سلام
ياد خواجه عبدالله انصاري افتادم
البته زن و بچه تركش نكردند ؛ اون زن و بچه را ترك كرد
هنر طلبگي اينه كه بتونيم با شرايط كنار بياييم
معني اينكه يك طلبه تا طلاق دادن زن و ترك بچه هاش پيش بره را نمي فهمم
اين ديگه چه جور طلبگي شد؟؟؟!!!
![]()
![]()
![]()
شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱:۲۲ صبح
پاسخ: و عليك السلام. معني موفقيت در امتحانات الهي، دستيابي به پيروزي ظاهري نيست، اگر بود كه امام(عليهالسلام) در كربلا شهيد نميشد و اين همه انبياء الهي كشته نميشدند. طلاق هم به معناي شكست و تخطي از فرامين الهي نيست. اساساً تعريف موفقيت و شكست در امتحانات و ابتلائات حيات بشري به نتيجه و ظاهري كه حاصل ميشود نيست و قضاوت به هدف براي محك زدن نادرست است. مسأله اصلي عمل به تكليف است و هر كس در هر موقعيتي بايد به تكليفي كه بر دوش دارد به درستي عمل كند تا نزد خداوند پاسخ داشته باشد و معذور باشد. طلبگي كيفيت خاصي ندارد كه به آن بسنجيم و هر كه آن كيفيت را فاقد بود طعن زنيم به طلبه نبودن. كنار آمدن با هر شرايطي هم مأذون الهي و مأمورٌ به نيست. مثلاً كسي بگويد در جمع فاسدي مينشينم كه غيبت ميكنند و با شرايط كنار ميآيم و سكوت مينمايم، اگر غلبه تواند بايد پرهيزشان دهد و اگر نتواند بايد كه از آن شرايط خارج شود، نه اينكه بماند و با شرايط كنار بيايد. اصلاً كنار آمدن با هر شرايطي مسلك سكولاريان است كه ميگويند بايد به همه اديان احترام گذارد و با همه مسلكها كنار آمد و همه قرائتها را پذيرفت. نه دوست عزيز. خداوند از ما نخواسته است كه با همه شرايط كنار بياييم، بلكه از ما خواسته است كه در هر شرايطي به تكاليف خود عمل كنيم. إنشاءالله اين طلبه حقير هم بتواند به تكليف خود عمل كند. مدعي نيست كه كرده است، اما به دعاي خير تكتك دوستان محتاج است در اين مسير. تشكر از سعه صدر شما.