با سلام
آقاي محترم هميشه نظر دادن در مورد مشكلات خوانوادگي يكي از سخترين اموري بوده كه حتي قضات و مشاوران هم به اين موضوع تكيه دارند.
هر بندي كه اين خانم جز شرايط بازگشتشان عنوان كرده اند آن هم بعد از تجربه چند سال زندگي با شوهرشان، اين مطلب را به ذهن من مبادر مي كند كه حتما در پشت تك تك اين كلمات استدلالهايي نهفته است. مسلما ايشان چنين شرط و شروطي در شروع زندگي نداشتند كه اگر داشتند حتما الان ذكر مي كردند پس نهايتا زندگي مشترك ايشان را به اين نقطه رسانده.
اي كاش نظر خودتان و يا شوهرشان نسبت به پس زمينه تك تك اين شروط را بيشتر مي دانستيم.
مطلب ديگر اينكه كارشناسي كه شما با ايشان مشورت كرده بوديد بيان كردند اين شروط با عقل و شرع جور نيست.
من ادعايي درباره دين داري يا دين دارم ندارم ولي راحت مي توانم بگويم كسي بودم كه نسبت به حقوق زن و مرد در خانواده و در اسلام خيلي جستجو كردم و از بزرگان عالم ديني مان هم پرس و جو كردم ، و بين خود و خدا هميشه عهد دارم كه سخنم آزادانه از هواي نفسم پيروي نكند.
مطالبي كه اين خانم عنوان كرده بودند به عنوان شرط با اسلام و عقل مغايرت ندارد شايد با عرف ما كمي مغاير باشد ولي عرف حتي متدينين، اسلام و عقل نيست.
البته دو سه موردش جاي حرف دارد. و به خاطر همين هم هست كه وارد شدن در مسائل خانوادگي هميشه سخت بود.
شنبه ۲۸ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۴ عصر
با سلام از نظر من اسلام اين حق را به زن داده كه اگر صلاح زندگي خودش مي بيند حتي تمام اين حقهايي كه شما آنرا مغاير اسلام مي دانيد را داشته باشد. اين حق براي مرد هم هست كه تصميم بگيرد و اين شرايط را قبول كند و يا قبول نكند.
اينها چيزهايي نيست كه نسخه همه زندگيها باشد ولي اسلام پيش بيني كرده كه اگر شرايطي عجيب در زندگي ايجاد شد دو طرف مجبور به تحمل بي مورد نباشند.
شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱:۱۳ عصر
پيامرسان
ايميل
ذخيره