نظردهنده: رهگذر

اول: اميد آن است كه تجسس نكرده باشيد كه دفترچه خاطرات همسرتان را برداشته و ...
دوم: اميد آن است كه اسرار مومنان را فاش نكرده باشيد...
سوم:اين محكمه اي كه شما راه انداخته ايد يك طرفه است، عدالت طوري ديگر حكم ميكند ...
چهارم: به جاي پرده دريدن و فاش كردن اسرار خانوادگي، بهتر بود اين وقت را صرف مقابله با دشمنان دين نماييد. در اين زمان كه دشمنان اسلام با هر قدمي و قلمي اسلام را هدف قرار داده اند، از يك طلبه انتظار ميرود نوك قلمش را به سمتي ديگر نشانه رود.
پنجم: به هر دليلي،شما در حال متاركه با خانمتان هستيد، حال حق با كيست بماند و اينكه طرف مقابل هم حرفش را بايد بزند. اين مسئله شايد براي شما مهم باشد،اما دليل نميشود كه سرتاسر يك وبلاگ را پركنيد از حقد و كينه و ... و افشاي اسرار و بردن آبروي مومني ديگر و ...
خوب است در اين حوزه علميه كمي هم اخلاق بياموزند، ...
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹ - ۳:۲۳ عصر
پاسخ: قبلاً هم خدمت شما عرض كرده بودم به نظرم نميرسد اشكالي داشته باشد پرونده خانوادگي يكي از دوستانم كه نه نام خودش و نه نام همسرش ذكر نشده در وبلاگ قرار بگيرد، خصوص اينكه بسيار نكات جالبي و پندآموزي دارد كه براي بنده نيز دستآوردهاي عجيبي داشت. گمانم اين است كه براي همين بيست نفري كه هر روز وبلاگم را ميخوانند مفيد باشد. خوانندگان وبلاگ بنده هيچگاه از 20 نفر تجاوز نميكند، آنقدر مهم نيستم كه عده زيادي علاقه به خواندن نوشتههايم داشته باشند. از فرمايشات و نصايح شما نيز سپاسگذارم. إنشاءالله خداوند ما را از متخلّقين به اخلاق حسنه قرار دهد.
سلام
چه پدر جووني هستي شما !خدا سايه شما را از سر بچه هاتون كم نكنه
اما با اجازتون ي انتقاد بكنم اين عكستون را لطفا عوض كنيد آخه در نگاه اول آدمو ياد عرب هاي وهابي مي اندازه
شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۱:۳۱ عصر
پاسخ: سلام خواهرم. اين تصوير در صحن مطهر حضرت زينب سلاماللهعليها گرفته شده و برايم يادآور خاطرات خوبيست. وهابيت هم ظاهراً پارچههاي شطرنجي قرمزسفيد سر ميكنند. سفيد خالص را بيشتر عربهاي شيعه عراقي ديدهام بر سر ميگذارند. تشكر از نظر لطف شما.