نظردهنده: دوستدار علم
جناب اقا سيد
اينكه دو نفر يك هدف را براي خود بيان كنند به اين معني نيست اگر يكي از انها موفق باشد و نظريات صحيحي ارائه دهد پس ديگري نيز حرفهاي مطابق با موازين و به دور از مغالطات زده باشد.
لطفا كمي در سخنانتان انديشه كنيد تا شما نيز مانند سيدكم الاستاد گرفتار مغالطات نشويد.
پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۴ صبح
پاسخ: فيلو سوف عزيز، با فرمايش شما موافق هستم. ولي اينكه دو نفر در جهت اثبات يك مطلب حركت كرده باشند، ولو از دو مسير مختلف، مؤيّد صحّت آن جهت خواهد بود. قصد بنده نيز از اين بيان در همين حدّ بوده و بيشتر ادعا نشده است. تشكر از اظهار محبت شما.
دوست عزيز
باز هم كه دچار مغالطه شديد. فرمايش حضرتعالي نقضا و حلا قابل رد است/ نقضا اينكه چه بسيارند دانشمندان و فيلسوفان غربي كه در جهت اثبات مسلك خود كتابها نگاشته اند و مطالبي بيان كرده اند . يعني بايد گفت چون انها بيش از يك نفر بوده اند و در دو فضا و دو كشور مثلا بوده اند انديشه هردو و جهت انها صحيح بوده. ويا مثلا همان فلاسفه اسلامي كه نظرات انها توسط شهيد صدر به نقد كشيده شده مگر از جهت تعداد كم بوده اند؟
و جواب حلي ان هم اظهر از شمس است فقط كمي انديشه كنيد.
علي اي حال فكر نميكنم موفقيتهاي شهيد صدر - البته تا اندازه اي كه وجود داشته و من احاطه به همه مباحث ندارم - ربطي به صحت انديشه و يا جهت و يا نتيجه تلاشهاي سيدكم الاستاد داشته باشد.
اميدوارم موفق باشيد
پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰ - ۷:۳۹ عصر
پاسخ: پيرامون مطلبي كه فرموديد بيشتر دقت خواهم كرد. تشكر از اظهار محبت شما.
ما كه نفهميدم اصول فقه حكومتي يعني چه؟
شما كه دو سال روي اين مساله كار كرديد ميشه ما رو هم روشن كنيد؟!
سهشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۰ - ۷:۱۵ عصر
پاسخ: خُب ميتوانيد از آقاي جوادي بپرسيد! آنچه من فهميدم اين بود كه پارهاي از تكاليف متوجه حكومت است كه در شرايط عدم حكومت اين تكاليف فرض ندارد. حال يا وجوبشان معلّق است (به نظر سيدمنيرالدين) يا وجوبشان آمده و جون مشروط به تحقق حكومت هستند، وجود تكليف (واجب) در زمان حاكميت امكان مييابد. آنچه استاد حسيني(ره) در اين دو دوره بحث اصول به آن ميپردازند، بررسي احتمالاتي است كه اگر تكليف را بخواهد متوجه حكومت نمايد (نه فرد) با آن مواجه خواهيم بود. مثلاً بحث «طبقهبندي موضوعات بر اساس نظام حساسيت شارع مقدس» يكي از مهمترين بحثهاي ايشان است. ايشان معتقد است تغيير اولويتبندي ميان موضوعات ميتواند احكام را از مسير اصلي خود منحرف نمايد و فقه را در سطح «پاسخگويي به مسائل مستحدثه» نگهدارد، به معناي اينكه چون كفار قدرت موضوعسازي دارند، موضوعاتي ايجاد ميكنند كه فقه ناگزير به پاسخهايي است كه نتيجه آن سلطه كفار (سبيل) ميشود. لذا معتقد است كسي كه موضوعسازي را در اختيار داشته باشد، حادثهسازي را يعني، حاكميت بر جامعه در اختيار اوست. البته تمام اين مطالب جاي بحث دارد و هنوز بايد بيشتر مورد مداقه قرار گيرد. تمام استدلالها بايد بررسي شود و خلأها تكميل گردد. بنده هنوز قطعيتي در اين بحث ندارم. تنها چيزي كه برايم جالب بود، تكرار حرف آسيدمنيرالدين از زبان آقاي جوادي بود، همين!
بنده احتمال ميدهم كه ايندو بزرگوار دو عنوان مشابه را به كار برده اند و نه اينكه مقصودشان از اين عنوان يكي بوده است و الله العالم.
چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۰ - ۶:۲۳ عصر
پاسخ: بله، اين احتمال هم خالي از قوّت نيست. اما در اينكه هدف هر دو از طرح اين بحث يكي بوده، حل چالشهاي تئوريكي كه فراروي انقلاب ميديدند، به نظر نميرسد ترديدي وجود داشته باشد. قطعاً كه خدا بهتر ميداند.