نظردهنده: خيري

سلام.ممنون واسه توضيحاتتون ولي اين وسط مثتثنيات چي ميشه بعد يه زن چهجوري ثابت كنه مرد شغل آزاد داره.قبول كنيد قانون شفافيت نداره براي زن قانون حمايتي نيست.بعدم مگه تمكين زن قسطيه چيه هم نميتونه جدا شه هم حق و حقوق نداره چه ميخوان جونشو. آخه اين ادبيات غلطه. قبل از مرد و زن كردن انسانيت رو ببينيم شرايط و فرهنگ حاكم رو ببينيم از تحصيلكرده ها و انسان هاي با ايمان و مسلمان بيشتر انتظار ميره شما تو يكي از نوشته ها خودتون به تفاوت بين موقعيت مردو زن بعد ازدواج اشاره كردين زن فقط يه مهريه داره اونم كه تحت فشار بايد ببخشه تا بتونه از بلاتكليفي نجات پيدا كنه خب اين خوب نيست اصلا مسيله مهر خالي نيست عواقب بعد طلاق و هزار چيز ديگه بياين سعي كنيم به همديگه كمك كنيم نه جداسازي بعدم انصاف رو داشته باشيم.
سهشنبه ۲ دي ۱۳۹۳ - ۷:۵۰ عصر
پاسخ: سلام. البته كه رعايت انصاف مهمترين نكته در زندگيست. تمام اين دادگاهها و مسائل حقوقي دقيقاً مربوط به آدمهاييست كه منصف نيستند. انسانهاي سالم كه كارشان به اينجاها نميكشد. اگر زن و مرد هر دو «انسان» باشند، اخلاق داشته باشند و انصاف، هيچگاه دچار اين مسائل نميشوند. زن، طلاق بخواهد، با مرد دوستانه صحبت ميكند، او را راضي مينمايد. مرد اگر مهريه را ندارد بدهد، با زن مهربانانه سخن ميگويد، زن هم شرايط واقعي را ميبيند و درك ميكند. مسأله در جايي حادث ميشود كه يكي از طرفين، يا هر دو، از مسير انصاف و انسانيت خارج شده، چون گرگي به جان يكديگر ميافتند و ميخواهند كه هم را بدرند، دقيقاً در همين نقطه است كه قانون وارد ميشود. قانون كه نميخواهد انصاف را حذف كند، انصاف قبل از رسيدن قانون نقض شده بوده، قانون ميخواهد جلوي آسيبهاي اجتماعي ناشي از گرگصفتي بعضي اعضاي جامعه را بگيرد. قانون ميخواهد آسيب جامعه كم شود. از اين رو، فرمايش شما كاملاً متين و استوار و صحيح است. دو نفر، زن و مرد، در كنار هم و دوستانه بايد مشكلات خود را حل نمايند. موفق باشيد.