به نام خدا

فهرستتمام نظرات ارسال شده فرد

نظردهنده: ريحانه النبي

با سلام

آقاي محترم هميشه نظر دادن در مورد مشكلات خوانوادگي يكي از سخترين اموري بوده كه حتي قضات و مشاوران هم به اين موضوع تكيه دارند.

هر بندي كه اين خانم جز شرايط بازگشتشان عنوان كرده اند آن هم بعد از تجربه چند سال زندگي با شوهرشان، اين مطلب را به ذهن من مبادر مي كند كه حتما در پشت تك تك اين كلمات استدلالهايي نهفته است. مسلما ايشان چنين شرط و شروطي در شروع زندگي نداشتند كه اگر داشتند حتما الان ذكر مي كردند پس نهايتا زندگي مشترك ايشان را به اين نقطه رسانده.

اي كاش نظر خودتان و يا شوهرشان نسبت به پس زمينه تك تك اين شروط را بيشتر مي دانستيم.

مطلب ديگر اينكه كارشناسي كه شما با ايشان مشورت كرده بوديد بيان كردند اين شروط با عقل و شرع جور نيست.

من ادعايي درباره دين داري يا دين دارم ندارم ولي راحت مي توانم بگويم كسي بودم كه نسبت به حقوق زن و مرد در خانواده و در اسلام خيلي جستجو كردم و از بزرگان عالم ديني مان هم پرس و جو كردم ، و بين خود و خدا هميشه عهد دارم كه سخنم آزادانه از هواي نفسم پيروي نكند.

مطالبي كه اين خانم عنوان كرده بودند به عنوان شرط با اسلام و عقل مغايرت ندارد شايد با عرف ما كمي مغاير باشد ولي عرف حتي متدينين، اسلام و عقل نيست.

البته دو سه موردش جاي حرف دارد. و به خاطر همين هم هست كه وارد شدن در مسائل خانوادگي هميشه سخت بود.

شنبه ۲۸ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۴ عصر
پاسخ: بله، فرمايش شما كاملاً متين. خصوص در مسائل خانوادگي بدون اطلاع هيچ نتوان گفت. اما «داشتن حق طلاق»، «نفي اذن شوهر در خروج از منزل»، «عدم دخالت در تربيت فرزندان»، به نظر شما اين‌ها مطالبي است كه بتوان با متون شرعي كه شما نسبت به آن‌ها مطلع هستيد سازگار نمود؟

با سلام از نظر من اسلام اين حق را به زن داده كه اگر صلاح زندگي خودش مي بيند حتي تمام اين حقهايي كه شما آنرا مغاير اسلام مي دانيد را داشته باشد. اين حق براي مرد هم هست كه تصميم بگيرد و اين شرايط را قبول كند و يا قبول نكند.

اينها چيزهايي نيست كه نسخه همه زندگيها باشد ولي اسلام پيش بيني كرده كه اگر شرايطي عجيب در زندگي ايجاد شد دو طرف مجبور به تحمل بي مورد نباشند.

شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱:۱۳ عصر
پاسخ: اگر نظر من و شما و دوستان من و شما درباره حقوق زن و مرد در اسلام ملاك عمل مي‌شد، يقين چون مسيحيت پوسته‌اي بيش نمي‌ماند و ما همگان سكولار مي‌شديم، بي‌شك! اما بحمدلله تغاير يا عدم تغاير احكام اسلام با نظر ما بر عهده رواة احاديث كه همان فقهاي عظيم‌الشأن هستند گذاشته شده، به نصّ صريح حضرت (عج) و خداي را شكر كه فقها و مراجع نيز از روي هوي و هوس سخني نگفته و جز به طريق حجيّت سلوك نكنند. اين‌كه اسلام چه پيش‌بيني كرده را از زبان ايشان بايد شنيد و تسليم شد. صراحت لهجه‌ام به جهت صراحت مطلب است. تشكر

صفحه اصليبازگشت به صفحه نخست سايت نوشته‌ها1252طرح‌ها، برنامه‌ها و نوشته‌ها مكان‌ها89براي چه جاهايي نوشتم زمان‌ها32همه سال‌هايي كه نوشتم جستجودستيابي به نوشته‌ها از طريق جستجو وبلاگبا استفاده از سامانه پارسي‌بلاگ نماها2چند فيلم كوتاه از فعاليت‌ها آواها10تعدادي فايل صوتي براي شنيدن سايت‌ها23معرفي سايت‌هاي طراحي شده نرم‌افزارها36سورس نرم‌افزارهاي خودم معرفي6معرفي طراح سايت و آثار و سوابق كاري او فونت‌هاي فارسي66تعدادي قلم فارسي كه معمولاً در نوشته‌هايم استفاده شده است بايگاني وبلاگ1424نسخه محلّي از نوشته‌هاي وبلاگ خاندان موشّحبا استفاده از سامانه شجره‌ساز خاندان حضرت زادبا استفاده از سامانه شجره‌ساز فروشگاهدسترسی به غرفه محصولات فرهنگی
با اسكن باركد صفحه را باز كنيد
پيام‌رسان ايميل ذخيره
®Movashah ©2018 - I.R.IRAN