايد، خب بايد يازدهمي را امتحان كنيد. غير اين كار، ديگر چه ميتوان كرد؟! اگر مشاوره خانواده جواب نداد، دنبال مشاوره حقوقي برويد. در هر صورت، انسان يا خود ميانديشد و راه مييابد، يا از انديشه مشاوران بهره ميگيرد. اما پيشنهاد مينمايم زياد بر طبل طلاق نكوبيد و اصرار نورزيد، شايد اين مخالفتهاي همسر، بابت علاقهاي باشد كه به شما دارد و شايد بتوان گذشته را جبران كرد. تشكر از توجه و عنايت شما به نوشتههاي حقير.